عبد الله الداخل
_24 _April _2013هـ الموافق 24-04-2013م, 11:37 PM
شرک و انواع آن
تعريف شرک:
چیزی را در آفرینش یا در عبادت با خدا شریک گرداندن، شرک گویند. اغلب شرک در عبادات انجام می گیرد مثلاً کسی با خدا خوانده شود و یا برخی عبادات مانند: ذبح، نذر، ترس، امید و محبت برای دیگران انجام شود. به چند علت زیر شرک بزرگترین گناهان است:
1- مشرک در خصائص الهی مخلوق را به خالق تشبیه می کند، لذا هر کس برای خدا شریک قائل شود، گویا او را شبیه خالق قرار داده و این بزرگترین ظلم است، خداوند می فرماید : ﭽ ﭱ ﭲ ﭳ ﭴ ﭼلقمان: ١٣
«شرک ظلم بزرگی است».
و ظلم عبارت است از قراردادن چیزی در غیر موضع خود، لذا هر کس غیر خدا را عبادت کند، گویا عبادت را در غیرمکانش قرار داده است و حق را به غیرصاحبش داده و این بزرگترین ظلم است.
2- خداوند خبر داده: کسی که از شرک توبه نکند را نمی بخشد، می فرماید:ﭽ ﮢ ﮣ ﮤ ﮥ ﮦ ﮧ ﮨ ﮩ ﮪ ﮫ ﮬ ﮭ ﮮﮯﭼالنساء: ٤٨
«خداوند شریک قراردادن برای خود را نمیبخشد [در صورتی که فرد توبه نکند] و هر گناهی غیر از شرک را برای هر کسی که بخواهد، می بخشد».
3- خداوند خبر داده است که بهشت را بر مشرک حرام کرده و تا ابد در آتش جهنم می ماند و می فرماید: ﭽ ﭺ ﭻ ﭼ ﭽ ﭾ ﭿ ﮀ ﮁ ﮂ ﮃ ﮄﮅ ﮆ ﮇ ﮈ ﮉ ﭼالمائدة: ٧٢
«هر کس برای الله شریک قرار دهد خدا بهشت را بر او حرام کرده و جایگاه او جهنم است، و ظالمان هیچ یاری دهنده ای ندارند».
4- شرک تمام اعمال نیک را بر باد و نابود می کند، خداوند می فرماید:ﭽ ﮰ ﮱ ﯓ ﯔ ﯕ ﯖ ﯗ ﭼالأنعام: ٨٨
«اگر با الله شریک قرار می دادند تمام اعمالی که انجام داده اند، از بین می رفت».
و می فرماید:ﭽﮯ ﮰ ﮱ ﯓ ﯔ ﯕ ﯖ ﯗ ﯘ ﯙ ﯚ ﯛ ﯜ ﯝ ﭼالزمر: ٦٥
«[ای پیامبر!] به تو و پیامبران قبل از تو وحی شده که اگر برای الله شریک قرار دهی، آنچه انجام داده ای از بین می رود و از زیانکاران می شوی».
5- خون و مال مشرک حلال است. خداوند می فرماید : ﭽﮬﮭ ﮮ ﮯ ﮰ ﮱ ﯓ ﯔ ﯕ ﯖﯗﭼالتوبة: ٥
«هر جا مشرکین را یافتید، آنان را بکشید و به اسارت بگیرید، محاصره کنید و در هر کمین گاهی بر سر راهشان کمین کنید».
پیامبر -صلي الله عليه وسلم- می فرماید: «أمرت أن أقاتل الناس حتی يقولوا: لا إله إلا الله فإذا قالوها عصموا منی دماءهم و أموالهم إلا بحقها»[1]. «امر شده ام که با مردم قتال کنم تا زمانی که بگویند: لا إله إله الله، هر گاه این را گفتند، خون ها و مالهایشان را از من مصون کردند بجز در جای خود [در حق خود]».
