المساعد الشخصي الرقمي

مشاهدة النسخة كاملة : درس اول: معنای کلمۀ شهادت (لا اله الا الله محمد رسول الله)


عبد الله الداخل
_8 _June _2016هـ الموافق 8-06-2016م, 10:37 PM
درس اول: معنای کلمۀ شهادت (لا اله الا الله محمد رسول الله)
کلمۀ شهادت پایه و رکن دین اسلام است، که با خواندن آن بنده در اسلام داخل می گردد، و کسیکه به این کلمه گواهی و شهادت ندهد، مسلمان شمرده نمیشود. از عبد الله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلمفرمود: «بُنِىَ الإِسْلاَمُ عَلَى خَمْسٍ شَهَادَةِ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ وَإِقَامِ الصَّلاَةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ وَحَجِّ الْبَيْتِ وَصَوْمِ رَمَضَانَ ».متفق عليه
«اساس و پايه‌های اسلام بر پنج چيز استوار گرديده است: گواهي دادن به اينكه هيچ معبودی جز الله سزاوار عبادت نیست، و ديگر اينكه محمد صلی الله علیه وسلم فرستاده الله جل جلاله است، بر پا داشتن نماز، پرداخت زكات، حج کردن خانه الله جل جلاله (براي كسي كه توانايي مادي و جسمانی آن را داشته باشد) و روزه گرفتن ماه رمضان».
پس اولین امر دینی مهمی که دانستن آن بر بنده واجب است، دانستن معنای درست کلمۀ شهادت و احکام و مسایل متعلق به آن است.
پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم وقتی معاذ رضی الله عنه را به حیث دعوتگر و معلم به یمن فرستاد به او فرمود:«إِنَّكَ سَتَأْتِي قَوْمًا أَهْلَ كِتَابٍ فَإِذَا جِئْتَهُمْ فَادْعُهُمْ إِلَى أَنْ يَشْهَدُوا أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ فَإِنْ هُمْ أَطَاعُوا لَكَ بِذَلِكَ فَأَخْبِرْهُمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ فَرَضَ عَلَيْهِمْ خَمْسَ صَلَوَاتٍ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَلَيْلَةٍ....». متفق علیه
«همانا تو نزد قومی از اهل کتاب خواهی رفت، پس آنها را دعوت کن تا گواهی دهند که معبود برحقی جز الله نيست و اينکه محمد رسول و فرستادۀ الله جل جلاله می باشد. اگر آنها در اين امر از تو پيروی کردند، آنها را آگاه کن که الله جل جلاله در هر شب و روز پنج وقت نماز بر ايشان فرض نموده است...» صحیح مسلم به روایت ابن عباس رضی الله عنهما. و در لفظ بخاری چنین فرمود:«فَلْيَكُنْ أَوَّلَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ عِبَادَةُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ»
(پس اولین چیزی که آنها را به آن دعوت میدهی پرستش الله به یگانگی است..).
کلمه شهادت در حدیث جبریل علیه السلام نیز وارد شده آن هنگام که جبریل علیه السلام در مورد مراتب دین که عبارت از اسلام ، ایمان و احسان است از پیامبر صلی الله علیه وسلم پرسید، سپس آنحضرت صلی الله علیه وسلم به یاران شان فرمود: (این جبریل بود آمد تا امور دین تان را به شما بیاموزد).
از اینرو اولین امری مهم از امور دین که باید مسلمان آنرا بداند، در حدیث جبریل بیان شده است که اولین مرتبۀ آن اسلام و اولین رکن اسلام کلمۀ شهادت می باشد.
درس اول: معنای (لا اله الا الله).
لااله الاالله یعنی: هیچ معبودی سزاوار عبادت و پرستش نیست، مگر الله جل جلاله.
و کلمۀ (اله) یعنی معبود.
پس هر چیزی که به جز الله عبادت شود، عبادت آن باطل و مردود است. و هر کسیکه غیر از الله جل جلاله چیز دیگر را می پرستد، مشرک و کافر است. چنانکه الله جل جلاله می فرماید: ﭽﯥ ﯦ ﯧ ﯨ ﯩ ﯪ ﯫ ﯬ ﯭ ﯮ ﯯ ﯰ ﯱ ﯲﯳ ﯴ ﯵ ﯶ ﯷ ﭼ المؤمنون: ١١٧
«و هر كس جز الله جل جلاله معبود ديگري را فرا بخواند كه هيچ دليلي بر حقانيت آن ندارد. حساب او با الله جل جلاله است. بی‌گمان كافران رستگار نمی‌شوند».
پس عبادت نمودن و معبود قرار دادن غیرالله حرام مطلق و ناجایز است، چه این معبود، نبی یا رسول باشد، و یا فرشتۀ مقرب، و یا ولی ای از اولیا، و یا درخت ویا سنگی و غیره باشد. زیرا الله جل جلاله همه مخلوقات را خاص برای عبادت خود آفریده است و این حقی است که تنها الله سبحان مستحق آن می باشد. طوریکه می فرماید: ﭽ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ ﭷ ﭸ ﭼ الذاريات: ٥٦
«و من جن و انس را جز برای آنکه مرا بندگی کنند نیافریده‌ام».
و می فرماید: ﭽ ﭑ ﭒ ﭓ ﭔ ﭼ الإخلاص: ١
«بگو: الله یگانة یکتا است».
و در موضع دیگر می فرماید: ﭽ ﯽ ﯾ ﯿﰀ ﰁ ﰂ ﰃ ﰄ ﰅ ﰆ ﭼ البقرة: ١٦٣
«و معبود شما معبودي يگانه است، معبود به حقي جز او وجود ندارد، بخشنده و مهربان است».
و می فرماید: ﭽﮰ ﮱ ﯓ ﯔ ﯕ ﯖ ﯗ ﯘ ﯙ ﯚﯛ ﯜ ﯝ ﯞ ﯟ ﭼ غافر: ٦٥
«اوست زنده، هیچ معبود به حقّی جز او نست، پس او را به فریاد بخوانید و عبادت را خاص او بدانید، سپاس و ستایش الله را سزاست که پروردگار جهانیان است».
این است معنا و مفهوم توحید و یکتا پرستی که تنها الله تعالی مستحق آن است که عبارت از یکتا دانستن الله سبحان در پرستش و عبادت است. پس غیر از الله واحد و بی همتا، کسی یا چیز دیگری شایستۀ عبادت نیست.
و بخاطر تحقق یافتن یکتا پرستی که در عبارت کلمۀ (لااله الا الله) خلاصه می شود، الله جل جلاله همه پیامبران علیهم السلام را بسوی بشریت فرستاد؛ چنانکه می فرماید: ﭽ ﭑ ﭒ ﭓ ﭔ ﭕ ﭖ ﭗ ﭘ ﭙ ﭚ ﭛ ﭜ ﭝ ﭞ ﭟ ﭼ الأنبياء: ٢٥
«و هيچ پيامبري را پيش از تو نفرستاديم مگر اينکه به او وحي کرديم که هيچ معبود بر حقي جز من نيست. پس مرا بپرستيد».
