قريب الله مطيع
_13 _December _2015هـ الموافق 13-12-2015م, 07:16 PM
وجوب عمل به سنت رسول الله و كفر كسى كه آنرا انكار كند
تأليف علامه عبدالعزيز بن عبدالله بن باز-ترجمه اسحاق دبيرى
بسم الله الرحمن الرحيم
مقدمه مترجم
إنَّ الحمد لله نحمده ونستعينه ونستغفره ونعوذ بالله من شرور أنفسنا ومن سيئات أعمالنا من يهده الله فلا مضل له ومن يضلل فلا هادي له وأشهد أن لا إله إلاَّ الله وحده لا شريك له وأشهد أنَّ محمداً عبده ورسوله صلي الله عليه وعلي آله وأصحابه ومن تبهعم بإحسان إلي يوم الدين أمابعد:
علم حديث و سنت رسـول الله صلي الله عليه وسلم علمي است كه بوسيلهء آن أقوال و أفعال و أحوال و كردار پيغمبر صلي الله عليه وسلم شناخته مى شود.
سنت يعني چه؟
در لغت: روش خوب و بد سنت گفته مى شود چنانكه رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: ((من سنَّ سنة حسنة فله أجرها وأجر من عمل بها إلى يوم القيامة، ومن سنَّ سنة سيئة فعليه وزرها ووزر من عمل بها إلى يوم القيامة)). [مسلم].
كسى كه سنت و روش خوب بنيان نهد أجر و پاداش آن سنت و پاداش كسى كه به آن عمل كند، تا روز قيامت به او ميرسد، و كسى كه سنت و روش بدي بنيان نهد گناه آن كردار و گناه كسي كه آن كار بد را انجام مى دهد تا روز قيامت به باني آن مى رسد.
در اصطلاح محدثين: مجموعه گفتار و كردار و تأييد و وصف كيفيت خَلْقي و خُلُقي ثابت شده از پيغمبر ص چه قبل از بعثت، و چه بعد از آن، سنت گفته مى شود.
در اصطلاح أصوليين: قول، فعل، و تقرير يعني أحـوال نقل شده از رسول الله صلي الله عليه وسلم سنت نام دارد.
مثال قـول: گفتار پيامبر صلي الله عليه وسلم در هر مناسبتي، و آنچه متعلق است به شرح أحكام چنانكه فرمودند: ((إنَّما الأعمال بالنيات)). [متفق عليه].
در حقيقت اعمال و كردار به نيت بستگى دارد.
مثال أفعال و كردار: آنچه صحابه از أفعال و كردار رسول الله صلي الله عليه وسلم در عبادات و غيره مانند أداي نماز و بجاي آوردن حج و آداب روزه و حُكْم و قضاوت كردن در كيفرها و عقوبتها و مجازات إلهي نقل كرده اند.
مثال تقرير پيغمبر: اگر از صحابه فعلي صادر مى شد و پيامبر صلي الله عليه وسلم در برابر آن سكوت مى كرد، و يا آنرا تأييد مى نمود، و يا اينكه آن كار را تمجيد مى كرد، اين چيز تقرير نام دارد.
بحث در سنت مصطفي صلي الله عليه وسلم أمري بسيار با أهميت است، و سنت يكي از مصادر تشريع إسـلامي است، خصوصاً وقتي مى بينيم دشمنان إسلام براي أمت إسلامي توطئه مى كنند و مى خواهند در مورد سنت مصطفي صلي الله عليه وسلم در دل مسلمانان شك و ترديد ايجاد نمايند، زيرا ما در عصري هستيم كه نظام عالم مضطرب و آشفته است و از ايجاد راه حلي صلح آميز براي جهانيان عاجز مانده است.
و عقيدهء ما مسلمانان بر اين است كه هيچ راهي براي سعادت دنيوي و أخروي وجود ندارد بجز رجوع به تعاليم مبين إسـلامِ پاك از تحريف و تبديل و تغيير، چنانكه رسالت محمدي آنرا براي ما از نزد خداوند آورده است.
مصادر تشريع إسلامي در بين مسلمانان ظاهر و آشكار و محفوظ و معروف است.
و جاي هيچ شك و ترديدي نيست كه سنت مطهر پيامبر إسلام صلي الله عليه وسلم دومين مصدر تشريع بعد از كتاب خدا قرآن مى باشد، زيرا غالباً قرآن شامل قواعد عامه و أحكام كلي در تشريع إسلامي است، و سنت مطهر شرح دهنده اين قواعد و كليات مى باشد.
اين براي كسي واضح و روشن مى گردد كه دسترسي به سنت مطهر رسول اكرم صلي الله عليه وسلم را دارد و آنرا در معرض عمل قرار داده است.
در قـديم سنت مطهر از طرف فرقه هاي گمراه و ملحد مورد حمله قرار گرفته، همچنين در عصر حاضر نيز مورد هجوم بعضي از مستشرقين و خاورشناسان متعصب و مبلّغين دين يهود و نصاري و استعمار زده قرار گرفته، آنهم براي ايجاد فتنه و هدم اين ركن بزرگ و أساس إسلامي است، و متأسفانه بعضي از كسانيكه مسلمان غرب زده اند به آنان كمك كرده به سنت مطهر طعنه زده و مى زنند، از جمله اين مسلمان نمايان نويسنده اي بنام أبو ريه مى باشد كه در كتاب خود (أضواء على السنة المحمدية) كه مصادر و مراجع او بيشتر از آراء معتزله و آراء مستشرقين و از غلات فرقه هاي گمراه إسـلامي است به تشكيك در سنت مطهر رسول اكرم صلي الله عليه وسلم مبادرت ورزيده است.
و ما به سبب اين كتاب را كه روشنگر أهميت سنت مطهر رسول الله صلي الله عليه وسلم مى باشد، براي فارسي زبانان جهان ترجمه كرده تا اينكه بتوانند با خواندن و مطالعه آن به أهميت سنت مطهر پـي برند، ناگفته نماند كه أيـن كتاب كه: (وجوب العمل بسنة الرسول صلي الله عليه وسلم وكفر من أنكرها)، (وجوب عمل به سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم و كفر كسى كه آنرا انكار كند) نام دارد از نوشتهء عالم و دانشمند بزرگ إسلامي علامه الشيخ عبدالعزيز بن عبدالله بن باز مفتي عام عربستان سعودي است.
اميدواريم توانسته باشيم بوسيلهء ترجمهء اين كتاب خـدمتي به دين مبين إسلام كرده باشيم. قبلاً از خوانندگان محترم از اشتباهات احتمالي در ترجمه و چاپ پوزش مى طلبيم، چون كسي بجز أنبياء و پيامبران عليهم الصلاه والسلام معصوم نيست. و بشر مايه اشتباه است.
از خداوند مسئلت داريم كه آنرا خاص براي رضاي و خشنودي خود قرار دهد.
و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين. وصلي الله علي نبينا محمد وعلي آله وصحبه.
مقدمه مولف
الحمد لله رب العالمين والعاقبة للمتقين والصـلاة والسلام على عبده ورسوله نبينا محمد المرسل رحمة للعالمين وحجة على العباد أجمعين وعلى آله وأصحابه الذين حملوا كتاب ربهم سبحانه وسنَّة نبيهم صلي الله عليه وسلم إلى من بعدهم بغاية الأمانة والإتقان والحفظ التام للمعاني والألفاظ y وأرضاهم وجعلنا من أتباعهم بإحسان . أما بعد:
علماي إسلام در قديم و جديد اتفاق كرده اند كه أصول و أساس معتبر در إثبات احكام شرعي و بيان حلال و حرام در درجهء أول قرآن كتاب خدا است كه: «لاَ يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلاَ مِنْ خَلْفِهِ(42)». [فصلت].
[باطل از هيچ سمت و سو در آن راه نمى يابد].
سپس سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم كه از هوي و هوس صحبت نمى كند، بلكه وحي است كه خداوند بر او نازل فرموده است.
سپس إجماع علماي أمت إسلامي است.
وعلماء در أصول ديگر اختلاف كرده اند كه از مهمترين آنها قياس مى باشد.
و جمهور أهل علم بر اين هستند كه قياس حجت است اگر شروط معتبر آن كامل باشد.
و دليل بر اين أصول بسيار است كه شمارش نمى توان كرد و شهرتش بيش از آن است كه ما آنرا در اينجا ذكر كنيم.
أما أصل أول: قرآن كتاب خدا است كه در بعضي از جاها اين كتاب به وجوب إتباع و پيروي و تمسك و چنگ زدن به آن، و توقف كردن در حدود قوانين إلهي دلالت مى كند.
خداوند مى فرمايد: «اتَّبِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلاَ تَتَّبِعُواْ مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء قَلِيلاً مَّا تَذَكَّرُونَ(3)». [الأعراف].
[از آنچه از(جانب) پروردگارتان به سوي شما فروفرستاده شده است، پيروي كنيد به جاي او از دوستان(و سرورانِ ديگر) پيروي مكنيد. چه اندك پند مى پذيريد].
و مى فرمايد: «وَهَذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ(155)». [الأنعام].
[و اين كتابي مبـارك است كه ما آنـرا نـازل كرده ايم، پس از آن پيروي كنيد و پروا داريد تا مورد رحمت قرار گيريد].
و همچنين مى فرمايد: «قَدْ جَاءكُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُّبِينٌ(15)يَهْدِي بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ وَيُخْرِجُهُم مِّنِ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ(16)». [المائده].
[به راستي از طرف خدا براي شما نور و كتابي روشن آمده است. خداوند با آن كسي را كه خشنودي او را بجويد به راه هاي نجات هدايت مى كند و آنان را به توفيق خود از تاريكى ها به سوي نور بيرون مى برد و آنان را به راه راست هدايت مى كند].
و مى فرمايد: «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءهُمْ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ(41)لاَ يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلاَ مِنْ خَلْفِهِ تَنـزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ(42)». [فصلت].
[بى گمان كسانى كه قرآن را ـ چون به آنان رسيد ـ انكار كردند(از ما نهان نيستند) و به راستي آن كتابي گرانقدر است. باطل از هيچ سمت و سو در آن راه نمى يابد از(سوي) فرزانه ستوده فروفرستاده شده است].
و همچنين خـداوند مى فرمايد: «وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ(19)». [الأنعام].
[و اين قرآن به من وحي شده است تا با آن شما را و كسي را كه(پيامش) به او برسد، بيم دهم].
و همچنين مى فرمايـد: «هَذَا بَلاَغٌ لِّلنَّاسِ وَلِيُنذَرُواْ بِهِ(52)». [إبراهيم].
[اين پيام رسانى اي براي مردم است و تا به آن هشدار يابند]. و آيات در اين معنا زياد است.
و أحاديث صحيح و ثابت از رسول الله صلي الله عليه وسلم وارد شده كه به تمسك و چنگ زدن به قرآن و اعتصام و پيروي از آن أمر مى فرمايد، و دلالت مى كند كه هركس به آن تمسك و چنگ بزند بر هدايت است، و هركس آنرا ترك كند بر گمراهي است.
