عبد الله الداخل
_8 _June _2016هـ الموافق 8-06-2016م, 10:37 PM
درس اول: معنای کلمۀ شهادت (لا اله الا الله محمد رسول الله)
کلمۀ شهادت پایه و رکن دین اسلام است، که با خواندن آن بنده در اسلام داخل می گردد، و کسیکه به این کلمه گواهی و شهادت ندهد، مسلمان شمرده نمیشود. از عبد الله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلمفرمود: «بُنِىَ الإِسْلاَمُ عَلَى خَمْسٍ شَهَادَةِ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ وَإِقَامِ الصَّلاَةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ وَحَجِّ الْبَيْتِ وَصَوْمِ رَمَضَانَ ».متفق عليه
«اساس و پايههای اسلام بر پنج چيز استوار گرديده است: گواهي دادن به اينكه هيچ معبودی جز الله سزاوار عبادت نیست، و ديگر اينكه محمد صلی الله علیه وسلم فرستاده الله جل جلاله است، بر پا داشتن نماز، پرداخت زكات، حج کردن خانه الله جل جلاله (براي كسي كه توانايي مادي و جسمانی آن را داشته باشد) و روزه گرفتن ماه رمضان».
پس اولین امر دینی مهمی که دانستن آن بر بنده واجب است، دانستن معنای درست کلمۀ شهادت و احکام و مسایل متعلق به آن است.
پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم وقتی معاذ رضی الله عنه را به حیث دعوتگر و معلم به یمن فرستاد به او فرمود:«إِنَّكَ سَتَأْتِي قَوْمًا أَهْلَ كِتَابٍ فَإِذَا جِئْتَهُمْ فَادْعُهُمْ إِلَى أَنْ يَشْهَدُوا أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ فَإِنْ هُمْ أَطَاعُوا لَكَ بِذَلِكَ فَأَخْبِرْهُمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ فَرَضَ عَلَيْهِمْ خَمْسَ صَلَوَاتٍ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَلَيْلَةٍ....». متفق علیه
«همانا تو نزد قومی از اهل کتاب خواهی رفت، پس آنها را دعوت کن تا گواهی دهند که معبود برحقی جز الله نيست و اينکه محمد رسول و فرستادۀ الله جل جلاله می باشد. اگر آنها در اين امر از تو پيروی کردند، آنها را آگاه کن که الله جل جلاله در هر شب و روز پنج وقت نماز بر ايشان فرض نموده است...» صحیح مسلم به روایت ابن عباس رضی الله عنهما. و در لفظ بخاری چنین فرمود:«فَلْيَكُنْ أَوَّلَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ عِبَادَةُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ»
(پس اولین چیزی که آنها را به آن دعوت میدهی پرستش الله به یگانگی است..).
کلمه شهادت در حدیث جبریل علیه السلام نیز وارد شده آن هنگام که جبریل علیه السلام در مورد مراتب دین که عبارت از اسلام ، ایمان و احسان است از پیامبر صلی الله علیه وسلم پرسید، سپس آنحضرت صلی الله علیه وسلم به یاران شان فرمود: (این جبریل بود آمد تا امور دین تان را به شما بیاموزد).
از اینرو اولین امری مهم از امور دین که باید مسلمان آنرا بداند، در حدیث جبریل بیان شده است که اولین مرتبۀ آن اسلام و اولین رکن اسلام کلمۀ شهادت می باشد.
درس اول: معنای (لا اله الا الله).
لااله الاالله یعنی: هیچ معبودی سزاوار عبادت و پرستش نیست، مگر الله جل جلاله.
و کلمۀ (اله) یعنی معبود.
پس هر چیزی که به جز الله عبادت شود، عبادت آن باطل و مردود است. و هر کسیکه غیر از الله جل جلاله چیز دیگر را می پرستد، مشرک و کافر است. چنانکه الله جل جلاله می فرماید: ﭽﯥ ﯦ ﯧ ﯨ ﯩ ﯪ ﯫ ﯬ ﯭ ﯮ ﯯ ﯰ ﯱ ﯲﯳ ﯴ ﯵ ﯶ ﯷ ﭼ المؤمنون: ١١٧
«و هر كس جز الله جل جلاله معبود ديگري را فرا بخواند كه هيچ دليلي بر حقانيت آن ندارد. حساب او با الله جل جلاله است. بیگمان كافران رستگار نمیشوند».
پس عبادت نمودن و معبود قرار دادن غیرالله حرام مطلق و ناجایز است، چه این معبود، نبی یا رسول باشد، و یا فرشتۀ مقرب، و یا ولی ای از اولیا، و یا درخت ویا سنگی و غیره باشد. زیرا الله جل جلاله همه مخلوقات را خاص برای عبادت خود آفریده است و این حقی است که تنها الله سبحان مستحق آن می باشد. طوریکه می فرماید: ﭽ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ ﭷ ﭸ ﭼ الذاريات: ٥٦
«و من جن و انس را جز برای آنکه مرا بندگی کنند نیافریدهام».
و می فرماید: ﭽ ﭑ ﭒ ﭓ ﭔ ﭼ الإخلاص: ١
«بگو: الله یگانة یکتا است».
و در موضع دیگر می فرماید: ﭽ ﯽ ﯾ ﯿﰀ ﰁ ﰂ ﰃ ﰄ ﰅ ﰆ ﭼ البقرة: ١٦٣
«و معبود شما معبودي يگانه است، معبود به حقي جز او وجود ندارد، بخشنده و مهربان است».
