مشاهدة النسخة كاملة : 99 سوال وجواب در عقيده
هيئة الإشراف
_22 _March _2013هـ الموافق 22-03-2013م, 01:09 PM
99 سوال وجواب در عقيده قريب الله مطيع
هيئة الإشراف
_22 _March _2013هـ الموافق 22-03-2013م, 01:13 PM
مقدمه
الحمد لله والصلاة والسلام على أشرف الأنبياء وعلى آله وأصحابه ومن والاه وبعد . .
الله ميفرمايد: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدَادٌ لا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ التحريم: 6.
«اي مؤمنان! خود و خانوادة خويش را از آتشي نگاهداريد که آتش انگيز آن مردم و سنگها است، فرشتگاني بر آن گمارده شده اند که خشن و سختگير و زورمند و توانا هستند، از الله در آنچه به ايشان دستور داده است نافرماني نميکنند، و همان چيزي را انجام ميدهند که به آن مأمور شده اند».
علماي اسلام همه متفق اند که علم عقيدة از مهمترين علوم اسلامي بشمار ميرود، زيرا سر نوشت هر مسلمان در دنيا و آخرت مرتبط به اين علم بوده آموختن و عمل کردن به آن بر همه پيروان آئين اسلام لازم و ضروريست.
اگر مسلمان اصول و زير بناي دين خود را نداند و باسلاح عقيدة صحيح که مبتني بر قرآن و سنت است مسلح نباشد، در آخرت از جملة زيان کاران خواهد بود، خصوصاً در عصر حاضر که گرايش هاي مختلف و مفکوره هاي کفري و انحرافات عقيدوي و بدعت و نو آوري ها دامنگير اين امت شده است.
کتابي که در دسترس شما قرار دارد، آنرا از مراجع و مصادر معتبر و موثوق اهل سنت و جماعت که در بارة علم عقيده تأليف شده است جمع آوري نموده و بشکل سوال جواب در آورده ايم، تا خواننده گرامي ما را در فهم و درک مسايل و مطالب آن بيشتر کمک نمايد.
در پايان الله را سپاسگزارم که به من توفيق عنايت فرمود تا کتابي را در بارة عقيده تهيه نموده به برادران و خواهران مسلمانم تقديم نمايم. و صلي الله علي نبينا محمد وعلي آله وصحبه وسلم.
قريب الله مطيع/ مدينة منوره 28/6/1426هـ ق
هيئة الإشراف
_22 _March _2013هـ الموافق 22-03-2013م, 01:17 PM
بسم الله الرحمن الرحيم
مسايل متعلق به اركان اسلام
س1:- چرا الله تعالي مخلوقات را آفريده است؟
جــ :- هدف آز آفرينش مخلوقات يکتا پرستي الله متعال است.
اللهأ مي فرمايد: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنسَ إِلا لِيَعْبُدُونِ الذاريات: 56.
«من جن و انسانها را جز براي پرستش خود نيافريده ام».
س2:- معناي عبادت يا پرستش چيست؟
جــ :- عبادت اسم جامعي است که بر همه اقوال و اعمال ظاهري و باطني که اللهأ به آن راضي و خوشنود مي شود اطلاق مي گردد.
س3:- چگونه الله تعالي را عبادت کنيم؟
جــ :- الله تعالي را بايد مطابق اوامرش و اوامر پيامبرش عبادت کنيم. پيامبر مي فرمايد: «آنکه عملي را انجام دهد که شريعت ما آنرا تأييد نمي کند پس مردود است» صحيح مسلم.
س4:- عبادت با چه شروطي قبول مي گردد؟
جــ :- عبادت با دو شرط قبول مي گردد: 1:- اخلاص نيت در عبادت و دوري از ريا 2:- موافقت آن باشريعت الله تعالي.
س5:- معناي اخلاص نيت چيست؟
جــ :- معناي اخلاص نيت اينست که هدف مسلمان از گفتار و عمل چه ظاهري و يا باطني، رضامندي الله تعالي باشد چنانکه اللهأ ميفرمايد:
وَمَا أُمِرُوا إِلا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء البينة: 5.
«و دستور داده نشده است به ايشان مگر آنکه مخلصانه و حقگرايانه الله را بپرستند»
س6:- ديني که اللهأ به پيروي آن امر کرده است کدام است؟
جــ :- ديني که اللهأ به پيروي آن امر کرده است، اسلام است.
چنانکه اللهأ ميفرمايد: إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ آل عمران: 19.
«در حقيقت دين ((معتبر و پسنديده)) نزد الله دين اسلام است».