و از دلايل آن خطبهء حجـه الوداع است كه رسول الله صلي الله عليه وسلم چنين مى فرمايد: ((إنّي تارك فيكم ما لن تضلوا إن اعتصمتم به كتاب الله)). [مسلم].
من بين شما چيزي گذارده ام كه اگر به آن اعتصام كرده و چنگ بزنيد و عمل كنيد هرگز گمراه نخواهيد شد، و آن كتاب خدا(قرآن) است.
و همچنين در صحيح إمام مسلم از زيد بن أرقم رضي الله عنه روايت است كه رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: ((إنّي تارك فيكم الثَّقَلَين أولهما كتاب الله فيـه الهُدى والنور فخذوا بكتاب الله وتمسكوا به)).
من بين شما دو چيز سنگين و عظيم به أمانت گذارده ام يكي كتاب خدا است، هدايت و پيروزي و نور در آن است، آنرا محكم بگيريد و به آن چنگ بزنيد.
پس مردم را بسوي كتاب خدا تحريك و تشويق نمود سپس فرمود: و أهل بيت را ميان شما مى گذارم، دربارهء أهل بيتم از خـــدا بترسيد، و آنرا دو بار تكرار كرد.
و در لفظ ديگر: قرآن ريسمان خدا است، كسى كه به آن تمسك ورزد و چنگ بزند او بر راه راست هدايت خـواهد بود، و كسى كه آنرا ترك كند بر گمراهي است.
إجماع علماء و مؤمنين أعم از صحابه و آنانيكه بعد از آنها آمده اند در مورد وجوب تمسك به كتاب خدا و حُكْم و قضاوت به آن همراه سنت رسول خدا كافي است، و نيازي به آوردن دلائل در اين مورد و طولاني كردن مطلب نيست.
أصل دوم: از أصول سه گانه كه علماي إسلام بر آن اتفاق و إجماع دارند سنت صحيح رسول الله است، و كسانيكه بعد از رسول الله صلي الله عليه وسلم آمده اند به آن أصل و أساس إيمان آورده و آنرا حجت قرار داده و به أمت محمدي آموزش داده اند، و كتابهاي بسياري در اين باره تأليف كرده اند، و آنرا در كتابهاي أصول فقه، و مصطلح حديث بيان نموده اند.
و دلايل در اينمورد بسيار زياد است بطوريكه نمى توان آنها را در حصر و شمار آورد، بعضي از اين دلايل در كتاب خداوند، قرآن مجيد وارد شده اند و دستور به پيروي و اطاعت از رسول خدا مى دهند و مورد خطاب اين دستورات أمت رسول خدا در عصر او و كسانى كه بعد از او مى آيند، قرار مى گيرد.
زيرا او براي تمامي جهانيان فرستاده شده و آنها مأمورند تا روز قيامت تابع و پيرو او باشند، و او مفسر و بيان كننده قـرآن است، و مبهم آن با أقوال و كردار و تقريرات او بيان شده است.
و اگر سنت پيامبر صلي الله عليه وسلم نبود مسلمانان تعداد ركعات نماز، چگونگي آن، و واجبات نماز را نمى دانستند، و تفصيل و شرح أحكام روزه، و زكات، و حج، و جهاد در راه خدا، و أمر به معروف و نهي از منكر را نمى دانستند، و شرح أحكام معاملات از خريد و فروش، و محرمات از حلال و حرام، و واجبات را در مورد كيفرها و مجازاتهاي شرعي نمى دانستند.
و از جمله آياتي كه در اين باره نازل شده خداوند مى فرمايد: «وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ(132)». [آل عمران].
[و از خدا و رسولِ(او) فرمان بريد تا مشمول رحمت قرار گيريد].
و مى فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُـولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً(59)». [النساء].
[اي مؤمنان، از خداوند اطاعت كنيد و از رسول(او) و صاحبان امرتان(هم) اطاعت كنيد هرگاه در چيزي اختلاف كرديد، اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد، آن را به خدا و رسول بازگردانيد. اين بهتر و نيك انجام تر است].
و مى فرمايد: «مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا(80)». [النساء].
[هركس از رسولِ(خدا) اطاعت كند، در حقيقت از خداوند فرمان برده است. و كسى كه روي گرداند، (بدان كه) تو را بر آنان نگهبان نفرستاده ايم].
چگونه ممكن است طاعت او و بازگردانيدن آنچه مردم در آن اختلاف كرده اند به كتاب خدا و سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم باشد اگر احتجاج به سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم نشود؟ يا اينكه تمام سنت محفوظ نباشد؟ و بنابراين قول بارى تعالي بندگان خود را بر چيزي ارجاع داده كه وجود ندارد! و اين از باطل ترين و پوچ ترين دروغها است، و از بزرگترين كفرها به خدا و سوء ظن به اوست.
خداوندمى فرمايد: «وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ(44)». [النحل].
[و به تو قرآن نازل كرديم تا براي مردم روشن سازي، آنچه را كه بر آنان فروفرستاده شده است، و باشد كه انديشه كنند].
و همچنين مى فرمايد: «وَمَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ(64)». [النحل].
[و كتاب را بر تو فروفرستاديم مگر(از آن روي) تا آنچه را كه در اختلاف ورزيدند، برايشان روشن سازي و(نيز براي) راهنمايي و بخشايش براي گروهي كه ايمان مى آورند].
پس چگونه خداوند بيان قرآن نازل شده را به رسـول الله صلي الله عليه وسلم واگذار مى كند، اگر سنت وجود نداشته باشد، يا اينكه حجت و ثابت نباشد!
مثال اين خداوند مى فرمايد: «قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُـولَ فَإِن تَوَلَّوا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُـولِ إِلاَّ الْبلاَغُ الْمُبِينُ(54)». [النور].
[بگو: از خداوند فرمان بريد و از رسول(او نيز) فرمان بريد. و اگر روي بگردانند، بر(عهده) او(پيامبر) تنها همان است كه به آن مكلّف شده است و بر(عهده) شماست آنچه تكليف يافته ايد. و اگر از او فرمان بريد راه خواهيد يافت. و بر(عهده) رسولِ(ما) جز پيام رساني آشكار نيست].
و مى فرمايد: «وَأَقِيمُوا الصَّلاَةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ(56)». [النور].
[و نماز را بر پا داريد، و زكات را بپردازيد، و از رسولِ(خدا) فرمان بريد، باشد كه مورد رحمت قرار گيريد].
و خداوند مى فرمايد: «قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ(158)». [الأعراف].
[بگو: اي مردم، من فرستاده خداوند به سوي همه شما هستم، كسى كه فرمانروايي آسمانها و زمين از آنِ اوست، معبود(حقي) جز او نيست، زنده مى كند و مى ميراند. پس به خداوند و رسول او، آن پيامبر درس ناخوانده اي كه به خداوند و سخنان او ايمان دارد، ايمان آوريد و از او پيروي كنيد، باشد كه راه يابيد].
و در اين آيات دليل واضحي است كه هدايت و رحمت در إتباع و پيروي از رسول الله صلي الله عليه وسلم مى باشد.
و اين چگونه ممكن است با عمل نكردن به سنت او؟ يا اينكه گفته شـود سنت او صحيح نيست! و يا گفته شود نمى توان بر آن سنت اعتماد كرد!
و مى فرمايد: «فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ(63)». [النور].
[پس بايد آنان كه بر خلاف فرمان او رفتار مى كنند از آن برحذر باشند، كه بلايي به آنان برسد، يا عذابي دردناك گريبانگيرشان شود].
و خداوند مى فرمايد: «وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا(7)». [الحشر].
[(در اينجا يك قاعدهء مهم مقرر داشته و آن تبعيت رهبر مسلمين از نصوص شريعت) و آنچه كه رسولِ(خدا) به شما بدهد، آن را بگيريد. و از آنچه كه شما را از آن باز دارد، باز آييد].
و آيات در اين موضوع و مطلب بسيار است و همهء آنها بر وجوب اطاعت رسول الله صلي الله عليه وسلم و بر پيروي از آنچه او آورده دلالت مى كنند، چنانكه قبلاً دليل بر وجوب إتباع كتاب خدا و تمسك به آن طاعت و أوامر و نواهي ذكر كرديم، و اين دو أصل و أساس ملازم و وابسته به هم هستند و از هم جدا شدني نيستند، هركس يكي از آن دو را انـكار كند ماننـد اينكه ديگري را انكار و دروغ دانسته، و اين به إجماع أهل علم و إيمان كفر و گمراهي و خروج از دايرهء إسلام مى باشد.
و أحاديث در وجوب اطاعت رسول خدا صلي الله عليه وسلم و اتباع و پيروي از آنچه آورده و تحريم معصيت او بطور متواتر وارد شده است ؛ و آنهم در حق كسيكه در زمان او بوده و بعد از او تا روز قيامت خواهد آمد.
و از جمله اين أحاديث، حديث أبى هريره رضي الله عنه كه رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: ((من أطاعني فقد أطاع الله ومن عصاني فقد عصى الله)). [متفق عليه].
كسى كه از من اطاعت كند، مانند اينكه از خدا اطاعت كرده، و كسى كه از من نافرماني كند، مانند اينكه خدا را معصيت و نافرماني كرده است.
و همچنين أبوهريره روايت مى كند كه رسـول اكرم صلي الله عليه وسلم فرمودند: ((كل أمتي يدخلون الجنّة إلاَّ من أبى قيل يا رسول الله ومن يأبى قال: من أطاعني دخل الجنة ومن عصاني فقد أبى)). [البخاري].
همه أمت من داخل بهشت خواهند شد مگر كسيكه خود از دخول آن امتناع ورزد، گفته شد اي رسول الله چه كسي است كه از دخول آن امتناع مى ورزد؟ فرمود: كسى كه از من اطاعت كند داخل بهشت خواهد شد، و كسى كه از من نافرماني كند، او همان كسي است كه خود از دخول آن امتناع ورزيده است.
و أحمد و أبوداود و حاكم با إسناد صحيح از رسـول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: ((ألا إنّي أوتيت الكتاب ومثله معه، ألا يوشك رجل شبعان على أريكته يقول عليكم بهذا القرآن، فما وجدتم فيه من حلال فأحلوه، وما وجدتم من حرام فحرّموه)).[أحمد، أبوداود، حاكم، با سند صحيح].
همانا به من قرآن، و مِثل و مانند آن (يعني: سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم) داده شده است، همانا بزودي مردي سير خورده و تكيه زده بر متكا و بالشت خود كه بگويد: بر شماست كه فقط پيرو قـرآن باشيد، و هر چه در آن از حلال يافتيد، پس آنرا حلال بدانيد، و آنچه در آن از حرام يافتيد، آنرا حرام بدانيد .