6- شرک بزرگترین گناهان است، پیامبر -صلي الله عليه وسلم- فرموده : «ألا أنبئکم بأکبر الکبائر؟ قلنا: بلی يا رسول الله! قال : الإشراک بالله و عقوق الوالدين ...»[2]. «آیا شما را از بزرگترین گناهان آگاه کنم؟ گفتیم : بله ای رسول خدا! فرمود : شریک قراردادن با خدا و نافرمانی پدر و مادر ...».
علامه ابن القیم[3] می گوید : «خداوند خبر داده که مقصد از خلق و امر این است که الله با اسماء و صفاتش شناخته شود، فقط او عبادت شود و برایش شریک قرار داده نشود، و مردم عدل را در میان خود برپا کنند، زیرا این همان عدالتی است که زمین و آسمانها بخاطر بر پائی آن خلق شده اند. خداوند می فرماید : ﭽﭑﭒﭓ ﭔ ﭕ ﭖ ﭗ ﭘ ﭙ ﭚ ﭛﭜﭼالحديد: ٢٥
«به تحقیق پیامبرانمان را با دلایل آشکار فرستادیم و با آنان کتاب و عدل فرستادیم تا مردم با قسط و عدل رفتار کنند».
خداوند فرموده : پیامبران خود را فرستاده، کتابهایش را نازل کرده تا مردم به عدل و داد رفتار کنند و این همان عدالت است و بزرگترین قسط و عدالت توحید است. توحید اساس و پایة عدالت است. و شرکت و ظلم است همانطوریکه خداوند فرموده است :ﭽ ﭱ ﭲ ﭳ ﭴ ﭼلقمان: ١٣«شرک همانا ظلمی بزرگ است».
لذا شرک بزرگترین ظلمها و توحید عادلانه ترین عدالتها است، و هر آن چیزی که با این معنی و مفهوم بیشتر منافات داشته باشد، گناه بزرگتر محسوب می شود، و از آن جا که شرک با این مفهوم کاملاً منافات داشته و مغایر است، بزرگترین گناهان به حساب می آید، لذا خداوند بهشت را بر هر مشرکی حرام کرده، خون، مال و اهل مشرکین را برای اهل توحید حلال قرار داده، مسلمانان می توانند آنان را [پس از جنگ و اسارت] به بردگی خود بگمارند، چون بندگی او را ترک کرده اند. و خداوند اعمال نیک مشرک را نمی پذیرد، و شفاعت کسی را در حق او قبول نمی کند. و در قیامت خواسته هایش اجابت نمی شود، و آرزویش برآورده نمی شود، مشرک جاهلترین جاهلان به خداوند است چون مخلوق را با خدا شریک گردانده و این نهایت جهل به خداست، همانطور که شرک نهایت ظلم در حق خداست، هر چند مشرک در واقع به پروردگارش ظلم نکرده، بلکه به خودش ظلم کرده است». پایان کلام ابن القیم.
7- پنداشتن شریک در حق خدا عیب و نقص است در حالی که خداوند خود را از آن پاک دانسته است. پس هر کس برای خدا شریک قائل شود در حقیقت چیزی را به خدا نسبت داده که خدا آن را از خود دور کرده است و این نهایت ستیز و دشمنی با خداوند است.
õõõ
انواع شرک
شرک دو نوع است:
نوع اول : شرک اکبر که انجامدهندة آن از دایرة اسلام خارج می شود و اگر در آن حال بمیرد و توبه نکند، تا ابد در آتش جهنم می ماند. این نوع شرک زمانی واقع می شود که انسان عبادتی را برای غیر الله انجام دهد. مثلاً غیر الله را به فریاد بطلبد، یا با ذبح و نذر برای غیرخدا [مانند قبرها، جن و شیاطین]، خود را به خدا نزدیک کند، به گمان این که مردگان، جن و شیاطین، به او ضرر می رسانند یا او را مریض می کنند. و از غیرخدا چیزهایی را بخواهد که فقط خدا قادر به انجام آنست مانند برآورده کردن نیازها و از بین بردن سختی ها، همانند کارهائی که در کنار بناها و گنبدها و آستانه های قبور اولیاء و صالحین انجام داده می شود. خداوند می فرماید:
ﭽﮢ ﮣ ﮤ ﮥ ﮦ ﮧ ﮨ ﮩ ﮪ ﮫ ﮬ ﮭ ﮮ ﮯﮰﭼيونس: ١٨
«و غیر از الله کسانی را عبادت می کردند که نه ضرری به آنان می رساند و نه نفعی، و می گویند: اینان شفاعت کنندگان ما نزد خدایند».
