المساعد الشخصي الرقمي

مشاهدة النسخة كاملة : درس هشتم تفسير سوره عبس(1-16)


قريب الله مطيع
_13 _December _2013هـ الموافق 13-12-2013م, 04:55 AM
تفسير سورۀ عبس(1-16
تفسير سوره عبس مکي و 42 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
عَبَسَ وَتَوَلَّى روي را ترش کرد و سر برگردانيد
أَن جَاءهُ الْأَعْمَى چون ، آن نابينا به نزدش آمد
وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى و تو چه داني ، شايد که او پاکيزه شود،
أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَى يا پند گيرد و پند تو سودمندش افتد
أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَى اما آن که او توانگر است،
فَأَنتَ لَهُ تَصَدَّى تو روي خود بدو مي کني
وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى و اگر هم پاک نگردد چيزي بر عهده تو نيست
وَأَمَّا مَن جَاءكَ يَسْعَى و اما آن که دوان دوان به نزد تو مي آيد،
وَهُوَ يَخْشَى و مي ترسد،
فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّى تو از او به ديگري مي پردازي.
سبب نزول اين آيات کريمه اين است که مرد نابينايي از مومنان آمد تا از پيامبر(ص) بپرسد و از او ياد بگيرد. در همان لحظه مردي از ثروتمندان نيز آمد. پيامبر(ص) براي هدايت شدن مردم به شدّت علاقمند بود. بنابراين پيامبر(ص) رو به مرد ثروتمند نمود و به او توجه کرد و از مردِ نابينا روي برتافت تا اين ثروتمند را هدايت کند، و به هدايت شدن و پاکيزه شدن او طمع ورزيد. پس خداوند او را سرزنشي نرم کرد و فرمود:« عَبَسَ وَتَوَلَّى» در برابر فقير چهره در هم کشيد و بدن خود را به سوي ثروتمند کج کرد. سپس سبب توجه پيامبر را به آن ثروتمند بيان کرد و فرمود:
« وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى» تو چه مي داني شايد نابينا از اخلاق زشت پاک گردد و به اخلاق زيبا آراسته شود. « أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَى» يا آنچه را که به او فايده مي رساند بپذيرد و از اين پند بهره مند شود و اين فايده بزرگي است که هدف از بعثت پيامبران و موعظه واعظان و پنددادن پنددهندگان همين است.
پس توجه کردن تو به کسي که نزدت آمده و خود را نيازمند تو مي داند مناسبتر و ضروري تر است.
و اما روي آوردن و پرداختن تو به توانگري که خود را بي نياز مي داند و نمي پرسد و علاقه اي به خير ندارد، و رها کردن کسي که از اين توانگر بسي سزاوارتر است، شايسته تو نيست، چون اگر آن توانگر تزکيه نشود گناهي بر تو نيست و تو به خاطر کار بد او مورد بازخواست قرار نمي گيري.
اين جا قاعده معروفي به دست مي آيد که «هيچگاه امر مشخصي، به خاطر امر موهومي ترک نمي گردد، و مصلحتي که تحقق يافته است نبايد به خاطر مصلحتي که گمان تحقق آن مي رود رها شود.» و بايد به طالب علم و کسي که نيازمند دانش است و به آن علاقمند مي باشد از کسي که چنين نيست بيشتر توجه شود.
كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ آري، اين قرآن اندرزي است،
فَمَن شَاء ذَكَرَهُ پس هر که خواهد از آن پند گيرد ،
فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ در صحيفه هايي گرامي،
مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ بلند قدر و پاکيزه،
بِأَيْدِي سَفَرَةٍ به دست کاتباني،
كِرَامٍ بَرَرَةٍ بزرگوار و نيکوکار
خداوند متعال مي فرمايد: «كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ» به حق اين موعظه و پندي از جانب خداوند است که با آن بندگانش را پند مي دهد و آنچه را که به آن نياز دارند در کتابش مشخص مي نميد. پس وقتي اين روشن شد، « فَمَن شَاء ذَكَرَهُ»هرکس که مي خواهد به آن عمل کند. همان طور که خداوند متعال مي فرمايد:« وَقُلِ الحَقُّ مِن رَّبّکُم فَمَن شَآءَ فَليُومِن وَمَن شَآءَ فَليَکفُر» و بگو:« حق از جانب پروردگارتان است پس هرکس مي خواهد ايمان بياورد و هرکس مي خواهد کفر ورزد.»
سپس محل نگهداري اين پند، و بزرگي و بلندي مقام و منزلت آن را بيان کرد و گفت:« فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ؛ مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ» در صحيفه هايي والا و داراي مقام بلند و پاک و به دور از آفت ها است و دست شيطان ها به آن نمي رسد.
بلکه اين صفحه ها « بِأَيْدِي سَفَرَةٍ» در دست نويسندگاني است و آن ها فرشتگان مي باشند که سفيران خدا در ميان خدا و بندگانش هستند. « كِرَامٍ بَرَرَةٍ» داراي خير و برکت فراوان اند و دل ها و اعمالشان نيک و خوب است. و اين ها روش هايي است که خداوند کتابش را با آن محافظت مي نمايد، و سفيران خود را به سوي پيامبران از فرشتگان بزرگوار و نيرومند قرار داده و شيطان ها راهي براي دسترسي به آن ندارند.و اين ايجاب مي نمايد که به آن ايمان داشت و آن را پذيرفت ولي با وجود اين انسان جز ناسپاسي چيزي را اختيار نکرده است. بنابراين خداوند متعال فرمود:« قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ» کشته باد انسان! چقدر نعمت خدا را ناسپاسي مي کند و به شدت با حق مخالفت مي ورزد، آن هم بعد از آن که حق روشن گشته است، و انسان از ناچيز و بي مقدارترين شيي آفريده شده است.