و می فرماید: ﭽﮰ ﮱ ﯓ ﯔ ﯕ ﯖ ﯗ ﯘ ﯙ ﯚﯛ ﯜ ﯝ ﯞ ﯟ ﭼ غافر: ٦٥
«اوست زنده، هیچ معبود به حقّی جز او نست، پس او را به فریاد بخوانید و عبادت را خاص او بدانید، سپاس و ستایش الله را سزاست که پروردگار جهانیان است».
این است معنا و مفهوم توحید و یکتا پرستی که تنها الله تعالی مستحق آن است که عبارت از یکتا دانستن الله سبحان در پرستش و عبادت است. پس غیر از الله واحد و بی همتا، کسی یا چیز دیگری شایستۀ عبادت نیست.
و بخاطر تحقق یافتن یکتا پرستی که در عبارت کلمۀ (لااله الا الله) خلاصه می شود، الله جل جلاله همه پیامبران علیهم السلام را بسوی بشریت فرستاد؛ چنانکه می فرماید: ﭽ ﭑ ﭒ ﭓ ﭔ ﭕ ﭖ ﭗ ﭘ ﭙ ﭚ ﭛ ﭜ ﭝ ﭞ ﭟ ﭼ الأنبياء: ٢٥
«و هيچ پيامبري را پيش از تو نفرستاديم مگر اينکه به او وحي کرديم که هيچ معبود بر حقي جز من نيست. پس مرا بپرستيد».
و در موضع دیگر چنین می فرماید: ﭽ ﭴ ﭵ ﭶ ﭷ ﭸ ﭹ ﭺ ﭻ ﭼ ﭽ ﭾﭿ ﭼ النحل: ٣٦
«و به يقين ما به ميان هر امتي پيامبري را فرستاديم (تا به مردم بگويند): الله جل جلاله را بپرستيد و از طاغوت بپرهيزيد».
الله جل جلاله در قران کریم داستان های پیامبران و اقوام آنها را بیان نموده است، که اولین دعوت پیامبران بسوی عبادت الله به یگانگی بوده است، همچنین عاقبت مؤمنانی را که دعوت پیامبران شان را لبیک گفتند، و عاقبت مردمان سرکش که فرستادگان الله را تکذیب نمودند و با اوتعالی شریکانی قرار دادند که هیچ دلیل و برهانی بر آن نداشتند را بیان داشته است.
الله جل جلاله می فرماید: ﭽ ﭥ ﭦ ﭧ ﭨ ﭩ ﭪ ﭫ ﭬ ﭭ ﭮ ﭯ ﭰ ﭱ ﭲ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ ﭷ ﭸ ﭼ الأعراف: ٥٩
«و همانا نوح را بهسوی قومش فرستادیم و او گفت: ای قوم من! الله جل جلاله را بپرستید، شما معبود بر حقی جز او ندارید. همانا من بر شما میترسم که دچار عذاب آن روز بزرگ شوید».
و می فرماید: ﭽ ﯛ ﯜ ﯝ ﯞﯟ ﯠ ﯡ ﯢ ﯣ ﯤ ﯥ ﯦ ﯧ ﯨﯩ ﯪ ﯫ ﭼ الأعراف: ٦٥
«و بهسوی قوم عاد برادرشان هود را فرستادیم، گفت: ای قوم من! الله جل جلاله را بپرستید، جز او معبود بر حقی ندارید. آیا پرهیزگاری نمیورزید».
و می فرماید: ﭽ ﯖ ﯗ ﯘ ﯙﯚ ﯛ ﯜ ﯝ ﯞ ﯟ ﯠ ﯡ ﯢ ﯣﯤ ﭼ الأعراف: ٧٣
«و بهسوی ثمود برادرشان صالح را فرستادیم، گفت: ای قوم من! الله جل جلاله را بپرستید، شما معبودی به حق جز او ندارید».
و می فرماید: ﭽ ﭲ ﭳ ﭴ ﭵﭶ ﭷ ﭸ ﭹ ﭺ ﭻ ﭼ ﭽ ﭾ ﭿﮀ ﭼ الأعراف: ٨٥
«و بهسوی مدین برادرشان شعیب را فرستادیم، و گفت: ای قوم من! الله جل جلاله را بپرستید، شما معبود به حقی جز او ندارید».
و می فرماید: ﭽ ﮁ ﮂ ﮃ ﮄ ﮅ ﮆ ﮇ ﮈ ﮉ ﮊ ﮋ ﮌ ﮍ ﮎ ﮏ ﭼ الزخرف: ٢٦ - ٢٧
«و به یادآر آنگاه که ابراهیم به پدر و قومش گفت: من از آنچه میپرستید بیزارم.* بهجز آن معبودی که مرا آفریده است و او مرا رهنمود خواهد کرد».
و فرمود: ﭽﯘ ﯙ ﯚ ﯛ ﯜ ﯝ ﯞ ﯟ ﯠ ﯡ ﯢ ﯣ ﯤ ﯥ ﯦ ﯧ ﯨ ﯩ ﯪ ﯫ ﯬ ﯭ ﯮ ﯯ ﯰ ﯱ ﯲ ﭼ البقرة: ١٣٣
«آيا شما حاضر بوديد وقتي که مرگ يعقوب فرا رسيد آنگاه که به فرزندانش گفت: پس از من چه چيزي را ميپرستيد؟، گفتند: معبودت را، و معبود پدرانت ابراهيم و اسماعيل و اسحاق را ميپرستيم که معبودي يگانه است و ما فرمانبردار او هستيم».
و از زبان یوسف علیه السلام می فرماید:
ﭽﭰ ﭱ ﭲ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ ﭼ يوسف: ٣٩
«آيا خدايان گوناگون بهترند يا الله يگانه (و) چيره؟».