و در موضع دیگر چنین می فرماید: ﭽ ﭴ ﭵ ﭶ ﭷ ﭸ ﭹ ﭺ ﭻ ﭼ ﭽ ﭾﭿ ﭼ النحل: ٣٦
«و به يقين ما به ميان هر امتي پيامبري را فرستاديم (تا به مردم بگويند): الله جل جلاله را بپرستيد و از طاغوت بپرهيزيد».
الله جل جلاله در قران کریم داستان های پیامبران و اقوام آنها را بیان نموده است، که اولین دعوت پیامبران بسوی عبادت الله به یگانگی بوده است، همچنین عاقبت مؤمنانی را که دعوت پیامبران شان را لبیک گفتند، و عاقبت مردمان سرکش که فرستادگان الله را تکذیب نمودند و با اوتعالی شریکانی قرار دادند که هیچ دلیل و برهانی بر آن نداشتند را بیان داشته است.
الله جل جلاله می فرماید: ﭽ ﭥ ﭦ ﭧ ﭨ ﭩ ﭪ ﭫ ﭬ ﭭ ﭮ ﭯ ﭰ ﭱ ﭲ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ ﭷ ﭸ ﭼ الأعراف: ٥٩
«و همانا نوح را به‌سوی قومش فرستادیم و او گفت: ای قوم من! الله جل جلاله را بپرستید، شما معبود بر حقی جز او ندارید. همانا من بر شما می‌ترسم که دچار عذاب آن روز بزرگ شوید».
و می فرماید: ﭽ ﯛ ﯜ ﯝ ﯞﯟ ﯠ ﯡ ﯢ ﯣ ﯤ ﯥ ﯦ ﯧ ﯨﯩ ﯪ ﯫ ﭼ الأعراف: ٦٥
«و به‌سوی قوم عاد برادرشان هود را فرستادیم، گفت: ای قوم من! الله جل جلاله را بپرستید، جز او معبود بر حقی ندارید. آیا پرهیزگاری نمی‌ورزید».
و می فرماید: ﭽ ﯖ ﯗ ﯘ ﯙﯚ ﯛ ﯜ ﯝ ﯞ ﯟ ﯠ ﯡ ﯢ ﯣﯤ ﭼ الأعراف: ٧٣
«و به‌سوی ثمود برادرشان صالح را فرستادیم، گفت: ای قوم من! الله جل جلاله را بپرستید، شما معبودی به حق جز او ندارید».
و می فرماید: ﭽ ﭲ ﭳ ﭴ ﭵﭶ ﭷ ﭸ ﭹ ﭺ ﭻ ﭼ ﭽ ﭾ ﭿﮀ ﭼ الأعراف: ٨٥
«و به‌سوی مدین برادرشان شعیب را فرستادیم، و گفت: ای قوم من! الله جل جلاله را بپرستید، شما معبود به حقی جز او ندارید».
و می فرماید: ﭽ ﮁ ﮂ ﮃ ﮄ ﮅ ﮆ ﮇ ﮈ ﮉ ﮊ ﮋ ﮌ ﮍ ﮎ ﮏ ﭼ الزخرف: ٢٦ - ٢٧
«و به یادآر آنگاه که ابراهیم به پدر و قومش گفت: من از آنچه می‌پرستید بیزارم.* به‌جز آن معبودی که مرا آفریده است و او مرا رهنمود خواهد کرد».
و فرمود: ﭽﯘ ﯙ ﯚ ﯛ ﯜ ﯝ ﯞ ﯟ ﯠ ﯡ ﯢ ﯣ ﯤ ﯥ ﯦ ﯧ ﯨ ﯩ ﯪ ﯫ ﯬ ﯭ ﯮ ﯯ ﯰ ﯱ ﯲ ﭼ البقرة: ١٣٣
«آيا شما حاضر بوديد وقتي که مرگ يعقوب فرا رسيد آنگاه که به فرزندانش گفت: پس از من چه چيزي را مي‌پرستيد؟، گفتند: معبودت را، و معبود پدرانت ابراهيم و اسماعيل و اسحاق را مي‌پرستيم که معبودي يگانه است و ما فرمانبردار او هستيم».
و از زبان یوسف علیه السلام می فرماید:
ﭽﭰ ﭱ ﭲ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ ﭼ يوسف: ٣٩
«آيا خدايان گوناگون بهترند يا الله يگانه (و) چيره؟».
همچنین دعوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به جهانیان به سوی توحید و یکتا پرستی بود، چنانکه الله جل جلاله می فرماید: ﭽ ﮐ ﮑ ﮒ ﮓ ﮔ ﮕ ﮖ ﮗ ﮘ ﮙ ﮚ ﮛ ﮜ ﮝﮞ ﮟ ﮠ ﮡ ﭼ الأنبياء: ١٠٧ - ١٠٨
«و تو را جز رحمتي براي جهانيان نفرستاديم. *بگو: جز اين نيست که به من وحي مي‌شود که پروردگار شما الله يگانه است، پس آيا شما مسلمان هستيد؟».
چون دعوت همه پیامبران به سوی توحید است پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز در قدم اول مردم مکه را به یکتا پرستی الله دعوت دادند و از آنها خواستند که بگویند: معبودی برحق نیست مگر الله یکتا و بی همتا، و از بت پرستی دست بردارند. لکن بیشتر شان تکبرانه از دعوت آنحضرت صلی الله علیه و آله وسلم ابا ورزیدند و به عبودیت الله سبحان گردن خم نکردند چنانکه قران کریم در مورد آنان می فرماید: ﭽ ﮒ ﮓ ﮔ ﮕ ﮖ ﮗ ﮘ ﮙ ﮚ ﮛ ﮜ ﮝ ﮞ ﮟ ﮠ ﮡ ﮢ ﭼ الصافات: ٣٥ - ٣٦
«آنان چنان بودند که چون به آنان گفته می‌شد: معبود راستینی جز الله (یکتا) نیست، استکبار می‌ورزیدند. *و می‌گفتند: آیا معبودهای خویش را به‌خاطر (سخن) شاعری دیوانه ترک گوییم؟!».
لکن الله سبحان سخنان آنها را رد نموده فرمود: ﭽ ﮤ ﮥ ﮦ ﮧ ﮨ ﭼ الصافات: ٣٧
«بلکه حق را آورده و پیامبران را تصدیق کرده است».
بناء کلمۀ توحید یا کلمۀ طیبه کلمۀ حق است که پیامبر ما صلی الله علیه وسلم و همه پیامبران پیشین مردم را بسوی آن دعوت نموده اند.
کفار و مشرکین مکه نیز میدانستند که دعوت به (لا اله الا الله) به این معناست که ایشان باید عبادت غیر الله را ترک کنند، زیرا توحید و یکتا پرستی تحقق نمی یابد مگر با ترک شرک و اجتناب نمودن از آن، و این معنای (لا اله الا الله) است.
و در حدیثی که عمر بن خطاب رضی الله عنه روایت نموده است آنحضرت صلی الله علیه و سلم میفرماید: «أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَقُولُوا لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ فَمَنْ قَالَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ فَقَدْ عَصَمَ مِنِّى مَالَهُ وَنَفْسَهُ إِلاَّ بِحَقِّهِ وَحِسَابُهُ عَلَى اللَّهِ».متفق علیه.
