تسجيل الدخول

مشاهدة النسخة كاملة : درس شانزدهم تفسير سوره البروج(1-10)


قريب الله مطيع
_14 _December _2013هـ الموافق 14-12-2013م, 07:11 AM
تفسير سورۀ البروج(1-10)
سورۀ البروج مکي و 22 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ قسم به آسمان که دارنده برجهاست،
وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ، قسم به روز موعود،
وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ و قسم به شهادت دهنده و آنچه بدان شهادت دهند،
قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ که اصحاب اخدود به هلاکت رسيدند
النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ آتشي افروخته از هيزمها ،
إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ آنگاه که بر کنار آن آتش نشسته بودند ،
وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ و بر آنچه بر سر مؤمنان مي آوردند ، شاهد بودند
وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ هيچ عيبي در آنها نيافتند جز آنکه به خداي پيروزمند در خور ستايش ، ايمان آورده بودند
الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ آن خدايي که فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست ، و بر هر چيزي ناظراست
إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ هر آينه آنان که مردان مؤمن و زنان مؤمن را فريفتند و توبه نکردند ، عذاب جهنم و عذاب آتش براي آنهاست.
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ براي کساني که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته کرده اند بهشتهايي است که در آن نهرها جاري است و آن کاميابي بزرگي است.
إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ فرو گرفتن پروردگار تو سخت است
إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ اوست که نخست مي آفريند و پس از مرگ ، زنده مي سازد
وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ او آمرزنده و دوست دارنده است
ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ اوست صاحب عرش ارجمند
فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ هر چه را اراده کند به انجام مي رساند
هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ آيا داستان لشکرها را شنيده اي ?
فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ لشکرهاي فرعون و قوم ثمود ?
بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ آري، آنان که راه کفر پيش گرفته اند همچنان در تکذيب هستند
وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ و خدا از همه سو بر آنها احاطه دارد
بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ بلي اين قرآن مجيد است ،
فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ در لوح محفوظ
« وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ» سوگند به آسمان که داراي منازل است و منازل خورشيد و ماه و ستارگان را که با نظمي کامل در حرکت هستند دربردارد. سير خورشيد و ماه و ستارگان بر کمال قدرت خداوند و بر کمال رحمت و گستردگي علم و حکمتش دلالت مي نمايد.
« وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ» و سوگند به روز موعود که روز قيامت است و خداوند به مردم وعده داده است که آن ها را در آن روز گرد آوَرَد و همه را يک جا جمع کند . اين وعده الهي امکان ندارد که تغيير کند يا خلاف آن عمل شود.
« وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ» و اين شامل هرکس مي گردد که به اين صفت متصف باشد. يعني بيننده و آنچه ديده مي شود و حاضر و آنچه حاضر شده است. آنچه خداوند براي اثبات آن سوگند خورده مواردي است که اين سوگند در بردارد و آن نشانه هاي بزرگ الهي و فرمان آشکار و رحمت گسترده اش مي باشد.
گفته شده آنچه بر آن قسم خورده شده فرموده الهي است که مي فرمايد:« قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ» اهل خندق ها نابود گردند. اهل خندق ها قومي کافر بودند که گروهي مومن با آن ها زندگي مي کردند. کافران از مومنان خواستند که به دين آن ها بگروند اما مومنان از پذيرفتن دين کافران امتناع ورزيدند. آن گاه کافران چاله هايي در زمين کندند و در آن آتش برافروختند و اطراف آن نشسته و مومنان را در اين چاله ها مي انداختند. هرکس دين آن ها را مي پذيرفت او را آزاد مي کردند و هرکس بر ايمان خود باقي مي ماند او را در آتش مي انداختند و اين نهايت مبارزه با خدا و حزب خداست.
بنابراين خداوند آن ها را لعنت کرد و نابودشان گرداند و آنان را تهديد نمود پس فرمود:« قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ» اهل خندق ها نابود گردند. سپس گودال ها (اخدود) را توضيح داد و فرمود:« النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ» گودال هاي پر از آتش و داراي هيزم فراوان، « إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ» هنگامي که بر آن نشسته بودند، « وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ» و آنان بر آنچه با مومنان مي کردند حاضر و گواه بودند. اين نهايت سنگدلي و ستمگري است چون آن ها هم به آيات خدا کفر ورزيدند و با آن عناد ورزيدند و هم مومنان را شکنجه کردند؛ شکنجه اي بسيار فجيع که دل ها را به تکان و لرزه مي دارد!
کافران بر کنار گودال هاي پر از آتش حاضر مي شدند و به تماشاي صحنه ي انداختن مومنان به داخل آتش مي پرداختند، و از مومنان ايرادي جز خصلتي نگرفته بودند که مومنان به خداوند ايمان آورده بودند. که در حقيقت به واسطه ي آن خصلت مورد مدح و ستايش قرار مي گيرند و مايه سعادت آنان است، و آن عبارت است از ايمان به خداي چيره و ستوده؛ خداوندي که داراي آن چنان عزتي است که بر هر چيزي غالب آمده، و او در گفته ها و اوصاف و اقوالش ستوده است. و خداوندي که « لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» همه آنچه را در آسمان ها و زمين است آفريده و همه تحت فرمانروايي او قرار دارند و هرگونه که بخواهد در آن ها تصّرف مي نمايد « وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» و خداوند با علم و شنيدن و ديدن بر همه چيز حاضر و گواه است.
يعني علم و شنوايي و بينايي خداوند بر همه چيز احاطه دارد. پس آيا اين سرکشان نمي ترسند از اينکه خداوند توانا آن ها را فرو بگيرد و آيا نمي دانند که همه تحت فرمانروايي خدا هستند و هيچ کسي بر ديگري جز به اجازه ي خداوند سلطه اي ندارد؟!
و آيا بر آن ها پوشيده است که خداوند بر کارهايشان احاطه دارد و آنان را مجازات خواهد کرد؟ هرگز، بدون ترديد کافران در فريب به سر مي برند و جاهلان در گمراهي قرار دارند. سپس خداوند آن ها را تهديد کرد و توبه را به آنان پيشنهاد نمود و فرمود:« إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ» بي گمان کساني که مردان و زنان مومن را شکنجه دادند، سپس توبه نکردند، عذاب سوزان دوزخ دامنگيرشان خواهد شد.
حسن رحمه الله گفته است: به اين همه بزرگواري و کرم بنگريد! کافران دوستان خدا و بندگان فرمانبردارش را کشتند اما باز هم آنان را به توبه و برگشتن فرامي خواند!