نوع دوم : شرک اصغر است که انجام دهندة آن از دایرة اسلام خارج نمی شود لیکن در عقایدش نقص وارد می شود و وسیله ای است که انسان را به شرک اکبر می رساند، این نوع شرک دو نوع است.
نوع اول : شرک ظاهری، این نوع شرک به وسیلة لفظ و سخن واقع میشود.
شرک لفظی : مانند سوگند به غیر الله. رسول الله -صلي الله عليه وسلم- می فرماید : «من حلف بغير الله فقد کفر و أشرک»[4]. «هر کس به غیر الله سوگند بخورد، بیقین که کفر و شرک ورزیده است».
یا بگوید آنچه خدا و تو بخواهی. پیامبر -صلي الله عليه وسلم- خطاب به مردی که گفت : آنچه خدا و تو بخواهی، فرمود : «أجعلتنی لله نداً؟ قل ما شاء الله وحده»[5]. «آیا مرا شریک خدا قرار دادهای؟ بگو : آنچه فقط خدا بخواهد». یا گفتهی : اگر خدا و فلانی نبود [آن کار نمیشد] که باید بگوید : اگرخدا بخواهد، سپس فلانی [کار درست میشود]، و اگر [کمک] خدا و سپس [همکاری] فلانی نبود [چنان میشد]، چون سپس برای ترتیب و تأخیر است ارادة عبد را تابع ارادة خداوند میکند، خداوند می فرماید: ﭽ ﯮ ﯯ ﯰ ﯱ ﯲ ﯳ ﯴ ﯵ ﭼالتكوير: ٢٩
«ارادة انجام هیچ کاری را ندارید مگر اینکه خداوند، پروردگار جهانیان اراده داشته باشد».
اما «واو» فقط برای مطلق جمع و اشتراک است، نه برای ترتیب و تأخیر، مثلاً صحیح نیست گفته شود : کسی را ندارم غیر از خدا و تو. یا : این از برکات خدا و برکات تو است. بلکه گفته شود کسی را ندارم غیر از خدا سپس تو. این کار از برکات خدا است سپس از تو.
شرک افعالی و عملی : مانند به دست یا به گردن یا به پیشانی بستن حلقه و پارچه برای رفع یا دفع بلایا، آویزان کردن تمیمه از ترس چشم و غیره، اگر معتقد باشد اینکه سبب رفع یا دفع بالا می شود، از نوع شرک اصغر است چون خداوند اینها را جزو اسباب قرار نداده است. اما اگر معتقد باشد که خود حلقه یا پارچه دفعکنندة بلا است، در این صورت شرک از نوع اکبر محسوب می شود. چون به غیر خدا توکل کرده است.
نوع دوم از شرک اصغر : شرک خفی [پوشیده] است، و آن شرک در اراده و نیت است، مانند ریا و شهرت طلبی، مثلاً کسی عملی که به واسطة آن به خدا نزدیک می شود را انجام دهد، تامردم او را تحسین کنند. مانع اینکه نمازش را در انظار مردم به خوبی ادا کند یا صدقه بدهد تا او را مدح و تعریف کنند یا با صدای بلند ذکر کند، صوتش را زیبا کند، تا مردم آنرا بشنوند و او را ستایش کنند. ریا به قدری خطرناک است که اگر با هر عملی آمیخته شود آن عمل را باطل می کند. خداوند می فرماید :
ﭽﰐ ﰑ ﰒ ﰓ ﰔ ﰕ ﰖ ﰗ ﰘ ﰙ ﰚ ﰛ ﰜ ﭼالكهف: ١١٠
«پس هر کس امید دیدار پروردگارش را داشته باشد باید عمل صالح انجام دهد و در عبادت پروردگارش هیچ کسی را شریک نگرداند».
