المساعد الشخصي الرقمي

مشاهدة النسخة كاملة : درس نهم تفسير سوره عبس(17-42)


قريب الله مطيع
_13 _December _2013هـ الموافق 13-12-2013م, 05:01 AM
تفسير سورۀ عبس(17-42)
قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ مرگ بر آدمي باد که چه ناسپاس است
مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ او را از چه آفريده است?
مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ا ز نطفه اي آفريد و به اندازه پديد آورد
ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ سپس راهش را آسان ساخت
ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ آنگاه بميراندش و در گور کند
ثُمَّ إِذَا شَاء أَنشَرَهُ و آنگاه که خواهد زنده اش سازد
كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ نه ، که هنوز آنچه را به او فرمان داده بود به جاي نياورده است
فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ پس آدمي به طعام خود بنگرد
أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ما باران را فرو باريديم، باريدني
ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا و زمين را شکافتيم، شکافتني
فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا و در آن دانه ها رويانيديم،
وَعِنَبًا وَقَضْبًا و تاک و سبزيهاي خوردني،
وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا و زيتون و نخل،
وَحَدَائِقَ غُلْبًا و باغهاي پر درخت،
وَفَاكِهَةً وَأَبًّا و ميوه و علف،
مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ تا، شما و چارپايانتان بهره بريد
و اين ايجاب مي نمايد که به آن ايمان داشت و آن را پذيرفت ولي با وجود اين انسان جز ناسپاسي چيزي را اختيار نکرده است. بنابراين خداوند متعال فرمود:« قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ» کشته باد انسان! چقدر نعمت خدا را ناسپاسي مي کند و به شدت با حق مخالفت مي ورزد، آن هم بعد از آن که حق روشن گشته است، و انسان از ناچيز و بي مقدارترين شيي آفريده شده است.
خداوند او را از آب ناچيزي آفريده و او را انساني قرار داده که داراي ساختاري دقيق و اندام هاي متناسب است. و قدرت هاي ظاهري و باطني او را محکم کرده است.« ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ» سپس دسترسي به اسباب ديني و دنيوي را براي او آسان گرداند و راه را به او نشان داد و او را با امر و نهي آزمود.
« ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَهُ» بعد او را با دفن کردن گرامي مي دارد و انسان را چون ديگر حيوانات نگردانده که وقتي بميرد لاشه اش روي زمين انداخته شود. « ثُمَّ إِذَا شَاء أَنشَرَهُ» سپس هر وقت بخواهد او را براي سزا و جزا زنده مي نمايد. پس خداوند به تنهايي به تدبير انسان مي پردازد و او را به چنين حلت هايي در مي آورد و او دراين کارها شريکي ندارد.
اما انسان با وجود اين، فرماني را که خدا به او داده اجرا نمي کند و فرضي که بر اوست ادا نمي نمايد بلکه همواره کوتاهي مي ورزد. سپس خداوند او را به نگاه کردن و انديشيدن در غذايش امر کرد و اين که چگونه بعد از طي مراحل مختلف بدو مي رسد، و فرمود:« فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ؛ أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا» انسان بايد به خوراک خود بنگرد، ما آب باران را به فراواني و کثرت نازل کرده ايم.
«ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا؛ فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا» سپس زمين را براي روئيدن گياهان شکافتيم. و انواع گياهان و خوراکي هاي لذيذ را در آن رويانديم. « حَبًّا» اين شامل همه انواع دانه ها مي شود.
« وَعِنَبًا وَقَضْبًا» و انگور و سبزيجات خوردني، «وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا» و زيتون و درختان خرما را. اين چهارتان را به طور خاص بيان کرد چون فوايد و منافع زيادي دارند.
« وَحَدَائِقَ غُلْبًا» باغ هايي که درختان زياد و انبوهي دارند. « وَفَاكِهَةً وَأَبًّا» و ميوه از قبيل انگور و خرما و انار و غيره. «ابّ» علف هايي است که چهارپايان مي خورند. بنابراين فرمود:« مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ» براي استفاده شما و چهارپايانتان که خداوند آنها را براي شما آفريده و برايتان رام کرده است. پس هرکس به اين نعمت ها بنگرد بايد شکر پروردگارش را به جاي آورد و به سوي او رو کند و به طاعت الهي روي آورد و اخبار او را تصديق نمايد.
فَإِذَا جَاءتِ الصَّاخَّةُ چون بانگ قيامت برآيد ،
يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ روزي که آدمي از برادرش مي گريزد ،
وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ و از مادرش و پدرش ،
وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ و از زنش و فرزندانش
لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ هر کس را در آن روز کاري است که به خود مشغولش دارد
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُّسْفِرَةٌ چهره هايي در آن روز درخشانند ،
ضَاحِكَةٌ مُّسْتَبْشِرَةٌ خندانند و شادانند
وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ و چهره هايي در آن روز غبار آلودند
تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ در سياهي فرو رفته اند
أُوْلَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ اينان کافران و فاجرانند.
وقتي فرياد و صداي هراس انگيز قيامت که از وحشت گوش ها را مي خراشد و دل ها را پريشان مي کند فرا رسد مردم از وحشتي که مي بينند و از شدت نياز به اعمال گذشته، « يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ؛ وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ؛ وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ» از عزيزترين کس و نزديکانش که برادر و مادر و پدر و همسر و فرزندانشان هستند مي گريزند.
چون در آن روز « لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ» هرکس به خودش مشغول است و رهايي خودش برايش مهم تر است و به کسي توجه نمي کند. پس در اين وقت مردم به دو گروه نيکبختان و بدبختان تقسيم مي گردند .
« وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُّسْفِرَةٌ» نيک بختان چهره هايشان در آن روز شاد و درخشان است چون مي دانند که به نجات و نعمت ها دست يافته اند . « ضَاحِكَةٌ مُّسْتَبْشِرَةٌ؛ وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ؛ تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ» چهره هاي بدبختان خندان و شادان هستند و بر چهره هايي غبار غم و اندوه نشسته و تيرگي آنها را فرو مي پوشاند و از هر خيري نااميد گشته و به شقاوت و هلاکت خود يقين مي کنند.
« أُوْلَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ » اين گروه که چهره هايشان غبارآلود و تيره است به نعمت خدا کفر ورزيده و آيات او را تکذيب کرده و بر ارتکاب آنچه خداوند حرام کرده است جرأت نموده اند. از خداوند مي خواهيم که ما را بيامرزد و در امان دارد. بي گمان او بخشنده بزرگوار است.
پايان تفسير سوره عبس