همچنین دعوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به جهانیان به سوی توحید و یکتا پرستی بود، چنانکه الله جل جلاله می فرماید: ﭽ ﮐ ﮑ ﮒ ﮓ ﮔ ﮕ ﮖ ﮗ ﮘ ﮙ ﮚ ﮛ ﮜ ﮝﮞ ﮟ ﮠ ﮡ ﭼ الأنبياء: ١٠٧ - ١٠٨
«و تو را جز رحمتي براي جهانيان نفرستاديم. *بگو: جز اين نيست که به من وحي ميشود که پروردگار شما الله يگانه است، پس آيا شما مسلمان هستيد؟».
چون دعوت همه پیامبران به سوی توحید است پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز در قدم اول مردم مکه را به یکتا پرستی الله دعوت دادند و از آنها خواستند که بگویند: معبودی برحق نیست مگر الله یکتا و بی همتا، و از بت پرستی دست بردارند. لکن بیشتر شان تکبرانه از دعوت آنحضرت صلی الله علیه و آله وسلم ابا ورزیدند و به عبودیت الله سبحان گردن خم نکردند چنانکه قران کریم در مورد آنان می فرماید: ﭽ ﮒ ﮓ ﮔ ﮕ ﮖ ﮗ ﮘ ﮙ ﮚ ﮛ ﮜ ﮝ ﮞ ﮟ ﮠ ﮡ ﮢ ﭼ الصافات: ٣٥ - ٣٦
«آنان چنان بودند که چون به آنان گفته میشد: معبود راستینی جز الله (یکتا) نیست، استکبار میورزیدند. *و میگفتند: آیا معبودهای خویش را بهخاطر (سخن) شاعری دیوانه ترک گوییم؟!».
لکن الله سبحان سخنان آنها را رد نموده فرمود: ﭽ ﮤ ﮥ ﮦ ﮧ ﮨ ﭼ الصافات: ٣٧
«بلکه حق را آورده و پیامبران را تصدیق کرده است».
بناء کلمۀ توحید یا کلمۀ طیبه کلمۀ حق است که پیامبر ما صلی الله علیه وسلم و همه پیامبران پیشین مردم را بسوی آن دعوت نموده اند.
کفار و مشرکین مکه نیز میدانستند که دعوت به (لا اله الا الله) به این معناست که ایشان باید عبادت غیر الله را ترک کنند، زیرا توحید و یکتا پرستی تحقق نمی یابد مگر با ترک شرک و اجتناب نمودن از آن، و این معنای (لا اله الا الله) است.
و در حدیثی که عمر بن خطاب رضی الله عنه روایت نموده است آنحضرت صلی الله علیه و سلم میفرماید: «أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَقُولُوا لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ فَمَنْ قَالَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ فَقَدْ عَصَمَ مِنِّى مَالَهُ وَنَفْسَهُ إِلاَّ بِحَقِّهِ وَحِسَابُهُ عَلَى اللَّهِ».متفق علیه.
«امر شدم با مردم بجنگم تا اینکه بگویند: (لا اله الا الله) و آنگاه آنرا بگوید بدون شک جان و مالش را از من حفظ کرده است جز به حق اسلام و حساب او با الله است».
و هنگامیکه پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم به فرمانروایان جهان نامه فرستادند آنان را به توحید و یکتا پرستی الله متعال دعوت دادند. چنانکه در حدیثی که عبد الله بن عباس رضی الله عنهما روایت نموده، آنحضرت صلی الله علیه وسلم به هرقل امپراطور روم چنین نوشتند: از محمدe بنده و رسول الله به هرقل بزرگ روم. سلام بر کسی که از هدایت پیروی نماید؛ اسلام بیاور تا در امان بمانی؛ مسلمان شو تا الله، پاداشت را دو چندان بدهد و اگر نپذیری، گناه عموم مردم روم، بر گردنت خواهد بودﭽ ﭪ ﭫ ﭬ ﭭ ﭮ ﭯ ﭰ ﭱ ﭲ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ ﭷ ﭸ ﭹ ﭺ ﭻ ﭼ ﭽ ﭾ ﭿ ﮀ ﮁ ﮂﮃ ﮄ ﮅ ﮆ ﮇ ﮈ ﮉ ﭼ آل عمران: ٦٤حدیث متفق علیه.
«بگو: ای اهل کتاب! بیایید بهسوی سخنی که میان ما و شما مشترک است! (و آن عبارت است از این) که جز الله جل جلاله را نپرستیم و چیزی را شریک او نکنیم و برخی از ما برخی دیگر را به جای الله جل جلاله به خدایی نپذیرد، پس اگر روی برگرداندند بگویید: گواه باشید که ما مسلمان هستیم».
همچنان آنحضرت صلی الله علیه وسلم با این مضمون نامه هایی به پادشاهان و فرمانروایان زمان خود مثل خسرو پادشاه فارس، و مقوقس پادشاه مصر، و پادشاه حبشه، و به جیفر و عیاذ دو پسر جلندی درعمان، و به هوده بن علی فرمانرواي یمامه، و به منذر بن ساوی در هجر، و به حارث بن ابی شمر غسانی فرمانروای دمشق فرستاد.
و در صحیح مسلم به روایت انس بن مالک رضی الله عنه آمده که پیامبر صلی الله علیه وسلم بر هر جباری (یعنی پادشاه) نامه فرستاد و ایشان را به سوی دین الله دعوت نمود.
و در روایت ابن عباس رضی الله عنهما وقتی آنحضرت معاذ رضی الله عنه را به یمن فرستاد به او فرمود:«تو همانا نزد قومی از اهل کتاب خواهی رفت، پس اولین چیزی که آنها را به آن دعوت میدهی پرستش الله به یگانگی است».
