المساعد الشخصي الرقمي

مشاهدة النسخة كاملة : حقيقت عاشورا


حامد
_18 _October _2015هـ الموافق 18-10-2015م, 08:23 PM
حقيقت عاشورا

(حقيقة عاشوراء باللغة الفارسية)

مؤلف
محمد عوده رحيلي


مترجم
قريب الله مطيع


فهرست

مقدمه‌ی مترجم
روزههاي نفلي«مستحب» در طول سال
عاشورا در لغت
امر به روزه گرفتن عاشورا
روزه‌ی پيامبران عليهم السلام در عاشورا
روزه گرفتن صحابه و تابعين در روز عاشورا
روزه گرفتن قريش و اهل جاهليت در روز عاشورا
آيا روز زينت، روز عاشورا بود؟
عاشورا در عهد اموي‌ها و عباسيها
عاشورا در عهد فاطميها
عاشورا در عهد ايوبيها
عاشورا در عهد آل بويه
بدعتهايي كه در عاشورا صورت مي‌گيرد و بايد از آن دوري جست
ماتم در روز عاشورا
رواياتی از کتب شیعه
مراجع
جرايد و مجلات



مقدمه‌ی مترجم
الحمدلله وحده والصلاة و السلام على من لانبی بعده و على آله وأصحابه الذين صدقوا وعده وبعد:
خداوند متعال می‌فرمايد: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ٢٠٨ فَإِنْ زَلَلْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْكُمُ الْبَيِّنَاتُ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ٢٠٩﴾. [البقرة : 208- 209]
ترجمه: «ای مومنان! همگی اسلام را به تمام و كمال بپذيريد و به صلح و آشتی در آييد، و از گامهای شيطان پيروی نكنيد و به دنبال او راه نرويد بی گمان او دشمن آشكار شما است و اگر بعد از آمدن دلائل واضح منحرف و دچار لغزش شديد و به دام شيطان افتاديد بدانيد كه بی گمان خداوند توانا و حكيم است».
آيات فوق مؤمنان را به پيروی اوامر خداوند و فرمانبرداری احكام و قوانين شريعت محمدی امر می‌نمايد چنانكه از پيروی گامهای شيطان و آنچه را پسنديده و زيبا جلوه ميدهد منع نموده است.
اسلام دينی متكامل است كه هيچگونه زيادت و كمی را پذيرا نيست زيرا خداوند دينش را به وسيله‌ی حضرت محمد -صلى الله عليه وسلم- به اتمام رسانيد، همه احكام و قوانين را به طور مكمل و مفصل به مردم بيان كرد، برای هيچ كسی جای نوآوری و تجديد در دين باقی نمانده است، و آنكه در اسلام چيزی را بوجود آورد كه از آن نباشد و يا اصلی از اصولش بدان گواهی ندهد پس آن مردود بوده بدان توجه نمی شود. شيطان هميشه كوشيده است تا مسلمانان را از راه اصلی شان به كجراهه و گمراهی بكشاند، و مانند خود تعدادی را هلاك نمايد، پس افسوس به كسانی‌كه از راه خدا دور گشتند و از جاده‌ی حق منحرف شدند و به بيراهه رفتند.
خداوند می‌فرمايد: ﴿فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ٦٣﴾. [النور: 63] ترجمه: «آنان كه بافرمان او مخالفت ميكنند بايد از اين بترسند كه بلائی گريبانگير شان گردد. يا اينكه به عذاب در دناكی دچار شوند».
امروز مصائب گوناگونی كه اعم از قحطي، ويراني، كشتار، زلزله، ذلت و غيره گريبانگير مسلمانان است سبب اساسی آن، دوری آنها از اوامر خداوند و رسولش است، هيچ روزی نيست كه واقعه‌ی تلخی بر مسلمانان رخ ندهد، ولی بخود نمی آيند و متوجه نمی‌شوند!
متأسفانه شيطان توانسته است، سنت را بدعت، و بدعت را سنت به مردم جلوه دهد و تعدادی را بدنبال خود بكشاند.
عاشورا! روزی‌كه با روزه گرفتن گناهان يكسال قبل محو می‌گردد ولی شيطان با حيله و نيرنگش توانست اين‌روز را از خط سير اصلی‌اش منحرف سازد. علاوه بر آن، آنها را مرتكب اعمال ناشايسته و بدعت در دين كند.
اين رساله‌ی كوچك بيانگر اين حقيقت است، خواننده گرامی از لابلای آن در می‌يابد كه عمل پيامبرمان -صلى الله عليه وسلم- و يارانش چه بود و شيطان با چه نيرنگی بعضی‌ها را به كجا برده است؟!
خواننده‌ی گرانقدر! كتابی كه اكنون به شما تقديم می‌داريم حقيقت روز عاشورا را بيان می‌كند، مؤلف اين كتاب برادر فاضل ما محمد عوده رحيلی است كه خداوند به وی توفيق داد تا معلومات مفصلی در مورد روز عاشورا و آنچه به اين روز ارتباط دارد (صوم عاشورا وما يرتبط بهذا اليوم) جمع آوری كند. از خداوند پاداش بزرگ برايش استدعا می‌كنيم.
بنده اين كتاب را بطور مختصر به زبان فارسی ترجمه كردم تا آن عده از مسلمانان كه از حقيقت روز عاشورا بی خبرند آگاه شوند همچنين راهی از راه‌های شيطان كه بعضی از برادران و خواهران ما را به بيراهه برده است مسدود گردد. در اخير از خداوند مسئلت دارم كه اين عمل را خالصانه برای رضای خويش بپذيرد و به ما اخلاص در عمل ارزانی فرمايد و توفيقمان دهد كه بندگان شايسته‌ی او باشيم و ما را از رفتن بدنبال شيطان و ظالمان و فاسقان بدور دارد. إنه سميع مجيب.
قريب الله مطيع
مدينة منوره
18 شوال 1424 هـ ق

روزه‌هاي نفلي«مستحب» در طول سال
علاوه بر ماه مبارك رمضان، گرفتن روزه‌ی نفلی كه مسلمان را به خداوند نزديك می‌كند، از پيامبر بزرگوارمان حضرت محمد -صلى الله عليه وسلم- ثابت است و امتش را نيز به آن ترغيب و تشويق نموده است چنان كه آنحضرت -صلى الله عليه وسلم- فرموده است: «كسيكه يك روز، در راه خدا (بخاطر رضای خدا) روزه بگيرد، خداوند رويش را از آتش دوزخ به‌اندازه‌ی هفتاد سال دور نگه می‌دارد». [بخاري 2/316].
و در حديث قدسی از آن حضرت -صلى الله عليه وسلم- روايت است كه خداوند می‌فرمايد:
«هر عمل فرزند آدم برای خود اوست غير از روزه كه آن برای من است و من پاداش آن را می‌دهم». [مسلم 2/807]. به همين منظور پيامبر گرامی اسلام -صلى الله عليه وسلم- به روزه گرفتن بعضی از روزهای سال ترغيب نموده‌اند تا سبب كاميابی و پيروزی بنده‌ی مسلمان در آخرت گردد، اين روزه‌ها از قرار ذيل می‌باشد:
1- روزه‌ی داود (عليه السلام) افضل‌ترين روزه‌ی نفلی است، پيامبر -صلى الله عليه وسلم- به عبدالله ابن عمرو چنين توصيه می‌نمايد: «يك روز، روزه بگير و يك روز، نگير، اين روزه‌ی داود (عليه السلام) بوده است كه افضل‌ترين روزه‌هاست». [بخاري 2/52].
2- روزه‌ی شش روز ماه شوال: از ابو ايوب -رضی الله عنه- روايت است كه رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «كسی كه رمضان را روزه گرفته و به دنبال آن شش روز از شوال را نيز روزه بگيرد. مانند آن است كه هميشه روزه‌دار باشد». [مسلم 2/822].
3- روزه گرفتن سه روز از هر ماه: از ابوذر -رضی الله عنه- روايت است كه پيامبر -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «ای اباذر! هر گاه خواستی سه روز از هر ماه روزه بگيري، پس سيزدهم، چهاردهم، و پانزدهم را روزه بگير». [ترمذي 3/125].
4- روزه‌ی دوشنبه و پنجشنبه: از ابوهريره -رضی الله عنه- روايت است كه رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «اعمال بندگان روز دوشنبه و پنجشنبه به خداوند عرضه می‌شود و من دوست دارم كه عملم در حاليكه روزه‌دار هستم به خداوند عرضه شود». [ترمذي 3/113].
5- روزه‌ی روز عرفه: روز عرفه روز نهم ماه ذی الحجه است كه حجاج در عرفات به حضور خداوند می‌ايستند، كه روز بسيار بزرگ و عظيمی است، گرفتن روزه درين روز خجسته، گناهان دو سال را پاك می‌نمايد، پيامبر -صلى الله عليه وسلم- چنين می‌فرمايد: «اميدوارم كه خداوند (بخاطر روزه‌ی، روز عرفه) گناهان سال قبل و بعدش را ببخشد». [مسلم 2/819].
6- روزه‌ی ماه محرم: حضرت ابوهريره -رضی الله عنه- روايت می‌كند كه رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «بهترين روزه بعد از ماه رمضان، ماه محرم است، و بهترين نماز بعد از نماز‌های پنجگانه نماز شب است». [مسلم 2/821].
زيرا ماه محرم نخستين ماه سال است بنابراين اگر با عمل نيك مانند روزه آغاز گردد، سال بهتر و پر از بركت خواهد بود.
7- روزه‌ی ماه شعبان: ام المؤمنين عايشه -رضی الله عنها- می‌فرمايد: «من نديدم كه رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- در هيچ ماهی بيشتر از ماه شعبان روزه بگيرد زيرا كه تمام ماه را روزه می‌گرفت». [بخاري 2/50].
8- روزه‌ی روز عاشورا كه موضوع بحث ما خواهد بود، عاشورا روز دهم ماه محرم است كه خداوند گناهان يكسال گذشته را برای روزه دار در اين روز می‌بخشد، از ابی قتاده -رضی الله عنه- روايت است كه آن حضرت -صلى الله عليه وسلم- فرموده است: «اميدوارم كه خداوند روزه‌ی عاشورا را سبب كفاره‌ی گناهان سال گذشته قرار دهد». [مسلم 2/819].

عاشورا در لغت
روز دهم ماه محرم را عاشورا گويند، زيرا عدد ده را در عربی عشر می‌گويند و اين كلمه به چند لفظ مختلف در كتابهای لغت عربی ذكر شده است مانند عاشوراء - عشوراء - عاشورا - عشورا- عاشور بر وزن هارون. [المصباح المنير ص156، دايرة المعارف بستاني 11/44]. در بعضی از كتاب‌های قاموس عربي، عاشورا روز نهم محرم را نيز گفته‌اند. [لسان العرب 4/569، و القاموس المحيط ص 565]. و علمای لغت در اصل كلمه‌ی عاشورا اختلاف دارند، بعضی می‌گويند عاشورا كلمه‌ی عربی است و بعضی ديگر عاشورا را كلمه‌ی عبرانی خوانده‌اند. [دائرة المعارف بستاني/11/445 والآثار الباقية از البيروني ص 330].

سبب نامگذاري عاشورا به اين اسم
در مورد نامگذاری اين روز به نام عاشورا اقوال و روايات متعددی ذكر شده است بعضی می‌گويند كه سبب نامگذاری عاشورا به اين نام همانا دهم ماه محرم است و اين قول واضح تر و نزديكتر به دهم ماه محرم است، و گفته شده است كه عاشورا روزی است كه خداوند تعالی ده پيامبرش را با ده كرامت افتخار بخشيده است كه از قرار ذيل است.
اول: در اين روز، خداوند موسی -عليه السلام- را نصرت بخشيد، در دريا راه را برايش باز نمود تا از چنگ فرعون نجات يافت و فرعون با لشكرش غرق گرديد.
دوم: در اين روز كشتی نوح -عليه السلام- با سلامتی در جودی استقرار يافت.
سوم: در اين روز يونس -عليه السلام- از شكم نهنگ نجات يافت.
چهارم: در اين روز خداوند توبه‌ی آدم -عليه السلام- را پذيرفت.
پنجم: در اين روز يوسف -عليه السلام- از قعر چاه تاريك بيرون آورده شد.
ششم: در اين روز عيسي-عليه السلام- به دنيا آمد و در همين روز به آسمان برده شد.
هفتم: در اين روز خداوند داود-عليه السلام- را مورد عفو و بخشش خود قرار داد.
هشتم: در اين روز ابراهيم -عليه السلام- چشم به جهان گشود.
نهم: در اين روز چشمان يعقوب-عليه السلام- دو باره روشن گرديد و بينا شد.
دهم: در اين روز گناهان گذشته و آينده‌ی پيامبر بزرگ اسلام -صلى الله عليه وسلم- بخشيده شد. [عمدة القاري 11/117].
در كتاب‌های تاريخ خصائص زيادی در مورد روز عاشورا ذكر شده است كه ارتباطی به نامگذاری آن ندارد، و در مورد پيامبران بايد گفت كه خصائص و كرامات آنان بالاتر از اين عدد است، و بعضی گفته‌اند كه عاشورا بخاطر اين، به اين اسم نامگذاری شده است كه خداوند امت محمد -صلى الله عليه وسلم- را به ده كرامات مشرف ساخته است كه بطور مختصر آنرا بيان می‌داريم:
1- ماه رجب كه بر ديگر ماه‌ها فضيلت دارد.
2- ماه شعبان كه بر ديگر ماه‌ها فضيلت دارد.
3- ماه مبارك رمضان كه فضيلت آن بر همه آشكار است.
4- شب قدر كه بهتر از هزار ماه است.
5- روز عيد كه روز پاداش دادن خداوند به بندگان است.
6- روز‌های ده گانه‌ی (ذی الحجه) كه روزهای ذكر خداوند است.
7- روز عرفه كه روزه گرفتن در اين روز كفاره‌ی گناهان دو سال است.
8- روز عيد اضحی يا روز قربانی كه سبب نزديكی به خداوند است.
9- روز‌های جمعه كه بهترين روزهای هفته است.
10- روز عاشورا كه روزه گرفتن درين روز كفاره‌ی گناهان يك سال قبل است. [اللباب في الجمع بين السنة والكتاب 1/431].