س7:- معناي اسلام چيست؟
جــ :- اسلام يعني تسليم شدن به الله بي همتا و به اوامر و نواهي او گردن نهادن و دوري از شريک آوردن به اللهأ است.
س8:- اسلام چند رکن (بنا) دارد؟
جــ :- اسلام پنج رکن دارد که عبارت اند از:
1:- گواهي دادن برکلمة شهادت «لا اله الا الله محمد رسول الله»
2:- نماز خواندن.
3:- زکات دادن.
4:- روزه گرفتن ماه رمضان.
5:- حج کردن خانة اللهأ « اگر توان مالي و بدني آنرا داشته باشد».
س9:- دليل ارکان اسلام چيست؟
جــ :- دليل آن حديث جبرئيل عليه السلام است هنگاميکه از پيامبر در بارة مسايل دين پرسيد. «. . . جبرئيل فرمود: اي محمد! مرا از اسلام خبر ده. رسول الله فرمود: «اسلام اينست که شهادت دهي اينکه معبود بر حقي جز اللهأ نيست و محمد فرستادة الله است و نماز برپا داري و زکات بدهي و رمضان را روزه بگيري و اگر توانايي داشتي به حج خانة کعبه بروي . . .» نزد مسلم
س10:- معناي لا اله الا الله چيست؟
جـــ :- يعني هيچ معبودي بر حق جز الله تعالي نيست، پس چنانکه در پادشاهي الله تعالي کسي شريک نيست، همچنان در عبادت نيز کسي باوي شريک نميباشد.
س11:- معناي محمد رسول الله چيست؟
جـــ :- معناي محمد رسول الله اينست که مسلمان به نبوت و رسالت او از اعماق قلب ايمان داشته باشد و درين گواهي قلب و زبانش باهم موافق باشد. و آنچه از اخبار گذشته و آينده که آن حضرت خبر داده است تصديق نمايد. اوامر وي را بر خود فرض بداند و از نواهي وي بپرهيزد. پيرو شريعت وي باشد و فيصله هاي او را باکمال رضائيت قبول کند. و بداند که اطاعت پيامبر اطاعت الله تعالي است و نافرماني او نافرماني الله تعالي است؛ زيرا آنحضرت غ از جانب او تعالي بسوي بندگانش فرستاده شده است.
س12:- اگر شخصي يکي از ارکان پنجگانة اسلام را انکار کند، يا از بعضي اين ارکان سرکشي کند، حکم چنين اشخاص از نظر شريعت چيست؟
جـــ :- اين چنين اشخاص از ديدگاه شريعت اسلامي کافر شمرده شده در صف مستکبرين مانند ابليس و فرعون قرار مي گيرند و مانند کفار و طاغوت ها باوي تعامل صورت مي گيرد.
س13:- مقام و منزلت نماز در اسلام را بيان نمائيد.
جـــ :- نماز مقام و منزلت بزرگي را در بين ساير عبادات دارا مي باشد، نماز مرز فاصل بين اسلام و کفر است، بنا بر اين در اداي آن تشويق و ترغيب زيادي صورت گرفته است، و ترک کننده آن در معرض خطر قرار دارد.
نماز عبادتي است که در تمامي اديان آسماني گذشته وجود داشته است؛ زيرا در تربيت و اصلاح نفس نقش مهمي دارد.
پيامبر مي فرمايد: «اولين عملي که بنده در روز قيامت در مورد آن محاسبه مي شود نماز اوست، اگر درست بود بدون شک کامياب و رستگار گرديد و اگر فاسد و نادرست شد همانا هلاک و زيانکار گرديد». نزد ترمذي.
س14:- حکم ترک کنندة نماز فرض چيست؟
جـــ :- نماز ستون دين اسلام است و مرزي ميان کفر و اسلام شمرده شده است، پيامبر ميفرمايد: «عهد و پيماني که ميان ما و آنها (منافقين) است عبارت از نماز مي باشد و کسيکه آن را ترک نمود به تحقيق کافر شده است» نزد ترمذي
چنانکه روايت شده است که اصحاب و ياران پيامبر ترک هيچ عملي را بجز نماز کفر نمي شمردند. نزد ترمذي
علما در مورد سرنوشت ترک کنندة نماز اختلاف نظر دارند، ليکن اکثريت آنان بر اين عقيده اندکه اگر شخصي بدون عذر شرعي و از روي تنبلي و کسالت نماز را از وقت تعين شده اش تأخير کند مرتکب گناهي بزرگي شده است پس بايد حاکم از او بخواهد که توبه کند و دوباره مرتکب اين جرم بزرگ نشود، اگر توبه نکرد نظر به حکم قرآن کشته شود، اللهأ ميفرمايد: فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ فَخَلُّواْ سَبِيلَهُمْ التوبة: 5.