پیامبر -صلي الله عليه وسلم- می فرماید: «أخوف ما أخاف عليكم الشرک الأصغر، قالوا: يا رسول الله! وما الشرک الأصغر؟ قال : الرّياء»[6]. «خطرناکترین چیزی که بر شما بیم دارم، شرک اصغر است، گفتند : ای رسول خدا! شرک اصغر چیست؟ فرمود : ریاء».
یکی از نمونه های شرک اصغر این است که فرد عملی را به طمع دنیوی انجام دهد، مثلاً به نیت طلب مال حج کند، اذان دهد، امامت کند، تحصیل علم شرعی یا جهاد کند، و در هیچکدام از این اعمال رضای خدا در دل نداشته باشد، بلکه هدفش کسب ثروت و مال باشد.
پیامبر -صلي الله عليه وسلم- فرمود: «تعس عبد الدينار، تعس عبد الدرهم، تعس عبد الخميصة، إن أعطی رضی، و إن لم يعط سخط»[7]. «هلاک شود بندة دینار، هلاک شود بندة درهم، هلاک شود بندة خمیصه[8]، اگر به او چیزی داده شود راضی و خشنود می گردد و اگر داده نشود خشمگین و عصبانی می شود».
امام ابن القیم (رحمه الله) می گوید : «شرک در نیت ها و ارادهها دریایی است که ساحل ندارد، و کم اند کسانی که از آن نجات می یابند، پس هر کس از عمل خود طلب رضای غیر خدا کند و نیتش در کار تقرب به خدا نباشد، در اراده و نیت اش برای خدا شریک قرار داده است».
و اخلاص آن است که شخص اعمال، گفتار، اراده و نیت خود را برای خدا خالص گرداند، و این همان دین حنیف ابراهیم -علیه السلام- است که الله تمام بندگانش را به پیروی از آن امر کرده و غیر از آن را از هیچ کس قبول نمی کند و این حقیقت اسلام است. خداوند می فرماید :ﭽﭯ ﭰ ﭱ ﭲ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ ﭷ ﭸ ﭹ ﭺ ﭻ ﭼآل عمران: ٨٥
«هر کس غیر از اسلام دینی را برگزیند، از او قبول نخواهد شد و او در آخرت از زیان کاران است».
اسلام دین ابراهیم -علیه السلام- است، دینی که هر کسی از آن روی گرداند، از بی خردان است»[9].
فرق بین شرک اکبر و شرک اصغر
خلاصه ای از این فرق ها عبارتند از :
1- شرک اکبر انسان را از دایرة اسلام خارج می کند، ولی شرک اصغر انسان را از دایرة اسلام خارج نمی کند.
2- صاحب شرک اکبر تا ابد در دوزخ می ماند، ولی صاحب شرک اصغر اگر داخل دوزخ شود تا ابد در آن نمی ماند.
3- شرک اکبر تمام اعمال را از بین می برد، ولی شرک اصغر تمام اعمال را از بین نمی برد تنها همان عمل ریاکارانه را از بین می برد.
4- شرک اکبر خون و مال صاحبش را حلال می کند، ولی شرک اصغر خون و مال صاحبش را حلال نمی کند.
[1]- بخاری و مسلم.
[2]- بخاری و مسلم.
[3]- الجواب الکافی، ص 109.
[4]- ترمذی روایت کرده و آن را حسن میداند و حاکم آن را تصحیح کرده است.
[5]- نسائی روایت کرده است.
[6]- احمد، طبرانی و بغوی در شرح السنة.
[7]- بخاری.
[8]- خمیصه نوعی لباس قیمتی است.