امر به روزه گرفتن عاشورا
هنگاميكه پيامبر گرامی‌مان حضرت محمد -صلى الله عليه وسلم- در ماه ربيع الاول سال اول هجری به مدينه‌ی منوره هجرت كردند، و ماه محرم سال دوم هجری را در مدينه سپری نمودند، ديدند كه يهود در روز عاشورا روزه می‌گيرند، زيرا پيامبرشان موسى-عليه السلام- اين روز را روزه می‌گرفت. آن حضرت -صلى الله عليه وسلم- يارانش را به روزه گرفتن اين روز امر نمود. صبح روز دهم محرم بود كه آن حضرت -صلى الله عليه وسلم- دستور دادند تا همگی اين روز را روزه بگيرند در حاليكه بعضی از مردم مانند روزهای ديگر شروع به خوردن و نوشيدن كرده بودند، آن حضرت -صلى الله عليه وسلم- به قريه‌ها و دهكده‌های اطراف مدينه نيز اشخاصی فرستاد تا به مردم اطلاع دهند كه روزه بگيرند و كسانی‌كه در اين روز شروع به خوردن و نوشيدن نموده بودند نيز از خوردن و نوشيدن امتناع ورزند و بقيه‌ی روز را روزه بگيرند، در اين مورد احاديث زيادی روايت شده است كه ما بطور نمونه به ذكر چندی اكتفا می‌كنيم:
1- از سلمه بن اكوع -رضی الله عنه- روايت است كه آنحضرت -صلى الله عليه وسلم- به مردی از قبيله‌ی اسلم امر نمود تا به مردم اعلان نمايد، كسی كه تا حالا نخورده است روزه بگيرد زيرا امروز روز عاشورا است. [بخاري 2/59].
2- از مجزأة بن زاهر از پدرش روايت است كه پيامبر-صلى الله عليه وسلم- به روزه گرفتن عاشورا امر نمود و فرمود: «كسی كه روزه دار است پس روزه‌اش را تكميل نمايد و كسی‌كه روزه دار نيست باقی روز را روزه بگيرد». [طبراني 1/351 المعجم الأوسط].
3- از بعجه بن عبدالله روايت است كه وی از پدرش شنيده است كه آن‌حضرت -صلى الله عليه وسلم- روزی به آنها فرمود: «امروز روز عاشورا است پس روزه بگيريد». شخصی از بنی عمرو بن عوف گفت: ای رسول خدا، من از نزد قومم آمدم در حاليكه بعضی از آنها روزه داشتند و بعضی ديگر نداشتند! پيامبر -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «برو به قومت بگو: كسانی‌كه روزه ندارند، روزه بگيرند و آنرا تكميل نمايند». [مسند امام احمد 6/467].

منسوخ شدن روزه‌ی عاشورا
در ماه شعبان سال دوم هجري، خداوند روزه‌ی ماه مبارك رمضان را بر مسلمانان فرض گردانيد، پيامبر -صلى الله عليه وسلم- يارانش را از روزه‌ی عاشورا منع نكرد و نه دوباره چنانكه در سال اول هجری امر نموده بود امر فرمود ولی به گرفتن روزه‌ی عاشورا تشويق و ترغيب می‌نمود زيرا پاداش و ثواب زيادی در آن نهفته است، پس اگر كسی روز عاشورا روزه بگيرد اجر و پاداش می‌گيرد و كسی كه روزه نگيرد، ايرادی بر او نيست. [فقه السنة 1/433]. از پيامبر بزرگ اسلام حضرت محمد -صلى الله عليه وسلم- رواياتی نقل است كه دلالت واضح به منسوخ بودن روزه‌ی عاشورا می‌نمايد بنابراين گرفتن آن اختياری است.
1- از عايشه -رضی الله عنها- روايت است كه فرمود: آن حضرت -صلى الله عليه وسلم- امر به روزه‌ی عاشورا نمود ولی هنگامی كه روزه‌ی رمضان بر او فرض گرديد فرمود: «هركسی می‌خواهد، روز عاشورا روزه گيرد و هر كسی كه نمی خواهد نگيرد». [بخاري 2/58].
2- از ابن عمر -رضی الله عنه- روايت است كه فرمود: روز عاشورا را در زمان جاهليت روزه می‌گرفتيم، هنگامی كه روزه‌ی ماه رمضان بر ما فرض گرديد پيامبراكرم -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «اين روزی از روزهای خداوند است هر كس می‌خواهد روزه بگيرد و هر كس نمی خواهد آنرا ترك كند». [ابي داود 2/818].

تعيين روز عاشورا
در مورد تعيين روز عاشورا سه ديدگاه وجود دارد: عده‌ای گفته‌اند كه روز عاشورا نهم محرم است، ولی اكثر علما بر اين رأی هستند كه روز دهم ماه محرم روز عاشوراست كه اين ديدگاه راجح و مستدل است و رأی ديگر، روز يازدهم ماه محرم را روز عاشورا می‌داند. [عمدة القاري 11/117].
دلايل زيادی وجود دارد كه روز دهم محرم روز عاشورا می‌باشد از جمله:
1- از عايشه -رضی الله عنها- روايت است كه پيامبر -صلى الله عليه وسلم- به روزه گرفتن روزه‌ی عاشورا در دهم محرم امرفرمود». [مجمع الزوايد 3/189].
2- از ابن عباس -رضی الله عنهما- روايت است كه آن حضرت -صلى الله عليه وسلم- در روز دهم محرم امر به روزه گرفتن عاشورا نمودند». [ترمذي 3/119].
3- از سعيد بن مسيب و حسن بصری و عكرمه روايت است كه فرموده‌اند: روز عاشورا دهم محرم است». [مصنف ابن ابي شيبه 3/59].
خلاصه‌ی اين مطلب: آنچه كه ميان علمای سلف و خلف مشهور و معروف است اين است كه عاشورا روز دهم ماه محرم می‌باشد». [شرح مسلم از نووي 8/12].

حكم روزه گرفتن عاشورا
علما اتفاق دارند كه روزه‌ی روز عاشورا سنت است.
در مورد اين كه آيا در ابتدای اسلام قبل از فرضيت رمضان روزه‌ی عاشورا واجب بود يا مستحب؟
دو قول مشهور از علما وجود دارد كه صحيح ترين اين دو قول اين است كه روزه‌ی عاشورا در ابتدای اسلام واجب بود و سپس حكم آن مستحب گرديد، زيرا پيامبر -صلى الله عليه وسلم- بعد از فرضيت رمضان كسی را به گرفتن روزه‌ی عاشورا امر ننمود. [مجموع فتاوى از ابن تيميه 25/311].
1- از عايشه -رضی الله عنها- روايت است كه آن حضرت -صلى الله عليه وسلم- به روزه گرفتن روزه‌ی عاشورا امر فرمودند. ولی هنگامی كه روزه‌ی رمضان فرض گرديد، بعضی در روز عاشورا روزه گرفتند و بعضی نگرفتند». [بخاري 2/28].
2- از سلمة بن اكوع -رضی الله عنه- روايت است كه پيامبر -صلى الله عليه وسلم- به مردی از قبيله اسلم دستور دادند تا به مردم قريه اش بگويد: كسی كه غذا تناول نموده است باقی روز را روزه بگيرد و كسيكه چيزی نخورده است پس روزه‌ی خود را تكميل نمايد زيرا امروز روز عاشورا است». [بخاري 2/59].
ملاعلی قاری رحمة الله عليه می‌گويد: اين حديث دلالت صريح بر واجب بودن روزه‌ی عاشورا قبل از فرضيت رمضان می‌نمايد كه بعداً منسوخ گرديد و حكم سنت را بخود گرفت.
3- در روايت ابو داود چنين ذكر است كه نمايندگانی از اسلم نزد آن حضرت -صلى الله عليه وسلم- آمدند پيامبر -صلى الله عليه وسلم- از آنها پرسيد:
«آيا اين روز را روزه گرفتيد؟» گفتند: نه، پيامبر -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «بقيه‌ی روزتان را روزه بگيريد و قضايش را بجا آريد».
عينی رحمة الله عليه می‌گويد: اين حديث دلالت صريح بر فرضيت روزه‌ی عاشورا می‌نمايد زيرا بجا آوردن قضا جز در واجبات در چيز ديگری نمی‌باشد. [عمدة القاري 11/119].
ابن قيم رحمة الله عليه می‌گويد: پيامبر -صلى الله عليه وسلم- روز عاشورا را روزه می‌گرفت، و زمانيكه روزه‌ی رمضان فرض گرديد آنرا ترك كرد. پس روزه‌ی عاشورا قبل از رمضان فرض بود سپس واجب بودنش منسوخ شد نه اينكه بگوييم مستحب بودنش منسوخ شد. [زاد المعاد 2/ 71].

حكمت در روزه‌ی عاشورا
عبدالله بن عباس -رضی الله عنهما- حكمت روزه‌ی روز عاشورا را چنين بيان می‌كند: زمانيكه پيامبر-صلى الله عليه وسلم- به مدينه منوره هجرت نمود، يهود را ديد كه روز عاشورا روزه می‌گيرند حضرت (عليه السلام) از آنها پرسيد: «اين چه روزی است؟» گفتند: اين روز نيكی است، روزيكه خداوند بنی اسرائيل را از چنگ دشمن نجات بخشيد، لذا موسی -عليه السلام- اين روز را روزه گرفت. آنحضرت -صلى الله عليه وسلم- فرمود:
«من از شما به موسی نزديكترم». همين بود كه اين روز را روزه گرفت و امتش را به روزه گرفتن اين روز خجسته امر فرمود. [بخاري 3/58 ].
پيامبر گرامی‌مان -صلى الله عليه وسلم- خويش را نزديكتر و شايسته‌تر از ديگران به موسی -عليه السلام- و پيروی از وی می‌دانست. زيرا پيامبر -صلى الله عليه وسلم- و امتش با موسى-عليه السلام- در اصول دين متفق اند و كتابش تورات را تصديق می‌نمايند، ولی شما يهوديان از پيروی موسى-عليه السلام- دست كشيديد و سرباز زديد و در كتابش تحريف و تغيير ايجاد نموديد، همچنين پيامبر-عليه السلام- در رسالت با موسى-عليه السلام- مشترك است و برادری دينی و نزديكی آشكار ميان ايشان وجود دارد زيرا در فرمانبرداری و پيروی اوامر خداوند با موسی -عليه السلام- نسبت به ديگران پيش قدم و پيشتاز است، به همين منظور خودش اين روز را روزه گرفت و امتش را نيز به روزه‌ی عاشورا امر فرمود.
در همان وقت پيامبر -صلى الله عليه وسلم- دوست داشت تا با اهل كتاب موافقت و نزديكی وجود داشته باشد خصوصاً در مسائلی كه از طرف خداوند مأمور به مخالفت آنها نشده باشد، همچنين آنحضرت -صلى الله عليه وسلم- ميخواست تا ميان اهل كتاب و مسلمانان فضای محبت و الفت ايجاد گردد، اما هنگامی‌كه عداوت، دشمنی و ضديت آنها را در مقابل مسلمانان درك كرد، بعد از فتح مكه به مخالفت با آنها دستور داد. [زاد المعاد 2/70].
پيامبر-صلى الله عليه وسلم- آگاهی داد كه خود و امتش مستحق‌تر و نزديك‌تر به موسى-عليه السلام- نسبت به يهودند، هنگامی‌كه موسی -عليه السلام- شكر خداوند را بجا آورد و اين روز را روزه گرفت پس ما بايد به طريق اولی به ايشان اقتدا نمائيم و از ايشان پيروی كنيم، به ويژه اگر بگوييم: شريعت امت‌های قبلی برای ما شريعت است به شرط اينكه با شريعت ما تعارضی نداشته باشد. تعظيم نمودن پيامبر -صلى الله عليه وسلم- آنچه را كه موسى-عليه السلام- با عظمت شمرده است از نگاه پيروی شريعت موسى-عليه السلام- نبوده بلكه از نگاه موافقت شريعت وی با شريعت محمد -صلى الله عليه وسلم- می‌باشد، يا اينكه پيامبر -صلى الله عليه وسلم- روزه‌ی عاشورا را بخاطر نجات يافتن موسى-عليه السلام- از چنگ فرعون و شكر گذاری خداوند از اين واقعه‌ی بزرگ روزه گرفت چنانكه آنحضرت -صلى الله عليه وسلم- هنگاميگه از قبول توبه‌ی داود-عليه السلام- آگاه گرديد به سجده افتاد و شكر خداوند را بجا آورد،. [مرقاة المفاتيح 4/304]. روزه گرفتن آنحضرت -صلى الله عليه وسلم- در روز عاشورا اختياری بود نه واجب و فرض. [شرح معاني الآثار2/75].
ولی الله دهلوی می‌فرمايد‍: راز و سرّ در مشروعيت روزه‌ی عاشورا اينست كه چون خداوند موسى-عليه السلام- را از فرعون و قومش نجات داد موسی -عليه السلام- بخاطر شكر گذاری خداوند اين روز را روزه گرفت، به همين ترتيب اين روز ميان اهل كتاب و عرب سنتی بجا ماند، سپس پيامبر -صلى الله عليه وسلم- اينروز را مورد تأييد قرار داد. [حجة الله البالغة 2/532]. پس حكمت از گرفتن روزه‌ی عاشورا همانا شكر گذاری خداوند بخاطر نجات موسی -عليه السلام- از فرعون است، و هر كه اينروز را روزه بگيرد واقعاً در شكر گذاری خداوند با موسی -عليه السلام- اشتراك نموده است و اين اجر و پاداش بزرگ را غنيمت شمرده است. [حكمة التشريع و فلسفته از جرجاوي 1/212].