«پس اگر توبه کنند ـ منافقين ـ و برپا دارند نماز را و بدهند زکات را پس بگذاريد راه ايشان را»
و اگر کسي نماز را از روي انکار ترک کند، چنين شخص کافر و مرتد گرديده و بايد کشته شود.
س15:- آيا پدران و مادران مسؤليت دارند تا فرزندان شان را به اداي نماز امر نمايند؟
جــ :- بلي، والدين مسؤليت بزرگي را درين مورد بدوش دارند و در نزد اللهأ با آنان محاسبه خواهد شد، پيامبر امتش را چنين توصيه مي نمايد: « اولاد خود را در هفت سالگي به نماز امر نمائيد و در ده سالگي آنها را بخاطر ترک نماز بزنيد و خوابگاه شان را جدا کنيد» نزد ابوداود.
پس بر اولياي امور اطفال لازم است تا کودکان را اعم از پسر و دختر در هفت سالگي به نماز امر نمايند، و در ده سالگي ايشان را توصيه کنند، و در صورت لزوم بخاطر تأديب، ايشان را بزنند، تا طفل به اداي نماز عادت بگيرد و در نتيجه وقتي بالغ مي شود و نماز بر او فرض مي گردد با سهولت و با رغبت و کمال ميل خود به اداي نماز روي مي آورد.
س16:- ثروتمندي از دادن زکات امتناع مي ورزد حکم چنين اشخاص از نظر شريعت اسلامي چيست؟
جـــ :- اگر ثروتمندي از دادن زکات امتناع ورزيد بر حاکم لازم است تا از راه زور و فشار زکات را از آنها بستاند و اگر نيروي جنگي داشتند بايد با آنها بجنگد تا زکات را بدهند.
«از ابوهريره رضي الله عنه روايت شده که چون رسول الله وفات يافتند و ابوبکر صديق رضي الله عنه خليفه بود عدة از مردم عرب به کفر گرويدند و از دادن زکات امتناع ورزيدند، ابوبکر صديق رضي الله عنه فرمود: سوگند به الله، با کسي ميجنگم که ميان نماز و زکات فرق ميگذارد زيرا زکات حق مال است». بخشي از حديث متفق عليه.
س17:- کسانيکه از دادن زکات امتناع مي ورزند در روز آخرت چه سزائي دارند؟
جــ :- پيامبر مي فرمايد: «هيچ صاحب طلا و نقرة نيست که حق آن (زکاتش) را از آن تأديه نکند، مگر اينکه در روز قيامت برايش تخته هائي از آتش ساخته شده و در آتش جهنم داغ گرديده پهلو و پيشاني و پشتش بدان داغ کرده مي شود روزي که به اندازة پنجاه هزار سال است تا اينكه در ميان بندگان حکم و قضاوت صورت گيرد و او راهش را بسوي بهشت يا دوزخ ببيند . . .» نزد مسلم.
به همين ترتيب صاحبان اموال تجارت و مواشي و زمينداراني که از کشت و زرع زمينهاي شان استفاده مي کنند بايد زکات و يا عشر آنرا بپردازند.
س18:- شريعت اسلامي در مورد ترک کنندگان روزه چه حکم مي کند؟
جـــ :- کسانيکه در گرفتن روزه تنبلي مي کنند و به بهانه هاي دروغين ميخواهند از عملي کردن اين فريضة الهي شانه خالي کنند، حاکم يا نائب او مسؤليت دارد چنين اشخاص را باز پرس کند و به او جزاي سنگين بدهد تا عبرت و پند براي وي و ديگران گردد.
س19:- لطفاً در بارة فضيلت روزه گرفتن معلومات دهيد؟
جــ :- پيامبر ميفرمايد: «کسي که رمضان را از روي ايمان داري و اخلاص به اللهأ روزه گيرد، گناهان گذشته اش آمرزيده ميشود» متفق عليه
همچنان فرمود: «الله عزوجل مي فرمايد: «هر عملي فرزند آدم چند برابر مي شود، نيکي به ده برابرش تا هفتصد برابرش، الله تعالي فرمود: مگر روزه؛ که همانا از براي من است و من بدان پاداش مي دهم، شهوت و طعام خود را به دستور من مي گزارد و براي روزه دار دو شادي است يک شادي در وقت افطارش و يک شادي در وقت ملاقات با پروردگارش و سوگند که بوي دهن روزه دار در نزد الله متعال از بوي مشک بهتر است» نزد مسلم
س20:- منزلت حج در اسلام را بيان کنيد؟
جـــ :- حج در تمام عمر مسلمان يکبار بروي فرض ميگردد، پس لازم است در اداي آن تأخير و تنبلي نکند، اللهأ ميفرمايد: وَلِلّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَمَن كَفرَ فَإِنَّ الله غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ ال عمران: 97.