پس باید دانست که کلمه توحید کلید داخل شدن به اسلام است و بدون باور داشتن و نطق کردن آن انسان مسلمان شمرده نمیشود و اگر کاری انجام دهد که کلمۀ توحید را نقض کند پس چنین شخص مشرک و از ملت اسلام خارج خواهدشد.
و از معاذ بن جبل رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم به او فرمود:«يَا مُعَاذُ تَدْرِى مَا حَقُّ اللَّهِ عَلَى الْعِبَادِ وَمَا حَقُّ الْعِبَادِ عَلَى اللَّهِ ». قَالَ قُلْتُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ. قَالَ « فَإِنَّ حَقَّ اللَّهِ عَلَى الْعِبَادِ أَنْ يَعْبُدُوا اللَّهَ وَلاَ يُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَحَقُّ الْعِبَادِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ أَنْ لاَ يُعَذِّبَ مَنْ لاَ يُشْرِكُ بِهِ شَيْئًا..» متفق عليه
«ای معاذ! آیا می دانی حق الله متعال بر بندگان و حق بندگان بر الله چیست؟ گفتم: الله و رسول او دانا تراند، فرمود: همانا حق الله بر بندگان اینست که تنها او را بپرستند و به اوتعالی چیزی را شریک نیاورند و حق بندگان بر الله اینست که کسی را که به اوتعالی چیزی را شریک نیاورده است عذاب نکند...».
پس وقتی بنده گواهی دهد بر اینکه معبود برحق غیر از الله وجود ندارد همانا بر باطل بودن سایر معبودهای ناحقی که غیر از الله سبحان مورد عبادت قرار می گیرند اقرار و گواهی داده است. چنانکه بر خود شاهدی داده است که هیچگاه غیر از الله جل جلاله را عبادت نکرده و اوتعالی را مخلصانه و حق گرایانه میپرستد.
و این همان دینی است که الله تعالی آنرا اسلام نامیده و به گرائیدن آن دستور داده است. چنانکه می فرماید: ﭽ ﯢ ﯣ ﯤ ﯥ ﯦ ﯧ ﯨ ﯩ ﯪ ﯫ ﯬ ﯭ ﯮ ﯯ ﯰ ﯱ ﯲ ﯳ ﯴ ﯵ ﭼ غافر: ٦٦
«بگو: من منع شدهام از اینکه کسانی را بپرستم که شما آنها را به فریاد میخوانید، از زمانیکه آیات روشن و دلایل اشکاری از جانب پروردگار برایم آمده است، و به من فرمان داده شده است که تسلیم پروردگار جهانیان گردم».
و می فرماید: ﭽﮘ ﮙ ﮚ ﮛ ﮜ ﮝ ﮞ ﮟ ﮠ ﮡ ﮢ ﮣ ﮤﮥ ﮦ ﮧ ﮨ ﭼ البينة: ٥
«و فرمان نیافتند جز آن که الله جل جلاله را مخلصانه و حقگرایانه بپرستند و نماز را برپای دارند و زکات را بپردازند و این است آئین راستین».
و می فرماید: ﭽ ﯓ ﯔ ﯕ ﯖ ﯗ ﯘ ﯙ ﯚ ﭼ غافر: ١٤
«پس الله جل جلاله را به فریاد بخوانید و عبادت و طاعت را خاص او بدانید هرچند که کافران دوست نداشته باشند».
و میفرماید: ﭽ ﯖ ﯗ ﯘ ﯙ ﯚ ﯛ ﯜ ﯝ ﯞ ﯟ ﯠ ﯡ ﯢ ﯣ ﯤ ﯥ ﯦ ﯧ ﯨ ﯩ ﯪﯫ ﯬ ﯭ ﯮ ﯯ ﯰ ﯱ ﯲ ﯳ ﯴ ﯵ ﯶ ﯷ ﯸ ﯹ ﯺ ﯻ ﯼ ﯽ ﯾ ﯿ ﰀ ﰁ ﰂ ﰃ ﰄ ﰅﰆ ﰇ ﰈ ﰉ ﰊ ﰋ ﰌ ﰍ ﭼ يونس: ١٠٤ - ١٠٦
« (به من فرمان داده شده است) كه به آييني رو كن كه خالي از هرگونه شرك و انحرافي است و از مشركان مباش. * و به غير از الله جل جلاله كسي (و چيزي) را مخوان كه سودي به تو نميبخشد و زياني به تو نميرساند، اگر چنين كني از ستمكاران و مشركان خواهي شد».
خلاصۀ این درس:
* لا اله الا الله یعنی: معبود برحق جز الله متعال نیست.
* یکتا پرستی یا توحید تحقق نمی یابد مگر با دوری جستن و اجتناب نمودن از شرک.
* هدف و غایۀ که بخاطر آن آفریده شده ایم همانا عبادت کردن الله یکتا و بی همتا است.
* کسیکه به جز الله تعالی چیزی دیگری را میپرستد، کافر و مشرک است.
* همه پیامبران علیهم السلام اقوام شان را به یکتا پرستی و دوری جستن از شرک دعوت داده اند.
* اساس دعوت پیامبر گرامی ما صلی الله علیه و آله وسلم به سوی توحید بوده در قدم اول قوم و خویشاوندان خویش را به آن دعوت دادند. همچنان به پادشان و فرمانروایان نامه فرستادند و ایشان را به عبادت الله سبحان به یگانگی دعوت نمودند و یاران خود را دستور دادند تا اولین چیزی که مردم را به آن دعوت میدند توحید و یکتا پرستی باشد.
* توحید و یکتا پرستی حق الله تعالی بر بندگان است.
