قريب الله مطيع
_13 _December _2013هـ الموافق 13-12-2013م, 04:32 AM
تفسير سورۀ النازعات(1-14)
تفسير سوره نازعات مکي و 46 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا سوگند به فرشتگاني که جانها را به قوت، مي گيرند،
وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا و سوگند به فرشتگاني که جانها را به آساني مي گيرند،
وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا و سوگند به فرشتگاني که شناورند ،
فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا و سوگند به فرشتگاني که بر ديوان، پيشي مي گيرند،
فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا و سوگند به آنها که تدبير کارها مي کنند ،
يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ که آن روز که نخستين نفخه قيامت زمين را بلرزاند،
تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ و نفخه دوم از پس آن بيايد،
قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ در آن روز دلهايي در هراس باشند،
أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ و نشان خشوع در ديدگان نمايان
يَقُولُونَ أَئِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ مي گويند : آيا ما را به حالت نخستين باز مي گردانند،
أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا نَّخِرَةً آنگاه که استخوانهايي پوسيده بوديم ?
قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ گويند : اين بازگشت ما بازگشتي است زيان آور
فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ جز اين نيست که تنها يک بانگ بر مي آيد،
فَإِذَا هُم بِالسَّاهِرَةِ و آنها خود را در آن صحرا خواهند يافت.
دراين جا خداوند به فرشتگان و کارهايشان که نشانگر کمال فرمانبرداري آن ها از خدا و شتاب آنان در اجراي دستور او مي باشد، سوگند خورده است. احتمال دارد که آنچه براي اثبات آن سوگند خورده شده جزا و زنده شدن پس از مرگ باشد. و احتمالا آنچه براي اثبات قيامت بيان شده است. و احتمالا آنچه براي اثبات آن سوگند خورده شده و آنچه به آن سوگند ياد شده است يکي هستند و خداوند به فرشتگان قسم خورده تا وجود آن ها ثابت گردد. چون اعتقاد به وجود فرشتگان يکي از ارکان شش گانه ايمان است.
نيز پرداختن به کارهايشان متضّمن جزا و پاداشي است که به هنگام مرگ و قبل و بعد از آن بر عهده فرشتگاني است. « وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا » فرشتگاني هستند که ارواح را با قدرت و شدت بيرون مي کشند و در کشيدن آن غرق مي گردند تا اين که روح بيرون مي آيد و طبق عملي که کرده است جزا و سزا مي بيند.
« وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا» فرشتگاني هستند که با قدرت و نشاط جان ها را مي ستانند. و يا «نشط»براي ارواح مومنان و «نزع» براي ارواح کافران است. « وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا» و سوگند به فرشتگاني که در بالا و پائين سير مي کنند. « فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا» و سوگند به فرشتگاني که براي انجام امر الهي از ديگر فرشتگاني پيشي مي گيرند. نيز از شيطان ها پيشي مي گيرند تا وحي خداوند را به پيامبرانش برسانند و شيطان ها نتوانند آن را بدزدند.
« فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا» و سوگند به فرشتگاني که خداوند آن ها را براي تدبير بسياري از کارها در جهان بالا و پائين از قبيل باران و روئيدن گياهان و وزيدن بادها و اداره درياها و حيوانات و بهشت و جهّنم و غيره مقرر داشته است.
« يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ» در آن روز زلزله اي در مي گيرد و آن روز، روز قيامت است. « تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ» و زلزله اي ديگر به دنبال آن مي آيد. « قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ» دل هايي در آن روز از سختي و وحشت آن چه مي بينند و مي شنوند ترسان مي شوند. « أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ» چشمان آن ها فرو افتاده و ترس دل هايشان را فرا گرفته و وحشت دل هايشان را از بين برده و تأسف و حسرت بر آن ها مستولي و چيره گشته است.
« يَقُولُونَ» کافراني که در دنيا زنده شدن پس از مرگ را با تمسخر انکار مي کردند مي گويند:« أَئِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ» آيا پس از مرگ به آفرينش نخستين باز مي گرديم؟! اين استفهام، انکاري است که مشتمل بر غايت تعجب است. يعني آن ها زنده شدن پس از مرگ را انکار کردند. سپس آن را بيشتر بعيد دانسته و به آن ادامه دادند.
کافران در دنيا به صورت تکذيب مي گويند:« أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا نَّخِرَةً» آيا وقتي که تبديل به استخوان هاي پوسيده و از هم پاشيده اي شديم باز به زندگي بر مي گرديم؟ « قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ» آن ها بعيد مي دانند که خداوند آنان را پس از مرگ و بعد از آن که به استخوان هاي پوسيده تبديل گشتند دوباره زنده گرداند. چون آنان نسبت به قدرت و توانايي خداوند جاهل بودند و در حق او جسارت مي کردند.
خداوند در بيان اين که زنده کردن مردگان برايش آسان است مي فرمايد:« فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ» آن تنها يک بانگ بلند است که در صور دميده مي شود.
«فَإِذَا هُم بِالسَّاهِرَةِ» ناگهان همه مردم روي زمين ايستادند و نگاه مي کنند. پس خداوند آن ها را گرد مي آورد و با حکم دادگرانه اش ميانشان قضاوت مي نمايد و آن ها را جزا و سزا مي دهد.
