قريب الله مطيع
_21 _April _2015هـ الموافق 21-04-2015م, 11:15 PM
سه آیتی که توسل به غیر الله را ریشه کن می کند
دوستان بزرگوار در یکی از کشورهای خلیج حضور داشتم، و به شما توصیه می کنم این سه آیت را حتما حفظ نمایید، یک آیت در سورۀ فاطر و دیگری در سورۀ زمر و سومی در سورۀ یونس، و به الله سوگند می خورم که این سه آیت مذهبی را از ریشه بر می کند که در نظر مردم مذهب بزرگی است در حالیکه مذهب خورد و ناچیزی است. و خواهشم از شما این است که با عوام شان مجادله مکنید بلکه با بزرگان و دانشمندان شان بحث و مناقشه نمایید، به آنها بگو: داناترین تان را می خواهم. دوستانم این آیات امانتی است بر گردن من و من این امانت را بر گردن شما و هر مسلمانی می نهم. آنرا به فرزندانت مانند نامهای خودشان بیاموز و خودت نیز آنرا مانند نام خودت حفظ نما. و به وسیلۀ آن با هر کسی مقابله کرده می توانی؛ به الله سوگند دوستان که آنرا ریشه کن خواهی کرد، باز هم برایت توصیه می کنم با عوام شان هرگز مناقشه و مناظره مکن؛ «وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا (81) وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا» «و بگو: حق آمد و باطل از ميان رفت و نابود گشت، بیگمان باطل هميشه از ميان رفتني و نابود شدني است» پس از آن چیست؟ «و از قرآن آنچه را که مايۀ بهبودي است فرو ميفرستيم». (الاسراء: 81-82) با آن مردیکه رافضی بود نشستم، یعنی مذهب شان و عبادت شان برای قبور است و به وسیلۀ شرک به الله تقرب می جویند!! به او چند کلمه ای عرض نمودم. دوست گرانقدرم آنرا درست حفظ کن و قسم به الله که در خلال دو دقیقه نه بیش؛ مذهبی را به وسیلۀ آن نابود و ریشه کن خواهی نمود بلکه او را وادار خواهی کرد تا به صدق تو پی ببرد و متیقن شود که خودش دروغگو است. «بَلْ أَتَيْنَاهُمْ بِالْحَقِّ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ * مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ» «بلكه براي ايشان حق را آورده ايم، و قطعاً آنان دروغگو هستند. * الله هيچ فرزندي را برنگرفته و هيچ معبودي با او نبوده است» (المؤمنون: 90-91) اوتعالی شریکی ندارد. بوی گفتم: من حاضرم با تو بروم و به هر قبری که می خواهی سجده می کنم؛ ولی به یک شرط: به شرطی که یا تو مرا با کتاب الله قانع ساز و یا اینکه من ترا با کتاب الله قانع می سازم. آیا جرأت من بر گفتن این سخن برای من جایز است؟.دلیل چیست؟ بر وفق هوا و خواسته های خویش نمی رویم دوستانم. زیرا در این (قرآن) نور است، بهر حال من دلیل آن را برایتان بیان می کنم. الله تعالی به پیامبر صلی الله علیه و سلم می فرماید که با نصاری به بحث و مناقشه بپردازد: «قُلْ إِنْ كَانَ لِلرَّحْمَنِ وَلَدٌ» «بلکه اگر پروردگار مهربان فرزندی داشته باشد». (الزخرف: 81) اگر مرا قانع ساختی که پروردگار مهربان فرزندی دارد، پس من او را می پرستم؟ نه خیر! «فَأَنَا أَوَّلُ الْعَابِدِينَ» «پس من نخستین عبادت کنندگانم» (الزخرف: 81) مرا قبل از خود در کلیسا خواهی یافت. لیکن هرگز نمی توانید، زیرا وقتی حق آمد باطل نابود و ریشه کن می گردد. بنابراین هنگامی که الله تعالی به آنها فرمود: «وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا» «و اگر در آنچه بر بندة خود نازل کردهايم شک داريد» (البقره: 23) نفرمود: همانا کافر شدید. بلکه فرمود: «فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ» «سوره ای همانند آن بیاورید». دینی بزرگ قوت بالایی در بحث و مناقشه دارد. بیا دلیل خود را بیاور و من هم دلیل خود را می آورم، لیکن دلیل من دلیل و برهان ترا باطل خواهد کرد، چرا که دلیل من کتاب الله است. به او گفتم: میان من و تو کتاب الله است. می دانی برایم چه گفت؟ گفت: ولی به این شرط که سخن محمد بن عبد الوهاب (رحمت الله علیه) را برایم نیاوری. برایش گفتم: اگر نامی از محمد بن عبد الوهاب (رحمت الله علیه و اسکنه الله فی الجنه) را بر زبان آوردم پس دلیل مرا مردود بشمار، به الله سوگند هیچ سخنی آن جناب را از من نخواهی شنید و نه کلمۀ محمد بن عبد الوهاب را. گفت: و نه از ابن تیمیه، گفتم و نه از ابن تیمیه سخنی نمی آورم. فرض کن که ایشان رحمهم الله اصلا به دنیا نیامده اند. تنها به کتاب الله رجوع می کنیم، آیا کفایت می کند؟ بلی، به پروردگارم سوگند که کفایت می کند. «أَوَلَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ يُتْلَى عَلَيْهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَرَحْمَةً وَذِكْرَى لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ» «آيا آنانرا کافي نيست که ما اين کتاب را بر تو نازل کردهايم که بر آنان خوانده ميشود؟! بيگمان در اين براي گروهي که باور ميدارند رحمت و پندي هست». (العنکبوت: 51) «وَجَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا» «و با قرآن با آنان به جهادي بزرگ بپرداز». (الفرقان: 52) بلافاصله دلیل شان را باطل می کند. برایش گفتم: حالا در مورد معاویه رضی الله عنه با تو مناقشه نمی کنم. همه افراد مورد نظر آنها را می شناسم و ادعای مظلوم بودن فاطمه و ... به او گفتم: فرض کن من تسلیم شدم بر اینکه کتابهای تان همه درست است و من و تو با هم گویا متفق هستیم، از من چه می خواهی تا آن را انجام دهم؟ الان من باور نمودم، آیا برویم تا حسن و حسین و مردگان رضوان الله علیهم را بخوانیم؟؟ گفت: بلی. گفتم: پس از اینکه به همه کتابهای تان ایمان بیاورم، در میان کفر و دروغ و شرک سرگردان خواهم شد. فرضا گفتم کتابهای تان همه بحار الانوار همه و همه درست و صحیح است. ولکن بیا تا متاکد شویم که دین تان درست است یا نه؟ بعد از اینکه به دین تان ایمان آوردم آنرا بر کتاب الله عرضه می کنیم. به الله قسم در شرک و کفر و دروغ واقع خواهی شد. و من تعهد می نمایم که این را از کتاب الله ثابت می کنم. گفتم: این دعاها نزد قبر حسین رضی الله عنه و نزد قبور مرده ها همه شرک است. می دانید بمن چه گفت؟ گفت: این دلیلی نیست و این همه فقط سخنان محمد بن عبد الوهاب (علیه رحمت الله ) است. به وی گفتم: دلیل را بگیر. دلیل اول را حفظ کن. دلیل اول از سورۀ فاطر است. دوستان بنگرید که ما در برابر کلام الله مسؤلیت داریم و آنرا باید به دیگران نقل و نشر کنیم. دلیل اول چیست؟ این کلام را بگیرید دوستان گرامی. الله عزوجل می فرماید: «يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ» «(الله) شب را در روز و روز را در شب داخل میکند، و خورشید و ماه را رام ساخته، هریک (از آنها) تا مدتی معیّن روان است. این است الله پروردگار شما، فرمانروایی اوراست» (فاطر:13) زیر عبارت «لَهُ الْمُلْكُ» «فرمانروایی اوراست» میلیون خط بگذارید.. «و کسانی را که به غیر از او به فریاد میخوانید» حسین غیر از الله است؟ و حسن؟ و پیامبر صلی الله علیه وسلم و ملائکه؟؟ همۀ آنان غیر از الله جل جلاله اند. الله تعالی فرمود: «الله پروردگار تان است فرمانروایی از اوست» خوب، آنانی را که غیر از الله می خوانیم چه چیزی دارند ای پروردگار؟ «وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ» «و کسانی را که به غیر از او به فریاد میخوانید حتی مالکیت» مالکیت چه؟ مالکیت خرمایی؟ هسته ای؟ «مَا يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ» «حتی مالکیت پوست هستة خرمایی را ندارند». یعنی خرما را می خوریم و هستۀ آن را کشت می کنیم، و پوست هستۀ خرما را نه می خوریم، و نه زرع می کنیم، لذا الله تعالی می فرماید: آنچه را که به آن اصلا نیازی نداری و هیچ کسی هم آنرا نمی خواهد، ایشان حتی مالک آن نیستند! به الله سوگند مثل اینکه آتشی را بر چهرۀ آنمرد پرتاب نمودم. سپس گفت: و لیکن این شرک نیست! گفتم: الان آیاتی دیگر را برایت می آورم، و هنوز جوابم را کامل نکرده ام. گفتم: حالا عقلت چه حکم می کند وقتی برایت بگویم که این شخص مالک پنجاه میلیون دولار است و هر کسی را که می خواهد می بخشد و دیگری حتی ریالی هم ندارد آیا نزد این می روی؟ اگر سخنم را تصدیق نمی کنی، آیت را تکمیل کن و این آیت عقل را مورد خطاب قرار می دهد: «إِنْ تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ» «حتی مالکیت پوست هستة خرمایی را ندارند. اگر آنها را به فریاد بخوانید» کسی را که در قبر است می خوانید؟ «صدای شما را نمیشنوند» دوستان! آیا الله تعالی را تصدیق کنیم؟ آیا الله تعالی را تصدیق کنیم؟ بلی، الله را تصدیق می کنیم، «و اگر (به فرض محال) بشنوند توانایی پاسخگویی شما را ندارند»، یعنی در بهترین حالات شان «توانایی پاسخگویی شما را ندارند». این زیان و خساره ها در زمین است. و روز قیامت؟ «و روز قیامت» الله تعالی پیروان و پیشویان شرک را بیرون می آورد و مقابل هم قرار می دهد و پیروان به پیشوایان و پیشوایان به پیروان خویش کافر شده یکدیگر را انکار می کنند «در و روز قیامت انکار میکنند»، چه را انکار می کنند؟ گناه تان را؟ عمل تان را؟ یا اینکه شرک تان را انکار می کنند؟ شرک نامید یا نه؟ آنرا شرک نامید، باز الله تعالی چه فرمود: «وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ» «و هیچکس همچون (الله) آگاه تو را با خبر نمیسازد». یعنی بعد از این سخن دنبال فتوائی مگرد. دوستانم به الله سوگند آن مرد گفت: به الله ایمان آوردم و به الله سوگند هیچگاهی آنها را به دعا نمی خوانم. و لیکن ایشان ما را به الله نزدیک می گردانند، چون ما گنهگارانیم پس ایشان ما را به الله نزدیک می گردانند. به او گفتم: آیتی دیکر را بگیر که در سورۀ زمر است، الله تعالی می فرماید: «وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ» «و کسانی که بهجای او دوستانی گرفتهاند (میگویند:) ما آنانرا پرستش نمیکنیم» (الزمر:3) پس چه چیزی ترا بالای قبر او نشانده؟ چرا؟ «إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى» «مگر برای آنکه ما را به الله نزدیک گردانند». آیاتی که خطوط قرمز را در برابر شرک گذاشته به پایان نمی رسد مگر با خاتمۀ کمرشکن و فیصله کن. سپس الله تعالی چه می فرماید؟ آیا فرمود: سخنان ایشان درست است؟ نه خیر! فرمود: «إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ» «البته الله میان ایشان دربارة چیزی که در آن اختلاف میورزند داوری خواهد کرد» ای پروردگار! حکم و فیصله در مورد ایشان را برای ما بیان فرما! «إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ» «بیگمان الله دروغگوی ناسپاس را هدایت نمیکند». پس در میان شرک و دروغ و کفر غوطه ور می شویم. آن مرد گفت: به الله سوگند آنها ما را به الله نزدیک نمی گردانند. گفت: جناب شیخ! قضیۀ شفاعت مانده زیرا ایشان نزد الله شفاعت ما را خواهند کرد، آیا شفاعت را انکار می کنید؟ گفتم: سورۀ یونس را باز کنید، کلام بس بزرگی است دوستان عزیز، سخنان کمر شکنی است. آغاز آیت و نهایت آن می آموزاند که خلاصۀ مسأله، مسألۀ عبادت و شرک است، چنانکه در آیت سابقه فرمود: «و کسانی که بهجای او دوستانی گرفتهاند (میگویند:) ما آنانرا عبادت نمیکنیم» آخر آیت چیست؟ دروغگوی ناسپاس، درست است؟؟ و آیتی که سورۀ یونس است: «و می پرستند» متوجه این کلمه شده اید؟ الله تعالی آنرا (پرستش می کنند) نامید، تو هر تعبیری از آن می کنی بکن ولی الله تعالی آنرا (عبادت و پرستش) نامید. «و آنان غير از الله چيزهايي را ميپرستند» آیا آنها غیر از الله هستند؟ بلی؛ سوگند به الله که غیر از الله اند. «و آنان غير از الله چيزهايي را ميپرستند که به آنان زياني نميرسانند و سودي به آنان نميبخشند» خواهی پرسید: چرا؟ «و ميگويند: اينها ميانجيهاي ما نزد الله هستند». آیت خاتمه نیافته. الله تعالی می فرماید: «قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِمَا لَا يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ» «بگو: آيا الله را به آنچه که در آسمانها و زمين نميداند، خبر ميدهيد؟». (یونس: 18) یعنی تو آمده و دین جدیدی را پدید می آوری که الله خودش آن امر مورد ارادۀ خود را نمی داند!! سپس آنرا در قرآن می گذارد؟! «بگو: آيا الله را به آنچه که در آسمانها و زمين نميداند، خبر ميدهيد؟» خاتمۀ آیت چیست؟ «سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ» «او پاک و بالاتر است از چيزهايي که با وي شريک ميسازند». پس شرک به دنبال شرک و شرک سپس کفر و دروغ، و به الله سوگند دوستانم می دانید آن مرد چه گفت؟ گفت: به الله ایمان آوردم، و به الله سوگند که دیگر آنان را به دعا نمی خوانم، و به الله سوگند که پس از این فرمودۀ الله تعالی آنان را شفیع و وسیط قرار نمی دهم. گفت: ما به این باور بودیم که این سخنان محمد بن عبدالوهاب (رحمه الله) است، پس مادامیکه این سخن الله است از عبادت آنها بیزایم. می دانی دوست عزیزم این مرد چه گفت؟ گفت: (آخوندان) به ما آموخته بودند که قرآن را کسی نمی تواند بفهمد، هیچ کسی قرآن را فهمیده نمی تواند مگر تنها و تنها از طریق اهل بیت و آخوندان. خوب؛ ما را کسی نگفته که این قرآن را هیچ کس فهمیده نمی تواند. چرا فهمیده نتوانیم؟ چرا نفهمیم، وقتی آنرا خواندیم به تفسیر مراجعه می نماییم و به اهل علم مراجعه می کنیم، این قرآن برای تذکیر است. آن مرد گفت: دوست گرانقدرم پس رد بر آنها چیست؟ گفتم: برایت از کتاب الله می آورم و رفته به آنها بگو. دوستانم به الله سوگند کاغذ و قلم را گرفته می نوشت و گفت: به الله سوگند نزد و بزرگ و خورد شان می روم و با آنها به مجادله می پردازم. گفتم: از کتاب الله برایت ثابت می کنم که سخنان شان دروغ است اینکه می گویند: دین فهمیده نمی شود مگر از طریق اهل بیت و از طریق کسانی که ایشان ادعا دارند. دوستانم آیا جن از اهل بیت اند؟ آیا ایشان نیاز دارند تا یکی از اهل بیت قرآن را به آنان تفسیر کند؟ الله تعالی می فرماید: «وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدَى آمَنَّا بِهِ» «و این که چون (ندای) هدایت را شنیدیم به آن ایمان آوردیم». (الجن: 13) توحید را مستقیم فهمیدند، «وَلَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَدًا» «و هرگز کسی را با پروردگار خود شریک نمیسازیم». درست است یانه؟ بلکه حتی کشیش های کلیسا، آنهایی که تکبر نمی ورزند، به الله سوگند که به اهل بیت نیازی ندارند. الله تعالی چه می فرماید: «ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ* وَإِذَا سَمِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا». «این به آن خاطر است که در میان نصارا، کشیشان و راهبانی هستند که تکبر نمیورزند. * و هرگاه چیزی را که بر پیامبر نازل میشود، بشنوند، چشمهایشان را میبینی که بر اثر شناخت حق پر از اشک میشود (و) میگویند: پروردگارا! ما ایمان آوردهایم». (المائده: 82- 83) توحید را دانستند یا نه؟ دانستند، بلی دانستند، و به اهل بیت نیازی پیدا نکردند.
«وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى» «و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست، او را پناه بده تا»؟ آیا به سوی اهل بیت (رضوان الله علیهم) دستور داد؟ نه، هرگز نه، «حَتَّى يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ». «تا کلام الله را بشنود، سپس او را به محل امن خودش برسان». (التوبه: 6) مرد گفت: به الله سوگند که اگر این سخن نزدم بود ایشان را در حسینیه ای هم نمی گذاشتم مگر اینکه آنها را از آن می راندم، زیرا الله تعالی می فرماید: «وَجَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا». «و با قرآن با آنان به جهادي بزرگ بپرداز».(الفرقان: 52) دوستان می دانید آیه ای که با آن استدلال می کنند در حالیکه تمام آیت علیه خود شان است؟ آیتی که با آن استدلال می کنند، گفتم: (آخوندان) به شما چه می گویند؟ گفت: به ما می گویند که الله تعالی فرموده: «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ» «او (الله) ذاتي است که کتاب را بر تو نازل کرد، و بخشي از آن آيات محکمي هستند که معاني آن واضح و روشن است و آنها اصل کتاب هستند. و بخشي از آن «متشابهات» هستند (که احتمال معاني ديگري هم دارند)، و اما کساني که در دلهايشان انحراف است» آنها کی هستند؟ کساني که در دلهايشان انحراف است. «ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ» «براي فتنهانگیزي و تاويل نادرست آن، به دنبال متشابهات ميروند، و تاويل آن را جز الله کسي نميداند» در اینجا توقف کن. آنها می گویند: نه، اینجا توقف نکن «وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ» «و تاويل آن را جز الله کسي نميداند و راسخان در علم» آنها ميگويند: در اینجا توقف نما. آیت را تکمیل نماییم؟ اگر وقوف در اینجا باشد و نفسم کوتاهی کرد می توانم توقف کنم؟ «و تاويل آن را جز الله کسي نميداند و راسخان در علم» وقتی توقف نمودم برگشته می گویم: «وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ». «الله و راسخان در علم ميگويند: به آن ايمان آوردهايم». آیا درست است؟ درست است که الله و راسخان در علم بگویند: به آن ایمان اوردیم، همه از جانب پروردگار ماست؟ پروردگارا! دلهاي ما را منحرف مگردان»؟ آیا الله تعالی اینچنین می فرماید؟؟ آیا الله اینچنین می گوید؟ تکمیل کن، راسخان در علم؛ ایشان آرزو و درخواست شان این است که ما همانند کسانی نگردیم که در دلهای شان انحراف است، و به دنبال متشابهات ميروند. روشن شد دوستان؟ یعنی کسانی که در دلهای شان انحراف است به دنبال متشابهات می روند. پس راسخان در علم می گویند: ما را از جملۀ آنها مگردان، «رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً». «پروردگار را پس از اينکه ما را هدايت کردهاي دلهاي ما را منحرف مگردان، و از جانب خود به ما رحمتي ببخش» (آل عمران: 7-8) دوستان الان رد و جواب واضح و روشن گردید؟