«امر شدم با مردم بجنگم تا اینکه بگویند: (لا اله الا الله) و آنگاه آنرا بگوید بدون شک جان و مالش را از من حفظ کرده است جز به حق اسلام و حساب او با الله است».
و هنگامیکه پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم به فرمانروایان جهان نامه فرستادند آنان را به توحید و یکتا پرستی الله متعال دعوت دادند. چنانکه در حدیثی که عبد الله بن عباس رضی الله عنهما روایت نموده، آنحضرت صلی الله علیه وسلم به هرقل امپراطور روم چنین نوشتند: از محمدe بنده و رسول الله به هرقل بزرگ روم. سلام بر کسی که از هدایت پیروی نماید؛ اسلام بیاور تا در امان بمانی؛ مسلمان شو تا الله، پاداشت را دو چندان بدهد و اگر نپذیری، گناه عموم مردم روم، بر گردنت خواهد بودﭽ ﭪ ﭫ ﭬ ﭭ ﭮ ﭯ ﭰ ﭱ ﭲ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ ﭷ ﭸ ﭹ ﭺ ﭻ ﭼ ﭽ ﭾ ﭿ ﮀ ﮁ ﮂﮃ ﮄ ﮅ ﮆ ﮇ ﮈ ﮉ ﭼ آل عمران: ٦٤حدیث متفق علیه.
«بگو: ای اهل کتاب! بیایید به‌سوی سخنی که میان ما و شما مشترک است! (و آن عبارت است از این) که جز الله جل جلاله را نپرستیم و چیزی را شریک او نکنیم و برخی از ما برخی دیگر را به جای الله جل جلاله به خدایی نپذیرد، پس اگر روی برگرداندند بگویید: گواه باشید که ما مسلمان هستیم».
همچنان آنحضرت صلی الله علیه وسلم با این مضمون نامه هایی به پادشاهان و فرمانروایان زمان خود مثل خسرو پادشاه فارس، و مقوقس پادشاه مصر، و پادشاه حبشه، و به جیفر و عیاذ دو پسر جلندی درعمان، و به هوده بن علی فرمانرواي یمامه، و به منذر بن ساوی در هجر، و به حارث بن ابی شمر غسانی فرمانروای دمشق فرستاد.
و در صحیح مسلم به روایت انس بن مالک رضی الله عنه آمده که پیامبر صلی الله علیه وسلم بر هر جباری (یعنی پادشاه) نامه فرستاد و ایشان را به سوی دین الله دعوت نمود.
و در روایت ابن عباس رضی الله عنهما وقتی آنحضرت معاذ رضی الله عنه را به یمن فرستاد به او فرمود:«تو همانا نزد قومی از اهل کتاب خواهی رفت، پس اولین چیزی که آنها را به آن دعوت میدهی پرستش الله به یگانگی است».
پس باید دانست که کلمه توحید کلید داخل شدن به اسلام است و بدون باور داشتن و نطق کردن آن انسان مسلمان شمرده نمیشود و اگر کاری انجام دهد که کلمۀ توحید را نقض کند پس چنین شخص مشرک و از ملت اسلام خارج خواهدشد.
و از معاذ بن جبل رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم به او فرمود:«يَا مُعَاذُ تَدْرِى مَا حَقُّ اللَّهِ عَلَى الْعِبَادِ وَمَا حَقُّ الْعِبَادِ عَلَى اللَّهِ ». قَالَ قُلْتُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ. قَالَ « فَإِنَّ حَقَّ اللَّهِ عَلَى الْعِبَادِ أَنْ يَعْبُدُوا اللَّهَ وَلاَ يُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَحَقُّ الْعِبَادِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ أَنْ لاَ يُعَذِّبَ مَنْ لاَ يُشْرِكُ بِهِ شَيْئًا..» متفق عليه
«ای معاذ! آیا می دانی حق الله متعال بر بندگان و حق بندگان بر الله چیست؟ گفتم: الله و رسول او دانا تراند، فرمود: همانا حق الله بر بندگان اینست که تنها او را بپرستند و به اوتعالی چیزی را شریک نیاورند و حق بندگان بر الله اینست که کسی را که به اوتعالی چیزی را شریک نیاورده است عذاب نکند...».
پس وقتی بنده گواهی دهد بر اینکه معبود برحق غیر از الله وجود ندارد همانا بر باطل بودن سایر معبودهای ناحقی که غیر از الله سبحان مورد عبادت قرار می گیرند اقرار و گواهی داده است. چنانکه بر خود شاهدی داده است که هیچگاه غیر از الله جل جلاله را عبادت نکرده و اوتعالی را مخلصانه و حق گرایانه میپرستد.
و این همان دینی است که الله تعالی آنرا اسلام نامیده و به گرائیدن آن دستور داده است. چنانکه می فرماید: ﭽ ﯢ ﯣ ﯤ ﯥ ﯦ ﯧ ﯨ ﯩ ﯪ ﯫ ﯬ ﯭ ﯮ ﯯ ﯰ ﯱ ﯲ ﯳ ﯴ ﯵ ﭼ غافر: ٦٦
«بگو: من منع شده‌ام از اینکه کسانی را بپرستم که شما آنها را به فریاد می‌خوانید، از زمانی‌که آیات روشن و دلایل اشکاری از جانب پروردگار برایم آمده است، و به من فرمان داده شده است که تسلیم پروردگار جهانیان گردم».
و می فرماید: ﭽﮘ ﮙ ﮚ ﮛ ﮜ ﮝ ﮞ ﮟ ﮠ ﮡ ﮢ ﮣ ﮤﮥ ﮦ ﮧ ﮨ ﭼ البينة: ٥
«و فرمان نیافتند جز آن که الله جل جلاله را مخلصانه و حق‌گرایانه بپرستند و نماز را برپای دارند و زکات را بپردازند و این است آئین راستین».
و می فرماید: ﭽ ﯓ ﯔ ﯕ ﯖ ﯗ ﯘ ﯙ ﯚ ﭼ غافر: ١٤
«پس الله جل جلاله را به فریاد بخوانید و عبادت و طاعت را خاص او بدانید هرچند که کافران دوست نداشته باشند».
و میفرماید: ﭽ ﯖ ﯗ ﯘ ﯙ ﯚ ﯛ ﯜ ﯝ ﯞ ﯟ ﯠ ﯡ ﯢ ﯣ ﯤ ﯥ ﯦ ﯧ ﯨ ﯩ ﯪﯫ ﯬ ﯭ ﯮ ﯯ ﯰ ﯱ ﯲ ﯳ ﯴ ﯵ ﯶ ﯷ ﯸ ﯹ ﯺ ﯻ ﯼ ﯽ ﯾ ﯿ ﰀ ﰁ ﰂ ﰃ ﰄ ﰅﰆ ﰇ ﰈ ﰉ ﰊ ﰋ ﰌ ﰍ ﭼ يونس: ١٠٤ - ١٠٦
« (به من فرمان داده شده است) كه به آييني رو كن كه خالي از هرگونه شرك و انحرافي است و از مشركان مباش. * و به غير از الله جل جلاله كسي (و چيزي) را مخوان كه سودي به تو نمي‌بخشد و زياني به تو نمي‌رساند، اگر چنين كني از ستمكاران و مشركان خواهي شد».
خلاصۀ این درس:
* لا اله الا الله یعنی: معبود برحق جز الله متعال نیست.