أبو رافع ازپدرش روايت مى كند كه رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودنـد: ((لا ألفين أحدكم متكئاً على أريكته يأتيه الأمر من أمري مما أمرتُ به أو نهيتُ عنه فيقول لا ندري، ما وجدنا في كتاب الله اتبعناه)).
[أبوداود وابن ماجه با سند صحيح].
نبينم كه يكي از شما بر بالشت خود تكيه زده و أمري از أوامري كه من به آن أمر كرده ام، و يا از آن نهي كرده ام بر او آيد و او گويد: نمى دانم! فقط آنچه در كتاب خـدا پيدا كرديم قبول خواهيم كرد.
و حسن بن جـابر از مقدام بن معدي كرب رضي الله عنه روايت مى كند كه مى گويد: ((حرّم رسول الله صلي الله عليه وسلم يـوم خيبر أشياء ثم قال يوشك أحدكم أن يكذبني وهو متكئ يحدِّث بحديثي فيقول بيننا وبينكم كتاب الله فما وجدنا فيه من حلال استحللناه، وما وجدنا فيه من حرام حرمناه، ألا إنَّ ما حرّم رسول الله مثل ما حرّم الله)). [ترمذي وابن ماجه وحاكم].
رسول الله صلي الله عليه وسلم روز غزوه خيبر چيزهائي را حرام كرده، سپس فرمود: پيدا مى شود يكي از شما كه مرا تكذيب كند در حاليكه بر بالشت خود تكيه زده و از سخنان من صحبت مى كند، سپس مى گويد: بين ما و شما كتاب خدا است، هر چه در آن حلال يافتيم، آنرا حلال مى دانيم، و آنچه در آن حرام يافتيم، آنرا حرام مى دانيم، بدانيد كه همانا آنچه رسول الله صلي الله عليه وسلم حـرام كرده مانند آن چيزي است كه خداوند آنرا حرام فرموده است.
و أحاديثي بطور متواتر از رسول الله صلي الله عليه وسلم ثابت است كه در خطبهء خـود وصيت مى فرمود كه: حاضرين به غائبين ابلاغ كنند، و مى فرمود: ممكن است ابلاغ شده اي برداشت بيشتر و دقت و توجه بهتري از شنونده داشته باشد.
و از آن أحـاديث متواتر: حديثي در صحيحين است كه رسول الله صلي الله عليه وسلم در حجه الوداع در خطبهء خود در روز عرفه و روز عيد قربان براي مردم چنين فرمودند: أفراد حاضر به أفراد غائب برسانند زيرا ممكن است كسى كه به او ابلاغ شود دقت و توجه بهتري از شنونده داشته باشد.
پس اگر سنت او بر شنوندگان و ابلاغ شدگان حجت نبود، و اگر سنت او تا روز قيامـت باقي نمى ماند، به آنها دستور تبليغ داده نمى شد.
پس معلوم مى شود كه دليل بودن و حجت بودن سنت او همچنان پا بر جا است، بر شنونده اي كه از زبان رسول الله صلي الله عليه وسلم شنيده، و بر كسى كه براي او با أسانيد صحيحه نقل شده است.
و أصحاب و ياران پيامبر صلي الله عليه وسلم سنت قولي و فعلي او را حفظ كرده اند و همچنين تابعين، سپس تابعين آنرا ابلاغ كرده اند به نسل بعدي خود، و همچنين علماء و دانشمندان ثقه كه گفتار آنان مورد اعتماد مى باشد نسل بعد از نسل، و قرن بعد از قرن نقل كرده اند.
و آنرا در كتاب هاي خود جمع آوري و بيان كرده اند و صحيح و ضعيف آنرا بيان كرده اند.
و براي شناخت احاديث صحيح و ضعيف قوانين و ضوابط معيـني بين خود قرار داده اند تا بوسيلهء اين قوانين صحيح و ضعيف أحاديث شناخته شوند.
و علماء و دانشمندان، كتابهاي سنت أعم از صحيح بخاري و مسلم و كتاب هاي ديگر را بخوبي و بطور كامل حفظ كرده اند، همچنانكه خداوند كتاب خودش (قرآن) را طبق وعده اش از بازيچه قرار گرفتن، و الحاد، و كفر كافران، و تحريف و تغيير ياوه گويان حفظ نموده است، چنانكه مى فرمايد: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ(9)». [الحجر].
[بى گمان ما قرآن را فروفرستاده ايم و به راستي ما نگهبان آن هستيم].
و جاي هيچ شك و ترديدي نيست كه سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم وحي نازل شده است، و خـداوند آنرا حفظ فرموده، چنانكه كتاب خود قرآن را حفظ فرموده، و بارى تعالي براي آن سنت علمائي نقّاد و جداكنندهء خوب از بد برانگيخته كه تحريف و تغيير و تبديل باطل انديشان و ياوه گويان، تعبير و تفسير جـاهلان را از آن دور مى كنند، و هر آنچه را كه دروغگويان نادانان و ملحدان به آن چسيانيده اند دور مى كنند، زيـرا بارى تعالي آنرا تفسيري براي قرآن كتاب خود، و بيان آنچه مبهم و مشكل است از احكام قرار داده، و ضمن آن احكام ديگري است كه نص آن در قرآن وارد نشده، مانند تفصيل و شرح احكام دوران شيرخوارگي بچـه ها، و بعضي از احكام ميراث، و تحريم جمع بين زن و عمهء او، و بين زن و خـالهء او، و غير از اين از احكام كه در سنت صحيح رسول الله صلي الله عليه وسلم وارد شده و در قرآن از آن ذكري نيست.
ذكر بعضي از آنچه از صحابه و تابعين و أهل علم و دانش در تعظيم سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم و وجوب عمل به آن وارد شده در صحيحين از أبو هريره رضي الله عنه روايت است كه گفت وقتي رسول الله صلي الله عليه وسلم دنيا را وداع گفتند بعضي از عرب كافر شدند، أبوبكررضي الله عنه گفت: سوگند به خدا كه جنگ خواهم كرد با كسيكه بين نماز و زكات فرق گذارد، عمر بن الخطاب رضي الله عنه به او گفت: چگونه با آنان جنگ مى كني در حاليكه رسـول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: ((أمرت أن أقاتل الناس حتى يقولوا لا إله إلاَّ الله فإذا قالوها عصموا منّي دماءهم وأموالهم إلاَّ بحقها)). [متفق عليه].
مأمور شده ام با مردم بجنگم تا اينكه بگويند: لا إله إلاَّ الله: معبود بحقي بجز خداي يكتا نيست، پس اگر آنرا گفتند جان، و مال آنها، بجز به حق آن از من حفظ مى شود.
و أبوبكر صديق رضي الله عنه گفت آيا زكات از حق آن نيست؟ سوگند بـه خدا اگر گردنبند شتري كه به رسول الله صلي الله عليه وسلم مى دادند از من منع كنند به خاطر منع آن، با آنان جنگ خواهم كرد، عمر رضي الله عنه گفت در نتيجه دانستم كه خداوند سينه و قلب أبوبكر را براي جنگ روشن كرده و دانستم كه او بر حق است.
و صحابه رضي الله عنه رأي و مشورت أبوبكررضي الله عنه براي قتال أهل ردت را قبول كردند و با او به جنگ پرداختند تا اينكه آنان را به إسلام برگردانند، و كسى كه بر آن اصرار كرد او را كشتند.
و اين قصه براي تعظيم و بزرگداشت سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم و وجوب عمل به آن واضح ترين دليل است.
مادر بزرگي بسوي أبوبكر آمد و از ميراث خود سـؤال كرد، أبوبكررضي الله عنه به او جواب داد كه در كتاب خدا حقي براي تو در اين باره وارد نشده، و نمى دانم كه رسول الله صلي الله عليه وسلم در اين مسأله قضاوتي كرده باشد، و از مردم سؤال خواهم كرد، سپس از صحابه سـؤال كرد و بعضي از آنها شهادت دادند كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم مادر بزرگ را سهم يك ششم داده، پس أبوبكر به آن قول قضاوت كرد.
عمررضي الله عنه عاملان خود را وصيت مى كرد كه بين مردم با كتاب خدا قضاوت و حكم كنند، و اگر در كتاب خدا آن حكم را نيافتند به سنت رسول اكرم صلي الله عليه وسلم رجوع كنند، و وقتي در بارهء سقط جنين كه در شكم مادر مرده است به سبب تعدي و ظلم به او اشكال پيدا كرد از صحـابه سؤال كرد، محمد بن مسلمه و المغيرة بـن شعبه رضي الله عنهما نزد او گوهي دادند كه رسول الله صلي الله عليه وسلم دربارهء اين به آزاد كردن كنيزي و يا برده اي قضاوت كرده، پس عمر به آن حكم قضاوت كرد.
و وقتي عثمان رضي الله عنه حكم عزاداري زني كه شوهرش فوت كرده را نمى دانست كجا بايد عزادار باشد، فريعه دختر مالك بن سنان خواهر أبوسعيد الخدري رضي الله عنهما به او خبر داد: رسول الله صلي الله عليه وسلم به او أمر فرمودند بعد از وفات شوهرش در خانه اش عزاداري كند تا اينكه حداد و عزاي او تمام گردد پس عثمان به همان حكم قضاوت كرد.
و همچنين در اجراي كيفر و عقوبت و مجازات و شلاق زدن بر شراب خواري وليد بن عقبه به سنت پيامبر صلي الله عليه وسلم قضاوت كرد.
و وقتي به علي رضي الله عنه خبر رسيد كه عثمان از حج تمتع منع مى كند، علي حج تمتع انجام داد ـ يعني به حج و عمره با هم لبيك گفت ـ و فرمود: سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم را به خاطر قول و سخن يك نفر ترك نمى كنم.
و وقتي بعضي از مـردم بر عبدالله بن عباس رضي الله عنهما در مورد حج تـمتع اعتراض كردند و گفتند: أبوبكر و عمر به حج إفراد تشويق كرده و آنرا مقدم مى دانستند، عبدالله بن عباس رضي الله عنهما گفت: مى ترسم كه سنگهايي از آسمان بر شما پرتاب شود، من مى گويم رسول الله صلي الله عليه وسلم چنين فرمودند، و شما مى گوئيد أبوبكر و عمر چنين گفتند!
پس كسى كه به خاطر قول أبوبكر و عمر با سنت مخالفت نمايد، بيم آن مى رود كه دچار عذاب شـود، پس حال كسانيكه به خاطر قول غير أبوبكر و عمر رضي الله عنهما مجرد به رأي و اجتهاد خــود با سنت مخالفت مى كنند، چه خواهد شد؟
و وقتي بعضي از مردم با عبدالله بن عمر بن الخطاب رضي الله عنهما در مورد بعضي از سنتها اختلاف كردند، عبدالله گفت: آيا ما مأموريم كه تابع عمر باشيم؟
و وقتي مردي به عمران بن حصين رضي الله عنهما گفت: ما را از كتاب خدا قرآن سخن بگو، و او داشت سخن از سنت و حديث رسول الله صلي الله عليه وسلم مى آورد عصباني شد و گفت: سنت بيان كننده و تفسير كننده كتاب خـداسـت، اگر سنت نبود نمى دانستيم كه نماز ظهر چهار ركعت است و مغرب سه ركعت است، و صبح دو ركعت است، و تفصيل و شـرح احكام زكات و غير از اينها كه در سنت است نمى دانستيم.
