تسجيل الدخول

مشاهدة النسخة كاملة : درس اول


قريب الله مطيع
_13 _December _2013هـ الموافق 13-12-2013م, 04:05 AM
تفسير سوره فاتحه از تفسير عبدالرحمن السعدي
سوره فاتحه مکي و 7 آيه است.
(بسم الله الرحمن الرحيم) به نام خداوند بخشنده مهربان
(الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ) ستايش مخصوص خداوندي است که پروردگار جهانيان است.
(الرَّحْمـنِ الرَّحِيمِ) بخشنده مهربان است.
(مَـلِكِ يَوْمِ الدِّينِ) صاحب روز جزا است.
(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) تنها تو را مي پرستيم و تنها از تو ياري مي جوييم.
(اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ) ما را به راه راست راهنمايي فرما.
(صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ)، نه راه کساني که بر آنها خشم گرفته اي و نه راه گمراهان.
«بسم الله» يعني آغاز مي کنم با استعانت از تمام نامهاي خداوند متعال، زيرا کلمه «اسم» مفرد و مضاف است، بنابراين تمام اسماء حسني را شامل مي شود.
« الله» به معني خداوند و معبود است و از آنجا که خداوند به صفات الوهيت که صفات کمال هستند متصف مي باشد سزاوار است که تنها او پرستش شود. «الرحمن الرحيم» دو اسم که او تعالي داراي عظمت و رحمت گسترده اي است که هرچيز وهر موجود زنده اي را در بر مي گيرد و خداوند بندگان پرهيزگارش را که از پيامبرانش پيروي مي کنند، از آن برخوردار مي سازد. پس رحمت بيکران خدا شامل حال اين دسته از انسانها است و ديگران فقط بهره اي از آن دارند.
بدان که يکي از قواعدي که سلف و پيشوايان اين امت بر آن اتفاق دارند ايمان به اسماء و صفات الهي و احکام متعلق به صفات است. به طور مثال آنها معتقد بودند که خداوند «رحمان» و «رحيم» بخشنده و مهربان است. بنابراين همه برکات و نعمت ها اثري از آثار رحمت او مي باشند. آنان در رابطه با ساير اسماء الهي نيز چنين اعتقادي داشتند. مثلا معتقد بودند که «عليم» به معني دانا و داراي علم است و هر چيزي را که مي داند، و «قدير» يعني خدايي که داراي توانايي است و بر هر چيزي توانايي دارد.
«الْحَمْدُ للّهِ»حمد يعني ستايش خداوند به خاطر صفات کمال و افعالي که از سرِ فضل و بزرگواري و يا عدل و دادگري از وي صادر مي شود. پس ستايِش کامل براي اوست. «رَبِّ الْعَالَمِينَ» رب يعني پروردگار تمام جهانيان، چرا که خداوند جهان هستي و تمامي موجودات را آفريده و نعمت هاي فراواني را در اختيار آنان قرار داده است که اگر آن را از دست بدهند بقا و دوامي براي آنها ممکن نخواهد بود. پس خداوند مربي و پروردگار آنها است، زيرا آنان هر نعمتي را که دارند از جانب خداوند تعالي است. خداوند به دو صورت آفريده هايش را پرورش مي دهد، يکي به صورت عام و فراگير و ديگري به صورت خاص و ويژه. پرورش عام اين است که او آفريدگان را آفريده و به آنها روزي داده و آنها را به سوي منافعشان که بقا و حياتشان به دنيا به آن بستگي دارد، هدايت و راهنمايي کرده است. پرورش خاص نيز عبارت از پرورش اولياء مي باشد، خداوند با ايمان و يقيني که به آنان عطا مي کند آنها را پرورش داده و به آنها توفيق مي دهد که ايمان بياورند، و ايمان را براي آنها کامل مي گرداند و موانعي را که ميان او و آنها حايل است دور مي کند. حقيقت اين نوع تربيت عبارت است از:
موفق شدن به انجام دادنِ هر خير و نيکي و پرهيز نمودن از ارتکاب هر زشتي و بدي. به همين خاطر بيشتر دعاهاي پيامبران با کلمه «رب» شروع شده است، زيرا همه خواسته هاي آنان در چارچوب ربوبيت ويژه خداوند تحقق يافته است، پس فرموده « رَبِّ الْعَالَمِينَ » بيانگر يگانه بودن خداوند در آفريدن و تدبير امور و اعطاي نعمت ها، و بي نيازي او، و نيازمندي تمام جهانيان به او مي باشد.
« مَـلِكِ يَوْمِ الدِّينِ » مالک کسي است که به صفت ملک و پادشاهي متصف باشد، به همين خاطر امر و نهي نموده و پاداش و سزا مي دهد و با زيردستانش هرطور که بخواهد رفتار مي کند. در اين آيه«ملک» به «دين» اضافه شده است و «يوم الدين» به معني روز قيامت ا ست، روزي که مردم پاداش اعمال خوب و بد خود را دريافت مي کنند، زيرا در آن روز حقيقت پادشاهي و عدل و حکمت خداوندي، و افول پادشاهي آفريدگان براي خلائق روشن مي گردد، تا جايي که در آن روز پادشاهان و رعايا و همه انسانها از حقوقي مساوي برخوردار مي شوند و همه در برابر عظمت و شکوه الهي سرِ تسليم فرود آورده و در انتظار مجازات او بسر مي برند؛ اميد پاداش از او دارند و از عذاب او در هراسند. به همين خاطر خداوند بيان داشته که مالک روز جزا است وگرنه خداوند مالک روز قيامت و ديگر روزها است.
«إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» يعني تنها تو را مي پرستيم و تنها از تو ياري مي جوييم، زيرا تقدم معمول مفيد حصر، و اثبات حکم براي مذکور و نفي آن از غير مي باشد. پس يعني تنها تو را مي پرستيم و از عبادت غير تو روي بر مي تابيم. و از تو ياري طلبيده و از غير تو ياري نمي جوييم.
و مقدم کردن « عبادت» بر « استعانت» از باب تقديم عام بر خاص، و به خاطر اهتمام ورزيدن به حق خداوند متعال و مقدم داشتن آن بر حق بنده مي باشد. «عبادت» مفهومي بسيار جامع و فراگير دارد و همه اعمال و اقوال ظاهري و باطني را که خداوند آن را دوست دارد و مي پسندد، در بر مي گيرد. «استعانت» نيز به معني ياري جستن از خداوند و تکيه کردن بر او به منظور جلب منافع و دفع زيانها است، و اينکه آدمي اطمينان داشته باشد که با تکيه بر خدا مي تواند به اين مهم نايل آيد.
انجام دادن عبادت براي خدا و ياري جستن از او، وسيله کسب سعادت ابدي و نجات از همه بديها است. پس به جز اين دو راه، راهي براي نجات وجود ندارد. و عبادت زماني عبادت واقعي محسوب مي شود که برگرفته از سنّت و سيره پيامبر(ص) و هدف از انجام آن رضاي خداوند باشد.پس هبر عملي که داراي اين دو ويژگي باشد- خالصانه براي جلب رضايت خدا انجام شود و مطابق سنت رسول اکرم باشد- عبادت محسوب مي شود. و استعانت را پس از عبادت ذکر نمود- با اينکه استعانت نيز بخشي از عبادت است- به خاطر اينکه بنده درانجام عبادت به ياري خداوند نيازمند است، زيرا اگر خداوند او را ياري نکند، نمي تواند اوامر را انجام دهد و از نواهي پرهيز کند.
«اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ» يعني ما را راهنمايي و هدايت فرما تا راه راست را بيابيم. راه راست راه روشني است که انسان را به خدا و بهشت مي رساند. راه راست عبادت است از شناخت حق و عمل به آن. پس ما را به راه راست عنايت فرما. پس هدايت به سوي راه راست يعني تمسک به دين اسلام و روي گردانيدن از ديگر دين ها. هدايت به سوي راه راست به معني رهنمود شدن به همه تفاصيل علمي و عملي دين است.
پس اين دعا جامع ترين و مفيدترين دعا براي بنده است. بنابراين واجب است که در هر رکعتي از نماز خداوند را با اين دعا خواند، چون بنده به اين نياز دارد. و اين راه راست عبارت است از« صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ» راه کساني که به آنها نعمت داده اي، از قبيل پيامبران و صديقان و شهدا و صالحان.
«غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ » نه راه کساني که بر آنها خشم گرفته اي، آنهايي که حق را شناختند و به آن عمل نکردند مانند يهوديان و امثال آنها.
« وَلاَ الضَّالِّينَ » و نه راه گمراهان، همانهايي که به سبب ناداني و گمراهي از حق رويگردان شدند، مانند نصارا و امثال آنها.
اين سوره با اينکه بسيار مختصر است اما در بر گيرنده مفاهيمي است که هيچ سوره اي از سوره هاي قرآن را در بر ندارد. اين سوره توحيد سه گانه را در برگرفته است، توحيد ربوبيت که از «رَبِّ الْعَالَمِينَ» گرفته مي شود، و توحيد الوهيت که به معني پرستش خداوند يکتا است از کلمه « الله » و « إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » استنباط مي شود، و توحيد اسماء و صفات که به معني باور داشتن به صفات کمال است که خداوند براي خويش ثابت نموده و پيامبر نيز (ص) بدون تعطيل و تشبيه و تمثيل آنها را براي پروردگار ثابت کرده است، از واژه « الْحَمْدُ » استنباط مي شود. و اثبات نبوت از « اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ » گرفت مي شود، زيرا هدايت يافتن به راه راست جز به کمک رسول و رسالت امکان ندارد. و اثبات روز جزا و ثواب و عقاب اخروي از «مَـلِكِ يَوْمِ الدِّينِ » استبناط مي گردد، زيرا دين به معناي پاداش عادلانه است.
و نيز اين سوره قضا و قدر الهي را اثبات مي کند، و نيز اينکه بنده فاعل حقيقي است، به خلاف پندار قدريّه و جبريّه که چنين اعتقادي ندارند. اين سوره همچنين متضمن رد نظريات اهل بدعت و گمراهي است و اين مطلب از « اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ » دريافت مي شود، زير راه راست به معني شناخت حق و عمل کردن به آن است، امري که هر بدعت گذار و گمراهي با آن مخالف است.
و نيز « إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » متضمن آن است که عبوديت و بندگي بايد خالصانه براي خدا صورت گيرد و فقط از بارگاه ايشان استعانت جست. پس سپاس خداوندي را که پروردگار جهانيان است.
پايان تفسير سوره ي فاتحه