* یکتا پرستی یا توحید تحقق نمی یابد مگر با دوری جستن و اجتناب نمودن از شرک.
* هدف و غایۀ که بخاطر آن آفریده شده ایم همانا عبادت کردن الله یکتا و بی همتا است.
* کسیکه به جز الله تعالی چیزی دیگری را میپرستد، کافر و مشرک است.
* همه پیامبران علیهم السلام اقوام شان را به یکتا پرستی و دوری جستن از شرک دعوت داده اند.
* اساس دعوت پیامبر گرامی ما صلی الله علیه و آله وسلم به سوی توحید بوده در قدم اول قوم و خویشاوندان خویش را به آن دعوت دادند. همچنان به پادشان و فرمانروایان نامه فرستادند و ایشان را به عبادت الله سبحان به یگانگی دعوت نمودند و یاران خود را دستور دادند تا اولین چیزی که مردم را به آن دعوت میدند توحید و یکتا پرستی باشد.
* توحید و یکتا پرستی حق الله تعالی بر بندگان است.
* کسیکه الله متعال را به یگانگی نمی پرستد، چنین شخص، مسلمان شمرده نمی شود، هرچند ادعای مسلمانی هم کند.

عبد الله الداخل
_8 _June _2016هـ الموافق 8-06-2016م, 10:45 PM
https://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=bGbLzSn23mg

عبد الله الداخل
_8 _June _2016هـ الموافق 8-06-2016م, 10:56 PM
درس دوم: بیان معنای(محمد رسول الله) گواهی دادن بر اینکه محمد صلی الله علیه و آله وسلم فرستادۀ الله عزوجل است
گواهی دادن به اینکه محمد صلی الله علیه وسلم فرستادۀ الله جل جلاله است، نیاز به نکات آتی دارد: بنده ایمان داشته باشد که الله عزوجل پیامبرش محمد بن عبد الله بن عبد المطلب را به مقام پیامبری بسوی همه انسانها و جنیات برگزید، تا آنها را به عبادت الله یکتا دستور دهد و از چیزهایی که به جز الله تعالی مورد پرستش قرار می گیرند منع نماید، و احکام و مسایل دین را به آنان بیان نماید. همچنان بنده مسلمان باید ایمان داشته باشد که پیامبر صلی الله علیه وسلم بنده و فرستادۀ الله است و مستحق این نیست که کسی ایشان را پرستش کند همچنان در مدح و ثنای آنحضرت صلی الله علیه وسلم نباید غلو و زیاده روی صورت گیرد، به گونۀ که صفات و خصوصیاتی که خاص به الله عزوجل است، به ایشان داده شود.
از عبدالله بن عباس رضی الله عنهما روایت است که او از عمر بن خطاب رضی الله عنه شنید که از بالای منبر چنین می فرمود: از پیامبر صلی الله علیه وسلم شنیدم که می فرمود:«لا تطرونی کما أطرت النصاری ابن مريم إنما أنا عبد فقولوا عبدالله ورسوله». به روایت بخاری
«در مدح و ستایش من از حد تجاوز نکنید، همان گونه که نصاری دربارة عیسی -علیه السلام- غلو و زیاده‌ روی کردند (و بعضی از صفات الوهیت را به او دادند)، بگویید: بنده الله و رسول او».
همچنان گواهی دادن به اینکه محمد صلی الله علیه و آله وسلم فرستادۀ الله است، سه امری بزرگ را بر بنده لازم میگرداند که عبارت اند از:
1- محبت و احترام پیامبر صلی الله علیه وسلم، بلکه بر هر مسلمان لازم است که محبت آنحضرت صلی الله علیه و آله وسلم را مقدم بر محبت جان و مال و فرزندان شان بدانند. از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:«لا يؤمن أحدكم حتى أكون أحب إليه من ولده ووالده والناس أجمعين». متفق علیه
«ایمان کسی از شما کامل نمی گردد تا اینکه مرا از فرزند، پدر و تمام مردم بیشتر دوست نداشته باشد».
2- تصدیق نمودن آنحضرت صلی الله علیه وسلم در امور غیبی و دیگر اموریکه به ما بیان نموده است، زیرا هر سخن و فرمودۀ که از پیامبر صلی الله علیه وسلم ثابت شده باشد حق و راست است.
3- اطاعت پیامبر صلی الله علیه وسلم، به این معنا که مسلمان باید مطابق اوامر آنحضرت صلی الله علیه وسلم عمل نماید و از اموریکه منع نموده اجتناب ورزد.
بدون شک گواهی دادن به اینکه محمد صلی الله علیه وسلم فرستادۀ الله است، اصل و اساسی بزرگ از اصول دین اسلام به شمار می رود، و تا که بنده به رسالت پیامبر صلی الله علیه وسلم گواهی نداده و آنرا تصدیق نکند، مسلمان شمرده نشده وارد اسلام نمی گردد. و اگر بنده مرتکب عملی شود که با این گواهی دادن منافات داشته و خلاف آن باشد، مسلمان شمرده نمیشود، بلکه کافر و مرتد و خارج از دین اسلام است.
اموری که باعث باطل شدن کلمه (محمد رسول الله) میگردد:
1- دشمنی با پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم، و دشنام دادن ایشان، و تمسخر به شخصیت ایشان، و مسخره نمودن امور و مسایل دینی را که آنحضرت صلی الله علیه و آله وسلم بما آورده است. و اگر کسی چنین اعمالی را مرتکب شود، به رسالت آنحضرت صلی الله علیه و سلم کافر گردیده است. الله متعال میفرماید: ﭽﯜ ﯝ ﯞ ﯟ ﯠ ﯡ ﯢ ﯣ ﯤ ﯥ ﯦ ﯧ ﯨ ﯩ ﯪ ﯫ ﯬ ﯭ ﯮﭼ النساء: ٦٥
«اما، نه! به پروردگارت سوگند که آنان ایمان نمی‌آورند تا تو را در درگیری‌ها و اختلافات خود داور قرار ندهند، و سپس ملالی از داوری تو در دل خود نداشته و کاملاً تسلیم باشند».
2- انکار و تکذیب پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم، و شک داشتن در صدق آنحضرت صلی الله علیه و آله وسلم، زیرا شخص منکر و مشکوک را نمیتوان تصدیق کننده دانست، و کسیکه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را از صمیم قلب تصدیق نکند، به رسالت ایشان مؤمن محسوب نمیشود.
3- رویگردانی و سرکشی از اطاعت پیامبر صلی الله علیه وسلم؛ به این معنا که شخص بگوید: اطاعت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بر من لازمی نیست، و یا اینکه بطور مطلق از اطاعت آنحضرت صلی الله علیه و آله وسلم سر باز زده رویگردان گردد، و در مورد اوامر و نواهی آنحضرت صلی الله علیه وسلم بی پروا و سهل انگار بوده اهمیتی به آن قایل نشود. اما آنکه به الله متعال و پیامبرش صلی الله علیه وسلم ایمان دارد، لیکن مرتکب بعضی از گناهانی میشود که وی را از دایرۀ اسلام خارج نمی گرداند؛ چنین شخص از گنهکاران است و او را بخاطر گناهانش تکفیر نمیکنیم، بلکه از الله سبحان برایش عفو و مغفرت را آرزو میکنیم، و بخاطر گناهانی که مرتکب آن شده است، بیم داریم که شاید دچار عذاب الهی گردد.