انواع روزه‌ی عاشورا
علما روزه‌ی روز عاشورا را به چهار نوع تقسيم نموده‌اند كه از قرار ذيل می‌باشد. [مجلة البلادـ ابوتراب ظاهري عدد 8351 محرم 1407هـ صـ5].:
نوع اول: روزه گرفتن نهم، دهم و يازدهم محرم.
نوع دوم: روزه گرفتن نهم و دهم محرم.
نوع سوم: روزه گرفتن نهم و دهم يا دهم با يازدهم محرم.
نوع چهارم: روزه گرفتن دهم محرم.
نوع اول روزه گرفتن نهم و دهم و يازدهم محرم
اين نوع بهترين و افضل‌ترين انواع فوق بشمار می‌رود و دليل افضليت آن حديث ابن عباس -رضی الله عنه- است كه آن حضرت -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «روز عاشورا را روزه بگيريد و با يهود مخالفت نماييد، يك روز قبل و يك روز بعدش را نيز روزه بگيريد». [- شعب الإيمان از بيهقي 3/365].
فوايدی كه در روزه گرفتن نهم و دهم و يازدهم محرم موجود است:
1- پاداش روزه‌ی يكماهه برای روزه دار داده می‌شود زيرا يك نيكی در ميزان خداوند برابر با ده نيكی است.
2- روزه گرفتن در ماه محرم بهتر از هر ماهی بعد از رمضان است.
3- با گرفتن روزه‌ی نهم و يازدهم همراه با دهم محرم، مخالفت با روزه‌ی يهود می‌باشد.
4- گناهان يك سال قبل مورد عفو قرار می‌گيرد مشروط براينكه از گناهان كبيره اجتناب ورزيده شود. [بهجة الناظرين ص 159].
نوع دوم: روزه گرفتن نهم و دهم محرم
در اين مورد احاديث زيادی وارد است كه بطور نمونه حديثی را كه امام مسلم از ابن عباس -رضی الله عنهما- روايت كرده است ذكر می‌نمائيم: هنگاميكه پيامبر -صلى الله عليه وسلم- روز عاشورا را روزه گرفت و امتش را به روزه گرفتن اين روز امر فرمود ياران آن‌حضرت -صلى الله عليه وسلم- فرمودند: ای رسول خدا اين روز با عظمتی نزد يهود و نصاری است، آنحضرت -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «هر گاه سال آينده اين روز فرا رسيد إن شاء الله روز نهم را نيز روزه خواهيم گرفت». [مسلم 2/798].
و در روايت ديگری چنين آمده است: «اگر زنده بوديم با آنها مخالفت می‌ورزيم و روز نهم را روزه می‌گيريم». [طبراني در معجم كبير 11/131].
فوايد روزه گرفتن نهم و دهم محرم:
1- مخالفت با يهود، زيرا آنها تنها روز دهم محرم را روزه می‌گرفتند.
2- احتياط در روزه‌ی دهم محرم، ترس از ناقص بودن مهتاب و يا احتمال خطا نمودن در تعيين روز نهم محرم، كه شايد روز دهم باشد.
3- دوری از روزه گرفتن منفرد مانند روز جمعه كه بعضی‌ها مكروه گفته‌اند. [مجموع از نووی 6/383]. ابن عباس -رضی الله عنهما- روز نهم و دهم را روزه می‌گرفت تا روز عاشورا را از دست ندهد. [لطائف الاخبار از ابن رجب صـ49].
نوع سوم: روزه گرفتن نهم و دهم و يا دهم با يازدهم ماه محرم
دليل اين نوع حديث ابن عباس -رضی الله عنهما- است كه آنحضرت -صلى الله عليه وسلم- در مورد روزه‌ی عاشورا فرموده است:
اينروز «عاشورا» را روزه بگيريد و يك روز قبلش و يا يك روز بعدش را نيز روزه بگيريد و با يهود مشابهت اختيار نكنيد». [شرح معاني الآثار از طحاوي 2/78]. ابن همام می‌نويسد: گرفتن روزه عاشورا مستحب است همچنين روزه گرفتن يك روز قبل و يا يك روز بعدش نيز مستحب است، زيرا روزه‌ی منفرد عاشورا مكروه است چون مشابهت با يهود می‌باشد. [شرح فتح القدير 2/302 ومرقاة 4/288]. روزه گرفتن نهم محرم از سه نگاه مطلوب است:
1- احتياط در روز عاشورا 2- از روزهای دهه‌ی اول ماه محرم است 3- و از روزهای ماه حرام بشمار می‌رود.
روزه گرفتن دهم محرم نيز ازسه نگاه مطلوب می‌باشد:
1- اينكه روز عاشوراست 2- از روزهای دهه‌ی اول ماه محرم است. 3 - از جمله‌ی روز‌های ماه حرام می‌باشد.

و روزه گرفتن يازدهم محرم از دو نگاه مطلوب می‌باشد:
1- احتياط نمودن در روز عاشورا. 2- از روزهای ماه حرام بشمار می‌رود. [فتح العلام از جردانى 3/418].
نوع چهارم: روزه گرفتن دهم محرم به تنهائي
اين مرتبه از پائين ترين مراتب روزه‌ی عاشورا می‌باشد و دليل آن حديث عايشه -رضی الله عنها- است كه فرموده است: آنحضرت -صلى الله عليه وسلم- روز دهم محرم را به روزه گرفتن امر فرمود. [مجمع الزوايد از هيثمى 3/189]. بعضی از علماء روزه گرفتن دهم محرم را به تنهائی مكروه گفته‌اند، مگر حكم نمودن به كراهيت آن بطور قطعی درست نبوده زيرا پيامبر-صلى الله عليه وسلم- در طول حياتش عاشورا را بطور منفرد روزه می‌گرفت و در آخر آرزو داشت تا در سال آينده روز نهم را با دهم محرم روزه بگيرد. [حاشية ابن عابدين 2/375، معارف السنن از كشميری 6/112، الفتاوى الهندية 1/202].

فضيلت روز عاشورا
روز عاشورا روز مبارك، باعظمت و دارای فضيلت‌های بی شماری است كه روزه گرفتن درين روزخجسته ميان همه پيامبران پيشين معروف و مروج بوده است. نوح -عليه السلام- بخاطر بجا آوردن شكر خداوند كه او را از قومش نجات داد اين روز را روزه می‌گرفت. همچنين موسى-عليه السلام- اينروز را روزه گرفته است تا شكر خداوند را بخاطر نجات يافتنش از فرعون و قومش بجا آورد، چنانكه يهود اينروز را روزه می‌گيرد و نصاری اينروز را باعظمت می‌شمارند، قريش نيز احترامی ويژه به اين روز داشتند لذا پوشش كعبه در روز عاشورا صورت می‌گرفت و اينروز را روزه نيز می‌گرفتند، به همين منظور پيامبر بزرگ اسلام -صلى الله عليه وسلم- روز عاشورا را گرامی می‌داشت و در انتظار رسيدن اينروز ميمون می‌بود. از ابن عباس -رضی الله عنهما- روايت است كه می‌فرمايد: «من پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- را نديدم كه روزه ای را بر ديگر روزه‌ها بهتر بشمارد و در جستجوی آن باشد، مگر روزه‌ی عاشورا و اين ماه: يعنی ماه رمضان». [بخاري 2/59].
به اين معنی احاديث زيادی روايت شده است كه همه دلالت بر فضيلت روزه گرفتن عاشورا بعد از ماه رمضان می‌كند، لذا آنحضرت -صلى الله عليه وسلم- به روزه گرفتن عاشورا مداومت می‌نمود، از حفصه -رضی الله عنها- روايت است كه پيامبر -صلى الله عليه وسلم- چهار چيز را هيچگاه ترك نمی كرد: روزه‌ی عاشورا، روزه‌ی ده روز ذی الحجه، روزه‌ی سه روز از هرماه و دو ركعت نماز قبل از چاشت». [سنن نسائي 4/220].
روزه‌ی روز عاشورا گناهان سال گذشته را محو می‌كند چنانكه از أبی قتاده روايت است كه از رسول خدا-صلى الله عليه وسلم- در مورد روزه‌ی عاشورا پرسيده شد آنحضرت -صلى الله عليه وسلم- در جواب فرمود: «گناهان سال گذشته را محو می‌كند». [مسلم 2/819]. و مراد از محوگناهان همانا گناهان صغيره است، اگر گناه صغيره نداشته باشد پس اميد است از گناهان كبيره اش كاسته شود، اگر گناه كبيره نيز نداشت پس مرتبه و مقام اين مؤمن ارتقا می‌يابد. [شرح مسلم از نووى 8/51].
ملا علی قاری در مرقاة از امام حرمين نقل می‌كند كه پاك كننده‌ی گناهان صغيره است، و از قاضی عياض نقل می‌كند كه نظر اهل سنت درين مورد همانا صغائر است اما گناهان كبيره به توبه يا رحمت خداوندی محو می‌گردد. [مرقاة المفاتيح 4/291].
اما آنچه بر سر زبانهای بعضی مردم در مورد فضيلت روز عاشورا می‌باشد دروغ و بهتان محض است مثلاً گفته‌اند: آدم -عليه السلام- در اين روز آفريده شده است و در اين روز داخل بهشت گرديد، ودرين روز خداوند عرش، كرسي، آسمانها زمين، آفتاب، مهتاب، ستارگان و بهشت را آفريده است، و يا اينكه گفته‌اند درين روز ابراهيم-عليه السلام- و عيسي-عليه السلام- آفريده شده‌اند و يا اينكه ادريس -عليه السلام- بالا برده شد و يا به سليمان -عليه السلام- پادشاهی زمين سپرده شد، و چشمان يعقوب-عليه السلام- بينا گرديد، و ايوب-عليه السلام- از مرض شفا يافت و امثال اينها همه نادرست است، بعضی‌ها از پاداش نماز خواندن در اين روز صحبت می‌كنند، يا از فراخی روزی و نفقه بر اهل و عيال و سرمه نمودن و عطرپاشيدن و حنا گذاشتن و پختن حبوبات در اين روز صحبت می‌نمايند كه همه ساختگی و افترا بوده و بر هيچ دليلی استوار نيست.
ولی سوالی كه اينجا مطرح می‌شود اين است كه از پيامبر -صلى الله عليه وسلم- در مورد روزه‌ی عرفه روايت شده است كه گناهان دو سال را محو می‌كند چنانكه می‌فرمايد: «اميدوارم كه خداوند روزه‌ی روز عرفه را سبب محو شدن گناهان يك سال قبلش و يك سال بعدش قرار دهد و اميدوارم كه خداوند روزه‌ی عاشورا را سبب كفاره‌ی گناهان سال گذشته قرار دهد». [مسلم 8/51].
ظاهر اين حديث اينست كه روز عرفه افضل و بهتر از روز عاشورا است. بعضی علما درين مورد چنين گفته‌اند: حكمت در فضيلت روز عرفه بر روز عاشورا آنست كه عرفه روز محمدی است، يعنی روزه گرفتن اين روز مختص به امت محمد-صلى الله عليه وسلم- است و عاشورا روز موسوی است و پيامبرمان -صلى الله عليه وسلم- افضل ترين پيامبران (عليهم السلام) است لذا يك روزش محوكننده‌ی گناهان دو سال می‌باشد. [مغني المحتاج 1/446].