«و حق اللهأ است بر مردم که خانة او را حج کنند هر که توانايي رفتن به سوي آنرا دارد – از جهت اسباب راه و توانايي مالي و بدني – و هر که کافر شود پس بي گمان الله از عالميان بي نياز است».
همچنان پيامبر ميفرمايد: «کسي که حج کند و فحش گويي نکرده و فسق ننمايد، مانند روزي که مادرش او را زائيده بود (بيگناه) باز مي گردد» متفق عليه
س21:- کدام حج مورد پذيرش اللهأ است؟
جــ :- حج با شروط ذيل مورد قبول قرار ميگردد:
1:- ماليکه با آن حج ميکند حلال و پاک باشد.
2:- خاص بخاطر رضاي الله و دور از هر گونه ريا، شهرت و نيکنامي باشد.
3:- گفتار و کردار بد را کنار گذاشته، از خصومت ها و مجادله با مسلمانان و اذيت آنها اجتناب ورزد و بسوي زنان نگاه نکند.
4:- از اعمال و سخنان بد گذشته توبه کند و حقوق مردم را دوباره به آنها بسپارد و با کسانيکه خصومت و دشمني داشت معذرت خواسته آنان را راضي بسازد.
هيئة الإشراف
_22 _March _2013هـ الموافق 22-03-2013م, 01:19 PM
مسايل متعلق به اركان ايمان
س22:- ايمان چيست؟
جـــ :- ايمان عبارت است از اقرار نمودن بزبان، تصديق با قلب و عمل نمودن با اعضاء.
س23:- ايمان چند رکن دارد؟
جـــ :- ايمان شش رکن دارد که عبارت اند از:
1:- ايمان باللهأ
2:- ايمان به فرشتگان
3:- ايمان به کتابهاي آسماني
4:- ايمان به پيامبران
5:- ايمان بروز آخرت
6:- ايمان به قدر (تقدير).
س24:- دليل ارکان ايمان را از قرآن کريم و حديث شريف بيان کنيد.
جـــ :- دليل ارکان ايمان از قرآنکريم فرمودة الله تعالي است:
لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَـكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ. البقرة: 177.
«نيست نيكو كاري آنكه متوجه كنيد روي خود را بطرف مشرق و مغرب و ليکن نيکوکاري آنست که بالله و روز قيامت و فرشتگان و کتاب و پيامبران ايمان آورد»
إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ القمر: 49.
«هر آئينه ما هر چيز را به اندازة لازم و از روي حساب و نظام آفريده ايم»
دليل ارکان ايمان از حديث، فرمودة آنحضرت به جبرئيل است «جبرئيل فرمود: پس مرا از ايمان خبر ده. فرمود: اينکه ايمان بياوري به اللهأ و فرشتگان او کتابها و پيامبرانش و روز آخرت, و ايمان بياوري به قدر؛ خير و شر آن . . .» نزد مسلم
س25:- چگونه به الله تعالي ايمان داشته باشيم؟
جــ :- ايمان به اللهأ اينست که بنده از صميم قلب به وجود الله تعالي باور داشته باشد و بداند که او ذاتي است واحد و يکتا و بي همتا. هيچ چيزي بر او سبقت نکرده و بعد از فنا و نابودي جهان و کائنات غير از او چيزي باقي نمي ماند، اللهأ بر همه چيز غالب است و هيچ چيزي بر او غالب نيست، همه چيزهاي پنهان به او آشکار است و اوست زنده و هميشه، بي نياز و بي مانند.
اللهأ در الوهيت و ربوبيت و اسماء و صفات خود واحد و بي مثال است.
س26:- توحيد الوهيت چيست؟
جــ :- يگانه پنداشتن اللهأ در پرستش را توحيد الوهيت گويند؛ يعني عبادت با همه انواع آن خاص به الله تعالي است چنانکه مي فرمايد:
وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ الإسراء: 23.
