تسجيل الدخول

مشاهدة النسخة كاملة : سورة الفاتحة


عبد الله الداخل
_24 _July _2013هـ الموافق 24-07-2013م, 12:36 AM
http://www.youtube.com/watch?v=8UAtmTtBlFk

قريب الله مطيع
_10 _December _2013هـ الموافق 10-12-2013م, 07:57 AM
تفسير سعدي
تفسير سوره فاتحه
سوره فاتحه مکي و 7 آيه است.
(بسم الله الرحمن الرحيم) به نام خداوند بخشنده مهربان
(الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ) ستايش مخصوص خداوندي است که پروردگار جهانيان است.
(الرَّحْمـنِ الرَّحِيمِ) بخشنده مهربان است.
(مَـلِكِ يَوْمِ الدِّينِ) صاحب روز جزا است.
(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) تنها تو را مي پرستيم و تنها از تو ياري مي جوييم.
(اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ) ما را به راه راست راهنمايي فرما.
(صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ)، نه راه کساني که بر آنها خشم گرفته اي و نه راه گمراهان.
«بسم الله» يعني آغاز مي کنم با استعانت از تمام نامهاي خداوند متعال، زيرا کلمه «اسم» مفرد و مضاف است، بنابراين تمام اسماء حسني را شامل مي شود.
« الله» به معني خداوند و معبود است و از آنجا که خداوند به صفات الوهيت که صفات کمال هستند متصف مي باشد سزاوار است که تنها او پرستش شود. «الرحمن الرحيم» دو اسم که او تعالي داراي عظمت و رحمت گسترده اي است که هرچيز وهر موجود زنده اي را در بر مي گيرد و خداوند بندگان پرهيزگارش را که از پيامبرانش پيروي مي کنند، از آن برخوردار مي سازد. پس رحمت بيکران خدا شامل حال اين دسته از انسانها است و ديگران فقط بهره اي از آن دارند.
بدان که يکي از قواعدي که سلف و پيشوايان اين امت بر آن اتفاق دارند ايمان به اسماء و صفات الهي و احکام متعلق به صفات است. به طور مثال آنها معتقد بودند که خداوند «رحمان» و «رحيم» بخشنده و مهربان است. بنابراين همه برکات و نعمت ها اثري از آثار رحمت او مي باشند. آنان در رابطه با ساير اسماء الهي نيز چنين اعتقادي داشتند. مثلا معتقد بودند که «عليم» به معني دانا و داراي علم است و هر چيزي را که مي داند، و «قدير» يعني خدايي که داراي توانايي است و بر هر چيزي توانايي دارد.
«الْحَمْدُ للّهِ»حمد يعني ستايش خداوند به خاطر صفات کمال و افعالي که از سرِ فضل و بزرگواري و يا عدل و دادگري از وي صادر مي شود. پس ستايِش کامل براي اوست. «رَبِّ الْعَالَمِينَ» رب يعني پروردگار تمام جهانيان، چرا که خداوند جهان هستي و تمامي موجودات را آفريده و نعمت هاي فراواني را در اختيار آنان قرار داده است که اگر آن را از دست بدهند بقا و دوامي براي آنها ممکن نخواهد بود. پس خداوند مربي و پروردگار آنها است، زيرا آنان هر نعمتي را که دارند از جانب خداوند تعالي است. خداوند به دو صورت آفريده هايش را پرورش مي دهد، يکي به صورت عام و فراگير و ديگري به صورت خاص و ويژه. پرورش عام اين است که او آفريدگان را آفريده و به آنها روزي داده و آنها را به سوي منافعشان که بقا و حياتشان به دنيا به آن بستگي دارد، هدايت و راهنمايي کرده است. پرورش خاص نيز عبارت از پرورش اولياء مي باشد، خداوند با ايمان و يقيني که به آنان عطا مي کند آنها را پرورش داده و به آنها توفيق مي دهد که ايمان بياورند، و ايمان را براي آنها کامل مي گرداند و موانعي را که ميان او و آنها حايل است دور مي کند. حقيقت اين نوع تربيت عبارت است از:
موفق شدن به انجام دادنِ هر خير و نيکي و پرهيز نمودن از ارتکاب هر زشتي و بدي. به همين خاطر بيشتر دعاهاي پيامبران با کلمه «رب» شروع شده است، زيرا همه خواسته هاي آنان در چارچوب ربوبيت ويژه خداوند تحقق يافته است، پس فرموده « رَبِّ الْعَالَمِينَ » بيانگر يگانه بودن خداوند در آفريدن و تدبير امور و اعطاي نعمت ها، و بي نيازي او، و نيازمندي تمام جهانيان به او مي باشد.