روزه‌ی پيامبران عليهم السلام در عاشورا
پيامبران (عليهم السلام) و اقوام شان روزه می‌گرفتند، و به هر ديانتی كه خداوند را به يگانگی پرستش می‌كردند با روزه‌ی فرضی آشنايی داشتند. [من نفحات رمضان ص91 عكاظ عدد5523ـ 1401هـ]. ولی سنت و طريقه‌ی هر پيامبری در روزه گرفتن با ديگران فرق داشت، مثلاً نوح -عليه السلام- اكثر روزهای سال را روزه می‌گرفت عيسي-عليه السلام- يك روز روزه می‌گرفت و دو روز يا چند روز بی روزه می‌بود. [حجة الله البالغة از دهلوى 2/54]. همچنين آدم-عليه السلام- سه روز از هر ماه (13-14-15) را روزه می‌گرفت. [عمدة القاري از عينى 10/ 254]. و داود -عليه السلام- يك روز روزه می‌گرفت و يك روز نميگرفت كه اينگونه روزه بهتر و محبوبتر در نزد خداوند است. [- بخاري 2/52]. و موسى-عليه السلام- در يك سال چهل روز آنرا روزه می‌گرفت. [مقارنة الأديان 3/158].، و پيامبر بزرگوار اسلام -صلى الله عليه وسلم- روزهای دوشنبه و پنجشنبه و روز‌های 13-14-15 از هر ماه و نهم ذی الحجه و شش روز از شوال و عاشورا را روزه می‌گرفت.
پيامبرانی كه روز عاشورا را روزه گرفته‌اند نوح -عليه السلام-، موسى-عليه السلام- ، و محمدصلی الله عليه و آله و سلم بوده‌اند و گمان می‌رود كه عيسي-عليه السلام- نيز اين روز را روزه گرفته است زيرا بعضی از احكام شريعت موسی -عليه السلام- منسوخ نگرديده بود. [فتح الباري 4/248].
حالا به طور مختصر روزه‌ی پيامبران فوق الذكر را كه روز عاشورا را روزه می‌گرفتند ذكر می‌نمائيم:
روزه‌ی نوح عليه السلام در روز عاشورا
نوح -عليه السلام- اولين پيامبری است كه خداوند وی را بسوی قومش فرستاد، زيرا شرك و بت پرستی اولين بار در قوم نوح -عليه السلام- پديد آمده بود، نوح -عليه السلام- نهصد و پنجاه سال قوم خود را به يگانه پرستی و توحيد دعوت نمود ولی جز چند فردی از قومش كسی به سخنانش گوش فرا نداد تا آنكه باعث قهر وغضب خداوند شد، خداوند نوح -عليه السلام- را امر فرمود تا كشتی بسازد و مؤمنان قومش را باخود سوار نمايد، سپس خداوند باران شديدی را فرود آورد و زمين نيز آب خود را بيرون نمود و همه جا را آب فراگرفت و در نتيجه همه‌ی كافران غرق گرديدند كه از جمله زن نوح -عليه السلام- وپسرش نيز غرق گرديدند، خداوند مؤمنان را بخاطر پيروی و فرمانبرداری شان از فرستاده اش نجات داد. [دعوت اسلامى ص131]. خداوند اين قصه را در قرآن مجيد چنين بيان می‌كند: ﴿فَكَذَّبُوهُ فَأَنْجَيْنَاهُ وَالَّذِينَ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا عَمِينَ٦٤﴾. [الأعراف:64]
ترجمه: «اما آنان او را تكذيب كردند، پس ما او را و كسانی را كه باوی در كشتی بودند نجات داديم و كسانی را كه آيات ما را تكذيب نمودند، غرق كرديم، چرا كه آنان مردمان نابينائی بودند «حق را نمی ديدند».
خداوند می‌فرمايد: ﴿فَأَنْجَيْنَاهُ وَمَنْ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ١١٩ ثُمَّ أَغْرَقْنَا بَعْدُ الْبَاقِينَ١٢٠﴾. [الشعراء:119 ـ 120]
ترجمه: «ما او و كسانی را كه با او بودند در كشتی پر(از انسانها و حيوانهای گوناگون) نجات داديم، سپس بقيه را غرق كرديم».
خداوند می‌فرمايد: ﴿فَأَنْجَيْنَاهُ وَأَصْحَابَ السَّفِينَةِ وَجَعَلْنَاهَا آيَةً لِلْعَالَمِينَ١٥﴾. [العنكبوت:15].
ترجمه: «ما نوح و سرنشينان كشتی را (از امواج طوفان) نجات داديم و كشتی را (داستان آنرا) پند و عبرتی برای جهانيان گردانيديم».
خداوند روز نجات يافتن كشتی سواران را ذكر ننموده است مگر بعضی مفسران در تفسير فرموده‌ی خداوند ﴿وَٱسۡتَوَتۡ عَلَى ٱلۡجُودِيِّ﴾. [هود:44] «وكشتی بر كوه جودی پهلو گرفت». می‌گويند: كه استقرار يافتن كشتی بركوه جودی روز عاشورا بود، نوح -عليه السلام- اينروز را بخاطر بجا آوردن شكر خداوند روزه گرفت و همه كسانی را كه در كشتی با او موجود بودند اعم از انسان‌ها و پرندگان و درندگان و چهارپايان امر نمود تا اينروز را روزه بگيرند شكر و سپاس خداوند را بجا آورند.
از ابو هريره -رضی الله عنه- روايت است كه آن حضرت -صلى الله عليه وسلم- روزی از نزد بعضی يهوديان می‌گذشت در حاليكه آنها روزه داشتند، پيامبر -صلى الله عليه وسلم- از آنها پرسيد: «اين چه روزی است كه شما روزه گرفته ايد؟» گفتند: اين روزی است كه خداوند موسی -عليه السلام- و بنی اسرائيل را از غرق شدن نجات داد و فرعون را غرق نمود، و اين روزيست كه كشتی بر جودی استقرار يافت، سپس نوح -عليه السلام- وموسی -عليه السلام- اين روز را روزه گرفتند تا شكر خداوند را بجا آورند، پيامبر -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «من نزديك‌تر از شما به موسی هستم و اولی تر از شما به روزه گرفتن اين روز هستم، سپس ياران خود را به روزه گرفتن اين روز امر فرمود».

روزه‌ی موسى عليه السلام در عاشورا
فرعون در كفر و سركشی اش افراط نمود و نخواست به اوامر فرستاده‌ی خدا گردن نهد، و تصميم گرفت تا موسی -عليه السلام- را به قتل رساند خداوند به موسی -عليه السلام- امركرد كه با قومش «بنی اسرائيل» مصر را ترك كرده شب هنگام به شكل مخفيانه بسوی سرزمين فلسطين حركت نمايند هنگاميكه فرعون از بيرون رفتن موسی با بنی اسرائيل آگاه گرديد، با لشكرش به تعقيب آنان پرداخت، موسی -عليه السلام- با همراهانش هنگام صبح به ساحل دريای سرخ رسيدند، فرعون نيز با لشكرش هنگامی كه آفتاب بالا می‌آمد به اين ساحل رسيدند بنی اسرائيل سخت احساس خطر كردند، چون در مقابلشان دريا و در پشت سرشان دشمن قرار داشت، آنها يقين داشتند كه مرگ و هلاكت دامنگير آنهاست در اين وقت خداوند به موسی -عليه السلام- وحی كرد تا با عصای خود به دريا بزند موسی -عليه السلام- اين كار را عملی كرد همين بود كه دريا به قدرت و امر خداوند شكافته شد موسى-عليه السلام- از ميان دريا بالای زمين خشك، با همراهانش عبور نمودند، فرعون نيز در اين موقع كه دريا شكافته شده بود، رسيد و با لشكرش داخل اين راه خشك گرديد تا موسی و بنی اسرائيل را نابود نمايد، ولی آب دريا با هم يكجا شده، راه مسدود گرديد و فرعون با لشكرش غرق شدند.
خداوند موسى-عليه السلام- و همه‌ی همراهانش را از اين هلاكت نجات داد. [نبوت وانبياء از صابوني ص 243].
قرآن كريم نجات يافتن موسى-عليه السلام- با قومش، و غرق شدن فرعون و لشكرش را در آياتی چنين تصوير می‌نمايد: ﴿وَلَقَدْ أَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقًا فِي الْبَحْرِ يَبَسًا لَا تَخَافُ دَرَكًا وَلَا تَخْشَى٧٧ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِيَهُمْ مِنَ الْيَمِّ مَا غَشِيَهُمْ٧٨ وَأَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُ وَمَا هَدَى٧٩﴾. [طه: 77-79]
ترجمه: «ما به موسی پيام داديم كه شبانه بندگانم را كوچ بده، و آنگاه راهی خشك برای آنان در اين دريا بگشا (راهی كه چون در آن گام بگذاري) نه از فرعونيان ميترسی كه به تو برسند و نه (ازغرق شدن) هراسی داري، فرعون با لشكريانش آنان را دنبال كردند، دريا آنان را بگونه‌ی شگفت انگيزی در ميان امواج خود گرفت، فرعون قوم خود را گمراه ساخت و هدايت ننمود».
خداوند در سوره‌ی يونس می‌فرمايد: ﴿وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْيًا وَعَدْوًا حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ٩٠﴾. [يونس 90]
ترجمه: «بنی اسرائيل را از دريا عبور داديم فرعون و لشكريانش برای ظلم وتعدی آنان را دنبال كردند و در پی ايشان راه افتادند، تا بدانجا كه غرقاب فرعون را در خود پيچيد گفت: ايمان دارم كه خدائی وجود ندارد مگر آن خدائی كه بنی اسرائيل بدو ايمان آورده‌اند و من از زمره‌ی فرمانبرداران هستم».
خداوند در سوره‌ی شعرا چنين می‌فرمايد: ﴿فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ٦٣ وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ الْآخَرِينَ٦٤ وَأَنْجَيْنَا مُوسَى وَمَنْ مَعَهُ أَجْمَعِينَ٦٥ ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ٦٦﴾. [الشعراء:63 :66]
ترجمه: «بدنبال آن به موسی پيام داديم كه عصای خود را به دريا بزن، دريا از هم شكافت و هر بخشی همچون كوه بزرگی گرديد و در آنجا ديگران را (به موسی و قومش) نزديك گردانيديم، موسی و جملگی همراهان او را نجات داديم سپس ديگران را غرق كرديم».
روزی كه خداوند موسی -عليه السلام- و بنی اسرائيل را نجات داد، روز عاشورا بود، لذا موسى-عليه السلام- و بنی اسرائيل اينروز را بخاطر شكر گذاری خداوند روزه گرفتند.
از ابن عباس -رضی الله عنهما- روايت است زمانی‌كه پيامبر -صلى الله عليه وسلم- به مدينه‌ی منوره هجرت نمود، يهوديان را ديد كه روز عاشورا روزه می‌گيرند، آنحضرت -صلى الله عليه وسلم- از آنها پرسيد: «اين چه روزی است که شما روزه ميگيريد؟» گفتند: اين روز با عظمتی است خداوند در اين روز موسی -عليه السلام- وقومش را نجات داد وفرعون ولشکرش را غرق نمود، لذا موسی -عليه السلام- اين روز را بخاطر شکر وسپاس خداوند روزه گرفت وما نيز اين روز را روزه ميگيريم، پيامبر -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «پس ما نزديك‌تر و شايسته‌تر از شما به موسى-عليه السلام- هستيم». همين بود كه پيامبر -صلى الله عليه وسلم- اين روز را روزه گرفت و امر به روزه گرفتن آن نمود. [- مسلم 2/796]. ابن حجر رحمة الله عليه می‌گويد: نوح و موسی عليهما السلام در معجزه‌ی آب، مشترك هستند زيرا طوفان كشتی نوح را حمايت نمود، و دريا برای موسى-عليه السلام- شكافته شد و هر دو با مردم مؤمن قومشان نجات يافتند، به همين منظور هردو بخاطر شكر گزاری خداوند اينروز را روزه گرفتند». [فتح الباري].