«و پروردگار تو حکم کرده که جز او را نپرستيد و به پدر و مادر نيکي کنيد».
س27:- توحيد ربوبيت چيست؟
جــ :- يگانه دانستن اللهأ در آفرينش کائنات را توحيد ربوبيت گويند؛ يعني اللهأ پروردگار، آفريدگار، و مُدبر همه چيز است، همه چيز بدست و تصرف اوست، و به کمک ديگران ضرورت ندارد، اللهأ مي فرمايد: وَقُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَم يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُن لَّهُ وَلِيٌّ مِّنَ الذُّلَّ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيرًا الإسراء: 111.
«بگو: حمد و سپاس الله راست که براي خود هيچ فرزندي برنگزيده است و در فرمانروائي (جهان) شريکي انتخاب ننموده است و ياوري بخاطر ناتواني نداشته است، بنا بر اين او را به تعظيم ياد کن»
س28:- معناي توحيد در اسماء و صفات اللهأ چيست؟
جــ :- توحيد در اسماء و صفات اينست که مسلمان اعتقاد کامل و راسخ داشته باشد اينکه الله تعالي متصف به تمام صفات کمال بوده از همه نواقص و عيوب پاک و منزه است و بايد به تمام اسما و صفات الله تعالي طوريکه لايق و شايستة شأن اوست ايمان بياورد، طوريکه اللهأ در قرآن مجيد و پيامبر در احاديث نبوي وصف نموده اند.
مسلمان بايد بدون اينکه از کيفيت و چگونگي آن سوال کند به آن اوصاف ايمان بياورد و در مورد اثبات اين اسماء و صفات به هيچ نوع زيادت و يا نقص و يا تشبيه و يا تمثيل و يا انکار قايل نباشد. اللهأ مي فرمايد: لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ الشوري: 11.
«هيچ چيزي همانند الله نيست و او شنوا و بينا است».
و چنانکه مي فرمايد: وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا الأعراف: 18.
«الله داراي زيباترين نامها است پس او را به آن نامها بخوانيد».
و پيامبر مي فرمايد: «اللهأ داراي 99 اسم بوده، هر که آن را ياد کند (تا به مقتضاي آن عمل نمايد) داخل بهشت خواهد شد» متفق عليه.
س29:- معناي ايمان داشتن به فرشتگان چيست؟
جـــ :- معناي ايمان داشتن به فرشتگان اينست که مسلمان به وجود آنها اعتراف داشته باشد و اعمال و وظائف مربوط به آنها را که در دنيا و آخرت بدوش دارند و انجام ميدهند، تصديق کند.
س30:- چرا اللهأ فرشتگان را آفريده است؟
جـــ :- اللهأ فرشتگان را براي عبادت خود و انجام اوامر خويش در کائنات آفريده است.
س31:- فرشتگان چه صفاتي دارند و از چه آفريده شده اند؟
جـــ :- فرشتگان در عالم غيب و پنهان مشغول اطاعت و عبادت اللهأ هستند و انسان آنها را به چشم مشاهده نمي تواند و هيچ کس غير از اللهأ تعداد و چگونگي آنها را نمي داند. اللهأ آنها را از نور آفريده است و ميتوانند به اشکال مختلف خود را ظاهر سازند، فرشتگان داراي بالهاي هستند، بعضي از آنها دو بال و برخي سه بال و برخي چهار بال و يا بالهاي بيشتري دارند، مانند جبرئيل که ششصد بال دارد، چنانکه رسول الله وي را ديد که هر بالش افق را پوشانيده بود.
س32:- وظائف و مسؤليتهاي که فرشتگان به انجام دادن آن مکلف اند چيست؟
جــ :- فرشتگان مخلوقات مطيع و فرمانبرداري اند که هيچ گاه از اطاعت و عبادت اللهأ خسته نشده و سرباز نمي زنند، و به وظائفي که مأمور اند هيچ تأخير نميکنند. فرشتگان وظائف و اعمال معيني را بدوش دارند که بطور مختصر به برخي از آنان اشاره مي کنيم.
1:- جبرئيل: مأمور به فرود آوردن وحي از جانب اللهأ به پيامبران او است.
2:- ميکائيل: مأمور به فرود آوردن باران است.
3:- اسرافيل: موظف به دميدن صور (بوق) است هنگاميکه اللهأ بخواهد مردم را از قبرهاي شان بيرون آرد.
4:- فرشتگاني است که موظف به قبض جانها اند مانند ملک الموت و همکاران او.