و أخبار بسياري از صحابه در تعظيم شأن سنت و وجوب عمل به آن و تحذير از مخالفت به آن وارد شده است.
و همچنين عبدالله بن عمر رضي الله عنهما وقتي روايت كردند كه رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: ((لا تمنعوا إماء الله مساجد الله)). [متفق عليه].
كنيزان خدا(زنان مسلمان) را از رفتن به مساجد منع مكنيد.
بعضي از پسران او گفتند: سوگند به خدا كه آنان را منع مى كنيم، پس بر آنها عصباني شـد و به آنان بدي گفت، و گفت: مى گويم رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند، و مى گوئيد سوگند به خدا آنان را منع مى كنيم!
و وقتي عبدالله بن المغفل المزني (و او از صحابهء رسول الله صلي الله عليه وسلم مى باشد) ديد يكي از نزديكانش سنگريزه را بر يكديگر پرتاب مى كنند از آن عمل منع كرد و به او گفت رسول الله صلي الله عليه وسلم از پرتاب كردن سنگريزه و ريگ نهي فرمودند و فرمودند: اين سنگريزه ها چيزي را صيد نمى كند، و دشمني را شكست نمى دهد، و او را باز نمى دارد، وليكن دنداني را مى شكند، و چشمي را بيرون مى آورد و كور مى كند، سپس او را در وقت ديگري ديد كه همان كار را انجام مى دهد، گفت سوگند به خدا كه تا أبد با تو سخن نخواهم گفت، تو را از رسول الله صلي الله عليه وسلم با خبر مى كنم كه از آن نهي فرمودند، سپس دوباره آنرا انجام مى دهي؟
و إمام بيهقي در كتاب خود (سنن الكبري) از أيوب السختياني تابعي جليل روايت مى كند كه گفت: اگر سنت رسول را براي مردمي بسخـن و گفتار آوردي و او گفت ما را از اين واگذار و از قرآن سخن بگو، بدان كه آن شخص گمراه است.
و إمام أوزاعي رحمت الله عليه گويد: سنت حكم كننده و شرح دهنده كتاب خدا است، و مطلق هاي كتاب را مقيد مى كند و يا به احكامي كه در قرآن ذكر نشده مى پردازد.
چنانكه خداوند مى فرمايد: «أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ(44)». [النحل].
و قبلاً گفتار رسول الله صلي الله عليه وسلم را ذكر كرديم كه فرمودند: ((ألا إنّي أوتيت الكتاب ومثله معه)). [راجع شود به ص 33ـ34].
همانا به من قرآن و مانند آن داده شده است.
و إمام بيهقي از عامر الشعبي رحمت الله عليه روايت مى كند كه به بعضي از مـردم گفت: ((إنَّما هلكتم في حين تركتم الآثار)). [البيهقي].
براستي شما هلاك و گمراه شديد وقتي أثر و سنت صحيح رسول الله صلي الله عليه وسلم را ترك كرديد.
و إمام بيهقي رحمه الله از إمام أوزاعي رحمت الله عليه روايت مى كند كه به بعضي از دوستان و ياران خود گفت: اگر از رسول اكرم صلي الله عليه وسلم حديث و سنتي بتو رسيد مبادا به غير از آن سخن بگوئي، زيرا رسول الله صلي الله عليه وسلم ابلاغ كننده اي از جانب بارى تعالي بود.
و إمام بيهقي از إمام سفيان بن سعيد الثوري رحمهما الله روايت مى كند كه گفت: همانا همهء علم و دانش علم به سنت و آثار رسول الله صلي الله عليه وسلم مى باشد.
و إمام مالك رحمه الله به طرف قبر رسول الله صلي الله عليه وسلم رو كرد و فـرمود: سخن و گفتار همهء ما قابل رد است، مگر سخن و گفتار صاحب اين قبر كه قابل رد نيست.
و إمام أبوحنيفه رحمه الله گويد: اگر حـديث و سنتي از رسول الله صلي الله عليه وسلم آمد آنرا بر سر و چشم مى گذاريم.
و إمام شافعي رحمـه الله گويد: هرگاه از رسـول الله صلي الله عليه وسلم حديث صحيحي روايت كردم و آنرا نگرفتم و عمل نكردم شما را گواه مى دانم كه عقل خود را از دست داده ام.
و همچنين إمام شافعي مى گويد: اگر سخن و گفتاري گفتم و حديث رسول الله صلي الله عليه وسلم بر خلاف گفته من بود، پس قول و گفتار مرا به ديوار بزنيد.
و إمام أحمد بن حنبل رحمه الله به بعضي از ياران خود گفت: مرا تقليد مكنيد، و إمام مالك را تقليد مكنيد، و إمام شافعي را تقليد مكنيد، و از آنجائيكه بگيريد كه ما آنرا گرفتيم، (يعني از أحاديث پيامبر اكرم صلي الله عليه وسلم).
و همچنين إمام أحمد مى گويد: تعجب كردم از أقوامي كه إسنـاد و صحت إسناد حـديث رسـول الله صلي الله عليه وسلم را دانستنه سپس مى روند و رأي سفيان را مى گيرند.
و خداوند مى فرمايد: «فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ(63)» [النور].
سپس گفت: آيا مى داني فتنه چيست، فتنه شـرك است، ممكن است اگر بعضي از گفتار رسول الله صلي الله عليه وسلم را رد كرده قبول نكند در قلب او گمراهي افكنده شود و هلاك گردد.
و إمام بيهقي از مجاهد بن جبر تابعي جليل روايت مى كند در قول خداوند: «فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ(59)». [النساء].
[اگر در بارهء چيزي اختلاف نموديد براي رفع اختلاف به كتاب خدا و سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم مراجعه كنيد تا حل اختلاف از كتاب و سنت بيابيد].
گفت: برگردانيدن بسوي خدا يعني: بسوي كتاب او، و برگردانيدن بسوي رسول يعني: بسوي سنت اوست.
پس اگر در چيزي اختلاف كرديد آنرا بسوي خدا و رسول خدا برگردانيد.
و إمام بيهقي از محمد بن شهاب زهري رحمه الله روايت مى كند كه گفت: كسانيكه از علماء و دانشمندان ما رفتند و فوت كردند مى گفتند اعتصام و پيروي از سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم نجات و پيروزي است.
و موفق الدين بن قدامه رحمه الله در كتاب خود: روضة الناظر در بيان أصول احكام چنين مى گويد: أصل و أساس دوم از دلايـل، سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم مى باشد، و گفتار رسول الله صلي الله عليه وسلم حجت است زيرا از دلايل معجزات بر صدق و راستي اوست، و خداوند به طاعت او و تحذير از مخالفت او أمر فرموده است.
و إمام ابن كثير رحمه الله در تفسير اين آيه گويد: «فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ(63)».
يعني: از أوامر رسول الله صلي الله عليه وسلم، آنهم طريقه و راه و روش و سنت و شريعت اوست، پس گفتار و كردار بنى آدم با گفتار و كردار رسول الله صلي الله عليه وسلم مقايسه و مطابقت مى شود، و آنچه موافق آن بود قبول، و آنچه مخالف آن بود مردود و بر قائل و گوينده او برگردانيده مى شود، و آن هم هركه خواهد باشد.
چنانكه رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: ((من عمل عملاً ليس عليه أمرنا فهو رد)). [متفق عليه].
هر كس عمل و كرداري انجام دهد كه راه و روش ما بر آن نيست آن عمل و كردار مردود و غير قابل قبول است.
پس بترسد و برحذر باشد كسى كه ظاهراً و باطناً مخالف شريعت رسول الله صلي الله عليه وسلم باشد (أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ).
كه به آنان مصيبتي در قلبهاى شان از كفر و نفاق و بدعت بوجود آيد.
(أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ).
يعني در دنيا به كُشتن و يا مجازات و يا زندان و غير از اينها مبتلا شوند.
از إمام أحمد بن حنبل از عبدالرزاق از معمر از همام ابن منبه روايت است كه أبـوهريره گفت: رسـول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: ((مَثَلي ومَثَلُكم كمثل رجلٍ اسْتَوْقَدَ ناراً فلمّا أضاءتْ ما حولها جعل الفراشُ و هذِهِ الدوابُّ اللائي يقعْنَ في النَّار يقَعْنَ فيها وجعلَ يحجُزُهُـنَّ ويغْلبْنَهُ فَيقْتَـحِمْنَ فيها قال فذلك مثلي ومثلكم، أنا آخذُ بحجزكم عن النَّار، هلمَّ عن النَّار فتغلبوني وتقتحمون فيها)). [متفق عليه].
مَثَلِ من و مَثَلِ شما مانند مردي است كه آتشي روشن كرده وقتي اطراف خـود را نوراني و روشن كرد و پروانه ها و حشرات كه اطراف آن مى گردند در آتش مى أفتند، آن مرد جلوگيري مى كند و نمى گذارد كه پروانه ها و حشرات در آتش بيفتند ولي بر او غلبه كرده خود را در آتش مى أندازند، فرمود: پس اين مَثَلِ من و شماست، من كمربند شما را گرفته از آتش دور مى كنم، و شما بر من غلبه كرده و هجوم مى كنيد و خود را در آتش مى أندازيد.
و إمام سيوطي رحمه الله در كتاب خود: (مفتاح الجنه في الاحتجاج بالسنه)(كليد بهشت در حجيت سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم) چنين مى گويد:
(بدانيد ـ خدا شما را رحمت كند ـ هركس حجيت حديث رسول الله صلي الله عليه وسلم قولي و فعلي با شروط معروف آن در أصول دين را انكار كند كافر مى باشد، و از دايرهء إسـلام خارج است، و روز قيامت با يـهـود و نصـاري و با فرقـه ها و طائفه هاي گمراه و كافر محشور خواهد شد).
و أخبار از صحابه و تابعين و كسانيكه بعد از ايشان آمده اند از علماء و دانشمندان در تعظيم سنت و وجوب عمل به آن و تحذير از مخالفت آن بسيار زياد وارد شده است.
و أميد است آنچه در اينجا ذكر شد از آيات و أحاديث و أخبار، براي كسى كه حق طلب است كافي و قانع كننده باشد، و از خداوند براي خود و تمامي مسلمانان توفيق به آنچه رضايت آنرا دارد مسئلت دارم، و سلامت از أسباب خشم و غضب او، و اينكه تمامي ما را به راه مستقيم هدايت فرمايد، او شنوا و نزديك است.
وصلى الله وسلم على عبده ورسوله نبينا محمد وعلى آله وأصحابه وأتباعه بإحسان.