[9]- الجواب الکافی، ص 115.
تعريف شرک:
چیزی را در آفرینش یا در عبادت با خدا شریک گرداندن، شرک گویند. اغلب شرک در عبادات انجام می گیرد مثلاً کسی با خدا خوانده شود و یا برخی عبادات مانند: ذبح، نذر، ترس، امید و محبت برای دیگران انجام شود. به چند علت زیر شرک بزرگترین گناهان است:
1- مشرک در خصائص الهی مخلوق را به خالق تشبیه می کند، لذا هر کس برای خدا شریک قائل شود، گویا او را شبیه خالق قرار داده و این بزرگترین ظلم است، خداوند می فرماید : ﭽ ﭱ ﭲ ﭳ ﭴ ﭼلقمان: ١٣
«شرک ظلم بزرگی است».
و ظلم عبارت است از قراردادن چیزی در غیر موضع خود، لذا هر کس غیر خدا را عبادت کند، گویا عبادت را در غیرمکانش قرار داده است و حق را به غیرصاحبش داده و این بزرگترین ظلم است.
2- خداوند خبر داده: کسی که از شرک توبه نکند را نمی بخشد، می فرماید:ﭽ ﮢ ﮣ ﮤ ﮥ ﮦ ﮧ ﮨ ﮩ ﮪ ﮫ ﮬ ﮭ ﮮﮯﭼالنساء: ٤٨
«خداوند شریک قراردادن برای خود را نمیبخشد [در صورتی که فرد توبه نکند] و هر گناهی غیر از شرک را برای هر کسی که بخواهد، می بخشد».
3- خداوند خبر داده است که بهشت را بر مشرک حرام کرده و تا ابد در آتش جهنم می ماند و می فرماید: ﭽ ﭺ ﭻ ﭼ ﭽ ﭾ ﭿ ﮀ ﮁ ﮂ ﮃ ﮄﮅ ﮆ ﮇ ﮈ ﮉ ﭼالمائدة: ٧٢
«هر کس برای الله شریک قرار دهد خدا بهشت را بر او حرام کرده و جایگاه او جهنم است، و ظالمان هیچ یاری دهنده ای ندارند».
4- شرک تمام اعمال نیک را بر باد و نابود می کند، خداوند می فرماید:ﭽ ﮰ ﮱ ﯓ ﯔ ﯕ ﯖ ﯗ ﭼالأنعام: ٨٨
«اگر با الله شریک قرار می دادند تمام اعمالی که انجام داده اند، از بین می رفت».
و می فرماید:ﭽﮯ ﮰ ﮱ ﯓ ﯔ ﯕ ﯖ ﯗ ﯘ ﯙ ﯚ ﯛ ﯜ ﯝ ﭼالزمر: ٦٥
«[ای پیامبر!] به تو و پیامبران قبل از تو وحی شده که اگر برای الله شریک قرار دهی، آنچه انجام داده ای از بین می رود و از زیانکاران می شوی».
5- خون و مال مشرک حلال است. خداوند می فرماید : ﭽﮬﮭ ﮮ ﮯ ﮰ ﮱ ﯓ ﯔ ﯕ ﯖﯗﭼالتوبة: ٥
«هر جا مشرکین را یافتید، آنان را بکشید و به اسارت بگیرید، محاصره کنید و در هر کمین گاهی بر سر راهشان کمین کنید».
پیامبر -صلي الله عليه وسلم- می فرماید: «أمرت أن أقاتل الناس حتی يقولوا: لا إله إلا الله فإذا قالوها عصموا منی دماءهم و أموالهم إلا بحقها»[1]. «امر شده ام که با مردم قتال کنم تا زمانی که بگویند: لا إله إله الله، هر گاه این را گفتند، خون ها و مالهایشان را از من مصون کردند بجز در جای خود [در حق خود]».