5:- بعضي آنها اعمال بندگان را مي نويسند (کراماً کاتبين) که يکي در پهلوي راست حسنات و ديگري در پهلوي چپ بديهاي انسان را مي نويسد، آنها در هر جايي با انسان همنشين هستند و او را ترک نميکنند.
6: - بعضي از آنها مسؤليت نگهداري و حفاظت انسان را بدوش دارند.
7:- فرشتگاني اند که مسؤليت بهشت و نعمت هاي آن را دارند
8:- بعضي از فرشتگان موظفين دوزخ و عذاب آن هستند مانند مالک و همراهانش.
9:- فرشتگاني است که مأمور به پرسيدن مردگان در قبر اند، (منکر و نکير)
10:- بعضي از آنها عرش اللهأ را حمل مي کند.
11:- فرشتگاني اند که مسؤليت القاي نطفه در رحم و مراحل خلقت انسان در رحم مادر را بدوش دارند.
12:- بعضي آنها مقربين در بار الله تعالي اند.
13:- فرشتگاني هستند که هميشه در رکوع و سجود مشغول عبادت اللهأ اند و هيچگاه سر خود را بلند نمي کنند.
14:- فرشتگاني اند که هميشه در جستجوي مجالس ذکر مي باشند.
خلاصه اينکه هر رويداد و واقعة که در اين کائنات روي مي دهد و يا پديد مي آيد همه را اللهأ توسط فرشتگانش به اجرا در مي آورد.
س33:- ايمان داشتن به فرشتگان چه تأثيري در زندگي مسلمان دارد؟
جــ :- ايمان به فرشتگان تأثير بس بزرگي در زندگي مسلمان دارد، وقتي مسلمان درک کرد که وي مراقبت مي شود و در هر زمان و مکان چيزي دنبالش است و حرکات و سکناتش او را ثبت مي کند. بلا فاصله احتياط نموده مو اظب گفتار و کردار خود خواهد بود، تا در موردش چيزي نوشته نشود.
س34:- مسلمان چگونه به کتابهاي آسماني ايمان داشته باشد؟
جـــ :- مسلمان بايد يقين کامل داشته باشد که همه کتابها از جانب الله تعالي فرود آمده است, بعضي را اللهأ توسط جبرئيل به پيامبرانش فرستاده است يا اينکه از پشت پرده بدون واسطة با پيامبرش سخن گفته است و بعضي از آنها را الله جل جلاله قسم نوشته شده به پيامبرانش فرستاده است.
س35:- نام کتابهاي آسماني چيست و بر کدام انبياء نازل گرديده است؟
جــ :- کتابهاي که بايد به آن ايمان داشته باشيم اينها است:
1:- قرآن کريم بر حضرت محمد نازل گرديده است.
2:- تورات بر موسي نازل گرديد.
3:- انجيل بر عيسي نازل گرديد.
4:- زبور بر داود نازل گرديد.
5:- و صحف ابراهيم و موسي عليهما السلام.
علاوه بر اين کتابها؛ کتابهاي ديگري بر ساير پيامبران نيز نازل گرديده است که در قرآن از آنها نام برده نشده است.
س36:- آيا کتاب هاي انجيل و تورات که امروز در دسترس يهود و نصاري قرار دارد, همانطوريست که نازل گرديده بود؟
جــ :- نه خير, کتابهاي تورات و انجيل امروزي همه تحريف شده است, زيرا علماي آنها اين کتابها را مطابق هوي و هوس خويش تغير داده اند.
س37:- ايمان داشتن به پيامبران عليهم السلام چه معني دارد؟
جـــ :- ايمان داشتن به پيامبران اينست که مسلمان بايد يقين کامل داشته باشد که الله متعال به هر قومي از ميان خود شان پيامبري را بر گزيده است تا آنها را بسوي عبادت الله بي همتا و ترک شرک و بت پرستي دعوت کند.
پيامبران اللهأ داراي اوصاف نيک مانند، راستي, صداقت، امانت داري, نيکو کاري, عزت, وقار, عفت, تقوي, و خير خواهي مردم بودند.
س38:- آيا پيامبران عليهم السلام بر يکديگر امتياز و فضليتي دارند؟
جــ :- بلي, بعضي پيامبران بر بعضي ديگر امتياز دارند اللهأ ميفرمايد:
تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِّنْهُم مَّن كَلَّمَ اللّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ البقرة: 253.
«اين پيغمبران بعضي از ايشان را بر بعضي ديگر برتري داديم. الله با برخي از آنها سخن فرمود, و بعضي را درجاتي برتر داد».