عبدالعزيز بن عبدالله بن باز
مفتي عام عربستان سعودي و رئيس كبار علماء
و رئيس دايرهء بحثهاي علمي وفتواى شرعي
تأليف علامه عبدالعزيز بن عبدالله بن باز-ترجمه اسحاق دبيرى
بسم الله الرحمن الرحيم
مقدمه مترجم
إنَّ الحمد لله نحمده ونستعينه ونستغفره ونعوذ بالله من شرور أنفسنا ومن سيئات أعمالنا من يهده الله فلا مضل له ومن يضلل فلا هادي له وأشهد أن لا إله إلاَّ الله وحده لا شريك له وأشهد أنَّ محمداً عبده ورسوله صلي الله عليه وعلي آله وأصحابه ومن تبهعم بإحسان إلي يوم الدين أمابعد:
علم حديث و سنت رسـول الله صلي الله عليه وسلم علمي است كه بوسيلهء آن أقوال و أفعال و أحوال و كردار پيغمبر صلي الله عليه وسلم شناخته مى شود.
سنت يعني چه؟
در لغت: روش خوب و بد سنت گفته مى شود چنانكه رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: ((من سنَّ سنة حسنة فله أجرها وأجر من عمل بها إلى يوم القيامة، ومن سنَّ سنة سيئة فعليه وزرها ووزر من عمل بها إلى يوم القيامة)). [مسلم].
كسى كه سنت و روش خوب بنيان نهد أجر و پاداش آن سنت و پاداش كسى كه به آن عمل كند، تا روز قيامت به او ميرسد، و كسى كه سنت و روش بدي بنيان نهد گناه آن كردار و گناه كسي كه آن كار بد را انجام مى دهد تا روز قيامت به باني آن مى رسد.
در اصطلاح محدثين: مجموعه گفتار و كردار و تأييد و وصف كيفيت خَلْقي و خُلُقي ثابت شده از پيغمبر ص چه قبل از بعثت، و چه بعد از آن، سنت گفته مى شود.
در اصطلاح أصوليين: قول، فعل، و تقرير يعني أحـوال نقل شده از رسول الله صلي الله عليه وسلم سنت نام دارد.
مثال قـول: گفتار پيامبر صلي الله عليه وسلم در هر مناسبتي، و آنچه متعلق است به شرح أحكام چنانكه فرمودند: ((إنَّما الأعمال بالنيات)). [متفق عليه].
در حقيقت اعمال و كردار به نيت بستگى دارد.
مثال أفعال و كردار: آنچه صحابه از أفعال و كردار رسول الله صلي الله عليه وسلم در عبادات و غيره مانند أداي نماز و بجاي آوردن حج و آداب روزه و حُكْم و قضاوت كردن در كيفرها و عقوبتها و مجازات إلهي نقل كرده اند.
مثال تقرير پيغمبر: اگر از صحابه فعلي صادر مى شد و پيامبر صلي الله عليه وسلم در برابر آن سكوت مى كرد، و يا آنرا تأييد مى نمود، و يا اينكه آن كار را تمجيد مى كرد، اين چيز تقرير نام دارد.
بحث در سنت مصطفي صلي الله عليه وسلم أمري بسيار با أهميت است، و سنت يكي از مصادر تشريع إسـلامي است، خصوصاً وقتي مى بينيم دشمنان إسلام براي أمت إسلامي توطئه مى كنند و مى خواهند در مورد سنت مصطفي صلي الله عليه وسلم در دل مسلمانان شك و ترديد ايجاد نمايند، زيرا ما در عصري هستيم كه نظام عالم مضطرب و آشفته است و از ايجاد راه حلي صلح آميز براي جهانيان عاجز مانده است.
و عقيدهء ما مسلمانان بر اين است كه هيچ راهي براي سعادت دنيوي و أخروي وجود ندارد بجز رجوع به تعاليم مبين إسـلامِ پاك از تحريف و تبديل و تغيير، چنانكه رسالت محمدي آنرا براي ما از نزد خداوند آورده است.
مصادر تشريع إسلامي در بين مسلمانان ظاهر و آشكار و محفوظ و معروف است.
و جاي هيچ شك و ترديدي نيست كه سنت مطهر پيامبر إسلام صلي الله عليه وسلم دومين مصدر تشريع بعد از كتاب خدا قرآن مى باشد، زيرا غالباً قرآن شامل قواعد عامه و أحكام كلي در تشريع إسلامي است، و سنت مطهر شرح دهنده اين قواعد و كليات مى باشد.
اين براي كسي واضح و روشن مى گردد كه دسترسي به سنت مطهر رسول اكرم صلي الله عليه وسلم را دارد و آنرا در معرض عمل قرار داده است.
در قـديم سنت مطهر از طرف فرقه هاي گمراه و ملحد مورد حمله قرار گرفته، همچنين در عصر حاضر نيز مورد هجوم بعضي از مستشرقين و خاورشناسان متعصب و مبلّغين دين يهود و نصاري و استعمار زده قرار گرفته، آنهم براي ايجاد فتنه و هدم اين ركن بزرگ و أساس إسلامي است، و متأسفانه بعضي از كسانيكه مسلمان غرب زده اند به آنان كمك كرده به سنت مطهر طعنه زده و مى زنند، از جمله اين مسلمان نمايان نويسنده اي بنام أبو ريه مى باشد كه در كتاب خود (أضواء على السنة المحمدية) كه مصادر و مراجع او بيشتر از آراء معتزله و آراء مستشرقين و از غلات فرقه هاي گمراه إسـلامي است به تشكيك در سنت مطهر رسول اكرم صلي الله عليه وسلم مبادرت ورزيده است.
و ما به سبب اين كتاب را كه روشنگر أهميت سنت مطهر رسول الله صلي الله عليه وسلم مى باشد، براي فارسي زبانان جهان ترجمه كرده تا اينكه بتوانند با خواندن و مطالعه آن به أهميت سنت مطهر پـي برند، ناگفته نماند كه أيـن كتاب كه: (وجوب العمل بسنة الرسول صلي الله عليه وسلم وكفر من أنكرها)، (وجوب عمل به سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم و كفر كسى كه آنرا انكار كند) نام دارد از نوشتهء عالم و دانشمند بزرگ إسلامي علامه الشيخ عبدالعزيز بن عبدالله بن باز مفتي عام عربستان سعودي است.
اميدواريم توانسته باشيم بوسيلهء ترجمهء اين كتاب خـدمتي به دين مبين إسلام كرده باشيم. قبلاً از خوانندگان محترم از اشتباهات احتمالي در ترجمه و چاپ پوزش مى طلبيم، چون كسي بجز أنبياء و پيامبران عليهم الصلاه والسلام معصوم نيست. و بشر مايه اشتباه است.
از خداوند مسئلت داريم كه آنرا خاص براي رضاي و خشنودي خود قرار دهد.
و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين. وصلي الله علي نبينا محمد وعلي آله وصحبه.
مقدمه مولف
الحمد لله رب العالمين والعاقبة للمتقين والصـلاة والسلام على عبده ورسوله نبينا محمد المرسل رحمة للعالمين وحجة على العباد أجمعين وعلى آله وأصحابه الذين حملوا كتاب ربهم سبحانه وسنَّة نبيهم صلي الله عليه وسلم إلى من بعدهم بغاية الأمانة والإتقان والحفظ التام للمعاني والألفاظ y وأرضاهم وجعلنا من أتباعهم بإحسان . أما بعد:
علماي إسلام در قديم و جديد اتفاق كرده اند كه أصول و أساس معتبر در إثبات احكام شرعي و بيان حلال و حرام در درجهء أول قرآن كتاب خدا است كه: «لاَ يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلاَ مِنْ خَلْفِهِ(42)». [فصلت].
[باطل از هيچ سمت و سو در آن راه نمى يابد].
سپس سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم كه از هوي و هوس صحبت نمى كند، بلكه وحي است كه خداوند بر او نازل فرموده است.
سپس إجماع علماي أمت إسلامي است.
وعلماء در أصول ديگر اختلاف كرده اند كه از مهمترين آنها قياس مى باشد.
و جمهور أهل علم بر اين هستند كه قياس حجت است اگر شروط معتبر آن كامل باشد.
و دليل بر اين أصول بسيار است كه شمارش نمى توان كرد و شهرتش بيش از آن است كه ما آنرا در اينجا ذكر كنيم.
أما أصل أول: قرآن كتاب خدا است كه در بعضي از جاها اين كتاب به وجوب إتباع و پيروي و تمسك و چنگ زدن به آن، و توقف كردن در حدود قوانين إلهي دلالت مى كند.
خداوند مى فرمايد: «اتَّبِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلاَ تَتَّبِعُواْ مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء قَلِيلاً مَّا تَذَكَّرُونَ(3)». [الأعراف].
[از آنچه از(جانب) پروردگارتان به سوي شما فروفرستاده شده است، پيروي كنيد به جاي او از دوستان(و سرورانِ ديگر) پيروي مكنيد. چه اندك پند مى پذيريد].
و مى فرمايد: «وَهَذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ(155)». [الأنعام].
[و اين كتابي مبـارك است كه ما آنـرا نـازل كرده ايم، پس از آن پيروي كنيد و پروا داريد تا مورد رحمت قرار گيريد].
و همچنين مى فرمايد: «قَدْ جَاءكُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُّبِينٌ(15)يَهْدِي بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ وَيُخْرِجُهُم مِّنِ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ(16)». [المائده].
[به راستي از طرف خدا براي شما نور و كتابي روشن آمده است. خداوند با آن كسي را كه خشنودي او را بجويد به راه هاي نجات هدايت مى كند و آنان را به توفيق خود از تاريكى ها به سوي نور بيرون مى برد و آنان را به راه راست هدايت مى كند].
و مى فرمايد: «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءهُمْ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ(41)لاَ يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلاَ مِنْ خَلْفِهِ تَنـزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ(42)». [فصلت].
[بى گمان كسانى كه قرآن را ـ چون به آنان رسيد ـ انكار كردند(از ما نهان نيستند) و به راستي آن كتابي گرانقدر است. باطل از هيچ سمت و سو در آن راه نمى يابد از(سوي) فرزانه ستوده فروفرستاده شده است].
و همچنين خـداوند مى فرمايد: «وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ(19)». [الأنعام].
[و اين قرآن به من وحي شده است تا با آن شما را و كسي را كه(پيامش) به او برسد، بيم دهم].
و همچنين مى فرمايـد: «هَذَا بَلاَغٌ لِّلنَّاسِ وَلِيُنذَرُواْ بِهِ(52)». [إبراهيم].
[اين پيام رسانى اي براي مردم است و تا به آن هشدار يابند]. و آيات در اين معنا زياد است.
و أحاديث صحيح و ثابت از رسول الله صلي الله عليه وسلم وارد شده كه به تمسك و چنگ زدن به قرآن و اعتصام و پيروي از آن أمر مى فرمايد، و دلالت مى كند كه هركس به آن تمسك و چنگ بزند بر هدايت است، و هركس آنرا ترك كند بر گمراهي است.