* کسیکه الله متعال را به یگانگی نمی پرستد، چنین شخص، مسلمان شمرده نمی شود، هرچند ادعای مسلمانی هم کند.
کلمۀ شهادت پایه و رکن دین اسلام است، که با خواندن آن بنده در اسلام داخل می گردد، و کسیکه به این کلمه گواهی و شهادت ندهد، مسلمان شمرده نمیشود. از عبد الله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلمفرمود: «بُنِىَ الإِسْلاَمُ عَلَى خَمْسٍ شَهَادَةِ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ وَإِقَامِ الصَّلاَةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ وَحَجِّ الْبَيْتِ وَصَوْمِ رَمَضَانَ ».متفق عليه
«اساس و پايههای اسلام بر پنج چيز استوار گرديده است: گواهي دادن به اينكه هيچ معبودی جز الله سزاوار عبادت نیست، و ديگر اينكه محمد صلی الله علیه وسلم فرستاده الله جل جلاله است، بر پا داشتن نماز، پرداخت زكات، حج کردن خانه الله جل جلاله (براي كسي كه توانايي مادي و جسمانی آن را داشته باشد) و روزه گرفتن ماه رمضان».
پس اولین امر دینی مهمی که دانستن آن بر بنده واجب است، دانستن معنای درست کلمۀ شهادت و احکام و مسایل متعلق به آن است.
پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم وقتی معاذ رضی الله عنه را به حیث دعوتگر و معلم به یمن فرستاد به او فرمود:«إِنَّكَ سَتَأْتِي قَوْمًا أَهْلَ كِتَابٍ فَإِذَا جِئْتَهُمْ فَادْعُهُمْ إِلَى أَنْ يَشْهَدُوا أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ فَإِنْ هُمْ أَطَاعُوا لَكَ بِذَلِكَ فَأَخْبِرْهُمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ فَرَضَ عَلَيْهِمْ خَمْسَ صَلَوَاتٍ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَلَيْلَةٍ....». متفق علیه
«همانا تو نزد قومی از اهل کتاب خواهی رفت، پس آنها را دعوت کن تا گواهی دهند که معبود برحقی جز الله نيست و اينکه محمد رسول و فرستادۀ الله جل جلاله می باشد. اگر آنها در اين امر از تو پيروی کردند، آنها را آگاه کن که الله جل جلاله در هر شب و روز پنج وقت نماز بر ايشان فرض نموده است...» صحیح مسلم به روایت ابن عباس رضی الله عنهما. و در لفظ بخاری چنین فرمود:«فَلْيَكُنْ أَوَّلَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ عِبَادَةُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ»
(پس اولین چیزی که آنها را به آن دعوت میدهی پرستش الله به یگانگی است..).
کلمه شهادت در حدیث جبریل علیه السلام نیز وارد شده آن هنگام که جبریل علیه السلام در مورد مراتب دین که عبارت از اسلام ، ایمان و احسان است از پیامبر صلی الله علیه وسلم پرسید، سپس آنحضرت صلی الله علیه وسلم به یاران شان فرمود: (این جبریل بود آمد تا امور دین تان را به شما بیاموزد).
از اینرو اولین امری مهم از امور دین که باید مسلمان آنرا بداند، در حدیث جبریل بیان شده است که اولین مرتبۀ آن اسلام و اولین رکن اسلام کلمۀ شهادت می باشد.
درس اول: معنای (لا اله الا الله).
لااله الاالله یعنی: هیچ معبودی سزاوار عبادت و پرستش نیست، مگر الله جل جلاله.
و کلمۀ (اله) یعنی معبود.
پس هر چیزی که به جز الله عبادت شود، عبادت آن باطل و مردود است. و هر کسیکه غیر از الله جل جلاله چیز دیگر را می پرستد، مشرک و کافر است. چنانکه الله جل جلاله می فرماید: ﭽﯥ ﯦ ﯧ ﯨ ﯩ ﯪ ﯫ ﯬ ﯭ ﯮ ﯯ ﯰ ﯱ ﯲﯳ ﯴ ﯵ ﯶ ﯷ ﭼ المؤمنون: ١١٧
«و هر كس جز الله جل جلاله معبود ديگري را فرا بخواند كه هيچ دليلي بر حقانيت آن ندارد. حساب او با الله جل جلاله است. بیگمان كافران رستگار نمیشوند».
پس عبادت نمودن و معبود قرار دادن غیرالله حرام مطلق و ناجایز است، چه این معبود، نبی یا رسول باشد، و یا فرشتۀ مقرب، و یا ولی ای از اولیا، و یا درخت ویا سنگی و غیره باشد. زیرا الله جل جلاله همه مخلوقات را خاص برای عبادت خود آفریده است و این حقی است که تنها الله سبحان مستحق آن می باشد. طوریکه می فرماید: ﭽ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ ﭷ ﭸ ﭼ الذاريات: ٥٦
«و من جن و انس را جز برای آنکه مرا بندگی کنند نیافریدهام».
و می فرماید: ﭽ ﭑ ﭒ ﭓ ﭔ ﭼ الإخلاص: ١
«بگو: الله یگانة یکتا است».
و در موضع دیگر می فرماید: ﭽ ﯽ ﯾ ﯿﰀ ﰁ ﰂ ﰃ ﰄ ﰅ ﰆ ﭼ البقرة: ١٦٣
«و معبود شما معبودي يگانه است، معبود به حقي جز او وجود ندارد، بخشنده و مهربان است».
و می فرماید: ﭽﮰ ﮱ ﯓ ﯔ ﯕ ﯖ ﯗ ﯘ ﯙ ﯚﯛ ﯜ ﯝ ﯞ ﯟ ﭼ غافر: ٦٥
«اوست زنده، هیچ معبود به حقّی جز او نست، پس او را به فریاد بخوانید و عبادت را خاص او بدانید، سپاس و ستایش الله را سزاست که پروردگار جهانیان است».