روزه گرفتن پيامبر گرامي مان -صلى الله عليه وسلم- در عاشورا
پيامبر-صلى الله عليه وسلم- روز عاشورا را در مكه مكرمه قبل از هجرت و در مدينه منوره بعد از هجرت روزه می‌گرفت، اين روز خجسته از نخستين روزگار شريعت محمدی منزلت و قداست و عظمت بس بزرگی داشت، پيامبر-عليه السلام- در مكه‌ی معظمه قبل از هجرت اينروز را با روزه گرفتن زنده نگهداشته بود اگرچه ديگران را به آن امر ننموده بود، و اين دليل اصالت و نجابت در عبادت اين روز است كه آن حضرت -صلى الله عليه وسلم- به روزه گرفتن و شكرگذاری خداوند آن را سپری می‌نمود.
علما روزه گرفتن پيامبر -صلى الله عليه وسلم- در روز عاشورا را به چهار مراحل تقسيم نموده‌اند كه از قرار ذيل است:
1- در مكه‌ی مكرمه قبل از هجرت به مدينه منوره آن حضرت -صلى الله عليه وسلم- روز عاشورا را به تنهايی روزه می‌گرفت وكسی ديگر را به آن امر نكرد.
2- در مدينه‌ی منوره بعد از هجرت نمودن و قبل از اينكه روزه‌ی رمضان فرض گردد يعنی در محرم سال دوم هجرت روز عاشورا را آن حضرت -صلى الله عليه وسلم- روزه گرفت و مسلمانان را نيز به روزه گرفتن آن امر فرمود.
3- بعد از فرض شدن روزه‌ی رمضان آنحضرت -صلى الله عليه وسلم- روز عاشورا را روزه گرفت ولی ياران خود را به آن امر نكرد، بلكه اختيار روزه گرفتن و يا نگرفتن را در اين روز به آنها گذاشت، لذا بعضی از ياران پيامبر -صلى الله عليه وسلم- اين روز را روزه نمی‌گرفتند.
4- پيامبر -صلى الله عليه وسلم- در سال دهم هجري، و يك سال قبل از رحلتش از دنيا روز عاشورا را روزه گرفت و خواستار اضافه نمودن نهم و يازدهم ماه محرم با روز دهم گرديد، تا با يهود مخالفت صورت گيرد، ولی آن حضرت -صلى الله عليه وسلم- روز نهم و يازدهم را با دهم نتوانست روزه بگيرد، چون به رفيق اعلی پيوست. عليه أفضل الصلوات والتسليمات. [شرقاوي، ازهر، ج1 سال 44محرم1392صـ29].


روزه گرفتن صحابه و تابعين در روز عاشورا
صحابه‌ی كرام -رضی الله عنهم- روز عاشورا را قبل از فرض شدن رمضان روزه می‌گرفتند چونكه پيامبر -صلى الله عليه وسلم- آنها را به روزه گرفتن اينروز ترغيب نموده بود ولی بعد از فرض شدن رمضان روزه گرفتن عاشورا اختياری باقی ماند بعضی از صحابه اين روز را روزه می‌گرفتند و بعضی از آنها روزه نمی گرفتند، آن عده از صحابه -رضی الله عنهم- كه اين روز را روزه می‌گرفتند عبارتند از: ابوبكر صديق، عمر فاروق، علی بن ابی طالب، عبدالرحمن بن عوف، ابو موسی اشعري، قيس ابن سعد، اشعث بن قيس، عبد الله بن عباس، معاويه بن ابی سفيان، شقيق بن سلمه -رضی الله عنهم- أجمعين. و از تابعين ابن سيرين، ابن شهاب زهري، ابو اسحق سبيعي، علی بن حصين، سعيد بن جبير و طاوس رحمهم الله أجمعين اين روز را روزه می‌گرفتند. [التبصرة از ابن جوزى 2/8].
پيامبر -صلى الله عليه وسلم- و يارانش اهتمام خاصی به روزه‌ی عاشورا داشتند و مردم را به روزه گرفتن تشويق و ترغيب می‌نمودند، ابن مسيب می‌گويد: پيامبر -صلى الله عليه وسلم-، و ابوبكر و عمر -رضی الله عنهما- به روزه گرفتن روز عاشورا امر می‌نمودند. [كنزالعمال 8/658]. حضرت عمر فارق-رضی الله عنه- شخصی را نزد حارث بن هشام فرستاد تا اينروز را روزه بگيرد و خانواده اش را نيز به روزه گرفتن امر نمايد. [موطأ 1/299].
چنانكه علی بن ابی طالب و ابو موسی اشعری -رضی الله عنهما- به روز گرفتن روز عاشورا امر می‌نمودند، اسود بن يزيد می‌گويد: هيچكس را مانند علی بن ابی طالب و ابو موسی نديديم كه به روزه گرفتن عاشورا امر نمايد. [مصنف عبدالرزاق 4/287.
5 ـ تهذيب الآثار ص 389]. ابو معاويه می‌گويد: از حضرت علي-رضی الله عنه- شنيدم كه در روز عاشورا اعلان می‌نمود: ای مردم اگر كسی چيزی خورده باشد پس باقيمانده‌ی روز را روزه بگيرد،5 همچنين روايت است كه علي-رضی الله عنه- امر می‌فرمود تا روز نهم و يازدهم با روز دهم احتياطاً روزه گرفته شود زيرا گناهان سال قبل را محو می‌كند، اگر كسی متوجه نبود و در طول روز يادش آمد پس باقيمانده‌ی روز را روزه بگيرد6. به عايشه -رضی الله عنها- گفته شد كه علي-رضی الله عنه- به روزه گرفتن عاشورا امر می‌نمايد! عايشه -رضی الله عنها- فرمود: علی از همه به سنت پيامبر -صلى الله عليه وسلم- داناتر است. [- تهذيب الآثار ص 390. ].. روايات فوق و ديگر روايات دلالت به حرص اين صحابی جليل القدر به روزه گرفتن عاشورا می‌نمايد.
بعضی از ياران پيامبر -صلى الله عليه وسلم- مانند عبدالله بن مسعود و عائذ مزنی و عبدالله ابن عمر -رضی الله عنهم- أجمعين روزه گرفتن عاشورا را ترك نموده بودند ولی رواياتی وجود دارد كه آنها اينروز را روزه می‌گرفتند، و علت و انگيزه‌ی روزه نگرفتن آنها اينست كه نمی خواستند منزلت و مرتبه‌ی روزه‌ی عاشورا بلندتر از رمضان گردد لذا گاهی روزه می‌گرفتند و گاهی ترك می‌كردند تا به مردم بفهمانند كه روزه‌ی عاشورا اختياری و نفلی است. [- مصدر سابق و عمده القاري 10/56].

روزه گرفتن قريش و اهل جاهليت در روز عاشورا
روايات زيادی وجود دارد كه دلالت واضح بر روزه گرفتن اهل جاهليت بويژه قريش در روز عاشورا می‌كند، ابن قيم می‌گويد: روزه‌ی عاشورا از جمله شعائر دينی قريش محسوب می‌شد و اينروز را تعظيم می‌نمودند، در اين روز كعبه را می‌پوشانيدند و روزه می‌گرفتند». [- زاد المعاد 2/ 70].
از ام المؤمنين عايشه -رضی الله عنها- روايت است كه فرمود: قريش در عهد جاهليت، عاشورا را روزه می‌گرفتند. سپس پيامبر -صلى الله عليه وسلم- به روزه گرفتن آن امر فرمود تا آنكه روزه‌ی رمضان فرض گرديد، پيامبر -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «هر كس می‌خواهد روزه گيرد و هركه می‌خواهد روزه نگيرد». [- بخاري ومسلم باب صوم عاشورا].
امام نووی می‌فرمايد: از مجموعه‌ی احاديث چنين فهميده می‌شود كه اهل جاهليت، چه كفار قريش چه يهود و يا ديگران اينروز را روزه می‌گرفتند، تا اينكه اسلام به روزه گرفتن آن تأكيد نمود، سپس سبكتر از تآكيد اولی آن باقی ماند. [- شرح مسلم 8/9].
مگر چگونگی و سبب روزه گرفتن آنها واضح نيست كه چرا اين روز را روزه می‌گرفتند؟ و آيا از فجر تا غروب آفتاب از خوردن و نوشيدن امتناع می‌ورزيدند؟ يا اينكه از يك غروب تا غروب ديگر ادامه می‌يافت؟ والله اعلم

آيا روز زينت، روز عاشورا بود؟
خداوند در سوره طه می‌فرمايد: ﴿وَلَقَدْ أَرَيْنَاهُ آيَاتِنَا كُلَّهَا فَكَذَّبَ وَأَبَى٥٦ قَالَ أَجِئْتَنَا لِتُخْرِجَنَا مِنْ أَرْضِنَا بِسِحْرِكَ يَا مُوسَى٥٧ فَلَنَأْتِيَنَّكَ بِسِحْرٍ مِثْلِهِ فَاجْعَلْ بَيْنَنَا وَبَيْنَكَ مَوْعِدًا لَا نُخْلِفُهُ نَحْنُ وَلَا أَنْتَ مَكَانًا سُوًى٥٨ قَالَ مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ وَأَنْ يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى٥٩﴾. [طه: 56- 59]
ترجمه: «ما همه‌ی معجزات خود را به فرعون نشان داديم، ولی او (همه‌ی آنها را) تكذيب كرد و سر پيچی نمود. (فرعون)گفت: ای موسى! آيا آمده ای كه ما را با اين جادوی خويش از سرزمين خودمان بيرون كني؟ يقيناً ما هم جادوئی همسان جادوی تو را برای تو می‌آوريم موعد آن را معين كن، موعدی كه ما و تو از آن تخلف نكنيم، و وعده گاه ما مكان صاف و مسطح و فاصله‌ی آن نسبت به همگان يكسان باشد. (موسى) گفت: ميعاد ما و شما روز جشنی است كه در آن خود را می‌آرايند. بايد مردم در چاشتگاه گرد آورده شوند (تا ماجرائی را ببينند كه ميان ما و شما می‌گذرد)».
خداوند متعال خواست تا صدق نبوت موسی -عليه السلام- را به فرعون ثابت نمايد، لذا معجزه‌هايی چون عصا، يد بيضاء (وقتی موسی (عليه السلام) دستش را زير بغلش می‌برد و بيرون می‌آورد همچون نور مطلق می‌درخشيد)، قحطي، كمی در ثمرات، طوفان، ملخ، شپش، بقه (قورباغه)، خون، محو و ناپديد شدن اموال، گره شدن قلب‌ها، را پياپی به موسى-عليه السلام- عطا فرمود تا فرعون به خود آيد و از استكبار و غرور و تكذيب دست كشد، ولی فرعون بخود نيامد و موسى-عليه السلام- را متهم به جادوگری نمود، و خواست تا با جادو با وی مقابله نمايد و به مردم بفهماند كه موسى-عليه السلام- جادوگری بيش نيست و از موسی خواست تا روز مقابله با جادوگران را تعيين نمايد، موسى-عليه السلام- گفت: وعده‌ی ما روز زينت است، فرعون برای اينروز خود را كاملا آماده كرد و از هر سو جادوگران معروف و برجسته را خواست تا بر موسی غالب آيند، روز زينت فرا رسيد و فرعون با جادوگرانش وارد ميدان شدند، موسی از آنها خواست تا جادويشان را به نمايش بگذارند، جادوگران ريسمان‌ها و عصاهای خود را به ميدان افكندند، در چشم موسى-عليه السلام- چنين ظاهر شد كه گويا مارها و اژدرها به حركت آمده است، موسى-عليه السلام- در دل ترسيد ولی خداوند به وی اطمينان داد كه تو برتر هستی و امر نمود تا عصای خود را بيفكند، عصای موسى-عليه السلام- در ميان بهت و شگفت همگان همه‌ی آنچه را كه جادوگران افكنده بودند فرو برد، جادو گران همه به سجده افتادند و به خداوند و پيامبرش ايمان آوردند. [قصص انبياء از ابن كثير 2/42].
مفسرين بزرگ اسلام مانند ابن عباس، ابن عمر، سعيد ابن جبير، و ابوحيان اين روز زينت را روز عاشورا گفته‌اند. [بحر محيط 6/250]. از كريب بن سعد روايت است كه عمر بن خطاب چنين فرمود: خداوند تبارك و تعالی در روز رستاخيز از هيچ روزه‌ای جز روزه‌ی رمضان و روز زينت يعنی روزه‌ی عاشورا شما را مورد باز پرس قرار نمی دهد. [كنزالعمال 8/655].