« مَـلِكِ يَوْمِ الدِّينِ » مالک کسي است که به صفت ملک و پادشاهي متصف باشد، به همين خاطر امر و نهي نموده و پاداش و سزا مي دهد و با زيردستانش هرطور که بخواهد رفتار مي کند. در اين آيه«ملک» به «دين» اضافه شده است و «يوم الدين» به معني روز قيامت ا ست، روزي که مردم پاداش اعمال خوب و بد خود را دريافت مي کنند، زيرا در آن روز حقيقت پادشاهي و عدل و حکمت خداوندي، و افول پادشاهي آفريدگان براي خلائق روشن مي گردد، تا جايي که در آن روز پادشاهان و رعايا و همه انسانها از حقوقي مساوي برخوردار مي شوند و همه در برابر عظمت و شکوه الهي سرِ تسليم فرود آورده و در انتظار مجازات او بسر مي برند؛ اميد پاداش از او دارند و از عذاب او در هراسند. به همين خاطر خداوند بيان داشته که مالک روز جزا است وگرنه خداوند مالک روز قيامت و ديگر روزها است.
«إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» يعني تنها تو را مي پرستيم و تنها از تو ياري مي جوييم، زيرا تقدم معمول مفيد حصر، و اثبات حکم براي مذکور و نفي آن از غير مي باشد. پس يعني تنها تو را مي پرستيم و از عبادت غير تو روي بر مي تابيم. و از تو ياري طلبيده و از غير تو ياري نمي جوييم.
و مقدم کردن « عبادت» بر « استعانت» از باب تقديم عام بر خاص، و به خاطر اهتمام ورزيدن به حق خداوند متعال و مقدم داشتن آن بر حق بنده مي باشد. «عبادت» مفهومي بسيار جامع و فراگير دارد و همه اعمال و اقوال ظاهري و باطني را که خداوند آن را دوست دارد و مي پسندد، در بر مي گيرد. «استعانت» نيز به معني ياري جستن از خداوند و تکيه کردن بر او به منظور جلب منافع و دفع زيانها است، و اينکه آدمي اطمينان داشته باشد که با تکيه بر خدا مي تواند به اين مهم نايل آيد.
انجام دادن عبادت براي خدا و ياري جستن از او، وسيله کسب سعادت ابدي و نجات از همه بديها است. پس به جز اين دو راه، راهي براي نجات وجود ندارد. و عبادت زماني عبادت واقعي محسوب مي شود که برگرفته از سنّت و سيره پيامبر(ص) و هدف از انجام آن رضاي خداوند باشد.پس هبر عملي که داراي اين دو ويژگي باشد- خالصانه براي جلب رضايت خدا انجام شود و مطابق سنت رسول اکرم باشد- عبادت محسوب مي شود. و استعانت را پس از عبادت ذکر نمود- با اينکه استعانت نيز بخشي از عبادت است- به خاطر اينکه بنده درانجام عبادت به ياري خداوند نيازمند است، زيرا اگر خداوند او را ياري نکند، نمي تواند اوامر را انجام دهد و از نواهي پرهيز کند.
«اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ» يعني ما را راهنمايي و هدايت فرما تا راه راست را بيابيم. راه راست راه روشني است که انسان را به خدا و بهشت مي رساند. راه راست عبادت است از شناخت حق و عمل به آن. پس ما را به راه راست عنايت فرما. پس هدايت به سوي راه راست يعني تمسک به دين اسلام و روي گردانيدن از ديگر دين ها. هدايت به سوي راه راست به معني رهنمود شدن به همه تفاصيل علمي و عملي دين است.
پس اين دعا جامع ترين و مفيدترين دعا براي بنده است. بنابراين واجب است که در هر رکعتي از نماز خداوند را با اين دعا خواند، چون بنده به اين نياز دارد. و اين راه راست عبارت است از« صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ» راه کساني که به آنها نعمت داده اي، از قبيل پيامبران و صديقان و شهدا و صالحان.
«غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ » نه راه کساني که بر آنها خشم گرفته اي، آنهايي که حق را شناختند و به آن عمل نکردند مانند يهوديان و امثال آنها.
« وَلاَ الضَّالِّينَ » و نه راه گمراهان، همانهايي که به سبب ناداني و گمراهي از حق رويگردان شدند، مانند نصارا و امثال آنها.
اين سوره با اينکه بسيار مختصر است اما در بر گيرنده مفاهيمي است که هيچ سوره اي از سوره هاي قرآن را در بر ندارد. اين سوره توحيد سه گانه را در برگرفته است، توحيد ربوبيت که از «رَبِّ الْعَالَمِينَ» گرفته مي شود، و توحيد الوهيت که به معني پرستش خداوند يکتا است از کلمه « الله » و « إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » استنباط مي شود، و توحيد اسماء و صفات که به معني باور داشتن به صفات کمال است که خداوند براي خويش ثابت نموده و پيامبر نيز (ص) بدون تعطيل و تشبيه و تمثيل آنها را براي پروردگار ثابت کرده است، از واژه « الْحَمْدُ » استنباط مي شود. و اثبات نبوت از « اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ » گرفت مي شود، زيرا هدايت يافتن به راه راست جز به کمک رسول و رسالت امکان ندارد. و اثبات روز جزا و ثواب و عقاب اخروي از «مَـلِكِ يَوْمِ الدِّينِ » استبناط مي گردد، زيرا دين به معناي پاداش عادلانه است.
و نيز اين سوره قضا و قدر الهي را اثبات مي کند، و نيز اينکه بنده فاعل حقيقي است، به خلاف پندار قدريّه و جبريّه که چنين اعتقادي ندارند. اين سوره همچنين متضمن رد نظريات اهل بدعت و گمراهي است و اين مطلب از « اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ » دريافت مي شود، زير راه راست به معني شناخت حق و عمل کردن به آن است، امري که هر بدعت گذار و گمراهي با آن مخالف است.
و نيز « إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » متضمن آن است که عبوديت و بندگي بايد خالصانه براي خدا صورت گيرد و فقط از بارگاه ايشان استعانت جست. پس سپاس خداوندي را که پروردگار جهانيان است.
پايان تفسير سوره ي فاتحه

قريب الله مطيع
_11 _December _2013هـ الموافق 11-12-2013م, 09:13 AM
تفسير سوره الناس مدني و 6 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ. بگو: به پروردگار مردم پناه مي برم ،،
مَلِكِ النَّاسِ. فرمانرواي مردم ،
إِلَهِ النَّاسِ. معبود مردم،
مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ. از شر وسوسه و سوسه گر نهاني،
الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ. آن که در دلهاي مردم وسوسه مي کند،
مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ. خواه از جنيان باشد يا از آدميان.