این است معنا و مفهوم توحید و یکتا پرستی که تنها الله تعالی مستحق آن است که عبارت از یکتا دانستن الله سبحان در پرستش و عبادت است. پس غیر از الله واحد و بی همتا، کسی یا چیز دیگری شایستۀ عبادت نیست.
و بخاطر تحقق یافتن یکتا پرستی که در عبارت کلمۀ (لااله الا الله) خلاصه می شود، الله جل جلاله همه پیامبران علیهم السلام را بسوی بشریت فرستاد؛ چنانکه می فرماید: ﭽ ﭑ ﭒ ﭓ ﭔ ﭕ ﭖ ﭗ ﭘ ﭙ ﭚ ﭛ ﭜ ﭝ ﭞ ﭟ ﭼ الأنبياء: ٢٥
«و هيچ پيامبري را پيش از تو نفرستاديم مگر اينکه به او وحي کرديم که هيچ معبود بر حقي جز من نيست. پس مرا بپرستيد».
و در موضع دیگر چنین می فرماید: ﭽ ﭴ ﭵ ﭶ ﭷ ﭸ ﭹ ﭺ ﭻ ﭼ ﭽ ﭾﭿ ﭼ النحل: ٣٦
«و به يقين ما به ميان هر امتي پيامبري را فرستاديم (تا به مردم بگويند): الله جل جلاله را بپرستيد و از طاغوت بپرهيزيد».
الله جل جلاله در قران کریم داستان های پیامبران و اقوام آنها را بیان نموده است، که اولین دعوت پیامبران بسوی عبادت الله به یگانگی بوده است، همچنین عاقبت مؤمنانی را که دعوت پیامبران شان را لبیک گفتند، و عاقبت مردمان سرکش که فرستادگان الله را تکذیب نمودند و با اوتعالی شریکانی قرار دادند که هیچ دلیل و برهانی بر آن نداشتند را بیان داشته است.
الله جل جلاله می فرماید: ﭽ ﭥ ﭦ ﭧ ﭨ ﭩ ﭪ ﭫ ﭬ ﭭ ﭮ ﭯ ﭰ ﭱ ﭲ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ ﭷ ﭸ ﭼ الأعراف: ٥٩
«و همانا نوح را بهسوی قومش فرستادیم و او گفت: ای قوم من! الله جل جلاله را بپرستید، شما معبود بر حقی جز او ندارید. همانا من بر شما میترسم که دچار عذاب آن روز بزرگ شوید».
و می فرماید: ﭽ ﯛ ﯜ ﯝ ﯞﯟ ﯠ ﯡ ﯢ ﯣ ﯤ ﯥ ﯦ ﯧ ﯨﯩ ﯪ ﯫ ﭼ الأعراف: ٦٥
«و بهسوی قوم عاد برادرشان هود را فرستادیم، گفت: ای قوم من! الله جل جلاله را بپرستید، جز او معبود بر حقی ندارید. آیا پرهیزگاری نمیورزید».
و می فرماید: ﭽ ﯖ ﯗ ﯘ ﯙﯚ ﯛ ﯜ ﯝ ﯞ ﯟ ﯠ ﯡ ﯢ ﯣﯤ ﭼ الأعراف: ٧٣
«و بهسوی ثمود برادرشان صالح را فرستادیم، گفت: ای قوم من! الله جل جلاله را بپرستید، شما معبودی به حق جز او ندارید».
و می فرماید: ﭽ ﭲ ﭳ ﭴ ﭵﭶ ﭷ ﭸ ﭹ ﭺ ﭻ ﭼ ﭽ ﭾ ﭿﮀ ﭼ الأعراف: ٨٥
«و بهسوی مدین برادرشان شعیب را فرستادیم، و گفت: ای قوم من! الله جل جلاله را بپرستید، شما معبود به حقی جز او ندارید».
و می فرماید: ﭽ ﮁ ﮂ ﮃ ﮄ ﮅ ﮆ ﮇ ﮈ ﮉ ﮊ ﮋ ﮌ ﮍ ﮎ ﮏ ﭼ الزخرف: ٢٦ - ٢٧
«و به یادآر آنگاه که ابراهیم به پدر و قومش گفت: من از آنچه میپرستید بیزارم.* بهجز آن معبودی که مرا آفریده است و او مرا رهنمود خواهد کرد».
و فرمود: ﭽﯘ ﯙ ﯚ ﯛ ﯜ ﯝ ﯞ ﯟ ﯠ ﯡ ﯢ ﯣ ﯤ ﯥ ﯦ ﯧ ﯨ ﯩ ﯪ ﯫ ﯬ ﯭ ﯮ ﯯ ﯰ ﯱ ﯲ ﭼ البقرة: ١٣٣
«آيا شما حاضر بوديد وقتي که مرگ يعقوب فرا رسيد آنگاه که به فرزندانش گفت: پس از من چه چيزي را ميپرستيد؟، گفتند: معبودت را، و معبود پدرانت ابراهيم و اسماعيل و اسحاق را ميپرستيم که معبودي يگانه است و ما فرمانبردار او هستيم».
و از زبان یوسف علیه السلام می فرماید:
ﭽﭰ ﭱ ﭲ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ ﭼ يوسف: ٣٩
«آيا خدايان گوناگون بهترند يا الله يگانه (و) چيره؟».