عاشورا در عهد اموي‌ها و عباسي‌ها
به همين ترتيب مسلمانان روز عاشورا را روزه می‌گرفتند، تا اينكه عهد يزيد بن معاويه فرا رسيد و متأسفانه در سال 61 هجری حضرت حسين -رضی الله عنه- در كربلا به شهادت رسيد، روز شهادت حسين-رضی الله عنه- مصادف با روز دهم محرم سال61 هجری بود. اين حادثه‌ی دردناك پيامدهای مختلفی از خود بجا گذاشت.
بعضی اموی‌های (به ظاهر) سنی مذهب (اما در واقع ناصبي)، اينروز را روز فرخنده و عيد شمردند، لذا لباس جديد می‌پوشيدند و سرمه می‌زدند و با مراسم و مهمانی‌ها اينروز را تجليل می‌نمودند و شيرينی و غذا‌های خوب به مردم تقديم می‌كردند.
اما پيروان علی بن ابی طالب-رضی الله عنه- و فرزندانش اينروز را ماتم گرفتند، و بخاطر ياد بود شهادت حضرت حسين -رضی الله عنه- اشك می‌ريختند و اظهار غم و اندوه می‌نمودند، از خوردن و نوشيدن چيزهای خوب امتناع می‌ورزيدند.
هنگاميكه حجاج بن يوسف در عهد عبدالملك، والی عراق تعيين گرديد مردم را مجبور به پوشيدن لباس جديد، خوردن و نوشيدن غذا‌های خوب و اظهار خوشحالی و سرور نمود، به همين خاطر متأسفانه گاهی درگيريها و زد وخورد‌هايی ميان سنی‌ها و شيعه‌ها رخ می‌داد. [- لواء الإسلام- حسن السندوبي عدد5 سال 1368هـ ].
روز عاشورا بايد بخاطر اقتدا به پيامبر بزرگ اسلام -صلى الله عليه وسلم- و حصول اجر و ثواب روزه گرفته شود، نه بخاطر اظهار شادی و خوشحالی و يا غم و مصيبتي، چون روزه‌ی اينروز هيچ ارتباطی به خوشی و غم كسی ندارد.
بدين ترتيب روز عاشورا در همان عهد اموی‌ها و ابتدای عهد عباسی‌ها از سير اصلی اش منحرف شده بود كه متأسفانه باعث ايجاد تفرقه و زد و خورد‌های خونينی ميان شيعه و اهل سنت می‌گرديد. [الأزهرـ محمد رجب بيومي عدد1سال 1381هـ ].

عاشورا در عهد فاطمي‌ها
دولت فاطمی‌ها در سال 358 هجری در مصر و مغرب عربی پا گرفت، اين دولت شيعه مذهب توجه و اهتمام خاصی به روز عاشورا داشت تا بتواند مصالح سياسی خود را از اين راه تأمين نمايد و مردم را بخود جلب كند، لذا اعلان می‌كردند كه روز عاشورا روز عزاداری و نوحه سرايی و اظهار غم و ماتم است، شيعيان در زير سايه‌ی اين دولت توانستند نفس آرامی بكشند و مراسم مذهبی خويش را هر طوريكه می‌خواهند اجرا نمايند، فاطمی‌ها از سال 362هجری تا زوال دولت شان در سال 567 هجری مراسم عاشورا و غيره را تجليل می‌نمودند، درين روز بازارها تعطيل می‌گرديد و مردم لباس كهنه بتن می‌نمودند و به گريه و ناله و فغان می‌پرداختند، آنها به بازارها و خيابانها می‌آمدند، ظرفها را می‌شكستند، مشك‌های آب را پاره می‌نمودند، مردم را از صدقه و خيرات جز برای عزاداری منع می‌كردند و قاتلين حسين-رضی الله عنه- را دشنام می‌دادند. [ظهور خلافةالفاطميين وسقوطها ص320].

عاشورا در عهد ايوبي‌ها
هنگامی‌كه دولت ايوبی‌ها در سال 567 هجری جانشين دولت فاطمی در مصر و شام گرديد و پايه‌های دولت شان مستحكم شد، روز عاشورا را روز شادی و خوشحالی اعلان كردند و آنرا جشن می‌گرفتند، درين روز مردم انواع و اقسام غذاهای لذيد و دلپذير آماده می‌كردند و با كمال مهارت شيرينی‌های گوناگون آماده ساخته و به مردم و مهمانان تقديم می‌نمودند، درين روز همه لباس جديد می‌پوشيدند، دست و پايشان را حنا و چشمانشان را سرمه می‌زدند، حتی وسائل خانه را تجديد می‌كردند، خلاصه كارهايی ميشد كه شيعيان را به خشم و غضب می‌آورد، اينگونه كارها باعث گرديد كه مردم خيال كنند ماتم و عزاداری در روز عاشورا از ويژگی شيعه و شادی و خوشحالی از ويژگی اهل سنت است. [المواعظ والاعتبار 2/385].

عاشورا در عهد آل بويه
بغداد را آل بويه كه شيعه علوی بودند در عهد خلافت عباسی‌ها زير تصرف خود در آوردند، خليفه‌ی عباسی نتوانست با حاكم بغداد معزالدوله ديلمی كنار بيايد و مانند ساير ولايات خلافت اسلامی وی را تابع خود سازد، معز الدوله در سال 352 هجری در بغداد بدعت‌های زيادی را اختراع نمود، از جمله دستور صادر كرد كه روز عاشورا، روز ماتم و عزاداری باشد، و همه‌ی مردم بايد لباس غم بتن نمايند و بازارها بسته شود، خريد و فروش ممنوع گردد، رستورانها و هتلها نيز در روز عاشورا بايد كارشان را متوقف سازند. وی دستور داد تا زن‌ها با گريه و فغان و موهای باز، و سر و روی خونين و گريبانهای پاره به خيابانها بيايند، شيعيان عراق از عهد معزالدوله تا امروز عاشورا را به همين ترتيب تجليل می‌نمايند، و لباس سياه بتن می‌نمايند. [النجوم الظاهرة 3/334،الأزهر 1/33محرم 1381 ص 75].
ابن كثير در البداية والنهاية می‌نويسد: شيعيان دولت آل بويه غلو و افراط زيادی نمودند، مثلاً در بغداد و دور و بر آن در روز عاشورا طبل‌ها به صدا در می‌آمد، در راهها و خيابانها خاكستر و كاه می‌ريختند، و بر مغازه‌ها چادرسياه آويزان می‌گرديد، مردم ماتم و عزاداری می‌كردند. اكثر آنها از نوشيدن آب در اين روز امتناع می‌ورزيدند تا گويا با حسين-رضی الله عنه- كه تشنه به شهادت رسيد، همدردی كرده باشند. زن‌ها با گريه و ناله به خيابان‌ها می‌آمدند وبه سر و صورت خود می‌زدند و گريبان پاره می‌كردند، و بدعت‌های زشت و شرم آوری در اين روز اجرا می‌گرديد. [البداية والنهاية 8/204].
ملاعلی قاری می‌نويسد: در سر زمين عجم، مانند: خراسان، عراق و ماوراءالنهر منكرات و اعمال زشتی از شيعه بجا مانده است، آنها در روز عاشورا لباس سياه می‌پوشيدند. و به خيابان‌ها می‌آمدند، سر و صورت و ساير بدن خويش را مجروح می‌كردند و مدعی بودند كه دوستان اهل بيت هستند، در حاليكه اهل بيت از آنها بيزارند. [اسرار مرفوعه ص 475].
چنانكه در ساير كشورها شيعيان در روز عاشورا محفل می‌گيرند، به طور مثال در عراق، ايران، هند، افغانستان، لبنان، سوريه، بحرين، كويت، و ديگر مناطق شيعه نشين با سياه پوش كردن مساجد و بتن نمودن لباسهای سياه تجليل می‌گردد، آنها روز عاشورا را روز ماتم و عزا بر حضرت حسين-رضی الله عنه- اعلام می‌دارند. [ازهر، بيومي 1/33 محرم1381 ص78].

بدعت‌هايي كه در عاشورا صورت مي‌گيرد و بايد از آن دوري جست
در اين روز با عظمت و مبارك مردم بدعت‌هايی را اختراع نموده و مرتكب اعمال زشت و ناپسند می‌گشتند، شيخ الاسلام می‌نويسد: شيطان بعد از شهادت حضرت حسين-رضی الله عنه- توانست دو بدعت طی آن ايجاد نمايد: يكی بدعت ماتم و عزاداری و زدن به سر و صورت، و گريه و فغان و تشنگی كشيدن و مداحی و نوحه سرايی كه طی آن بزرگان صدر اسلام مورد لعن و طعن قرار می‌گيرند، حتی كسانی‌كه در جرم شهادت حضرت حسين-رضی الله عنه- دست نداشتند مورد لعن و دشنام قرار می‌گيرند و قصه‌ها وحكايتهای كاذب و دروغينی را ساخته‌اند، اين اعمال باعث گرديد تا در ميان مسلمانان اختلاف و تفرقه ايجاد گردد. ماتم گرفتن و عزاداری كردن و گريه و فغان بر مردگان باتفاق همه‌ی مسلمانان جايز نيست. و اينكه بر غم‌ها و مصيبتهای گذشته، ناله و فغان صورت گيرد از گناهان بزرگ بشمار می‌رود كه خداوند و پيامبرش -صلى الله عليه وسلم- از آن منع نموده‌اند، همچنانكه بدعت شادی و سرور در روز عاشورا درست نيست و پيامبر -صلى الله عليه وسلم- و خلفای بعد از ايشان اينكار را سنت نگذاشته‌اند، پس اينروز نه روز شادی و سرور است و نه روز غم واندوه. [منهاج سنت 2/322، مجموع فتاوى25/310 وكشاف القناع 2/396].
از ديگر بدعت‌ها در اين روز پختن حبوبات و توزيع آن بر فقرا و مساكين است. و ادعا دارند كه اينكار ثواب زيادی دارد، ولی تشخيص كارهايی كه ثواب دارد دليل قاطع كه از پيامبر -صلى الله عليه وسلم- ثابت شده باشد می‌خواهد، ليكن دليلی وجود ندارد پس اين كار بدعت و گمراهی می‌باشد. [دين خالص از سبكي 8/417]. و از ديگر بدعت‌های اختراع شده در اين روز، پوشيدن لباس جديد، و خرج و خوراك خيلی خوب و خريدن ضروريات منزل و سرمه كشيدن و حنا كردن و غسل نمودن، ديد و بازديدها و زيارت مساجد و قبرستانها و آرامگاه‌ها، و ديگر بدعتهايی كه نه پيامبر -صلى الله عليه وسلم- و نه خلفای راشدين و نه علمای بزرگ اسلام مانند امامان چهار مذهب اهل سنت و نه اوزاعی و ثوری و اسحق بن راهويه و ليث و غيره اين اعمال را انجام داده و سنت گذاشته‌اند. [فتاوى شيخ الاسلام 25/312].
احاديثی كه درين مورد ذكر است همه موضوع و ساختگی است. [سفر سعادت ص167].
همچنين تأخير زكات تا روز عاشورا بدعت است بطور مثال زكات در ماه صفر يا ربيع الاول بر او واجب می‌گردد ولی آنرا تا روز عاشورا به تأخير می‌اندازد، شايد قبل از عاشورا بميرد يا مفلس گردد، در اينصورت زكات بر ذمه‌ی وی باقی می‌ماند و از اين بدتر اينكه تأخير در دادن حقوق ديگران ظلم محسوب می‌گردد. پيامبر-صلى الله عليه وسلم- می‌فرمايد: «درنگ نمودن غنی در ادای حقوق ظلم است». [متفق عليه]. از بدعت‌هايی كه بعضی از زنان در اين روز به آن اعتقاد دارند، حنا كردن است كه گويا اگر كسی اينكار را نكرد حق عاشورا را ادا ننموده است، همچنين خريدن عنبر و چوب خوش بو و دود نمودن آن، كه گويا اگر اينكار صورت نگيرد گناه بزرگی مرتكب شده‌اند. عجيب اينكه همين چوب را تا سال آينده نگه ميدارند و در طول سال از آن استفاده می‌كنند و معتقدند كه اگر دود و بوی خوش آن به زندانی برسد از زندان رها خواهد شد. همچنين اعتقاد دارند كه اين خوش بوئی علاج نظر و مرض است. چنين اعتقادی خطرناك است و دليل قاطع و محكم می‌طلبد، اما دليلی وجود ندارد و اين گونه اعمال را زنها از خودشان اختراع نموده‌اند. [مدخل از ابن حاج 1/391].
پيامبرگرامی‌مان -صلى الله عليه وسلم- ارتكاب هر گونه بدعت در دين خدا، و عمل نمودن به آن را به شدت منع نموده‌اند. و اينرا واضح كرده‌اند كه خداوند را بايد مطابق سنت و عملكرد پيامبرش -صلى الله عليه وسلم- عبادت كرد، و نه بر حسب گفته و اختراعات ديگران. چنانكه ميفرمايند: «هركس عملی انجام دهد كه دين ما آنرا تأييد نكند مردود است». [متفق عليه].
ودر لفظ ديگری چنين روايت شده است: «هر كسی در اين دين ما چيزی ايجاد كند كه از آن نيست، مردود است». [متفق عليه].
يعني: هر كاری كه مطابق سنت پيامبر -صلى الله عليه وسلم- نباشد مردود بوده و قابل قبول نيست.
پس بدعت‌هايی كه ذكر شد در عهد پيامبر -صلى الله عليه وسلم- و يارانش و در عهد تابعين وجود نداشته، بلكه بعد از شهادت حضرت حسين -رضی الله عنه- در سال 61 هجری ظاهر گرديد، و در سال‌های بعد خصوصاً در عهد دولت فاطميان اشكال مختلفی بخود گرفت و در اكثر كشور‌های شيعه نشين مانند ايران، عراق و بعضی مناطق مصر و لبنان و هند و پاكستان و افغانستان بشكل عجيبی انتشار يافت.
عوامل اساسی انتشار اين بدعت‌ها و امثال اينها بی خبری مسلمانان از دين، و سكوت و عدم انكار چنين اعمالی است، اگر هر مسلمانی به‌اندازه‌ی وسع و توان خودش اطرافيانش را آگاه می‌كرد هرگز به اين حد نمی رسيد و جامعه‌ی اسلامي، سالم باقی می‌ماند.
پيامبر-صلى الله عليه وسلم- امتشان را از بدعت و نوآوری در دين بر حذر داشته‌اند چنانكه ميفرمايد: «از امور نو پيدا (در دين) بپرهيزيد، زيرا هر امر نوپيدا بدعت و هر بدعتی گمراهی است». [سنن ابي داود 4/201ـ صححه الألباني 3/871، صحيح سنن ابي داود].
پس برادر و خواهر مسلمان! بايد در راه از بين بردن بدعت‌ها كوشا باشيم، و در روز عاشورا به هر مسلمانی كه آغشته‌ی بدعت است دوستانه بفهمانيم كه اين اعمال نادرست است و او را تشويق به ترك آن كنيم تا همه مان در دنيا و آخرت رستگار گرديم.