6- شرک بزرگترین گناهان است، پیامبر -صلي الله عليه وسلم- فرموده : «ألا أنبئکم بأکبر الکبائر؟ قلنا: بلی يا رسول الله! قال : الإشراک بالله و عقوق الوالدين ...»[2]. «آیا شما را از بزرگترین گناهان آگاه کنم؟ گفتیم : بله ای رسول خدا! فرمود : شریک قراردادن با خدا و نافرمانی پدر و مادر ...».
علامه ابن القیم[3] می گوید : «خداوند خبر داده که مقصد از خلق و امر این است که الله با اسماء و صفاتش شناخته شود، فقط او عبادت شود و برایش شریک قرار داده نشود، و مردم عدل را در میان خود برپا کنند، زیرا این همان عدالتی است که زمین و آسمانها بخاطر بر پائی آن خلق شده اند. خداوند می فرماید : ﭽﭑﭒﭓ ﭔ ﭕ ﭖ ﭗ ﭘ ﭙ ﭚ ﭛﭜﭼالحديد: ٢٥
«به تحقیق پیامبرانمان را با دلایل آشکار فرستادیم و با آنان کتاب و عدل فرستادیم تا مردم با قسط و عدل رفتار کنند».
خداوند فرموده : پیامبران خود را فرستاده، کتابهایش را نازل کرده تا مردم به عدل و داد رفتار کنند و این همان عدالت است و بزرگترین قسط و عدالت توحید است. توحید اساس و پایة عدالت است. و شرکت و ظلم است همانطوریکه خداوند فرموده است :ﭽ ﭱ ﭲ ﭳ ﭴ ﭼلقمان: ١٣«شرک همانا ظلمی بزرگ است».
لذا شرک بزرگترین ظلمها و توحید عادلانه ترین عدالتها است، و هر آن چیزی که با این معنی و مفهوم بیشتر منافات داشته باشد، گناه بزرگتر محسوب می شود، و از آن جا که شرک با این مفهوم کاملاً منافات داشته و مغایر است، بزرگترین گناهان به حساب می آید، لذا خداوند بهشت را بر هر مشرکی حرام کرده، خون، مال و اهل مشرکین را برای اهل توحید حلال قرار داده، مسلمانان می توانند آنان را [پس از جنگ و اسارت] به بردگی خود بگمارند، چون بندگی او را ترک کرده اند. و خداوند اعمال نیک مشرک را نمی پذیرد، و شفاعت کسی را در حق او قبول نمی کند. و در قیامت خواسته هایش اجابت نمی شود، و آرزویش برآورده نمی شود، مشرک جاهلترین جاهلان به خداوند است چون مخلوق را با خدا شریک گردانده و این نهایت جهل به خداست، همانطور که شرک نهایت ظلم در حق خداست، هر چند مشرک در واقع به پروردگارش ظلم نکرده، بلکه به خودش ظلم کرده است». پایان کلام ابن القیم.
7- پنداشتن شریک در حق خدا عیب و نقص است در حالی که خداوند خود را از آن پاک دانسته است. پس هر کس برای خدا شریک قائل شود در حقیقت چیزی را به خدا نسبت داده که خدا آن را از خود دور کرده است و این نهایت ستیز و دشمنی با خداوند است.
õõõ
انواع شرک
شرک دو نوع است:
نوع اول : شرک اکبر که انجامدهندة آن از دایرة اسلام خارج می شود و اگر در آن حال بمیرد و توبه نکند، تا ابد در آتش جهنم می ماند. این نوع شرک زمانی واقع می شود که انسان عبادتی را برای غیر الله انجام دهد. مثلاً غیر الله را به فریاد بطلبد، یا با ذبح و نذر برای غیرخدا [مانند قبرها، جن و شیاطین]، خود را به خدا نزدیک کند، به گمان این که مردگان، جن و شیاطین، به او ضرر می رسانند یا او را مریض می کنند. و از غیرخدا چیزهایی را بخواهد که فقط خدا قادر به انجام آنست مانند برآورده کردن نیازها و از بین بردن سختی ها، همانند کارهائی که در کنار بناها و گنبدها و آستانه های قبور اولیاء و صالحین انجام داده می شود. خداوند می فرماید:
ﭽﮢ ﮣ ﮤ ﮥ ﮦ ﮧ ﮨ ﮩ ﮪ ﮫ ﮬ ﮭ ﮮ ﮯﮰﭼيونس: ١٨
«و غیر از الله کسانی را عبادت می کردند که نه ضرری به آنان می رساند و نه نفعی، و می گویند: اینان شفاعت کنندگان ما نزد خدایند».