و از دلايل آن خطبهء حجـه الوداع است كه رسول الله صلي الله عليه وسلم چنين مى فرمايد: ((إنّي تارك فيكم ما لن تضلوا إن اعتصمتم به كتاب الله)). [مسلم].
من بين شما چيزي گذارده ام كه اگر به آن اعتصام كرده و چنگ بزنيد و عمل كنيد هرگز گمراه نخواهيد شد، و آن كتاب خدا(قرآن) است.
و همچنين در صحيح إمام مسلم از زيد بن أرقم رضي الله عنه روايت است كه رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: ((إنّي تارك فيكم الثَّقَلَين أولهما كتاب الله فيـه الهُدى والنور فخذوا بكتاب الله وتمسكوا به)).
من بين شما دو چيز سنگين و عظيم به أمانت گذارده ام يكي كتاب خدا است، هدايت و پيروزي و نور در آن است، آنرا محكم بگيريد و به آن چنگ بزنيد.
پس مردم را بسوي كتاب خدا تحريك و تشويق نمود سپس فرمود: و أهل بيت را ميان شما مى گذارم، دربارهء أهل بيتم از خـــدا بترسيد، و آنرا دو بار تكرار كرد.
و در لفظ ديگر: قرآن ريسمان خدا است، كسى كه به آن تمسك ورزد و چنگ بزند او بر راه راست هدايت خـواهد بود، و كسى كه آنرا ترك كند بر گمراهي است.
إجماع علماء و مؤمنين أعم از صحابه و آنانيكه بعد از آنها آمده اند در مورد وجوب تمسك به كتاب خدا و حُكْم و قضاوت به آن همراه سنت رسول خدا كافي است، و نيازي به آوردن دلائل در اين مورد و طولاني كردن مطلب نيست.
أصل دوم: از أصول سه گانه كه علماي إسلام بر آن اتفاق و إجماع دارند سنت صحيح رسول الله است، و كسانيكه بعد از رسول الله صلي الله عليه وسلم آمده اند به آن أصل و أساس إيمان آورده و آنرا حجت قرار داده و به أمت محمدي آموزش داده اند، و كتابهاي بسياري در اين باره تأليف كرده اند، و آنرا در كتابهاي أصول فقه، و مصطلح حديث بيان نموده اند.
و دلايل در اينمورد بسيار زياد است بطوريكه نمى توان آنها را در حصر و شمار آورد، بعضي از اين دلايل در كتاب خداوند، قرآن مجيد وارد شده اند و دستور به پيروي و اطاعت از رسول خدا مى دهند و مورد خطاب اين دستورات أمت رسول خدا در عصر او و كسانى كه بعد از او مى آيند، قرار مى گيرد.
زيرا او براي تمامي جهانيان فرستاده شده و آنها مأمورند تا روز قيامت تابع و پيرو او باشند، و او مفسر و بيان كننده قـرآن است، و مبهم آن با أقوال و كردار و تقريرات او بيان شده است.
و اگر سنت پيامبر صلي الله عليه وسلم نبود مسلمانان تعداد ركعات نماز، چگونگي آن، و واجبات نماز را نمى دانستند، و تفصيل و شرح أحكام روزه، و زكات، و حج، و جهاد در راه خدا، و أمر به معروف و نهي از منكر را نمى دانستند، و شرح أحكام معاملات از خريد و فروش، و محرمات از حلال و حرام، و واجبات را در مورد كيفرها و مجازاتهاي شرعي نمى دانستند.
و از جمله آياتي كه در اين باره نازل شده خداوند مى فرمايد: «وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ(132)». [آل عمران].
[و از خدا و رسولِ(او) فرمان بريد تا مشمول رحمت قرار گيريد].
و مى فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُـولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً(59)». [النساء].
[اي مؤمنان، از خداوند اطاعت كنيد و از رسول(او) و صاحبان امرتان(هم) اطاعت كنيد هرگاه در چيزي اختلاف كرديد، اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد، آن را به خدا و رسول بازگردانيد. اين بهتر و نيك انجام تر است].
و مى فرمايد: «مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا(80)». [النساء].
[هركس از رسولِ(خدا) اطاعت كند، در حقيقت از خداوند فرمان برده است. و كسى كه روي گرداند، (بدان كه) تو را بر آنان نگهبان نفرستاده ايم].
چگونه ممكن است طاعت او و بازگردانيدن آنچه مردم در آن اختلاف كرده اند به كتاب خدا و سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم باشد اگر احتجاج به سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم نشود؟ يا اينكه تمام سنت محفوظ نباشد؟ و بنابراين قول بارى تعالي بندگان خود را بر چيزي ارجاع داده كه وجود ندارد! و اين از باطل ترين و پوچ ترين دروغها است، و از بزرگترين كفرها به خدا و سوء ظن به اوست.
خداوندمى فرمايد: «وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ(44)». [النحل].
[و به تو قرآن نازل كرديم تا براي مردم روشن سازي، آنچه را كه بر آنان فروفرستاده شده است، و باشد كه انديشه كنند].
و همچنين مى فرمايد: «وَمَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ(64)». [النحل].
[و كتاب را بر تو فروفرستاديم مگر(از آن روي) تا آنچه را كه در اختلاف ورزيدند، برايشان روشن سازي و(نيز براي) راهنمايي و بخشايش براي گروهي كه ايمان مى آورند].
پس چگونه خداوند بيان قرآن نازل شده را به رسـول الله صلي الله عليه وسلم واگذار مى كند، اگر سنت وجود نداشته باشد، يا اينكه حجت و ثابت نباشد!
مثال اين خداوند مى فرمايد: «قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُـولَ فَإِن تَوَلَّوا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُـولِ إِلاَّ الْبلاَغُ الْمُبِينُ(54)». [النور].
[بگو: از خداوند فرمان بريد و از رسول(او نيز) فرمان بريد. و اگر روي بگردانند، بر(عهده) او(پيامبر) تنها همان است كه به آن مكلّف شده است و بر(عهده) شماست آنچه تكليف يافته ايد. و اگر از او فرمان بريد راه خواهيد يافت. و بر(عهده) رسولِ(ما) جز پيام رساني آشكار نيست].
و مى فرمايد: «وَأَقِيمُوا الصَّلاَةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ(56)». [النور].
[و نماز را بر پا داريد، و زكات را بپردازيد، و از رسولِ(خدا) فرمان بريد، باشد كه مورد رحمت قرار گيريد].
و خداوند مى فرمايد: «قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ(158)». [الأعراف].
[بگو: اي مردم، من فرستاده خداوند به سوي همه شما هستم، كسى كه فرمانروايي آسمانها و زمين از آنِ اوست، معبود(حقي) جز او نيست، زنده مى كند و مى ميراند. پس به خداوند و رسول او، آن پيامبر درس ناخوانده اي كه به خداوند و سخنان او ايمان دارد، ايمان آوريد و از او پيروي كنيد، باشد كه راه يابيد].
و در اين آيات دليل واضحي است كه هدايت و رحمت در إتباع و پيروي از رسول الله صلي الله عليه وسلم مى باشد.
و اين چگونه ممكن است با عمل نكردن به سنت او؟ يا اينكه گفته شـود سنت او صحيح نيست! و يا گفته شود نمى توان بر آن سنت اعتماد كرد!
و مى فرمايد: «فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ(63)». [النور].
[پس بايد آنان كه بر خلاف فرمان او رفتار مى كنند از آن برحذر باشند، كه بلايي به آنان برسد، يا عذابي دردناك گريبانگيرشان شود].
و خداوند مى فرمايد: «وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا(7)». [الحشر].
[(در اينجا يك قاعدهء مهم مقرر داشته و آن تبعيت رهبر مسلمين از نصوص شريعت) و آنچه كه رسولِ(خدا) به شما بدهد، آن را بگيريد. و از آنچه كه شما را از آن باز دارد، باز آييد].
و آيات در اين موضوع و مطلب بسيار است و همهء آنها بر وجوب اطاعت رسول الله صلي الله عليه وسلم و بر پيروي از آنچه او آورده دلالت مى كنند، چنانكه قبلاً دليل بر وجوب إتباع كتاب خدا و تمسك به آن طاعت و أوامر و نواهي ذكر كرديم، و اين دو أصل و أساس ملازم و وابسته به هم هستند و از هم جدا شدني نيستند، هركس يكي از آن دو را انـكار كند ماننـد اينكه ديگري را انكار و دروغ دانسته، و اين به إجماع أهل علم و إيمان كفر و گمراهي و خروج از دايرهء إسلام مى باشد.
و أحاديث در وجوب اطاعت رسول خدا صلي الله عليه وسلم و اتباع و پيروي از آنچه آورده و تحريم معصيت او بطور متواتر وارد شده است ؛ و آنهم در حق كسيكه در زمان او بوده و بعد از او تا روز قيامت خواهد آمد.
و از جمله اين أحاديث، حديث أبى هريره رضي الله عنه كه رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: ((من أطاعني فقد أطاع الله ومن عصاني فقد عصى الله)). [متفق عليه].
كسى كه از من اطاعت كند، مانند اينكه از خدا اطاعت كرده، و كسى كه از من نافرماني كند، مانند اينكه خدا را معصيت و نافرماني كرده است.
و همچنين أبوهريره روايت مى كند كه رسـول اكرم صلي الله عليه وسلم فرمودند: ((كل أمتي يدخلون الجنّة إلاَّ من أبى قيل يا رسول الله ومن يأبى قال: من أطاعني دخل الجنة ومن عصاني فقد أبى)). [البخاري].
همه أمت من داخل بهشت خواهند شد مگر كسيكه خود از دخول آن امتناع ورزد، گفته شد اي رسول الله چه كسي است كه از دخول آن امتناع مى ورزد؟ فرمود: كسى كه از من اطاعت كند داخل بهشت خواهد شد، و كسى كه از من نافرماني كند، او همان كسي است كه خود از دخول آن امتناع ورزيده است.
و أحمد و أبوداود و حاكم با إسناد صحيح از رسـول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: ((ألا إنّي أوتيت الكتاب ومثله معه، ألا يوشك رجل شبعان على أريكته يقول عليكم بهذا القرآن، فما وجدتم فيه من حلال فأحلوه، وما وجدتم من حرام فحرّموه)).[أحمد، أبوداود، حاكم، با سند صحيح].
همانا به من قرآن، و مِثل و مانند آن (يعني: سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم) داده شده است، همانا بزودي مردي سير خورده و تكيه زده بر متكا و بالشت خود كه بگويد: بر شماست كه فقط پيرو قـرآن باشيد، و هر چه در آن از حلال يافتيد، پس آنرا حلال بدانيد، و آنچه در آن از حرام يافتيد، آنرا حرام بدانيد .
أبو رافع ازپدرش روايت مى كند كه رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودنـد: ((لا ألفين أحدكم متكئاً على أريكته يأتيه الأمر من أمري مما أمرتُ به أو نهيتُ عنه فيقول لا ندري، ما وجدنا في كتاب الله اتبعناه)).