همچنین دعوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به جهانیان به سوی توحید و یکتا پرستی بود، چنانکه الله جل جلاله می فرماید: ﭽ ﮐ ﮑ ﮒ ﮓ ﮔ ﮕ ﮖ ﮗ ﮘ ﮙ ﮚ ﮛ ﮜ ﮝﮞ ﮟ ﮠ ﮡ ﭼ الأنبياء: ١٠٧ - ١٠٨
«و تو را جز رحمتي براي جهانيان نفرستاديم. *بگو: جز اين نيست که به من وحي ميشود که پروردگار شما الله يگانه است، پس آيا شما مسلمان هستيد؟».
چون دعوت همه پیامبران به سوی توحید است پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز در قدم اول مردم مکه را به یکتا پرستی الله دعوت دادند و از آنها خواستند که بگویند: معبودی برحق نیست مگر الله یکتا و بی همتا، و از بت پرستی دست بردارند. لکن بیشتر شان تکبرانه از دعوت آنحضرت صلی الله علیه و آله وسلم ابا ورزیدند و به عبودیت الله سبحان گردن خم نکردند چنانکه قران کریم در مورد آنان می فرماید: ﭽ ﮒ ﮓ ﮔ ﮕ ﮖ ﮗ ﮘ ﮙ ﮚ ﮛ ﮜ ﮝ ﮞ ﮟ ﮠ ﮡ ﮢ ﭼ الصافات: ٣٥ - ٣٦
«آنان چنان بودند که چون به آنان گفته میشد: معبود راستینی جز الله (یکتا) نیست، استکبار میورزیدند. *و میگفتند: آیا معبودهای خویش را بهخاطر (سخن) شاعری دیوانه ترک گوییم؟!».
لکن الله سبحان سخنان آنها را رد نموده فرمود: ﭽ ﮤ ﮥ ﮦ ﮧ ﮨ ﭼ الصافات: ٣٧
«بلکه حق را آورده و پیامبران را تصدیق کرده است».
بناء کلمۀ توحید یا کلمۀ طیبه کلمۀ حق است که پیامبر ما صلی الله علیه وسلم و همه پیامبران پیشین مردم را بسوی آن دعوت نموده اند.
کفار و مشرکین مکه نیز میدانستند که دعوت به (لا اله الا الله) به این معناست که ایشان باید عبادت غیر الله را ترک کنند، زیرا توحید و یکتا پرستی تحقق نمی یابد مگر با ترک شرک و اجتناب نمودن از آن، و این معنای (لا اله الا الله) است.
و در حدیثی که عمر بن خطاب رضی الله عنه روایت نموده است آنحضرت صلی الله علیه و سلم میفرماید: «أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَقُولُوا لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ فَمَنْ قَالَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ فَقَدْ عَصَمَ مِنِّى مَالَهُ وَنَفْسَهُ إِلاَّ بِحَقِّهِ وَحِسَابُهُ عَلَى اللَّهِ».متفق علیه.
«امر شدم با مردم بجنگم تا اینکه بگویند: (لا اله الا الله) و آنگاه آنرا بگوید بدون شک جان و مالش را از من حفظ کرده است جز به حق اسلام و حساب او با الله است».
و هنگامیکه پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم به فرمانروایان جهان نامه فرستادند آنان را به توحید و یکتا پرستی الله متعال دعوت دادند. چنانکه در حدیثی که عبد الله بن عباس رضی الله عنهما روایت نموده، آنحضرت صلی الله علیه وسلم به هرقل امپراطور روم چنین نوشتند: از محمدe بنده و رسول الله به هرقل بزرگ روم. سلام بر کسی که از هدایت پیروی نماید؛ اسلام بیاور تا در امان بمانی؛ مسلمان شو تا الله، پاداشت را دو چندان بدهد و اگر نپذیری، گناه عموم مردم روم، بر گردنت خواهد بودﭽ ﭪ ﭫ ﭬ ﭭ ﭮ ﭯ ﭰ ﭱ ﭲ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ ﭷ ﭸ ﭹ ﭺ ﭻ ﭼ ﭽ ﭾ ﭿ ﮀ ﮁ ﮂﮃ ﮄ ﮅ ﮆ ﮇ ﮈ ﮉ ﭼ آل عمران: ٦٤حدیث متفق علیه.
«بگو: ای اهل کتاب! بیایید بهسوی سخنی که میان ما و شما مشترک است! (و آن عبارت است از این) که جز الله جل جلاله را نپرستیم و چیزی را شریک او نکنیم و برخی از ما برخی دیگر را به جای الله جل جلاله به خدایی نپذیرد، پس اگر روی برگرداندند بگویید: گواه باشید که ما مسلمان هستیم».
همچنان آنحضرت صلی الله علیه وسلم با این مضمون نامه هایی به پادشاهان و فرمانروایان زمان خود مثل خسرو پادشاه فارس، و مقوقس پادشاه مصر، و پادشاه حبشه، و به جیفر و عیاذ دو پسر جلندی درعمان، و به هوده بن علی فرمانرواي یمامه، و به منذر بن ساوی در هجر، و به حارث بن ابی شمر غسانی فرمانروای دمشق فرستاد.
و در صحیح مسلم به روایت انس بن مالک رضی الله عنه آمده که پیامبر صلی الله علیه وسلم بر هر جباری (یعنی پادشاه) نامه فرستاد و ایشان را به سوی دین الله دعوت نمود.
و در روایت ابن عباس رضی الله عنهما وقتی آنحضرت معاذ رضی الله عنه را به یمن فرستاد به او فرمود:«تو همانا نزد قومی از اهل کتاب خواهی رفت، پس اولین چیزی که آنها را به آن دعوت میدهی پرستش الله به یگانگی است».