مثلاً: الله متعال ابراهيم و محمدغ را بدوستي خود برگزيده و با موسي سخن فرمود و به ادريس مقام بلند و شامخ بخشيد و عيسي را بدون پدر و با ذريعة کلمة ((کن)) در مريم القاء کرد سپس او را بسوي خود بالا برد.
س39:- آيا پيامبرگرامي ما حضرت محمد فضيلت و امتيازي بر ساير پيامبران پيشين دارد؟
جــ :- بلي، پيامبر گرامي مغا فضايل و خصوصيات و امتيازاتي بر ساير پيامبران دارد که آنرا ذيلا ذکر مينمايم.
1:- پيامبر ما سردار و بهترين اولاد آدم است، چنانکه خودش مي فرمايد: «من سردار فرزندان آدم هستم و به آن فخر نمي کنم» نزد ترمذي و ابن ماجه و احمد.
2:- پيامبرماغ به سوي جن و انس فرستاده شده است.
3:- پيامبرماغ آخرين پيامبران است و به سوي همه جهانيان تا روز قيامت فرستاده شده است.
4:- هيچ انساني بدون ايمان آوردن به محمد به بهشت داخل نخواهد شد، چنانکه فرموده است: «قسم بذاتيکه جان من بدست اوست, هيچ فردي از مردم چه يهودي باشد يا نصراني, دعوت من بگوش او برسد سپس بميرد در حاليکه به من و به آنچه فرستاده شده ام ايمان نياورد, از جملة دوزخيان خواهد بود» نزد مسلم و احمد.
5:- پيامبر بعضي امتيازات خود را بر ساير پيامبران چنين بيان مي کند: «پنج چيز به من داده شده که قبل از من به کسي داده نشده است:
1:- به مسافة يکماه راه, دشمن از من مي ترسد.
2:- تمام زمين برايم سجده گاه گردانيده شده است بناءً هر فردي از امتم در هر جائي که وقت نمازش فرارسد پس در همانجا نماز خود را ادا نمايد.
3:- مال غنيمت برايم حلال گردانيده شده, در حاليکه قبل از من براي کسي حلال نبود.
4:- در روز قيامت به من اجازة شفاعت داده مي شود.
5:- قبل از من هر پيامبري تنها بسوي قومش فرستاده مي شد؛ لکن من بسوي همه بشريت فرستاده شده ام» متفق عليه.
س40:- اگر شخصي به بعضي از پيامبران ايمان داشته و به بعضي ديگر ايمان نداشته باشد, و يا اينکه به يکي از پيامبران سخن بدي را نسبت دهد حکم اين شخص از نظر شريعت اسلام چيست؟
جــ :- ايمان به پيامبران رکني از ارکان ايمان بشمار ميرود, اگر مسلماني ايمان به همة پيامبران عليهم السلام مانند ايمانش به محمد نداشته باشد, مسلمان محسوب نميشود و اگر به يکي از پيامبران کافر شود و يا سخن بد يا زشتي را به ايشان نسبت دهد؛ از دايرة اسلام خارج گرديده و مرتد مي گردد, کسي که به يک پيامبر کافر گردد چنانکه به همة آنها کافر گرديده باشد.
س41:- چرا اللهأ پيامبران را فرستاده است؟
جــ :- اللهأ پيامبران را فرستاده است تا مردم را به عبادت خود و ترک شريک آوردن به او امر و دعوت نمايند. اللهأ مي فرمايد :
وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ النحل: 36.
« ما در هر گروه و ملتي پيغمبري را فرستاديم که الله را بپرستيد و از طاغوت دوري کنيد»
س42:- آخرين پيامبران کيست؟
جــ :- آخرين پيامبران محمد است و بعد از وي هر کسي دعواي پيامبري را کند دروغگو و دجال و طاغوت است, پيامبر ميفرمايد: «زود است بعد از من سي نفر دروغگو پيدا شود, همة آنها دعواي پيامبري را خواهد کرد, من آخرين پيامبران هستم و بعد از من ديگر پيامبري نيست» نزد ترمذي و احمد
س43:- ايمان داشتن به روز آخرت چه معني دارد؟
جــ :- ايمان به روز آخرت اينست که مسلمان يقين کامل به آمدن آن روز داشته باشد, و بخاطر نجات در آن روز, آماده و بيدار بوده در دنيا عمل نيک کند.
همچنان مسلمان بايد به علامات و نشانه هاي روز آخرت که قبل از برپا شدن قيامت به وقوع مي پيوندد ايمان داشته باشد.