نوع دوم : شرک اصغر است که انجام دهندة آن از دایرة اسلام خارج نمی شود لیکن در عقایدش نقص وارد می شود و وسیله ای است که انسان را به شرک اکبر می رساند، این نوع شرک دو نوع است.
نوع اول : شرک ظاهری، این نوع شرک به وسیلة لفظ و سخن واقع میشود.
شرک لفظی : مانند سوگند به غیر الله. رسول الله -صلي الله عليه وسلم- می فرماید : «من حلف بغير الله فقد کفر و أشرک»[4]. «هر کس به غیر الله سوگند بخورد، بیقین که کفر و شرک ورزیده است».
یا بگوید آنچه خدا و تو بخواهی. پیامبر -صلي الله عليه وسلم- خطاب به مردی که گفت : آنچه خدا و تو بخواهی، فرمود : «أجعلتنی لله نداً؟ قل ما شاء الله وحده»[5]. «آیا مرا شریک خدا قرار دادهای؟ بگو : آنچه فقط خدا بخواهد». یا گفتهی : اگر خدا و فلانی نبود [آن کار نمیشد] که باید بگوید : اگرخدا بخواهد، سپس فلانی [کار درست میشود]، و اگر [کمک] خدا و سپس [همکاری] فلانی نبود [چنان میشد]، چون سپس برای ترتیب و تأخیر است ارادة عبد را تابع ارادة خداوند میکند، خداوند می فرماید: ﭽ ﯮ ﯯ ﯰ ﯱ ﯲ ﯳ ﯴ ﯵ ﭼالتكوير: ٢٩
«ارادة انجام هیچ کاری را ندارید مگر اینکه خداوند، پروردگار جهانیان اراده داشته باشد».
اما «واو» فقط برای مطلق جمع و اشتراک است، نه برای ترتیب و تأخیر، مثلاً صحیح نیست گفته شود : کسی را ندارم غیر از خدا و تو. یا : این از برکات خدا و برکات تو است. بلکه گفته شود کسی را ندارم غیر از خدا سپس تو. این کار از برکات خدا است سپس از تو.
شرک افعالی و عملی : مانند به دست یا به گردن یا به پیشانی بستن حلقه و پارچه برای رفع یا دفع بلایا، آویزان کردن تمیمه از ترس چشم و غیره، اگر معتقد باشد اینکه سبب رفع یا دفع بالا می شود، از نوع شرک اصغر است چون خداوند اینها را جزو اسباب قرار نداده است. اما اگر معتقد باشد که خود حلقه یا پارچه دفعکنندة بلا است، در این صورت شرک از نوع اکبر محسوب می شود. چون به غیر خدا توکل کرده است.
نوع دوم از شرک اصغر : شرک خفی [پوشیده] است، و آن شرک در اراده و نیت است، مانند ریا و شهرت طلبی، مثلاً کسی عملی که به واسطة آن به خدا نزدیک می شود را انجام دهد، تامردم او را تحسین کنند. مانع اینکه نمازش را در انظار مردم به خوبی ادا کند یا صدقه بدهد تا او را مدح و تعریف کنند یا با صدای بلند ذکر کند، صوتش را زیبا کند، تا مردم آنرا بشنوند و او را ستایش کنند. ریا به قدری خطرناک است که اگر با هر عملی آمیخته شود آن عمل را باطل می کند. خداوند می فرماید :
ﭽﰐ ﰑ ﰒ ﰓ ﰔ ﰕ ﰖ ﰗ ﰘ ﰙ ﰚ ﰛ ﰜ ﭼالكهف: ١١٠
«پس هر کس امید دیدار پروردگارش را داشته باشد باید عمل صالح انجام دهد و در عبادت پروردگارش هیچ کسی را شریک نگرداند».