[أبوداود وابن ماجه با سند صحيح].
نبينم كه يكي از شما بر بالشت خود تكيه زده و أمري از أوامري كه من به آن أمر كرده ام، و يا از آن نهي كرده ام بر او آيد و او گويد: نمى دانم! فقط آنچه در كتاب خـدا پيدا كرديم قبول خواهيم كرد.
و حسن بن جـابر از مقدام بن معدي كرب رضي الله عنه روايت مى كند كه مى گويد: ((حرّم رسول الله صلي الله عليه وسلم يـوم خيبر أشياء ثم قال يوشك أحدكم أن يكذبني وهو متكئ يحدِّث بحديثي فيقول بيننا وبينكم كتاب الله فما وجدنا فيه من حلال استحللناه، وما وجدنا فيه من حرام حرمناه، ألا إنَّ ما حرّم رسول الله مثل ما حرّم الله)). [ترمذي وابن ماجه وحاكم].
رسول الله صلي الله عليه وسلم روز غزوه خيبر چيزهائي را حرام كرده، سپس فرمود: پيدا مى شود يكي از شما كه مرا تكذيب كند در حاليكه بر بالشت خود تكيه زده و از سخنان من صحبت مى كند، سپس مى گويد: بين ما و شما كتاب خدا است، هر چه در آن حلال يافتيم، آنرا حلال مى دانيم، و آنچه در آن حرام يافتيم، آنرا حرام مى دانيم، بدانيد كه همانا آنچه رسول الله صلي الله عليه وسلم حـرام كرده مانند آن چيزي است كه خداوند آنرا حرام فرموده است.
و أحاديثي بطور متواتر از رسول الله صلي الله عليه وسلم ثابت است كه در خطبهء خـود وصيت مى فرمود كه: حاضرين به غائبين ابلاغ كنند، و مى فرمود: ممكن است ابلاغ شده اي برداشت بيشتر و دقت و توجه بهتري از شنونده داشته باشد.
و از آن أحـاديث متواتر: حديثي در صحيحين است كه رسول الله صلي الله عليه وسلم در حجه الوداع در خطبهء خود در روز عرفه و روز عيد قربان براي مردم چنين فرمودند: أفراد حاضر به أفراد غائب برسانند زيرا ممكن است كسى كه به او ابلاغ شود دقت و توجه بهتري از شنونده داشته باشد.
پس اگر سنت او بر شنوندگان و ابلاغ شدگان حجت نبود، و اگر سنت او تا روز قيامـت باقي نمى ماند، به آنها دستور تبليغ داده نمى شد.
پس معلوم مى شود كه دليل بودن و حجت بودن سنت او همچنان پا بر جا است، بر شنونده اي كه از زبان رسول الله صلي الله عليه وسلم شنيده، و بر كسى كه براي او با أسانيد صحيحه نقل شده است.
و أصحاب و ياران پيامبر صلي الله عليه وسلم سنت قولي و فعلي او را حفظ كرده اند و همچنين تابعين، سپس تابعين آنرا ابلاغ كرده اند به نسل بعدي خود، و همچنين علماء و دانشمندان ثقه كه گفتار آنان مورد اعتماد مى باشد نسل بعد از نسل، و قرن بعد از قرن نقل كرده اند.
و آنرا در كتاب هاي خود جمع آوري و بيان كرده اند و صحيح و ضعيف آنرا بيان كرده اند.
و براي شناخت احاديث صحيح و ضعيف قوانين و ضوابط معيـني بين خود قرار داده اند تا بوسيلهء اين قوانين صحيح و ضعيف أحاديث شناخته شوند.
و علماء و دانشمندان، كتابهاي سنت أعم از صحيح بخاري و مسلم و كتاب هاي ديگر را بخوبي و بطور كامل حفظ كرده اند، همچنانكه خداوند كتاب خودش (قرآن) را طبق وعده اش از بازيچه قرار گرفتن، و الحاد، و كفر كافران، و تحريف و تغيير ياوه گويان حفظ نموده است، چنانكه مى فرمايد: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ(9)». [الحجر].
[بى گمان ما قرآن را فروفرستاده ايم و به راستي ما نگهبان آن هستيم].
و جاي هيچ شك و ترديدي نيست كه سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم وحي نازل شده است، و خـداوند آنرا حفظ فرموده، چنانكه كتاب خود قرآن را حفظ فرموده، و بارى تعالي براي آن سنت علمائي نقّاد و جداكنندهء خوب از بد برانگيخته كه تحريف و تغيير و تبديل باطل انديشان و ياوه گويان، تعبير و تفسير جـاهلان را از آن دور مى كنند، و هر آنچه را كه دروغگويان نادانان و ملحدان به آن چسيانيده اند دور مى كنند، زيـرا بارى تعالي آنرا تفسيري براي قرآن كتاب خود، و بيان آنچه مبهم و مشكل است از احكام قرار داده، و ضمن آن احكام ديگري است كه نص آن در قرآن وارد نشده، مانند تفصيل و شرح احكام دوران شيرخوارگي بچـه ها، و بعضي از احكام ميراث، و تحريم جمع بين زن و عمهء او، و بين زن و خـالهء او، و غير از اين از احكام كه در سنت صحيح رسول الله صلي الله عليه وسلم وارد شده و در قرآن از آن ذكري نيست.
ذكر بعضي از آنچه از صحابه و تابعين و أهل علم و دانش در تعظيم سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم و وجوب عمل به آن وارد شده در صحيحين از أبو هريره رضي الله عنه روايت است كه گفت وقتي رسول الله صلي الله عليه وسلم دنيا را وداع گفتند بعضي از عرب كافر شدند، أبوبكررضي الله عنه گفت: سوگند به خدا كه جنگ خواهم كرد با كسيكه بين نماز و زكات فرق گذارد، عمر بن الخطاب رضي الله عنه به او گفت: چگونه با آنان جنگ مى كني در حاليكه رسـول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: ((أمرت أن أقاتل الناس حتى يقولوا لا إله إلاَّ الله فإذا قالوها عصموا منّي دماءهم وأموالهم إلاَّ بحقها)). [متفق عليه].
مأمور شده ام با مردم بجنگم تا اينكه بگويند: لا إله إلاَّ الله: معبود بحقي بجز خداي يكتا نيست، پس اگر آنرا گفتند جان، و مال آنها، بجز به حق آن از من حفظ مى شود.
و أبوبكر صديق رضي الله عنه گفت آيا زكات از حق آن نيست؟ سوگند بـه خدا اگر گردنبند شتري كه به رسول الله صلي الله عليه وسلم مى دادند از من منع كنند به خاطر منع آن، با آنان جنگ خواهم كرد، عمر رضي الله عنه گفت در نتيجه دانستم كه خداوند سينه و قلب أبوبكر را براي جنگ روشن كرده و دانستم كه او بر حق است.
و صحابه رضي الله عنه رأي و مشورت أبوبكررضي الله عنه براي قتال أهل ردت را قبول كردند و با او به جنگ پرداختند تا اينكه آنان را به إسلام برگردانند، و كسى كه بر آن اصرار كرد او را كشتند.
و اين قصه براي تعظيم و بزرگداشت سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم و وجوب عمل به آن واضح ترين دليل است.
مادر بزرگي بسوي أبوبكر آمد و از ميراث خود سـؤال كرد، أبوبكررضي الله عنه به او جواب داد كه در كتاب خدا حقي براي تو در اين باره وارد نشده، و نمى دانم كه رسول الله صلي الله عليه وسلم در اين مسأله قضاوتي كرده باشد، و از مردم سؤال خواهم كرد، سپس از صحابه سـؤال كرد و بعضي از آنها شهادت دادند كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم مادر بزرگ را سهم يك ششم داده، پس أبوبكر به آن قول قضاوت كرد.
عمررضي الله عنه عاملان خود را وصيت مى كرد كه بين مردم با كتاب خدا قضاوت و حكم كنند، و اگر در كتاب خدا آن حكم را نيافتند به سنت رسول اكرم صلي الله عليه وسلم رجوع كنند، و وقتي در بارهء سقط جنين كه در شكم مادر مرده است به سبب تعدي و ظلم به او اشكال پيدا كرد از صحـابه سؤال كرد، محمد بن مسلمه و المغيرة بـن شعبه رضي الله عنهما نزد او گوهي دادند كه رسول الله صلي الله عليه وسلم دربارهء اين به آزاد كردن كنيزي و يا برده اي قضاوت كرده، پس عمر به آن حكم قضاوت كرد.
و وقتي عثمان رضي الله عنه حكم عزاداري زني كه شوهرش فوت كرده را نمى دانست كجا بايد عزادار باشد، فريعه دختر مالك بن سنان خواهر أبوسعيد الخدري رضي الله عنهما به او خبر داد: رسول الله صلي الله عليه وسلم به او أمر فرمودند بعد از وفات شوهرش در خانه اش عزاداري كند تا اينكه حداد و عزاي او تمام گردد پس عثمان به همان حكم قضاوت كرد.
و همچنين در اجراي كيفر و عقوبت و مجازات و شلاق زدن بر شراب خواري وليد بن عقبه به سنت پيامبر صلي الله عليه وسلم قضاوت كرد.
و وقتي به علي رضي الله عنه خبر رسيد كه عثمان از حج تمتع منع مى كند، علي حج تمتع انجام داد ـ يعني به حج و عمره با هم لبيك گفت ـ و فرمود: سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم را به خاطر قول و سخن يك نفر ترك نمى كنم.
و وقتي بعضي از مـردم بر عبدالله بن عباس رضي الله عنهما در مورد حج تـمتع اعتراض كردند و گفتند: أبوبكر و عمر به حج إفراد تشويق كرده و آنرا مقدم مى دانستند، عبدالله بن عباس رضي الله عنهما گفت: مى ترسم كه سنگهايي از آسمان بر شما پرتاب شود، من مى گويم رسول الله صلي الله عليه وسلم چنين فرمودند، و شما مى گوئيد أبوبكر و عمر چنين گفتند!
پس كسى كه به خاطر قول أبوبكر و عمر با سنت مخالفت نمايد، بيم آن مى رود كه دچار عذاب شـود، پس حال كسانيكه به خاطر قول غير أبوبكر و عمر رضي الله عنهما مجرد به رأي و اجتهاد خــود با سنت مخالفت مى كنند، چه خواهد شد؟
و وقتي بعضي از مردم با عبدالله بن عمر بن الخطاب رضي الله عنهما در مورد بعضي از سنتها اختلاف كردند، عبدالله گفت: آيا ما مأموريم كه تابع عمر باشيم؟
و وقتي مردي به عمران بن حصين رضي الله عنهما گفت: ما را از كتاب خدا قرآن سخن بگو، و او داشت سخن از سنت و حديث رسول الله صلي الله عليه وسلم مى آورد عصباني شد و گفت: سنت بيان كننده و تفسير كننده كتاب خـداسـت، اگر سنت نبود نمى دانستيم كه نماز ظهر چهار ركعت است و مغرب سه ركعت است، و صبح دو ركعت است، و تفصيل و شـرح احكام زكات و غير از اينها كه در سنت است نمى دانستيم.