تفسير:
اين سوره مشتمل بر آن است که بايد از شر شيطاني که مصدر هر شرّي است به پروردگار مردم و مالک آنان و معبودشان پناه برد. از جمله فتنه و شر او اين است که در سينه هاي مردم وسوسه مي اندازد؛ پس بدي را برايشان زيبا جلوهِ مي دهد و آن ها را بر انجام آن تحريک مي کند. و آنان را از انجام کار خوب باز مي دارد و خير را به صورت غيرواقعي به آن ها نشان مي دهد.
و شيطان با همين صورت همواره وسوسه مي کند، سپس واپس مي رود. يعني خود را از وسوسه کردن عقب مي کشد، بدانگاه که بنده پروردگارش را ياد کند و از خدا براي دور شدن شيطان کمک بگيرد. پس او بايد از خداوند کمک بگيرد و به او پناه ببرد و به ربوبيت او چنگ بزند؛ ربوبيتي که همه ي مردمان را فرا گرفته است. نيز اين سوره مشتمل بر آن است که تمامي خلايق در دايره ربوبيت و پادشاهي خدا قرار دارند، پس سرنوشت هر جنبنده اي در دست خداست، نيز اين سوره مشتمل بر آن است که انسان بايد از خدا کمک بگيرد و به او پناه ببرد و به الوّهيتي که آنان را براي آن آفريده است چنگ بزند.
انسان ها نمي توانند بندگي او را به طور کامل انجام دهند مگر آن که خداوند شر دشمنشان را از آن ها دور بدارد؛ دشمني که مي خواهد آن ها را از بندگي و عبوديت دور نمايد و ميان آن ها و بندگيِ خدا سائل گردد و مي خواهد آن ها را از حزب و گروهش بگرداند تا از دوزخيان بگرداند.
و همانطور که جن ها در دل وسوسه مي اندازند انسان ها نيز در دل وسوسه مي اندازند. بنابراين فرمود:« مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ» از جنيان باشند يا از مردمان. ستايش از آن پروردگار جهانيان است.
پايان تفسير سوره الناس

قريب الله مطيع
_11 _December _2013هـ الموافق 11-12-2013م, 09:18 AM
تفسير سوره الفلق مکي و 5 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ. بگو: به پروردگار صبحگاه پناه مي برم،،
مِن شَرِّ مَا خَلَقَ. از شر آنچه بيافريده است ،
وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ. و از شر شب چون در آيد،
وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ. و از شر جادوگراني که در گرهها افسون مي دمند،
وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ. و از شر حسود چون حسد مي ورزد.
تفسير:
«قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ» بگو: پناه مي برم به پروردگاري که دانه و هسته و سپيده دم را مي شکافد.
« مِن شَرِّ مَا خَلَقَ» اين شامل همه ي انسان ها و جن ها و حيواناتي مي گردد که خداوند آفريده است . پس بايد به آفريننده ي اين ها از شري که در اين هاست پناه برد. سپس به صورت ويژه خاص بيان کرد و فرمود:« وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ»و پناه مي برم به خدا از شري که در شب هست. وقتي که خواب مردم را فرو مي پوشاند و بسياري از ارواح شرور و حيوانات موذي پخش و پراکنده مي گردند. « وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ» و از شر زنان جادوگري که براي جادوي خود از دميدن در گره ها کمک مي گيرند و بر آن جادو مي کنند. « وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ » حسود کسي است که زوال نعمت ديگران را مي خواهد و حسود براي از بين بردن نعمت از دست ديگران مي کوشد.
پس براي باطل کردن نيرنگ حسود و مصون ماندن از مکر و کيدش بايد به خدا پناه برد. چشم بد نيز نوعي از حسادت است چون فقط کسي چشم مي زند که حسود و بدجنس و خبيث النفس باشد. پس به طور خاص و عام به خدا پناه برد. و بر اين دلالت مي نمايد که جادو حقيقت دارد و خطر زيان آور مي رود و از آن بايد بترسيد و از جادو و جادوگران بايد به خدا پناه برد.