تفسير سوره نازعات مکي و 46 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا سوگند به فرشتگاني که جانها را به قوت، مي گيرند،
وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا و سوگند به فرشتگاني که جانها را به آساني مي گيرند،
وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا و سوگند به فرشتگاني که شناورند ،
فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا و سوگند به فرشتگاني که بر ديوان، پيشي مي گيرند،
فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا و سوگند به آنها که تدبير کارها مي کنند ،
يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ که آن روز که نخستين نفخه قيامت زمين را بلرزاند،
تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ و نفخه دوم از پس آن بيايد،
قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ در آن روز دلهايي در هراس باشند،
أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ و نشان خشوع در ديدگان نمايان
يَقُولُونَ أَئِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ مي گويند : آيا ما را به حالت نخستين باز مي گردانند،
أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا نَّخِرَةً آنگاه که استخوانهايي پوسيده بوديم ?
قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ گويند : اين بازگشت ما بازگشتي است زيان آور
فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ جز اين نيست که تنها يک بانگ بر مي آيد،
فَإِذَا هُم بِالسَّاهِرَةِ و آنها خود را در آن صحرا خواهند يافت.
دراين جا خداوند به فرشتگان و کارهايشان که نشانگر کمال فرمانبرداري آن ها از خدا و شتاب آنان در اجراي دستور او مي باشد، سوگند خورده است. احتمال دارد که آنچه براي اثبات آن سوگند خورده شده جزا و زنده شدن پس از مرگ باشد. و احتمالا آنچه براي اثبات قيامت بيان شده است. و احتمالا آنچه براي اثبات آن سوگند خورده شده و آنچه به آن سوگند ياد شده است يکي هستند و خداوند به فرشتگان قسم خورده تا وجود آن ها ثابت گردد. چون اعتقاد به وجود فرشتگان يکي از ارکان شش گانه ايمان است.
نيز پرداختن به کارهايشان متضّمن جزا و پاداشي است که به هنگام مرگ و قبل و بعد از آن بر عهده فرشتگاني است. « وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا » فرشتگاني هستند که ارواح را با قدرت و شدت بيرون مي کشند و در کشيدن آن غرق مي گردند تا اين که روح بيرون مي آيد و طبق عملي که کرده است جزا و سزا مي بيند.
« وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا» فرشتگاني هستند که با قدرت و نشاط جان ها را مي ستانند. و يا «نشط»براي ارواح مومنان و «نزع» براي ارواح کافران است. « وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا» و سوگند به فرشتگاني که در بالا و پائين سير مي کنند. « فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا» و سوگند به فرشتگاني که براي انجام امر الهي از ديگر فرشتگاني پيشي مي گيرند. نيز از شيطان ها پيشي مي گيرند تا وحي خداوند را به پيامبرانش برسانند و شيطان ها نتوانند آن را بدزدند.
« فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا» و سوگند به فرشتگاني که خداوند آن ها را براي تدبير بسياري از کارها در جهان بالا و پائين از قبيل باران و روئيدن گياهان و وزيدن بادها و اداره درياها و حيوانات و بهشت و جهّنم و غيره مقرر داشته است.
« يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ» در آن روز زلزله اي در مي گيرد و آن روز، روز قيامت است. « تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ» و زلزله اي ديگر به دنبال آن مي آيد. « قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ» دل هايي در آن روز از سختي و وحشت آن چه مي بينند و مي شنوند ترسان مي شوند. « أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ» چشمان آن ها فرو افتاده و ترس دل هايشان را فرا گرفته و وحشت دل هايشان را از بين برده و تأسف و حسرت بر آن ها مستولي و چيره گشته است.
« يَقُولُونَ» کافراني که در دنيا زنده شدن پس از مرگ را با تمسخر انکار مي کردند مي گويند:« أَئِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ» آيا پس از مرگ به آفرينش نخستين باز مي گرديم؟! اين استفهام، انکاري است که مشتمل بر غايت تعجب است. يعني آن ها زنده شدن پس از مرگ را انکار کردند. سپس آن را بيشتر بعيد دانسته و به آن ادامه دادند.
کافران در دنيا به صورت تکذيب مي گويند:« أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا نَّخِرَةً» آيا وقتي که تبديل به استخوان هاي پوسيده و از هم پاشيده اي شديم باز به زندگي بر مي گرديم؟ « قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ» آن ها بعيد مي دانند که خداوند آنان را پس از مرگ و بعد از آن که به استخوان هاي پوسيده تبديل گشتند دوباره زنده گرداند. چون آنان نسبت به قدرت و توانايي خداوند جاهل بودند و در حق او جسارت مي کردند.
خداوند در بيان اين که زنده کردن مردگان برايش آسان است مي فرمايد:« فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ» آن تنها يک بانگ بلند است که در صور دميده مي شود.
«فَإِذَا هُم بِالسَّاهِرَةِ» ناگهان همه مردم روي زمين ايستادند و نگاه مي کنند. پس خداوند آن ها را گرد مي آورد و با حکم دادگرانه اش ميانشان قضاوت مي نمايد و آن ها را جزا و سزا مي دهد.