سخنران: شیخ عبدالمحسن الاحمد
دوستان بزرگوار در یکی از کشورهای خلیج حضور داشتم، و به شما توصیه می کنم این سه آیت را حتما حفظ نمایید، یک آیت در سورۀ فاطر و دیگری در سورۀ زمر و سومی در سورۀ یونس، و به الله سوگند می خورم که این سه آیت مذهبی را از ریشه بر می کند که در نظر مردم مذهب بزرگی است در حالیکه مذهب خورد و ناچیزی است. و خواهشم از شما این است که با عوام شان مجادله مکنید بلکه با بزرگان و دانشمندان شان بحث و مناقشه نمایید، به آنها بگو: داناترین تان را می خواهم. دوستانم این آیات امانتی است بر گردن من و من این امانت را بر گردن شما و هر مسلمانی می نهم. آنرا به فرزندانت مانند نامهای خودشان بیاموز و خودت نیز آنرا مانند نام خودت حفظ نما. و به وسیلۀ آن با هر کسی مقابله کرده می توانی؛ به الله سوگند دوستان که آنرا ریشه کن خواهی کرد، باز هم برایت توصیه می کنم با عوام شان هرگز مناقشه و مناظره مکن؛ «وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا (81) وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا» «و بگو: حق آمد و باطل از ميان رفت و نابود گشت، بیگمان باطل هميشه از ميان رفتني و نابود شدني است» پس از آن چیست؟ «و از قرآن آنچه را که مايۀ بهبودي است فرو ميفرستيم». (الاسراء: 81-82) با آن مردیکه رافضی بود نشستم، یعنی مذهب شان و عبادت شان برای قبور است و به وسیلۀ شرک به الله تقرب می جویند!! به او چند کلمه ای عرض نمودم. دوست گرانقدرم آنرا درست حفظ کن و قسم به الله که در خلال دو دقیقه نه بیش؛ مذهبی را به وسیلۀ آن نابود و ریشه کن خواهی نمود بلکه او را وادار خواهی کرد تا به صدق تو پی ببرد و متیقن شود که خودش دروغگو است. «بَلْ أَتَيْنَاهُمْ بِالْحَقِّ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ * مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ» «بلكه براي ايشان حق را آورده ايم، و قطعاً آنان دروغگو هستند. * الله هيچ فرزندي را برنگرفته و هيچ معبودي با او نبوده است» (المؤمنون: 90-91) اوتعالی شریکی ندارد. بوی گفتم: من حاضرم با تو بروم و به هر قبری که می خواهی سجده می کنم؛ ولی به یک شرط: به شرطی که یا تو مرا با کتاب الله قانع ساز و یا اینکه من ترا با کتاب الله قانع می سازم. آیا جرأت من بر گفتن این سخن برای من جایز است؟.دلیل چیست؟ بر وفق هوا و خواسته های خویش نمی رویم دوستانم. زیرا در این (قرآن) نور است، بهر حال من دلیل آن را برایتان بیان می کنم. الله تعالی به پیامبر صلی الله علیه و سلم می فرماید که با نصاری به بحث و مناقشه بپردازد: «قُلْ إِنْ كَانَ لِلرَّحْمَنِ وَلَدٌ» «بلکه اگر پروردگار مهربان فرزندی داشته باشد». (الزخرف: 81) اگر مرا قانع ساختی که پروردگار مهربان فرزندی دارد، پس من او را می پرستم؟ نه خیر! «فَأَنَا أَوَّلُ الْعَابِدِينَ» «پس من نخستین عبادت کنندگانم» (الزخرف: 81) مرا قبل از خود در کلیسا خواهی یافت. لیکن هرگز نمی توانید، زیرا وقتی حق آمد باطل نابود و ریشه کن می گردد. بنابراین هنگامی که الله تعالی به آنها فرمود: «وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا» «و اگر در آنچه بر بندة خود نازل کردهايم شک داريد» (البقره: 23) نفرمود: همانا کافر شدید. بلکه فرمود: «فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ» «سوره ای همانند آن بیاورید». دینی بزرگ قوت بالایی در بحث و مناقشه دارد. بیا دلیل خود را بیاور و من هم دلیل خود را می آورم، لیکن دلیل من دلیل و برهان ترا باطل خواهد کرد، چرا که دلیل من کتاب الله است. به او گفتم: میان من و تو کتاب الله است. می دانی برایم چه گفت؟ گفت: ولی به این شرط که سخن محمد بن عبد الوهاب (رحمت الله علیه) را برایم نیاوری. برایش گفتم: اگر نامی از محمد بن عبد الوهاب (رحمت الله علیه و اسکنه الله فی الجنه) را بر زبان آوردم پس دلیل مرا مردود بشمار، به الله سوگند هیچ سخنی آن جناب را از من نخواهی شنید و نه کلمۀ محمد بن عبد الوهاب را. گفت: و نه از ابن تیمیه، گفتم و نه از ابن تیمیه سخنی نمی آورم. فرض کن که ایشان رحمهم الله اصلا به دنیا نیامده اند. تنها به کتاب الله رجوع می کنیم، آیا کفایت می کند؟ بلی، به پروردگارم سوگند که کفایت می کند. «أَوَلَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ يُتْلَى عَلَيْهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَرَحْمَةً وَذِكْرَى لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ» «آيا آنانرا کافي نيست که ما اين کتاب را بر تو نازل کردهايم که بر آنان خوانده ميشود؟! بيگمان در اين براي گروهي که باور ميدارند رحمت و پندي هست». (العنکبوت: 51) «وَجَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا» «و با قرآن با آنان به جهادي بزرگ بپرداز». (الفرقان: 52) بلافاصله دلیل شان را باطل می کند. برایش گفتم: حالا در مورد معاویه رضی الله عنه با تو مناقشه نمی کنم. همه افراد مورد نظر آنها را می شناسم و ادعای مظلوم بودن فاطمه و ... به او گفتم: فرض کن من تسلیم شدم بر اینکه کتابهای تان همه درست است و من و تو با هم گویا متفق هستیم، از من چه می خواهی تا آن را انجام دهم؟ الان من باور نمودم، آیا برویم تا حسن و حسین و مردگان رضوان الله علیهم را بخوانیم؟؟ گفت: بلی. گفتم: پس از اینکه به همه کتابهای تان ایمان بیاورم، در میان کفر و دروغ و شرک سرگردان خواهم شد. فرضا گفتم کتابهای تان همه بحار الانوار همه و همه درست و صحیح است. ولکن بیا تا متاکد شویم که دین تان درست است یا نه؟ بعد از اینکه به دین تان ایمان آوردم آنرا بر کتاب الله عرضه می کنیم. به الله قسم در شرک و کفر و دروغ واقع خواهی شد. و من تعهد می نمایم که این را از کتاب الله ثابت می کنم. گفتم: این دعاها نزد قبر حسین رضی الله عنه و نزد قبور مرده ها همه شرک است. می دانید بمن چه گفت؟ گفت: این دلیلی نیست و این همه فقط سخنان محمد بن عبد الوهاب (علیه رحمت الله ) است. به وی گفتم: دلیل را بگیر. دلیل اول را حفظ کن. دلیل اول از سورۀ فاطر است. دوستان بنگرید که ما در برابر کلام الله مسؤلیت داریم و آنرا باید به دیگران نقل و نشر کنیم. دلیل اول چیست؟ این کلام را بگیرید دوستان گرامی. الله عزوجل می فرماید: «يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ» «(الله) شب را در روز و روز را در شب داخل میکند، و خورشید و ماه را رام ساخته، هریک (از آنها) تا مدتی معیّن روان است. این است الله پروردگار شما، فرمانروایی اوراست» (فاطر:13) زیر عبارت «لَهُ الْمُلْكُ» «فرمانروایی اوراست» میلیون خط بگذارید.. «و کسانی را که به غیر از او به فریاد میخوانید» حسین غیر از الله است؟ و حسن؟ و پیامبر صلی الله علیه وسلم و ملائکه؟؟ همۀ آنان غیر از الله جل جلاله اند. الله تعالی فرمود: «الله پروردگار تان است فرمانروایی از اوست» خوب، آنانی را که غیر از الله می خوانیم چه چیزی دارند ای پروردگار؟ «وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ» «و کسانی را که به غیر از او به فریاد میخوانید حتی مالکیت» مالکیت چه؟ مالکیت خرمایی؟ هسته ای؟ «مَا يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ» «حتی مالکیت پوست هستة خرمایی را ندارند». یعنی خرما را می خوریم و هستۀ آن را کشت می کنیم، و پوست هستۀ خرما را نه می خوریم، و نه زرع می کنیم، لذا الله تعالی می فرماید: آنچه را که به آن اصلا نیازی نداری و هیچ کسی هم آنرا نمی خواهد، ایشان حتی مالک آن نیستند! به الله سوگند مثل اینکه آتشی را بر چهرۀ آنمرد پرتاب نمودم. سپس گفت: و لیکن این شرک نیست! گفتم: الان آیاتی دیگر را برایت می آورم، و هنوز جوابم را کامل نکرده ام. گفتم: حالا عقلت چه حکم می کند وقتی برایت بگویم که این شخص مالک پنجاه میلیون دولار است و هر کسی را که می خواهد می بخشد و دیگری حتی ریالی هم ندارد آیا نزد این می روی؟ اگر سخنم را تصدیق نمی کنی، آیت را تکمیل کن و این آیت عقل را مورد خطاب قرار می دهد: «إِنْ تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ» «حتی مالکیت پوست هستة خرمایی را ندارند. اگر آنها را به فریاد بخوانید» کسی را که در قبر است می خوانید؟ «صدای شما را نمیشنوند» دوستان! آیا الله تعالی را تصدیق کنیم؟ آیا الله تعالی را تصدیق کنیم؟ بلی، الله را تصدیق می کنیم، «و اگر (به فرض محال) بشنوند توانایی پاسخگویی شما را ندارند»، یعنی در بهترین حالات شان «توانایی پاسخگویی شما را ندارند». این زیان و خساره ها در زمین است. و روز قیامت؟ «و روز قیامت» الله تعالی پیروان و پیشویان شرک را بیرون می آورد و مقابل هم قرار می دهد و پیروان به پیشوایان و پیشوایان به پیروان خویش کافر شده یکدیگر را انکار می کنند «در و روز قیامت انکار میکنند»، چه را انکار می کنند؟ گناه تان را؟ عمل تان را؟ یا اینکه شرک تان را انکار می کنند؟ شرک نامید یا نه؟ آنرا شرک نامید، باز الله تعالی چه فرمود: «وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ» «و هیچکس همچون (الله) آگاه تو را با خبر نمیسازد». یعنی بعد از این سخن دنبال فتوائی مگرد. دوستانم به الله سوگند آن مرد گفت: به الله ایمان آوردم و به الله سوگند هیچگاهی آنها را به دعا نمی خوانم. و لیکن ایشان ما را به الله نزدیک می گردانند، چون ما گنهگارانیم پس ایشان ما را به الله نزدیک می گردانند. به او گفتم: آیتی دیکر را بگیر که در سورۀ زمر است، الله تعالی می فرماید: «وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ» «و کسانی که بهجای او دوستانی گرفتهاند (میگویند:) ما آنانرا پرستش نمیکنیم» (الزمر:3) پس چه چیزی ترا بالای قبر او نشانده؟ چرا؟ «إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى» «مگر برای آنکه ما را به الله نزدیک گردانند». آیاتی که خطوط قرمز را در برابر شرک گذاشته به پایان نمی رسد مگر با خاتمۀ کمرشکن و فیصله کن. سپس الله تعالی چه می فرماید؟ آیا فرمود: سخنان ایشان درست است؟ نه خیر! فرمود: «إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ» «البته الله میان ایشان دربارة چیزی که در آن اختلاف میورزند داوری خواهد کرد» ای پروردگار! حکم و فیصله در مورد ایشان را برای ما بیان فرما! «إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ» «بیگمان الله دروغگوی ناسپاس را هدایت نمیکند». پس در میان شرک و دروغ و کفر غوطه ور می شویم. آن مرد گفت: به الله سوگند آنها ما را به الله نزدیک نمی گردانند. گفت: جناب شیخ! قضیۀ شفاعت مانده زیرا ایشان نزد الله شفاعت ما را خواهند کرد، آیا شفاعت را انکار می کنید؟ گفتم: سورۀ یونس را باز کنید، کلام بس بزرگی است دوستان عزیز، سخنان کمر شکنی است. آغاز آیت و نهایت آن می آموزاند که خلاصۀ مسأله، مسألۀ عبادت و شرک است، چنانکه در آیت سابقه فرمود: «و کسانی که بهجای او دوستانی گرفتهاند (میگویند:) ما آنانرا عبادت نمیکنیم» آخر آیت چیست؟ دروغگوی ناسپاس، درست است؟؟ و آیتی که سورۀ یونس است: «و می پرستند» متوجه این کلمه شده اید؟ الله تعالی آنرا (پرستش می کنند) نامید، تو هر تعبیری از آن می کنی بکن ولی الله تعالی آنرا (عبادت و پرستش) نامید. «و آنان غير از الله چيزهايي را ميپرستند» آیا آنها غیر از الله هستند؟ بلی؛ سوگند به الله که غیر از الله اند. «و آنان غير از الله چيزهايي را ميپرستند که به آنان زياني نميرسانند و سودي به آنان نميبخشند» خواهی پرسید: چرا؟ «و ميگويند: اينها ميانجيهاي ما نزد الله هستند». آیت خاتمه نیافته. الله تعالی می فرماید: «قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِمَا لَا يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ» «بگو: آيا الله را به آنچه که در آسمانها و زمين نميداند، خبر ميدهيد؟». (یونس: 18) یعنی تو آمده و دین جدیدی را پدید می آوری که الله خودش آن امر مورد ارادۀ خود را نمی داند!! سپس آنرا در قرآن می گذارد؟! «بگو: آيا الله را به آنچه که در آسمانها و زمين نميداند، خبر ميدهيد؟» خاتمۀ آیت چیست؟ «سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ» «او پاک و بالاتر است از چيزهايي که با وي شريک ميسازند». پس شرک به دنبال شرک و شرک سپس کفر و دروغ، و به الله سوگند دوستانم می دانید آن مرد چه گفت؟ گفت: به الله ایمان آوردم، و به الله سوگند که دیگر آنان را به دعا نمی خوانم، و به الله سوگند که پس از این فرمودۀ الله تعالی آنان را شفیع و وسیط قرار نمی دهم. گفت: ما به این باور بودیم که این سخنان محمد بن عبدالوهاب (رحمه الله) است، پس مادامیکه این سخن الله است از عبادت آنها بیزایم. می دانی دوست عزیزم این مرد چه گفت؟ گفت: (آخوندان) به ما آموخته بودند که قرآن را کسی نمی تواند بفهمد، هیچ کسی قرآن را فهمیده نمی تواند مگر تنها و تنها از طریق اهل بیت و آخوندان. خوب؛ ما را کسی نگفته که این قرآن را هیچ کس فهمیده نمی تواند. چرا فهمیده نتوانیم؟ چرا نفهمیم، وقتی آنرا خواندیم به تفسیر مراجعه می نماییم و به اهل علم مراجعه می کنیم، این قرآن برای تذکیر است. آن مرد گفت: دوست گرانقدرم پس رد بر آنها چیست؟ گفتم: برایت از کتاب الله می آورم و رفته به آنها بگو. دوستانم به الله سوگند کاغذ و قلم را گرفته می نوشت و گفت: به الله سوگند نزد و بزرگ و خورد شان می روم و با آنها به مجادله می پردازم. گفتم: از کتاب الله برایت ثابت می کنم که سخنان شان دروغ است اینکه می گویند: دین فهمیده نمی شود مگر از طریق اهل بیت و از طریق کسانی که ایشان ادعا دارند. دوستانم آیا جن از اهل بیت اند؟ آیا ایشان نیاز دارند تا یکی از اهل بیت قرآن را به آنان تفسیر کند؟ الله تعالی می فرماید: «وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدَى آمَنَّا بِهِ» «و این که چون (ندای) هدایت را شنیدیم به آن ایمان آوردیم». (الجن: 13) توحید را مستقیم فهمیدند، «وَلَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَدًا» «و هرگز کسی را با پروردگار خود شریک نمیسازیم». درست است یانه؟ بلکه حتی کشیش های کلیسا، آنهایی که تکبر نمی ورزند، به الله سوگند که به اهل بیت نیازی ندارند. الله تعالی چه می فرماید: «ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ* وَإِذَا سَمِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا». «این به آن خاطر است که در میان نصارا، کشیشان و راهبانی هستند که تکبر نمیورزند. * و هرگاه چیزی را که بر پیامبر نازل میشود، بشنوند، چشمهایشان را میبینی که بر اثر شناخت حق پر از اشک میشود (و) میگویند: پروردگارا! ما ایمان آوردهایم». (المائده: 82- 83) توحید را دانستند یا نه؟ دانستند، بلی دانستند، و به اهل بیت نیازی پیدا نکردند.
«وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى» «و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست، او را پناه بده تا»؟ آیا به سوی اهل بیت (رضوان الله علیهم) دستور داد؟ نه، هرگز نه، «حَتَّى يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ». «تا کلام الله را بشنود، سپس او را به محل امن خودش برسان». (التوبه: 6) مرد گفت: به الله سوگند که اگر این سخن نزدم بود ایشان را در حسینیه ای هم نمی گذاشتم مگر اینکه آنها را از آن می راندم، زیرا الله تعالی می فرماید: «وَجَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا». «و با قرآن با آنان به جهادي بزرگ بپرداز».(الفرقان: 52) دوستان می دانید آیه ای که با آن استدلال می کنند در حالیکه تمام آیت علیه خود شان است؟ آیتی که با آن استدلال می کنند، گفتم: (آخوندان) به شما چه می گویند؟ گفت: به ما می گویند که الله تعالی فرموده: «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ» «او (الله) ذاتي است که کتاب را بر تو نازل کرد، و بخشي از آن آيات محکمي هستند که معاني آن واضح و روشن است و آنها اصل کتاب هستند. و بخشي از آن «متشابهات» هستند (که احتمال معاني ديگري هم دارند)، و اما کساني که در دلهايشان انحراف است» آنها کی هستند؟ کساني که در دلهايشان انحراف است. «ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ» «براي فتنهانگیزي و تاويل نادرست آن، به دنبال متشابهات ميروند، و تاويل آن را جز الله کسي نميداند» در اینجا توقف کن. آنها می گویند: نه، اینجا توقف نکن «وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ» «و تاويل آن را جز الله کسي نميداند و راسخان در علم» آنها ميگويند: در اینجا توقف نما. آیت را تکمیل نماییم؟ اگر وقوف در اینجا باشد و نفسم کوتاهی کرد می توانم توقف کنم؟ «و تاويل آن را جز الله کسي نميداند و راسخان در علم» وقتی توقف نمودم برگشته می گویم: «وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ». «الله و راسخان در علم ميگويند: به آن ايمان آوردهايم». آیا درست است؟ درست است که الله و راسخان در علم بگویند: به آن ایمان اوردیم، همه از جانب پروردگار ماست؟ پروردگارا! دلهاي ما را منحرف مگردان»؟ آیا الله تعالی اینچنین می فرماید؟؟ آیا الله اینچنین می گوید؟ تکمیل کن، راسخان در علم؛ ایشان آرزو و درخواست شان این است که ما همانند کسانی نگردیم که در دلهای شان انحراف است، و به دنبال متشابهات ميروند. روشن شد دوستان؟ یعنی کسانی که در دلهای شان انحراف است به دنبال متشابهات می روند. پس راسخان در علم می گویند: ما را از جملۀ آنها مگردان، «رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً». «پروردگار را پس از اينکه ما را هدايت کردهاي دلهاي ما را منحرف مگردان، و از جانب خود به ما رحمتي ببخش» (آل عمران: 7-8) دوستان الان رد و جواب واضح و روشن گردید؟
سخنران: شیخ عبدالمحسن الاحمد