ماتم در روز عاشورا
شيعيان در روز عاشورا ماتم و سوگواری اعلان می‌كنند، و لباس سياه می‌پوشند و اظهار غم و اندوه می‌نمايند، در بعضی مناطق شيعه نشين مغازه‌ها بسته می‌شود، زنان و مردان به خيابان می‌آيند و خود را با زدن قمه و زنجير زخمی می‌كنند و گريه و ناله و فرياد سر می‌دهند و با نوحه خوانی و با نثار كلمات زشت و لعن و نفرين گويا از قاتلين حضرت حسين -رضی الله عنه- انتقام می‌گيرند خلاصه در اين روز اعمالی صورت می‌گيرد كه با عقل سليم موافق نيست و بدعت‌هايی كه مخالف شرع است و با روح و تعاليم اسلام سازگاری ندارد. [منبر الإسلام دكتر على واحدى وافي عدد 1/ سال 22محرم 1384هـ ق ].
خداوندمتعال و پيامبربزرگوارمان -صلى الله عليه وسلم- به ما نفرموده‌اند كه بر مرگ پيامبران پيشين ماتم و سوگواری نمائيم، پس چطور بر مرگ كسانی‌كه مرتبه‌ی آنها پائين تر از انبيا است سوگواری می‌نماييم؟!
نه از پيامبر گرامی مان -صلى الله عليه وسلم- نقل شده و نه از مسلمانان صدر اسلام كه آنها بر مصيبتی ماتم و عزا گرفته باشند.
شهادت حضرت حسين-رضی الله عنه- هر مسلمانی را غمگين و ناراحت می‌كند زيرا ايشان نوه‌ی عزيز پيامبر -صلى الله عليه وسلم- و از سرداران بزرگ اسلام و از علمای صحابه‌ی كرام بود، وی مرد عابد، شجاع و سخاوتمندی بود، ولی بايد پذيرفت آنچه را كه برادران شيعه‌ی ما در روز عاشورا بخاطر شهادتش انجام ميدهند نادرست است، و اكثر اين كارها ساختگی است و جنبه‌ی نمايشی دارد و الا پدر ايشان علي-رضی الله عنه- افضل و بهتر از او بود، چرا برای شهادتش ماتم نمی كنند؟! همچنين عثمان-رضی الله عنه- در نزد اهل سنت از علي-رضی الله عنه- بهتر است ولی در روز شهادتش كسی عزاداری نمی كند.
همچنين عمر-رضی الله عنه- بهتر از عثمان-رضی الله عنه- بود ولی برای شهادت ايشان كسی عزاداری نمی‌كند. همچنين ابوبكر صديق-رضی الله عنه- از عمر-رضی الله عنه- بهتر بود ولی در روز وفاتش كسی عزاداری نمی كند، از همه برتر خود پيامبرگرامی اسلام -صلى الله عليه وسلم- كه سردار جهانيان در دنيا و آخرت است خداوند روحش را مانند سائر انبيا (عليهم السلام) قبض كرد ولی هيچكس برای ايشان عزاداری نكرد. [- البداية والنهاية 8/205].
بر هر مسلمانی واجب است كه در وقت مصيبت از صبر و شكيبائی كار بگيرد و بگويد: ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ١٥٦﴾ تا اينكه خداوند و پيامبرش از اين عمل خشنود و راضی گردند. ﴿وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ١٥٥ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ١٥٦﴾. [البقرة: 155ـ 156]
ترجمه: «و مژده بده به بردباران.كسانی كه هر گاه بلائی به آنها برسد می‌گويند: ما از آن خدائيم و بسوی او باز می‌گرديم».
پيامبرگرامی -صلى الله عليه وسلم- می‌فرمايد: «هيچ بنده‌ای نيست كه به مصيبتی گرفتار شود و بگويد: ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ١٥٦﴾. يعني: «همانا ما از اوييم و بسوی او باز گردانندگانيم». خدايا! مرا در مصيبتم مزد داده و برايم از او عوض بهتری بده. مگر اينكه خداوند او را در مصيبتش مزد داده و عوض بهتری برای او می‌دهد، ام سلمه می‌فرمايد: ابو سلمه (شوهرش) وفات يافت چنانكه رسول الله -صلى الله عليه وسلم- مرا امركرده بود گفتم. خداوند عوضی نيكوتر از او، يعنی رسول الله -صلى الله عليه وسلم- را به من داد. [مسلم كتاب جنائز].
در كتاب جلاء العيون از ملا باقر مجلسی قول حسين بن علی -رضی الله عنهما- چنين آمده است: «ای خواهر! اگر باشميشر ظالمان كشته شدم و از اين دنيا رحلت كردم پس گريبانت را پاره مكن، و رويت را مخراش، وموهايت را نكش و فغان و ناله مكن». [جلاء العيون از مجلسي 1/382].
پس به سر و صورت زدن و گريبان پاره نمودن و دعاهای زمان جاهليت، همه حرام و نا مشروع است و پيامبر -صلى الله عليه وسلم- از چنين اعمالی اظهار بيزاری نموده است چنانكه می‌فرمايد: «آنكه بر رويش زده و گريبان پاره كند و دعاهای جاهليت را بخواند از ما نيست». [- بخاري 1/398].

رواياتی از کتب شیعه
1-«صُومُوا الْعَاشُورَاءَ- هَكَذَا- التَّاسِعَ وَالْعَاشِرَ فَإِنَّهُ يُكَفِّرُ ذُنُوبَ سَنَةٍ». [- تهذيب الأحكام 4/299 ، الاستبصار 2/134].
از امام صادق و ايشان از پدرش امام باقر عليهما السلام روايت می‌كند كه علی (عليه السلام) فرمود:‌ «در عاشورا روزه بگيريد، نهم و دهم زيرا كه گناه يك سال را می‌بخشد».
2- «صَامَ رَسُولُ اللهِ -صلى الله عليه وسلم- يَومَ عَاشُورَاءَ». [- تهذيب الأحكام4/29].
از ابوالحسن روايت است كه فرمود: «رسول الله -صلى الله عليه وسلم- روز عاشورا روزه گرفتند».
3- «صُومُوا يَوْمَ عَاشُورَاءَ التَّاسِعَ وَالْعَاشِرَ احْتِيَاطًا، فَإِنَّهُ كَفَّارَةُ السَّنَةِ الَّتِي قَبْلَهُ، فَإِنْ لَمْ يَعْلَمْ بِهِ أَحَدُكُمْ حَتَّى يَأْكُلَ، فَلْيُتِمَّ صَوْمَهُ». [- مستدرك الوسائل 1-594. ]..
از علی (عليه السلام) روايت است كه فرمود: «نهم و دهم عاشورا احتياطًا روزه بگيريد، زيرا كه اين كفاره‌ی گناهان سال گذشته است اگر كسی يادش نبود و خورد هر وقت يادش آمد از همان لحظه روزه اش را تكميل كند».
4- «إِذَا رَأَيْتَ هِلَالَ الْمُحَرَّمِ، فَاعْدُدْ فَإِذَا أَصَبْتَ مِنْ تَاسِعَةٍ فَأَصْبِحْ صَائِمًا. قُلْتُ: (أي الراوي): كَذَلِكَ كَانَ يَصُومُ مُحَمَّدٌ صَلَى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ؟ قَالَ: نَعَمْ». [- إقبال الأعمال ص554 وسائل الشيعة 7/347].
از ابن عباس -رضی الله عنهما- روايت است كه فرمود: «هر گاه ماه محرم شروع شد، بشمار، به روز نهم كه رسيدی روزه بدار- راوی می‌گويد: گفتم: آيا حضرت محمد -صلى الله عليه وسلم- در چنين روز، روزه می‌گرفتند؟ فرمودند: بله».
5- «اِسْتَوَتْ السَّفِينَةُ يَوْمَ عَاشُورَاءَ عَلَى الْجُودِيِّ فَأَمَرَ نُوحٌ مَنْ مَعَهُ مِنَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ بِصَوْمِهِ، وَهُوَ الْيَومُ الَّذِيْ تَابَ اللهُ فِيْهِ عَلَى آدمَ عَلَيْهِ السَّلامُ». [- مستدرك الوسائل 1/594].
از امام صادق (عليه السلام) روايت است كه فرمود: «هنگامی كه كشتی نوح (عليه السلام) در روز عاشورا بر جودی استقرار يافت نوح (عليه السلام) به همه‌ی انسانها و جنهايی كه در كشتی بودند دستور داد كه در آن روز (عاشورا) روزه بگيرند و اين همان روزی است كه خداوند توبه‌ی آدم (عليه السلام) را پذيرفت».
6- از الفاظ رسول الله -صلى الله عليه وسلم- كه بهتر از آن نمی توان يافت اين است: «النِّيَاحَةُ مِنْ أَعْمَالِ الْجَاهِلِيَّةِ». [- من لايحضره الفقيه 4/271-272 ]. و در روايت محمد باقر مجلسی با لفظ: «النِّيَاحَةُ مِنْ الْجَاهِلِيَّةِ» آمده است.
يعني: «نوحه كردن از اعمال جاهليت است يا نوحه كردن از جاهليت است». [- بحارالأنوار 82/103 ].
7- رسول گرامی -صلى الله عليه وسلم- می‌فرمايند: «صَوْتَانِ مَلْعُونَانِ يُبْغِضُهُمَا اللهُ: إِعْوَالٌ عِنْدَ مُصِيْبَةٍ وَصَوْتٌ عِنْدَ نَغْمَةٍ، يَعْنِي النوحَ والْغِنَاءَ». [- بحارالأنوار 82/10].
يعني: «دو صدا ملعون است و خداوند آن دو صدا را ناپسند می‌دارد: يكی داد و فرياد در هنگام مصيبت و ديگری صدای نغمه؛ يعني: نوحه كردن و موسىقي».
8- امير المؤمنين علی (عليه السلام) در نامه شان به رفاعه بن شداد می‌نويسد: «إِيَّاكَ وَالنَّوحَ عَلَى الْمَيِّتِ بَبَلَدٍ يَكُونُ لَكَ بِهِ سُلْطَانٌ». [- مستدرك الوسائل 1/144].
يعني: «مبادا در جايی كه قدرت داری بر مرده ای نوحه خوانی كني».
9- جابر -رضی الله عنه- از پيامبر -صلى الله عليه وسلم- روايت می‌كند كه فرمودند: «من شما را از نوحه كردن و از دو صدای احمقانه و فاجرانه نهی كردم، يكی صدای موسىقی كه ساز شيطان است و صدايی كه در هنگام مصيبت بلند می‌شود كه صورت خراش می‌دهند و گريبان پاره می‌كنند، و ناله و فغان می‌كشند». [- مستدرك الوسائل 1/145]. «وَصَوْتٍ عِنْدَ مُصِيبَةٍ، خَمْشِ وُجُوهٍ، وَشَقِّ جُيُوبٍ وَرَنَّةِ شَيْطَانٍ».
10- امام صادق (عليه السلام) می‌فرمايد: «لاَ يَصْلُحُ الصِّيَاحُ عَلَى الْمَيِّتِ وَلاَيَنْبَغِيْ وَلَكِنَّ النَّاسَ لاَ يَعْرِفُونَ». [- الكافي 3/266].
يعني: «شيون كشيدن بر مرده درست و شايسته نيست ولی مردم نمی‌دانند».
11- فضل بن ميسر می‌گويد:‌ خدمت امام صادق (عليه السلام) بوديم كه شخصی آمد و از غم و مصيبتی كه به او رسيده بود شكوه كرد، امام فرمود: «أَمَا إِنَّكَ إِنْ تَصْبِرَ تُؤْجَرَ، وَإِلّا تَصْبِرُ يَمْضِيْ عَلَيكَ قَدَرُ اللَّهِ الَّذِيْ قَدَّرَ عَلَيكَ وَأَنْتَ مَأْزُوْرٌ». [- الكافي3/225].
يعني: «اگر صبر كنی پاداش داده می‌شوی و اگر صبر نكنی باز هم آنچه تقدير خداوند باشد بر تو جاری می‌شود، اما در اين صورت گنهكار خواهی شد».
12- رسول الله -صلى الله عليه وسلم- فرمودند: «أَنَا بَرِيْءٌ مِمَّنْ حَلَقَ وَصَلَقَ وَرَفَعَ صَوْتَهُ». [- جامع الأحاديث الشيعة 3/489. ]..
يعني: «من بيزارم از كسی كه (بخاطر مصيبت) مويش را بتراشد و صدايش را بلند كند».
13- از امام صادق (عليه السلام) روايت است كه و پيامبر -صلى الله عليه وسلم- از فرياد كشيدن در هنگام مصيبت و از نوحه كردن و نوحه شنيدن و به صورت زدن نهی كرده‌اند.
«نَهَی عَنْ الرَّنَّةِ عِنْدَ الْمُصِيْبَةِ وَنَهَی عَنْ النَّيَاحَةِ وَالْاِسْتِمَاعِ إِلَيْهَا ونَهَی عَنْ تَصْفِيْقِ الْوَجْهِ». [- من لايحضره الفقيه 4/403].
14- از امام صادق يا باقر عليهما السلام پرسيده شد كه نماز با كلاه سياه چگونه است؟ فرمودند: «با آن نماز نخوان،‌ زيرا كه رنگ سياه لباس اهل دوزخ است». «لَا تُصَلِّ فِيْهَا فَإِنَّهَا لِبَاسُ أَهْلِ النَّارِ». [- من لايحضره الفقيه1/163].
15- از اميرالمؤمنين علی (عليه السلام) روايت شده كه فرمودند: «لَا تَلْبِسُوا السَّوَادَ فَإِنَّهَا لِبَاسُ فِرْعَوْنَ». يعني: «سياه نپوشيد كه لباس فرعون است». [- من لايحضره الفقيه 1/163].
16- در روايت ديگری آمده است كه فرمود: «خواهرم! ای أم كلثوم! ای فاطمه! ای رباب! مواظب باشيد اگر من شهيد شدم برای من گريبان پاره نكنيد و صورت نخراشيد». [- مقتل الحسين ص218 از عبدالرزاق الموسوي].
17- و در روايت ديگری آمده است كه فرمود: «خواهرم!‌ قسمت می‌دهم، قسمم را نشكن، هر گاه شهيد شدم هرگز برای من گريبان پاره نكن و صورت نخراش و واويلا نكن».
«يا أُختاه! إِنِّيْ أَقْسَمْتُ عَلَيْكِ ، فَأَبِرِّيْ قَسَمِي. لاَ تَشُقِّي عَلَيَّ جَيْبًا، وَلاَ تَخْمِشِيْ عَلَيَّ وَجْهًا، وَلاَ تَدْعِيْ عَلَيَّ بِالْوَيْلِ وَالثُّبُورِ إِذَا أَنَا هَلَكْتُ». [- مستدرك الوسائل 1/144، مظالم أهل البيت264، على خطى الحسين 116، تظلم الزهراء 190].
از امام صادق (عليه السلام) در تفسير آيه‌ی كريمه ﴿وَلَا يَعۡصِينَكَ فِي مَعۡرُوفٖ﴾. [الممتحنة: ١٢] نقل شده كه فرمود: «اَلْمَعْرُوفُ أَنْ لَا يَشْقُقْنَ جَيْبًا وَلَا يُلَطِّمْنَ وَجَهًا وَلَا يَدْعُونَ وَيْلاً وَلَا يَقُمْنَ عِنْدَ قَبْرٍ».
يعني: «معروف اين است كه زنان گريبان پاره نكنند و به سر و صورت نزنند و واويلا نكنند و در كنار قبر قيام نكنند». [- تفسير نور الثقلين 5/308].
18- از ابوسعيد -رضی الله عنه- روايت است كه رسول الله -صلى الله عليه وسلم- زن نوحه گر و گوش كننده‌ی نوحه را لعنت كرده است. «لَعَنَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ النَّائِحَةَ وَالْمُسْتَمِعَةَ». [- مستدرك الوسائل 1/144، بحار الأنوار82/93].
برگرفته از كتاب
عاشورا در ميزان عقل و دين
نوشته‌ی استاد زين العابدين ابراهيمي