پايان تفسير سوره الفلق

قريب الله مطيع
_11 _December _2013هـ الموافق 11-12-2013م, 09:21 AM
تفسير سوره الإخلاص مکي و 4 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ. بگو: اوست خداي يکتا،
اللَّهُ الصَّمَدُ. خدايي بي نياز که در، حاجت به او رو کنند،
لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ. نه زاده است و نه زاده شده،
وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ. و نه هيچ کس همتاي اوست.
تفسير:
«قُل» با يقين قطعي و با باور و شناخت بگو:« هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» خداوند يگانه و يکتا است و يگانگي فقط در او منحصر است. پس او داراي يگانگي کامل است و داراي نام هاي نيکو و صفات والا و کارهاي مقدس است و همانند و شبيهي ندارد.
« اللَّهُ الصَّمَدُ» و بندگان براي رفع همه نيازهايشان رو به سوي او مي آورند. پس مردم جهان بالا و پائين به شدت به او نيازمندند و نيازهايشان را از او مي خواهند و در کارهاي مهم خود رو به سوي او مي کنند. چون او در صفت هايش و در دانايي و علم کامل مي باشد. و بردباري است که بردباري او کامل است و مهرباني است که رحمت او همه چيز را فرا گرفته است و ساير صفات او چنين مي باشند.
و از کمال خداوندي اين است که او« لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ» فرزندي نزاده و نه زاده شده است چون در کمال بي نيازي مي باشد.« وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ » و در صفات و نام ها و کارهايش همگون و همتايي ندارد. خجسته و با برکت است خداوند متعال. اين سوره مشتمل بر توحيد اسما و صفات مي باشد.
پايان تفسير سوره الإخلاص

قريب الله مطيع
_11 _December _2013هـ الموافق 11-12-2013م, 10:25 PM
تفسير سورۀ المسد مکي و 5 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ. دستهاي ابولهب بريده باد و هلاک بر او باد.
مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ. دارايي او و آنچه به دست آورده بود به حالش سود نکرد.
سَيَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ. زودا که به آتشي شعله ور درافتد.
وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ. و زنش هيزم کش است.
فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدٍ. و بر گردن او ريسماني از ليف خرما خواهد بود.
ابولهب عموي پيامبر صلي الله عليه وسلم بود. او به شدت با پيامبر صلي الله عليه وسلم دشمن بود و او را اذيت و آزار مي رساند. او نه دين داشت و نه غيرت خويشاوندي. خداوند او را زشت بگرداند! پس خداوند با اين مذمت بزرگ ابولهب را مذمت کرد. مذّمتي که تا روز قيامت مايه خواري و رسوايي اش خواهد بود. پس فرمود:« تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ» هلاک و بريده باد دست هاي ابولهب و او هلاک باد.
« مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ» مال و دارايي که داشت و او را سرکش کرده بود، سودي به او نمي رساند و عذاب خدا را از او دور نمي کند. « سَيَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ ؛ وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ» آتش دوزخ او را از هر سو احاطه خواهد کرد و زن هيزمکش وي را نيز احاطه مي نمايد. زنش نيز به شدت پيامبر صلي الله عليه وسلم را اذيت مي کرد و شوهرش را براي انجام گناه و دشمنانگي کمک مي کرد و نهايت تلاش خود را براي جمع آوري معصيت خداوند و آزار دادن پيامبر صلي الله عليه وسلم مبذول مي داشت، همانند کسي که هيزم جمع کرده و با طناب«مِّن مَّسَدٍ» از ليف بر پشت خود حمل مي نمايد.
با معني «وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ؛ فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدٍ» اين است که اين زن در جهنم براي سوختن شوهرش هيزم جمع مي کند و طنابي از ليف خرما بر گردن دارد. به هر حال اين سوره يکي از نشانه هاي آشکار خداوند است، خداوند اين سوره را در زماني نازل کرد که هنوز ابولهب و همسرش هلاک نشده بودند و خبر داد که آن ها در آتش دوزخ عذاب داده خواهند شد. و لازمه آن اين است که آن ها در امان نخواهند بود. و همان طور که خداوندِ داناي پيدا و پنهان خبر داده بود، اتفاق افتاد.