و کسی که مرتکب یکی از نواقض یا باطل کننده های اسلام شود که گواهی دادن به رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را باطل و نابود کند، چنین شخص مومن به پیامبر صلی الله علیه وسلم شمرده نمیشود، اگر چه آنرا با زبان نطق کند. حکم چنین شخص، حکم منافقینی است که الله متعال در مورد شان فرموده است:
ﭽﮐ ﮑ ﮒ ﮓ ﮔ ﮕ ﮖ ﮗﮘ ﮙ ﮚ ﮛ ﮜ ﮝ ﮞ ﮟ ﮠ ﮡ ﭼ المنافقون: ١
(هنگامی‌که منافقان نزد تو می‌آیند می‌گویند: گواهی می‌دهیم که تو پیغمبر الله هستی. و الله می‌داند که تو فرستادة الله می‌باشی، و الله گواهی می‌دهد که منافقان دروغگویند).
لذا گواهی دادن بنده به رسالت پیامبر صلی الله علیه وسلم درست نمی شود تا آنکه به خواسته های این کلمه عمل نکند. مانند دوستی و محبت با پیامبر صلی الله علیه وسلم و تصدیق نمودن اموری که به ما خبر داده اند و فرمانبداری تام از اوامر و نواهی آنحضرت صلی الله علیه وسلم.
گواهی دادن به کلمه (محمد رسول الله) تنها این نیست که با زبان گفته شود، بلکه گواهی دادن به رسالت پیامبر صلی الله علیه وسلم راه و روش زندگی مسلمان را تعیین میکند و در عین وقت محور و مدار کردار و گفتار می باشد، و با تحقق یافتن آن، بنده مسلمان رستگار و سعادتمند میگردد.
الله تعالی عمل بنده را قبول نمیکند تا آنکه خاص وخالص بخاطر رضایت اوتعالی، و مطابق سنت و روش پیامبر صلی الله علیه وسلم نباشد.
پس وقتی که اخلاص نیت، از نیازمندی ها و خواسته های کلمۀ (لااله الا الله) به شمار میرود، متابعت و پیروی از روش پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز از نیازمندی های گواهی دادن به رسالت آنحضرت صلی الله علیه وسلم(محمد رسول الله) بشمار میرود.
بنابر این، بندۀ مسلمان پیرو واقعی اسلام شده نمی تواند تا آنکه با پروردگار خود مخلص، و پیرو سنت و طریقت پیامبر صلی الله علیه وسلم نباشد.
و هر عملی که موافق با سنت و طریقت پیامبر صلی الله علیه وسلم نباشد، باطل و مردود است، بدلیل فرمودۀ پیامبر صلی الله علیه وسلم: «من عمل عملاً ليس عليه أمرنا فهو ردّ». صحیح مسلم به روایت ام المؤمنین عایشه رضی الله عنها
«هر کس عملی انجام دهد که از دستورات ما نباشد مردود است».
همچنان در صحیح مسلم، حدیثی که جابر بن عبد الله رضی الله عنه روایت نموده است که پیامبرصلی الله علیه وسلم در خطبه می فرمود: «اما بعد! همانا بهترین سخن کتاب الله است، و بهترین روش، روش محمدی است، و بدترین امور آن است که بدعت باشد و هر امری نوپیدا(بدعت) گمراهی است».
لذا شخص بدعت کار، در حقیقت از امر پیامبر صلی الله علیه وسلم سرباز زده و نافرمانی ایشان را کرده است و راهی غیر هدایت آنحضرت را در پیش گرفته و پیرو آن شده است، از این رو وی به خاطر آن بدعت، گمراه است.
بدعت دو قسم است:
* بدعتی که مسلمان را کافر و از دایرۀ اسلام خارج میسازد.
* بدعتی که مسلمان را فاسق می سازد.
بدعت هایی که مسلمان را کافر و از دایرۀ اسلام خارج می سازد آنست که وی مرتکب یکی از نواقض اسلام شود؛ مانند انجام دادن عبادتی برای غیر الله عزوجل، یا انکار و تکذیب پروردگار یا پیامبرش صلی الله علیه وسلم، و غیره نواقض اسلام. شخصی که مرتکب چنین اعمالی میگردد مرتد و از دین اسلام خارج میشود. بطور مثال: ادعای برخی از فرقه های منسوب به اسلام که می گویند قرآن کریم ناقص یا تحریف شده است و یا مانند برخی از فرقه ها که می گویند بزرگان شان علم غیب را می دانند.
اما بدعتی که فرد مسلمان را فاسق گردانیده و از اسلام خارج نمیکند مشتمل بر اموری غیر از نواقض اسلام است، مانند مشخص ساختن زمان یا مکانی برای عبادتی از عبادات، که در شریعت محمدی وارد نشده است. بطور مثال تجلیل نمودن مولود.
بدون شک هدایات و رهنمود های پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بهترین راه هدایت بنده بوده کمال بنده و رستگاری وی به اندازۀ پیروی وی از هدایات آنحضرت صلی الله علیه و آله وسلم می باشد. و به هر پیمانه بندۀ مسلمان پیرو راه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در امور زندگی خود باشد، به همان اندازه ثواب بزرگ را حاصل نموده حال و احوال او بهتر گردیده و به الله نزدیک میشود و از شر گناهان و عقوبت های که بسبب مخالفت وی با راه و روش پیامبر صلی الله علیه وسلم بروی مرتب میگردد، در امان می ماند.
وجز این نیست که دستورات و فرموده های پیامبر صلی الله علیه وسلم به خیر و مصلحت دنیوی و اخروی بنده تمام میشود، همچنین عمل و باورکردن اموریکه آنحضرت صلی الله علیه وسلم امت را از آن منع و برحذر نموده اند، باعث تباهی و زیان بنده می گردد. بنده باید بداند که دوزخ به شهوات و آرزوها و بهشت به سختی ها پوشانده شده است. پس کسی که به سخنان و فرموده های پیامبر صلی الله علیه وسلم باور و یقین کامل داشته باشد، از هدایات ایشان پیروی نموده و از منهیات و خواهشات نفسانی نا مشروعی که گاهی دل به آن میل میکند، اجتناب می ورزد، و بر سختی ها و مشکلاتی که شاید عاید وی گردد صبر و شکیبایی اختیار می نماید، زیرا وی از عواقب ناگوار بی صبری آگاه است. با چنین کار بندۀ مؤمن از عداب و شکنجۀ آخرت نجات می یابد، و اجر و پاداش بزرگ را حایز می گردد.
اما کسی که از دستورات و هدایات پیامبر صلی الله علیه وسلم سر می پیچد و مرتکب محرماتی می شود که نفس به آن دستور میدهد؛ بعید نیست که گناهان، وی را دچار عقوبت های سخت دینی و دنیوی کند.
الله متعال می فرماید: ﭽﮌ ﮍ ﮎ ﮏ ﮐ ﮑ ﮒ ﮓ ﮔ ﮕ ﮖ ﮗ ﮘ ﭼ النور: ٦٣
«پس آنانكه با فرمانش(پیامبر) مخالفت می‌كنند بايد از اين بترسند كه بلاي به آنان برسد يا اينكه عذاب دردناكي دچارشان شود».