و أخبار بسياري از صحابه در تعظيم شأن سنت و وجوب عمل به آن و تحذير از مخالفت به آن وارد شده است.
و همچنين عبدالله بن عمر رضي الله عنهما وقتي روايت كردند كه رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: ((لا تمنعوا إماء الله مساجد الله)). [متفق عليه].
كنيزان خدا(زنان مسلمان) را از رفتن به مساجد منع مكنيد.
بعضي از پسران او گفتند: سوگند به خدا كه آنان را منع مى كنيم، پس بر آنها عصباني شـد و به آنان بدي گفت، و گفت: مى گويم رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند، و مى گوئيد سوگند به خدا آنان را منع مى كنيم!
و وقتي عبدالله بن المغفل المزني (و او از صحابهء رسول الله صلي الله عليه وسلم مى باشد) ديد يكي از نزديكانش سنگريزه را بر يكديگر پرتاب مى كنند از آن عمل منع كرد و به او گفت رسول الله صلي الله عليه وسلم از پرتاب كردن سنگريزه و ريگ نهي فرمودند و فرمودند: اين سنگريزه ها چيزي را صيد نمى كند، و دشمني را شكست نمى دهد، و او را باز نمى دارد، وليكن دنداني را مى شكند، و چشمي را بيرون مى آورد و كور مى كند، سپس او را در وقت ديگري ديد كه همان كار را انجام مى دهد، گفت سوگند به خدا كه تا أبد با تو سخن نخواهم گفت، تو را از رسول الله صلي الله عليه وسلم با خبر مى كنم كه از آن نهي فرمودند، سپس دوباره آنرا انجام مى دهي؟
و إمام بيهقي در كتاب خود (سنن الكبري) از أيوب السختياني تابعي جليل روايت مى كند كه گفت: اگر سنت رسول را براي مردمي بسخـن و گفتار آوردي و او گفت ما را از اين واگذار و از قرآن سخن بگو، بدان كه آن شخص گمراه است.
و إمام أوزاعي رحمت الله عليه گويد: سنت حكم كننده و شرح دهنده كتاب خدا است، و مطلق هاي كتاب را مقيد مى كند و يا به احكامي كه در قرآن ذكر نشده مى پردازد.
چنانكه خداوند مى فرمايد: «أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ(44)». [النحل].
و قبلاً گفتار رسول الله صلي الله عليه وسلم را ذكر كرديم كه فرمودند: ((ألا إنّي أوتيت الكتاب ومثله معه)). [راجع شود به ص 33ـ34].
همانا به من قرآن و مانند آن داده شده است.
و إمام بيهقي از عامر الشعبي رحمت الله عليه روايت مى كند كه به بعضي از مـردم گفت: ((إنَّما هلكتم في حين تركتم الآثار)). [البيهقي].
براستي شما هلاك و گمراه شديد وقتي أثر و سنت صحيح رسول الله صلي الله عليه وسلم را ترك كرديد.
و إمام بيهقي رحمه الله از إمام أوزاعي رحمت الله عليه روايت مى كند كه به بعضي از دوستان و ياران خود گفت: اگر از رسول اكرم صلي الله عليه وسلم حديث و سنتي بتو رسيد مبادا به غير از آن سخن بگوئي، زيرا رسول الله صلي الله عليه وسلم ابلاغ كننده اي از جانب بارى تعالي بود.
و إمام بيهقي از إمام سفيان بن سعيد الثوري رحمهما الله روايت مى كند كه گفت: همانا همهء علم و دانش علم به سنت و آثار رسول الله صلي الله عليه وسلم مى باشد.
و إمام مالك رحمه الله به طرف قبر رسول الله صلي الله عليه وسلم رو كرد و فـرمود: سخن و گفتار همهء ما قابل رد است، مگر سخن و گفتار صاحب اين قبر كه قابل رد نيست.
و إمام أبوحنيفه رحمه الله گويد: اگر حـديث و سنتي از رسول الله صلي الله عليه وسلم آمد آنرا بر سر و چشم مى گذاريم.
و إمام شافعي رحمـه الله گويد: هرگاه از رسـول الله صلي الله عليه وسلم حديث صحيحي روايت كردم و آنرا نگرفتم و عمل نكردم شما را گواه مى دانم كه عقل خود را از دست داده ام.
و همچنين إمام شافعي مى گويد: اگر سخن و گفتاري گفتم و حديث رسول الله صلي الله عليه وسلم بر خلاف گفته من بود، پس قول و گفتار مرا به ديوار بزنيد.
و إمام أحمد بن حنبل رحمه الله به بعضي از ياران خود گفت: مرا تقليد مكنيد، و إمام مالك را تقليد مكنيد، و إمام شافعي را تقليد مكنيد، و از آنجائيكه بگيريد كه ما آنرا گرفتيم، (يعني از أحاديث پيامبر اكرم صلي الله عليه وسلم).
و همچنين إمام أحمد مى گويد: تعجب كردم از أقوامي كه إسنـاد و صحت إسناد حـديث رسـول الله صلي الله عليه وسلم را دانستنه سپس مى روند و رأي سفيان را مى گيرند.
و خداوند مى فرمايد: «فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ(63)» [النور].
سپس گفت: آيا مى داني فتنه چيست، فتنه شـرك است، ممكن است اگر بعضي از گفتار رسول الله صلي الله عليه وسلم را رد كرده قبول نكند در قلب او گمراهي افكنده شود و هلاك گردد.
و إمام بيهقي از مجاهد بن جبر تابعي جليل روايت مى كند در قول خداوند: «فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ(59)». [النساء].
[اگر در بارهء چيزي اختلاف نموديد براي رفع اختلاف به كتاب خدا و سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم مراجعه كنيد تا حل اختلاف از كتاب و سنت بيابيد].
گفت: برگردانيدن بسوي خدا يعني: بسوي كتاب او، و برگردانيدن بسوي رسول يعني: بسوي سنت اوست.
پس اگر در چيزي اختلاف كرديد آنرا بسوي خدا و رسول خدا برگردانيد.
و إمام بيهقي از محمد بن شهاب زهري رحمه الله روايت مى كند كه گفت: كسانيكه از علماء و دانشمندان ما رفتند و فوت كردند مى گفتند اعتصام و پيروي از سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم نجات و پيروزي است.
و موفق الدين بن قدامه رحمه الله در كتاب خود: روضة الناظر در بيان أصول احكام چنين مى گويد: أصل و أساس دوم از دلايـل، سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم مى باشد، و گفتار رسول الله صلي الله عليه وسلم حجت است زيرا از دلايل معجزات بر صدق و راستي اوست، و خداوند به طاعت او و تحذير از مخالفت او أمر فرموده است.
و إمام ابن كثير رحمه الله در تفسير اين آيه گويد: «فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ(63)».
يعني: از أوامر رسول الله صلي الله عليه وسلم، آنهم طريقه و راه و روش و سنت و شريعت اوست، پس گفتار و كردار بنى آدم با گفتار و كردار رسول الله صلي الله عليه وسلم مقايسه و مطابقت مى شود، و آنچه موافق آن بود قبول، و آنچه مخالف آن بود مردود و بر قائل و گوينده او برگردانيده مى شود، و آن هم هركه خواهد باشد.
چنانكه رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: ((من عمل عملاً ليس عليه أمرنا فهو رد)). [متفق عليه].
هر كس عمل و كرداري انجام دهد كه راه و روش ما بر آن نيست آن عمل و كردار مردود و غير قابل قبول است.
پس بترسد و برحذر باشد كسى كه ظاهراً و باطناً مخالف شريعت رسول الله صلي الله عليه وسلم باشد (أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ).
كه به آنان مصيبتي در قلبهاى شان از كفر و نفاق و بدعت بوجود آيد.
(أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ).
يعني در دنيا به كُشتن و يا مجازات و يا زندان و غير از اينها مبتلا شوند.
از إمام أحمد بن حنبل از عبدالرزاق از معمر از همام ابن منبه روايت است كه أبـوهريره گفت: رسـول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: ((مَثَلي ومَثَلُكم كمثل رجلٍ اسْتَوْقَدَ ناراً فلمّا أضاءتْ ما حولها جعل الفراشُ و هذِهِ الدوابُّ اللائي يقعْنَ في النَّار يقَعْنَ فيها وجعلَ يحجُزُهُـنَّ ويغْلبْنَهُ فَيقْتَـحِمْنَ فيها قال فذلك مثلي ومثلكم، أنا آخذُ بحجزكم عن النَّار، هلمَّ عن النَّار فتغلبوني وتقتحمون فيها)). [متفق عليه].
مَثَلِ من و مَثَلِ شما مانند مردي است كه آتشي روشن كرده وقتي اطراف خـود را نوراني و روشن كرد و پروانه ها و حشرات كه اطراف آن مى گردند در آتش مى أفتند، آن مرد جلوگيري مى كند و نمى گذارد كه پروانه ها و حشرات در آتش بيفتند ولي بر او غلبه كرده خود را در آتش مى أندازند، فرمود: پس اين مَثَلِ من و شماست، من كمربند شما را گرفته از آتش دور مى كنم، و شما بر من غلبه كرده و هجوم مى كنيد و خود را در آتش مى أندازيد.
و إمام سيوطي رحمه الله در كتاب خود: (مفتاح الجنه في الاحتجاج بالسنه)(كليد بهشت در حجيت سنت رسول الله صلي الله عليه وسلم) چنين مى گويد:
(بدانيد ـ خدا شما را رحمت كند ـ هركس حجيت حديث رسول الله صلي الله عليه وسلم قولي و فعلي با شروط معروف آن در أصول دين را انكار كند كافر مى باشد، و از دايرهء إسـلام خارج است، و روز قيامت با يـهـود و نصـاري و با فرقـه ها و طائفه هاي گمراه و كافر محشور خواهد شد).
و أخبار از صحابه و تابعين و كسانيكه بعد از ايشان آمده اند از علماء و دانشمندان در تعظيم سنت و وجوب عمل به آن و تحذير از مخالفت آن بسيار زياد وارد شده است.
و أميد است آنچه در اينجا ذكر شد از آيات و أحاديث و أخبار، براي كسى كه حق طلب است كافي و قانع كننده باشد، و از خداوند براي خود و تمامي مسلمانان توفيق به آنچه رضايت آنرا دارد مسئلت دارم، و سلامت از أسباب خشم و غضب او، و اينكه تمامي ما را به راه مستقيم هدايت فرمايد، او شنوا و نزديك است.
وصلى الله وسلم على عبده ورسوله نبينا محمد وعلى آله وأصحابه وأتباعه بإحسان.
عبدالعزيز بن عبدالله بن باز
مفتي عام عربستان سعودي و رئيس كبار علماء
و رئيس دايرهء بحثهاي علمي وفتواى شرعي