پايان تفسير سوره المسد

قريب الله مطيع
_11 _December _2013هـ الموافق 11-12-2013م, 10:30 PM
تفسير سورۀ النصر مدني و 3 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ. چون ياري خدا و پيروزي فراز آيد.
وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا. و، مردم را ببيني که فوج فوج به دين خدا درمي آيند.
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا. پس به ستايش پروردگارت تسبيح گوي و از او آمرزش بخواه، که او توبه پذير است.
در اين سوره کريمه خداوند يک مژده داده، و به هنگام حصول آن مژده به پيامبرصلي الله عليه وسلم فرماني داده،و به آثار و پيامدهاي تحقّق اين مژده نيز اشاره کرده است. مژده اين است که خداوند پيامبرش را ياري مي کند و مکه را فتح مي نمايد و مردم دسته دسته و گروه گروه داخل دين خدا مي شوند، طوري که بسياري از آنان ياوران او خواهند بود بعد از آن که دشمن وي بودند.
چيزي که خداوند پيامبرش را بدان مژده داده تحقق يافت. و اما فرماني که خدا بعد از به دست آمدن ياري و فتح، پيامبرش را بدان فرمان داد اين است که پيامبر بايد اورا به خاطر اين چيز سپاس بگزارد و خدا را به پاکي ياد کند و از او آمرزش بخواهد.
و اما آنچه به آن اشاره شده دو چيز است: يکي اشاره به اين که مادامي که پيامبر صلي الله عليه وسلم خداوند را ستايش کند و همواره از او طلبِ مغفرت نمايد، دين پيروز مي گردد و بر پيروزي اش افزوده مي شود، زيرا سپاس و ستايش و استغفار از مصاديق به جاي آوردن شکر است. خداوند مي فرمايد:«لَئِن شَکَرتُم لَأزِيدَنَّکُم» اگرشکرگزار باشيد به شما بيشتر خواهم داد. و اين در زمان خلفاي راشدين و بعد از آن ها نيز محقق گرديد و خداوند همواره دين خود را ياري مي کند تا اين که اسلام به جايي رسيد که هيچ يک از اديان به آن جا نرسيده بودند و چنان مردم به آن گرويدند که به ديگر اديان نگرويده بودند. تا اين که امت با امر و فرمان الهي مخالفت ورزيدند و آن گاه خداوند آنان را به سبب آن دچار اختلاف وتفرقه کرد و اين اختلاف پيامدهاي گوناگون داشت. و با وجود اين، خداوند چنان نسبت به اين دين و اين امت لطف و مهرباني دارد که در ذهن نمي گنجد .
و اما اشاره ي دوم اين است که زمان مرگ پيامبر صلي الله عليه وسلم نزديک شده است، و از آنجا که زندگي او بسيار با ارزش است خداوند به آن سوگند خورده است. و امور با ارزش از قبيل نماز و حج و غيره با آمرزش خواستن پايان مي يابد. پس امر نمودن خداوند پيامبرش را به اين که خدا را ستايش کند و از خدا آمرزش بخواهد، اشاره اي است به اين که دوران حيات او به سر رسيده است و بايد خودش را براي ملاقات با پروردگارش آماده نمايد و عمرش را با بهترين چيزها به پايان ببرد.
پيامبر هم قرآن را تفسير مي کرد و در نماز و در رکوع و سجده خود به کثرت مي گفت: سُبحَانَکَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا وَبِحَمدِکَ اللَّهُمَ اغفِرلِي» پاک هستي پروردگارا! و تو را ستايش مي کنم. بار خدايا مرا بيامرز.
پايان تفسير سوره النصر