پس گناه و مخالفت با اوامر الله و رسول او مسلمان را دچار فتنه ای در دین وی بکند که در نتیجه، ایمان او متزلزل شده باعث هلاکت وی گردد. و شاید هم به عذاب دنیوی یا اخروی یا عذاب در قبر دچار شود.
اما کسیکه از راه و برنامۀ پیامبر صلی الله علیه وسلم پیروی نموده و به مقتضای فرمان ایشان عمل می کند، چنین شخص در امن و امان و سکون و آرامش زندگی نموده نه غمگین و نه گمراه میشود و نه رنج می کشد؛ زیرا او راهی را در پیش گرفته که نه ترسی در آن است و نه غمی و نه گمراهیی و نه بدبختی - چه در دنیا و چه در آخرت- الله متعال می فرماید:
ﭽ ﭬ ﭭ ﭮ ﭯ ﭰ ﭱ ﭲ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ ﭷ ﭸ ﭹ ﭺ ﭻﭼ ﭽ ﭾ ﭿ ﮀ ﮁ ﮂ ﮃ ﮄ ﮅ ﮆ ﮇ ﮈ ﮉ ﮊ ﮋ ﮌ ﮍ ﮎ ﮏ ﮐ ﮑ ﮒ ﮓ ﮔ ﮕ ﮖ ﭼ المائدة: ١٥ - ١٦
«ای اهل کتاب! براستی که پیامبر ما پیش شما آمده است، (و) بسیاری از آنچه از کتاب پنهان می‌کردید برای شما بیان می‌کند و از بسیاری صرف نظر می‌نماید، همانا از طرف الله جل جلاله برای شما نور و کتاب روشنگری آمده است. *الله جل جلاله به وسیلة آن (کتاب)کسانی را که جویای خوشنودی او هستند به راههای امن و امان هدایت می‌نماید و آنان را به فرمان خود از تاریکی‌ها به‌سوی نور بیرون می‌آورد و آنان را به راه راست هدایت‌ می‌کند».
الله سبحان پیامبر گرامی صلی الله علیه وسلم را مامور ساخت تا آنچه از سوی او نازل می گردد، به مردم برساند، و رسول الله صلی الله علیه وسلم این ماموریت را با شایسته ترین وجه انجام دادند همانگونه که اوتعالی می خواست. الله سبحان می فرماید: ﭽ ﭺ ﭻ ﭼ ﭽ ﭾ ﭿ ﮀ ﮁﮂ ﭼ المائدة: ٦٧
«ای پیامبر! آنچه را از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است ابلاغ کن».
و الله متعال اطاعت و متابعت پیامبر صلی الله علیه وسلم را بر ما واجب نموده است چنانکه فرمود:
ﭽ ﭑ ﭒ ﭓ ﭔ ﭕﭖ ﭗ ﭘ ﭙ ﭚ ﭛ ﭜ ﭝ ﭞ ﭟﭠ ﭡ ﭢ ﭣﭤ ﭥ ﭦ ﭧ ﭨ ﭩ ﭪ ﭼ النور: ٥٤
«بگو: از الله جل جلاله فرمان بريد، و از پيامبر (نيز) فرمان بريد، اگر روي گردانند بر او چيزي واجب است كه بر دوش وي نهاده شده است و بر شما هم انجام چيزي واجب است كه بر دوشتان نهاده شده است.اما اگر از او فرمان بريد، راه خواهيد يافت. و بر پيامبر جز پيام‌رساني آشكار نيست».
همانا امانتِ رساندن پیام الهی بر عهدۀ پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم گذاشته شد، و ایشان هم آنرا چنانکه الله متعال می خواست ادا نمودند و در جمع بزرگ صحابۀ کرام در حجه الوداع فرمود: آیا پیام الهی را رساندم؟ حاضرین گفتند: بلی. فرمود: پروردگارا! شاهد باش.
و ما هم گواهی میدهیم که آنحضرت صلی الله علیه وسلم رسالت و پیام الله جل جلاله را به مردم رساندند و امانت را به شایسته ترین وجه ادا کردند و امت را نصیحت نمودند و در راه الله عزوجل جهاد برحق نمودند تا آنکه مرگ به سراغ شان رسید.
ما هم به نوبۀ خود امانت و مسؤلیت بزرگی را بر عهده داریم که عبارت است از پیروی و اطاعت تام از پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم در ظاهر و باطن؛ پس هرکه این امانت را ادا و به عهد خود وفا نمود بدون شک که از رستگاران و نجات یافتگان خواهد بود و به پاداش بزرگی دست خواهد یافت. و کسیکه در این امانت بزرگ خیانت کرد و به عهد خود وفا ننمود بدون شک دستخوش زیان و خسارت بزرگی شده است. الله سبحان در این باره می فرماید:
ﭽﭥ ﭦ ﭧ ﭨ ﭩ ﭪ ﭫ ﭬ ﭭ ﭮ ﭯ ﭼ الأنفال: ٢٧
(ای مؤمنان! به الله و پیامبر خیانت نکنید و (نیز) در امانتهای خودتان خیانت نکنید و خود می‌دانید (که نباید خیانت ورزید).

عبد الله الداخل
_8 _June _2016هـ الموافق 8-06-2016م, 11:00 PM
https://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=DymwhYUJXXs

عبد الله الداخل
_8 _June _2016هـ الموافق 8-06-2016م, 11:05 PM
درس سوم: بیان وجوب اطاعت از الله عزوجل و پیامبرش صلی الله علیه وسلم:
اطاعت الله عروجل و پیامبرش صلی الله علیه وسلم اصلی از اصول دین اسلام است که بنده مسلمان شمرده نمیشود تا آنکه تابع و منقاد اوامر الله متعال و اوامر پیامبرش صلی الله علیه و آله وسلم نباشد و معتقد باشد که طاعت الله عزوجل و پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بر وی واجب است. پس کسیکه فرمانبردار و مطیع اوامر الله و رسول او صلی الله علیه وسلم بود، یقینا رستگار شده، خشنودی، رحمت، فضل و کرم الله متعال را به خود جلب نموده و از عذاب دردناک نجات یافته است، اما کسیکه از طاعت الله و پیامبر صلی الله علیه وسلم سر پیچی نموده و روگرداند، یقینا زیان و خسارت بزرگ و آشکار را به خود جلب نموده و خویشتن را در معرض قهر و غضب و عقوبت الهی قرار داده است.
و اگر کسی ادعا کند که او میتواند و اجازه دارد که از اطاعت و حدود الله متعال و پیامبر صلی الله علیه وسلم خارج شود، چنین شخص کافر است. زیرا الله جل عظمته می فرماید: ﭽ ﭑ ﭒ ﭓ ﭔ ﭕ ﭖ ﭗ ﭘ ﭙ ﭚ ﭛ ﭜ ﭝ ﭞ ﭟ ﭠﭡ ﭢ ﭣ ﭤ ﭥ ﭦ ﭧ ﭨ ﭩ ﭼ الأحزاب: ٣٦
«و هیچ مرد و زن مؤمنی در کاری که الله جل جلاله و پیغمبرش (در آن) داوری کرده باشند اختیاری از خود ندارند و کسی که از الله جل جلاله و پیامبرش نافرمانی کند در گمراهی آشکاری گرفتار آمده است».