پس باید دانست که کلمه توحید کلید داخل شدن به اسلام است و بدون باور داشتن و نطق کردن آن انسان مسلمان شمرده نمیشود و اگر کاری انجام دهد که کلمۀ توحید را نقض کند پس چنین شخص مشرک و از ملت اسلام خارج خواهدشد.
و از معاذ بن جبل رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم به او فرمود:«يَا مُعَاذُ تَدْرِى مَا حَقُّ اللَّهِ عَلَى الْعِبَادِ وَمَا حَقُّ الْعِبَادِ عَلَى اللَّهِ ». قَالَ قُلْتُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ. قَالَ « فَإِنَّ حَقَّ اللَّهِ عَلَى الْعِبَادِ أَنْ يَعْبُدُوا اللَّهَ وَلاَ يُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَحَقُّ الْعِبَادِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ أَنْ لاَ يُعَذِّبَ مَنْ لاَ يُشْرِكُ بِهِ شَيْئًا..» متفق عليه
«ای معاذ! آیا می دانی حق الله متعال بر بندگان و حق بندگان بر الله چیست؟ گفتم: الله و رسول او دانا تراند، فرمود: همانا حق الله بر بندگان اینست که تنها او را بپرستند و به اوتعالی چیزی را شریک نیاورند و حق بندگان بر الله اینست که کسی را که به اوتعالی چیزی را شریک نیاورده است عذاب نکند...».
پس وقتی بنده گواهی دهد بر اینکه معبود برحق غیر از الله وجود ندارد همانا بر باطل بودن سایر معبودهای ناحقی که غیر از الله سبحان مورد عبادت قرار می گیرند اقرار و گواهی داده است. چنانکه بر خود شاهدی داده است که هیچگاه غیر از الله جل جلاله را عبادت نکرده و اوتعالی را مخلصانه و حق گرایانه میپرستد.
و این همان دینی است که الله تعالی آنرا اسلام نامیده و به گرائیدن آن دستور داده است. چنانکه می فرماید: ﭽ ﯢ ﯣ ﯤ ﯥ ﯦ ﯧ ﯨ ﯩ ﯪ ﯫ ﯬ ﯭ ﯮ ﯯ ﯰ ﯱ ﯲ ﯳ ﯴ ﯵ ﭼ غافر: ٦٦
«بگو: من منع شدهام از اینکه کسانی را بپرستم که شما آنها را به فریاد میخوانید، از زمانیکه آیات روشن و دلایل اشکاری از جانب پروردگار برایم آمده است، و به من فرمان داده شده است که تسلیم پروردگار جهانیان گردم».
و می فرماید: ﭽﮘ ﮙ ﮚ ﮛ ﮜ ﮝ ﮞ ﮟ ﮠ ﮡ ﮢ ﮣ ﮤﮥ ﮦ ﮧ ﮨ ﭼ البينة: ٥
«و فرمان نیافتند جز آن که الله جل جلاله را مخلصانه و حقگرایانه بپرستند و نماز را برپای دارند و زکات را بپردازند و این است آئین راستین».
و می فرماید: ﭽ ﯓ ﯔ ﯕ ﯖ ﯗ ﯘ ﯙ ﯚ ﭼ غافر: ١٤
«پس الله جل جلاله را به فریاد بخوانید و عبادت و طاعت را خاص او بدانید هرچند که کافران دوست نداشته باشند».
و میفرماید: ﭽ ﯖ ﯗ ﯘ ﯙ ﯚ ﯛ ﯜ ﯝ ﯞ ﯟ ﯠ ﯡ ﯢ ﯣ ﯤ ﯥ ﯦ ﯧ ﯨ ﯩ ﯪﯫ ﯬ ﯭ ﯮ ﯯ ﯰ ﯱ ﯲ ﯳ ﯴ ﯵ ﯶ ﯷ ﯸ ﯹ ﯺ ﯻ ﯼ ﯽ ﯾ ﯿ ﰀ ﰁ ﰂ ﰃ ﰄ ﰅﰆ ﰇ ﰈ ﰉ ﰊ ﰋ ﰌ ﰍ ﭼ يونس: ١٠٤ - ١٠٦
« (به من فرمان داده شده است) كه به آييني رو كن كه خالي از هرگونه شرك و انحرافي است و از مشركان مباش. * و به غير از الله جل جلاله كسي (و چيزي) را مخوان كه سودي به تو نميبخشد و زياني به تو نميرساند، اگر چنين كني از ستمكاران و مشركان خواهي شد».
خلاصۀ این درس:
* لا اله الا الله یعنی: معبود برحق جز الله متعال نیست.
* یکتا پرستی یا توحید تحقق نمی یابد مگر با دوری جستن و اجتناب نمودن از شرک.
* هدف و غایۀ که بخاطر آن آفریده شده ایم همانا عبادت کردن الله یکتا و بی همتا است.
* کسیکه به جز الله تعالی چیزی دیگری را میپرستد، کافر و مشرک است.
* همه پیامبران علیهم السلام اقوام شان را به یکتا پرستی و دوری جستن از شرک دعوت داده اند.
* اساس دعوت پیامبر گرامی ما صلی الله علیه و آله وسلم به سوی توحید بوده در قدم اول قوم و خویشاوندان خویش را به آن دعوت دادند. همچنان به پادشان و فرمانروایان نامه فرستادند و ایشان را به عبادت الله سبحان به یگانگی دعوت نمودند و یاران خود را دستور دادند تا اولین چیزی که مردم را به آن دعوت میدند توحید و یکتا پرستی باشد.
* توحید و یکتا پرستی حق الله تعالی بر بندگان است.
* کسیکه الله متعال را به یگانگی نمی پرستد، چنین شخص، مسلمان شمرده نمی شود، هرچند ادعای مسلمانی هم کند.