مراجع
1ـ قرآن كريم
2ـ اتعاظ الحنفاء بأخبار الأئمة الفاطميين الخلفاء؛ از تقي الدين أحمد بن علي بن عبد القادر، أبو العباس الحسيني العبيدي، المقريزي؛ القاهرة 1387هـ.
3ـ الآثار الباقية عن القرون الخالية؛ از ابو ريحان محمد الخوارزمي البيروني؛ بيروت.
4ـ الفخري في الآداب السلطانية والدول الإسلامية؛ از حمد بن علي بن طباطبا، معروف به ابن الطقطقي؛ دار بيروت1400 هـ.
5- البحر المحيط؛ از أبوحيان الأندلسي، دارالفكر بيروت 1403هـ .
6- البداية والنهاية؛ از ابوالفداء الحافظ ابن كثير، دار الكتب العلمية بيروت 1408هـ .
7 ـ بلوغ الأماني من أسرار الفتح الرباني بترتيب مسند أحمد الشيباني، از أحمد عبد الرحمن البنا الساعاتي، القاهرة، مطبعة الفتح الرباني، 1375.
8 ـ بهجة الناظرين فيما يصلح الدنيا والدين، از شيخ عبدالله بن جار الله آل جار الله، دار الطيبة، الرياض، 1406 هـ.
9- تاريخ الخلفاء، از جلال الدين سيوطی، مطبعة السعادة بمصر 1371.
10- تاريخ الطبري، از ابوجعفر بن جرير الطبري، دار المعارف، القاهرة 1387.
11ـ تاريخ يعقوبي، چاپ لندن.
12- التبصرة، از ابن الجوزي، القاهرة، 1390هـ، تحقيق د/ مصطفي عبدالواحد.
13ـ تفسير القرطبي- الجامع لأحكام القرآن، دار الكتاب العربي- بيروت 1398هـ .
14- تنبيه الغافلين عن أعمال الجاهلين، از ابوزكريا ابن أحمد النحاس، دارالكتب العلمية، بيروت 1407هـ.
15- تهذيب الآثار، از امام ابوجعفر طبري، جامعة الإمام، الرياض، تحقيق: محمود محمد شاكر.
16- جلاء العيون، از ملا باقر مجلسى – بيروت.
17- حاشية رد المختار علي الدر المختار، از ابن عابدين، محمد أمين بن عمر بن عبد العزيز عابدين الدمشقي الحنفي، مكتبة الحلبي 1386هـ .
18- حاشية الجمل على شرح المنهج، از شيخ الإسلام زكريا الأنصاري، المكتبة الكبرى، القاهرة.
19- حجة الله البالغة، از شاه ولي الله الدهلوي، دارالكتب الحديث، القاهرة.
20- حكمة التشريع وفلسفته، علي أحمد الجرجاوي، القاهرة، المطبعة اليوسفية، 1350هـ .
21- دائرة المعارف، از البستاني، تهران.
22- الدر المنثور في التفسير بالمأثور، از جلال الدين السيوطي، دار الفكر، بيروت، 1403هـ .
23- الدعوة الإسلامية، دكتر أحمد غلوش، دار الكتاب المصري، القاهرة.
24- الدين الخالص، از محمود خطاب السبكي، القاهرة، 1394هـ .
25- زاد المعاد، از ابن قيم الجوزية، مؤسسة الرسالة، بيروت، 1406هـ .
26- سفر السعادة، از ابوطاهر الفيروزآبادي، مكتبة علي صبيح، القاهرة، 1376هـ.
27 - سنن أبي داود، دار الحديث، حمص، 1389هـ .
28- سنن الترمذي، مكتبة الحلبي، القاهرة، 1388هـ تحقيق فؤاد عبدالباقي.
29- السنن الكبرى، از البيهقي، حيدر آباد الدكن الهند، 1352هـ .
30- سنن النسائي بشرح السيوطي، دار البشائر الإسلامية، بيروت، 1406 هـ.
31- سير أعلام النبلاء، از الذهبي، مؤسسة الرسالة، بيروت، 1402هـ .
32- شرح فتح القدير از ابن الهمام، دار الفكر بيروت 1397هـ .
33- شرح معاني الآثار از الطحاوي، مطبعة الأنوار المحمدية، القاهرة.
34 - صحيح البخاري بشرح ابن حجر العسقلاني (فتح الباري)، المكتبة السلفية، القاهرة.
35- صحيح سنن أبي داود، از ناصر الدين الألباني، مكتبة التربية العربي لدول الخليج، الرياض 1409هـ.
36 - صحيح مسلم بشرح النووي، دار الفكر، بيروت 1401هـ.
37- ظهور خلافة الفاطميين وسقوطها بمصر، دارالمعارف بمصر 1976- هـ .
38- عمدة القاري بشرح صحيح البخاري، از بدرالدين العيني، دار الفكر بيروت 1399هـ
39- عون المعبود شرح سنن أبي داود، از العظيم آبادي، المكتبة السلفية، المدينة المنورة.
40- فقه السنة از سيد سابق، دار الكتاب العربي، بيروت.
41- الفتاوى الهندية في مذهب الإمام الأعظم أبي حنيفة النعمان، لجنة علماء برئاسة نظام الدين البلخي، دارالمعرفة، بيروت 1393هـ.
42- فتح العلام بشرح مرشد الأنام، از محمد عبد الله الجرداني، مكتبة الشباب المسلم، حلب.
43 - القاموس المحيط، از الفيروز آبادي، مؤسسة الرسالة بيروت 1407هـ.
44- قصص الأنبياء، از ابن كثير، دار الكتب الحديث، القاهرة.
45- الكامل في التاريخ از ابن الأثير الشيباني، دار بيروت 1385هـ .
46- كشاف القناع عن متن الإقناع، از البهوتي، مطبعة الحكومة، مكة مكرمة 1394هـ .
47- كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال از البرهان فوري الهندي، مكتبة التراث الإسلامي، حلب 1391هـ .
48- اللباب في الجمع بين السنة والكتاب، از أبومحمد المنبجي، دار الشروق، جدة، 1403هـ .
49- لسان العرب، از ابن منظور، بيروت.
50- لطائف المعارف فيما لمواسم العام من الوظائف، از ابن رجب الحنبلي، دار إحياء الكتب العربية، القاهرة، 1342هـ .
51- مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، از نور الدين الهيثمي، دار الكتاب العربي بيروت 1402هـ.
52- المجموع شرح المهذب از ابوزكريا النووي، دار الفكر، بيروت.
53- مجموع فتاوى شيخ الإسلام ابن تيمية، مكتبة المعارف، الرباط المغرب.
54- المدخل لابن الحاج، دار الفكر بيروت 1397 هـ .
55- مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، از ملا علي القاري، دارالكتاب الإسلامي، القاهرة.
56- المسند، از امام احمد بن حنبل، دار المعارف القاهرة، 1374هـ تحقيق أحمد شاكر.
57- المصباح المنير، از أحمد الفيومي، مكتبة لبنان، بيروت 1987هـ .
58- المصنف في الأحاديث والآثار از ابوبكر ابن أبي شيبة، مطبعة العلوم الشرقية، حيدر آباد الهند 1288هـ .
59- المصنف، از عبد الرزاق الصنعاني، منشورات المجلس الأعلى، 1391هـ .
60- معارف السنن شرح سنن الترمذي از محمد يوسف الحسيني، مطبعة القادر برنتنك سنتر، كراچي 1390هـ .
61- المعجم الأوسط، از ابوالقاسم أحمد الطبراني، مكتبة المعارف الرياض.
62- مغني المحتاج از الشربيني، دار الكتاب المصري، القاهرة.
63- مقارنة الأديان، از لدكتور أحمد شلبي، مكتبة النهضة المصرية القاهرة 1983.
64- منهاج السنة، از شيخ الاسلام ابن تيمية، مكتبة الرياض الحديثة الرياض.
65- المواعظ والاعتبار از المقريزي، مطبعة النيل بمصر 1324هـ .
66- الموطأ از امام مالك ابن أنس، دارإحياء الكتب العربية، القاهرة 1374 هـ .
67- النبوة والانبياء، از محمد علي الصابوني، دار القلم دمشق 1409هـ .
68- النجوم الزاهرة في ملوك مصر والقاهرة، از يوسف بن تغري بردي بن عبد الله الظاهري الحنفي، أبو المحاسن، جمال الدين دارالكتاب اللبناني بيروت 1400 هـ .
69- وفيات الأعيان وأنباء أبناء الزمان، از ابن خلكان، دار صادر بيروت.
70- تفسير نور، از دكتور مصطفى خرم دل.



جرايد و مجلات
1- الأزهر: محرم 1381 و محرم 1392- محرم 1387- محرم 1358.
2- البلاد: عدد 8351 – 3/ 1/ 1407 هـ .
3- عكاظ: عدد 5523- 13/ 9/ 1401 هـ.
4- لواء الإسلام: ربيع الآخر 1370 هـ عدد8 .
5- منبر الإسلام: محرم 1384 عدد 1 .