پیامبر -صلي الله عليه وسلم- می فرماید: «أخوف ما أخاف عليكم الشرک الأصغر، قالوا: يا رسول الله! وما الشرک الأصغر؟ قال : الرّياء»[6]. «خطرناکترین چیزی که بر شما بیم دارم، شرک اصغر است، گفتند : ای رسول خدا! شرک اصغر چیست؟ فرمود : ریاء».
یکی از نمونه های شرک اصغر این است که فرد عملی را به طمع دنیوی انجام دهد، مثلاً به نیت طلب مال حج کند، اذان دهد، امامت کند، تحصیل علم شرعی یا جهاد کند، و در هیچکدام از این اعمال رضای خدا در دل نداشته باشد، بلکه هدفش کسب ثروت و مال باشد.
پیامبر -صلي الله عليه وسلم- فرمود: «تعس عبد الدينار، تعس عبد الدرهم، تعس عبد الخميصة، إن أعطی رضی، و إن لم يعط سخط»[7]. «هلاک شود بندة دینار، هلاک شود بندة درهم، هلاک شود بندة خمیصه[8]، اگر به او چیزی داده شود راضی و خشنود می گردد و اگر داده نشود خشمگین و عصبانی می شود».
امام ابن القیم (رحمه الله) می گوید : «شرک در نیت ها و ارادهها دریایی است که ساحل ندارد، و کم اند کسانی که از آن نجات می یابند، پس هر کس از عمل خود طلب رضای غیر خدا کند و نیتش در کار تقرب به خدا نباشد، در اراده و نیت اش برای خدا شریک قرار داده است».
و اخلاص آن است که شخص اعمال، گفتار، اراده و نیت خود را برای خدا خالص گرداند، و این همان دین حنیف ابراهیم -علیه السلام- است که الله تمام بندگانش را به پیروی از آن امر کرده و غیر از آن را از هیچ کس قبول نمی کند و این حقیقت اسلام است. خداوند می فرماید :ﭽﭯ ﭰ ﭱ ﭲ ﭳ ﭴ ﭵ ﭶ ﭷ ﭸ ﭹ ﭺ ﭻ ﭼآل عمران: ٨٥
«هر کس غیر از اسلام دینی را برگزیند، از او قبول نخواهد شد و او در آخرت از زیان کاران است».
اسلام دین ابراهیم -علیه السلام- است، دینی که هر کسی از آن روی گرداند، از بی خردان است»[9].
فرق بین شرک اکبر و شرک اصغر
خلاصه ای از این فرق ها عبارتند از :
1- شرک اکبر انسان را از دایرة اسلام خارج می کند، ولی شرک اصغر انسان را از دایرة اسلام خارج نمی کند.
2- صاحب شرک اکبر تا ابد در دوزخ می ماند، ولی صاحب شرک اصغر اگر داخل دوزخ شود تا ابد در آن نمی ماند.
3- شرک اکبر تمام اعمال را از بین می برد، ولی شرک اصغر تمام اعمال را از بین نمی برد تنها همان عمل ریاکارانه را از بین می برد.
4- شرک اکبر خون و مال صاحبش را حلال می کند، ولی شرک اصغر خون و مال صاحبش را حلال نمی کند.
[1]- بخاری و مسلم.
[2]- بخاری و مسلم.
[3]- الجواب الکافی، ص 109.
[4]- ترمذی روایت کرده و آن را حسن میداند و حاکم آن را تصحیح کرده است.
[5]- نسائی روایت کرده است.
[6]- احمد، طبرانی و بغوی در شرح السنة.
[7]- بخاری.
[8]- خمیصه نوعی لباس قیمتی است.
[9]- الجواب الکافی، ص 115.