و می فرماید: ﭽ ﮀ ﮁ ﮂ ﮃ ﮄ ﮅ ﮆ ﮇ ﮈ ﮉ ﭼ محمد: ٣٣
«ای مؤمنان! از الله جل جلاله و پیامبر اطاعت کنید و کارهای خود را باطل مگردانید».
و می فرماید: ﭽ ﯼ ﯽ ﯾ ﯿ ﰀ ﭼ آل عمران: ١٣٢
«و از الله جل جلاله و پیامبر اطاعت کنید باشد که مشمول رحمت گردید».
و می فرماید: ﭽﯚ ﯛ ﯜ ﯝ ﯞ ﯟ ﯠ ﯡ ﯢ ﯣ ﯤ ﯥﯦ ﯧ ﯨ ﯩ ﯪ ﯫ ﯬ ﯭ ﯮ ﯯ ﯰ ﯱ ﯲ ﯳ ﯴ ﯵ ﯶ ﯷ ﭼ النساء: ١٣ - ١٤
«و هرکس از الله جل جلاله و پیامبرش پیروی نماید الله جل جلاله او را وارد باغ‌هایی می‌کند که رودها در زیر آن روان است، آنان جاودانه در آن می‌مانند و این است رستگاری بزرگ. *و هرکس از الله جل جلاله و پیامبرش سرپیچی و از حدود الهی تجاوز نماید، الله جل جلاله او را وارد آتشی می‌کند که همیشه در آن باقی می‌ماند و برای او است عذابی خوارکننده».
و می فرماید: ﭽ ﭹ ﭺ ﭻ ﭼ ﭽ ﭾ ﭿ ﮀ ﮁ ﮂ ﮃ ﮄ ﮅ ﮆ ﮇﮈ ﮉ ﮊ ﮋ ﮌ ﮍ ﮎ ﮏ ﮐﮑ ﮒ ﮓ ﮔ ﭼ النساء: ٦٩ - ٧٠
«و هرکس از الله جل جلاله و پیامبر اطاعت کند پس ایشان همنشین کسانی خواهند بود که الله جل جلاله به آنان نعمت داده‌است از پیامبران و صدیقان و شهیدان و شایستگان و آنان چقدر دوستان خوبی هستند! *این بحششی است از جانب الله جل جلاله و کافی است که الله جل جلاله آگاه باشد».
و می فرماید: ﭽ ﯖ ﯗ ﯘ ﯙ ﯚ ﯛ ﯜ ﯝ ﭼ الأحزاب: ٧١
«و هرکس از الله جل جلاله و پیامبرش فرمان‌برداری کند به راستی که به پیروزی و کامیابی بزرگی دست یافته است».
و می فرماید:ﭽ ﮰ ﮱ ﯓ ﯔ ﯕ ﯖ ﯗ ﯘ ﯙ ﯚ ﯛ ﭼ الجن: ٢٣
«و هرکس از (فرمان) الله جل جلاله و رسول او سرپیچی کند بی‌گمان آتش جهنم را خواهد داشت که در آن جاودانه خواهد ماند».
و می فرماید: ﭽ ﭑ ﭒ ﭓ ﭔ ﭕ ﭖﭗ ﭼ النساء: ٨٠
«هرکس از پیامبر پیروی نماید به‌راستی که از الله جل جلاله پیروی کرده است».
و می فرماید:ﭽﮠ ﮡ ﮢ ﮣ ﮤ ﮥ ﮦ ﮧﮨ ﭼ الحشر: ٧
«و آنچه که پیغعمبر به شما بدهد آن‌را بگیرید و از آنچه که شما را از آن باز می‌دارد باز آیید».
آیات فوق الذکر دال برآن است که طاعت الله و پیامبر صلی الله علیه وسلم بر بندۀ مسلمان واجب است، و الله متعال در برابر این اطاعت و فرمانبری، او را داخل فضل بزرگ دنیوی و اخروی خود می کند. چنانکه انسانهای سرکش و خارج از طاعت الله و پیامبر را وعدۀ عذاب سخت و دردناک داده است.
اطاعت و فرمانبری یعنی عملی نمودن اوامر و اجتناب نمودن از منهیات. و این معنای دین و حقیقت آن است یا به عبارت دیگر، پرستش الله متعال، با عملی نمودن اوامر و دوری جستن از نواهی اوتعالی.
الله متعال دین را برای ما آسان گردانیده است و هیچ دشواری و سختی را در آن نگذاشته و ما را به تکالیف سنگین و دشوار مکلف نساخته است، و هیچ امری را بر ما سخت و تنگ نگرفته است. الله متعال میفرماید: ﭽ ﮧ ﮨ ﮩ ﮪ ﭼ التغابن: ١٦
«پس تا حدی که می‌توایند از الله جل جلاله بترسید».
و می فرماید: ﭽ ﯗ ﯘ ﯙ ﯚ ﯛ ﭼ البقرة: ٢٨٦
«الله جل جلاله هیچ‌کس را جز به اندازه توانش مکلف نمي‌کند».
و می فرماید: ﭽ ﮪ ﮫ ﮬ ﮭ ﮮ ﮯ ﮰﮱ ﭼ الحج: ٧٨
«و در دين كارهاي دشوار و سنگين را بر دوش شما نگذاشته است».
و در حدیثی که ابو هریره رضی الله عنه روایت نموده پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید:(إِنَّ الدِّينَ يُسْرٌ وَلَنْ يُشَادَّ الدِّينَ أَحَدٌ إِلاَّ غَلَبَهُ) به روایت بخاری
«همانا این دین، دین آسان و سهل است،و هیچگاه كسي در دين سختگيري کرده مگر اینکه سرانجام مغلوب ستخگيري اش شده است».
همچنان از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید:(إِذَا نَهَيْتُكُمْ عَنْ شَيْءٍ فَاجْتَنِبُوهُ ، وَإِذَا أَمَرْتُكُمْ بِأَمْرٍ فَأْتُوا مِنْهُ مَا اسْتَطَعْتُمْ). متفق عليه
«هرگاه شما را از چیزی نهی کردم، از آن دوری کنید، و اگر شما را به چیزی امر کنم، آنرا به قدر توان بجای آورید».
اوامر و دستورات الله متعال و پیامبر صلی الله علیه وسلم سه مرتبه دارد:
مرتبۀ اول: این مرتبه همبستگی به ماندگاری بنده در دین اسلام دارد، در صورتی که الله جل جلاله را به یگانگی بپرستد، و از اوامر اوتعالی فرمانبرداری نماید، و به طاغوت کافر گردد، و از نواقض اسلام دوری جوید.
و کسی که با این مرتبه مخالفت ورزد، و با الله متعال چیزی را شریک سازد، یا یکی از نواقض اسلام را مرتکب شود، مثل انکار و تکذیب پروردگار و پیامبرش صلی الله علیه وسلم، یا تمسخر به امری از امور دین، و غیره نواقض اسلام، چنین شخص کافر و از ملت اسلام خارج می گردد.
مرتبۀ دوم: در این مرتبه بنده از عذاب دوزخ نجات می یابد و آن در صورتی که واجبات دینی را ادا نماید و از محرمات اجتناب ورزد. پس کسی که این مرتبه را ادا کرد، به اذن الله از عذاب جان به سلامت خواهد برد و پاداش بزرگ و عالی که در برابر اطاعت الله و پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم وعده داده شده را بدست خواهد آورد. و این مرتبه، مرتبۀ بندگان متقی و پرهیزگار است.
مرتبۀ سوم: در این مرتبه کسانی قرار دارند که واجبات و مستحبات را ادا و از محرمات و مکروهات اجتناب می ورزند. و این مرتبۀ کمال بندگی است که اصحاب آن از احسان کنندگان اند که به درجات و مراتب عالی وعده داده شده اند. الله سبحان ما را به فضل خود از اصحاب این مرتبه گرداند.
الله متعال دین را برای ما کامل، و نعمت خود را بر ما تمام گردانید، چنانکه می فرماید:
ﭽ ﭺ ﭻ ﭼ ﭽ ﭾ ﭿ ﮀ ﮁ ﮂ ﮃ ﮄ ﮅﭼ المائدة: ٣
«امروز دین تان را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تکمیل نمودم، و اسلام را به عنوان آیین برایتان پسندیدم».
بناءً دین اسلام، دین کاملی است که تمامی احکام مورد نیاز بندگان را در بر دارد و هیچگونه نقص یا تضاد و تناقض و یا دوگانگی در آن راه ندارد. بلکه یک آئین و برنامۀ کامل زندگی است که موافق با فطرت، آسان و دارای ملایمت، دارای بخشش و گذشت، مناسب به هر زمان و مکان، مسلط بر همه احوال بندگان است.
پس کسیکه از الله عزوجل و پیامبرش صلی الله علیه وسلم فرمان می برد، به استوار ترین آئین که مبنای آن توحید حق تعالی است، و دارای ارزشهای والای حق و عدل بوده، و به خیر دنیا و آخرت راهنمون می گردد. الله متعال می فرماید:
ﭽ ﭟ ﭠ ﭡ ﭢ ﭣ ﭤ ﭥ ﭼ الإسراء: ٩

«همانا اين قرآن به راهي هدايت مي‌کند که آن استوارتر است».
پس امکان ندارد بنده با نافرمانی وسرپیچی از اوامر الله و رسول او صلی الله علیه وسلم و مخالفت با کتاب بزرگوار او، به خیر و صلاح دنیا و آخرت نایل آید.پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرمایند:(أَحْسَنَ الْهَدْيِ هَدْيُ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه وسلم) به روایت نسایی.
«بهترین راه روش، راه روش محمدصلى الله عليه وسلم است».
پس هیچ راهی درست و بهتری وجود ندارد، جز راه هدایت پیامبرصلی الله علیه وسلم. و امکان ندارد بنده بخاطر خیر و صلاح دنیوی و اخروی خود، جز راه هدایت پیامبر پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم، راهی دیگری که با برنامۀ هدایت آنحضرت پیامبرصلی الله علیه وسلم مغایرت داشته باشد را در پیش گیرد. بلکه کمال، سعادت و رهنمونی بنده به اندازۀ پیروی وی از راه و روش پیامبر پیامبرصلی الله علیه وسلم می باشد.
الله متعال می فرماید:
ﭽ ﮢ ﮣ ﮤ ﮥ ﮦ ﮧ ﮨ ﮩ ﮪ ﮫ ﮬ ﮭ ﮮﮯ ﮰ ﮱ ﯓ ﯔ ﯕ ﯖﯗ ﯘ ﯙ ﯚ ﯛ ﯜ ﯝ ﯞ ﯟ ﯠ ﯡ ﯢ ﯣ ﭼ الأعراف: ١٥٨
«بگو: «ای مردم! من فرستادۀ الله به سوی همۀ شما هستم, آن الهي که فرمانروایی آسمانها وزمین از آنٍ اوست, معبود (راستینی) جز او نیست, زنده می کند ومی میراند, پس به الله وفرستاده اش آن پیامبر «أمّی» (درس ناخوانده) که به الله و کلماتش ایمان دارد، ایمان بیاورید واز او پیروی کنید؛ باشد که هدایت شوید».
پس آنکه از پیامبر الله صلی الله علیه وسلم پیروی کند، هدایت شده و رهنمون است و کسیکه از اوامر آنحضرت صلی الله علیه وسلم سر باز زند، گمراه است. چرا که الله سبحان می فرماید: ﭽ ﭮ ﭯ ﭰ ﭱ ﭲ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ ﭷ ﭸ ﭹ ﭺ ﭻ ﭼ ﭽ ﭾ ﭿﮀ ﮁ ﮂ ﭼ النساء: ١١٥
«و کسی که پس از آنکه هدایت (و راه حق) برایش روشن شد؛ با پیامبر مخالفت کند، و از راهی جز راه مؤمنان پیروی کند، ما او را به آنچه پیروی کرده؛ واگذاریم، و او را به جهنم در افکنیم، و(جهنم) بد جایگاهی است».
پس هر کسی نافرمانی الله عزوجل و رسول او صلی الله علیه وسلم را در هر امری از امور مرتکب شود، چنین شخص به سبب آن فاسق و گمراه گفته می شود، اگر چه ادعا کند که او این کار را بمنظور تحقق یافتن مصلحت، یا بازداشتن از مفسدۀ انجام داده است؛ زیرا مصالح با نافرمانی الله عزوجل تحقق نمی یابد، چنانکه مفاسد با قرار گرفتن بنده در امری که الله عزوجل را ناراض می گرداند، دفع نمی گردد.
و هرکسی به نافرمانی الله عزوجل و پیامبرش صلی الله علیه وسلم دستور داده یا تشویق کند، و آنرا در انظار مردم خوب و زیبا جلوه دهد، چنین شخص شیطان است و فرقی میان شیطان انسی و جنی در همچو موارد نیست.
از علی رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:(لا طاعة لمخلوق في معصية الله عز و جل). به روايت امام احمد
«در نافرمانی الله عزوجل اطاعت مردم جائز نسیت»
پس هر که به نافرمانی الله و رسول او دستور دهد چه در امور عقاید و چه عبادات و یا معاملات و یا سایر امور بندگان، شامل این حکم می گردد.
و هر کس به بدعتی دستور دهد، و یا مردم را به راه و روش مخالف با راه و روش و برنامۀ پیامبر صلی الله علیه وسلم دعوت نماید، آن شخص خود گمراه و دیگران را نیز گمراه می کند. الله جل جلاله می فرماید:
ﭽ ﭺ ﭻ ﭼ ﭽ ﭾﭿ ﮀ ﮁ ﮂ ﮃ ﮄ ﮅ ﮆﮇ ﮈ ﮉ ﮊ ﮋ ﮌ ﭼ الأنعام: ١٥٣
«واين راه مستقيم من است, پس از آن پيروی کنيد واز راههای (پراکنده) پيروی نکنيد, که شما را از راه الله دور می کند, اين چيزی است که الله شما را به آن سفارش نموده است, شايد پرهيزگار شويد».

عبد الله الداخل
_8 _June _2016هـ الموافق 8-06-2016م, 11:10 PM
https://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=xrtfoBd7_b0