در ضمن ايمان به روز آخرت امور ذيل نيز شامل آن مي گردد:
ايمان به مرگ و امتحان در قبر، عذاب و نعمت در قبر، بيرون آمدن از قبرها بعد از نفخ در صور توسط اسرافيل، مواقف روز قيامت و حالات هولناک آن روز، باز کردن نامه هاي اعمال، ترازوي اعمال، پل صراط، حوض کوثر و شفاعت، جنت و نعمت هاي آن، دزوخ و عذاب و شکنجه هاي آن، ديدار الله در جنت و محروم شدن اهل دوزخ ازين نعمت بزرگ، جاويدان بودن اهل جنت در جنت و اهل دوزخ در دوزخ.
س44:- آيا به وقوع پيوستن قيامت را کسي ميداند؟
جـــ :- نه خير، آمدن قيامت را جز اللهأ کسي ديگر نميداند، نه ملائکه نه جن و نه انسان.
س45:- علامات و نشانه هاي که قبل از روز قيامت آشکار مي گردد کدام ها اند؟
جـــ :- علامات روز قيامت به دو دسته تقسيم مي گردد:
1- علامات خورد 2- علامات بزرگ
1:- علامات خورد (صغري) که اکثر آن بوقوع پيوسته است؛ عمده ترين آنرا بطور مختصر ذکر مي کنيم:
1:- بعثت و وفات پيامبر گرامي ما.
2:- فتح بيت المقدس.
3:- زيادي مال و ثروت.
4:- ظهور فتنه ها از جانب مشرق زمين.
5:- شهادت عثمان رضي الله عنه.
6:- جنگ هاي جمل و صفين.
7:- ظهور خوارج.
8:- پيروي از امت گذشته «يهود و نصاري».
9:- ظهور مدعيان نبوت.
10:- آسايش در زندگي.
11:- بيرون آمدن آتش از سر زمين حجاز.
12:- خيانت در امانت.
13:- زنا کاري و سود خواري.
14:- زياد شدن پوليس و همکاران ظالمان.
15:- ظهور جهل و ناداني و قلت علماء.
16:- شنيدن ساز و سرود و شراب خواري.
17:- مزين ساختن مساجد و افتخار به آن.
18:- بنا نمودن خانه هاي بلند.
19:- قتل و کشته شدن بي مورد.
20:- نزديکي سال و ماه و هفته.
21:- نزديکي بازارها.
22:- ظهور شرک در امت محمد.
23:- ظهور فواحش و قطع صله رحمي و بدي با همسايگان.
24:- جوان جلوه دادن مردان و زنان پير.
25:- زلزله هاي پي در پي.
26:- پاره شدن زمين.
27:- مسخ شدن بعضي انسانها.
28:- رفتن مردم نيک.
29:- ظهور زنان برهنه.
30:- صدق نمودن خواب هاي مؤمنان.
31:- بي پروائي و بي رغبتي در امور دين.
32:- دروغگويي و شاهدي دادن به ناحق.
33:- مرگ هاي بي سبب و ناگهاني.
34:- زياد شدن زنان و کم شدن مردان.
35:- ذلت و خواري و ضعف مسلمانان.
36:- جنگ با يهود.
37:- مدينه مردمان بد را نفي مي کند.
38:- وزيدن باديکه روح مؤمنان را به آساني قبض مي کند.
39:- ويران شدن خانة کعبه.
2:- علامات بزرگ (کبري) که هنوز بوقوع نپيوسته است؛ بطور مختصر آنرا ذکر مي کنيم:
1:- ظاهر شدن مهدي.
2:- ظهور دجال.
3:- نزول عيسي به زمين.
4:- خروج ياجوج و ماجوج.
5:- چاک شدن زمين در سه جهت، در شرق در غرب و در جزيرة عرب.
6:- آشکار شدن دود بزرگ.
7:- طلوع آفتاب از مغرب.
8:- خارج شدن دابه (حيوان) از زمين که بر جبين ها مهر کفر و ايمان را مي زند.
9:- ظهور آتش از يمن که مردم را بسوي سرزمين شام سوق مي دهد.
س46:- روز قيامت چه مراحلي دارد و از کجا آغاز مي گردد؟
جــ :- مرگ اولين مرحله و نقطة آغاز روز قيامت ميباشد. چنانکه پيامبر فرموده است: «هر شخصي که ميميرد قيامت وي برپا شده است».
دومين مرحلة قيامت همانا گذاشتن مرده در قبر است، هنگاميکه انسان در بستر خاک آرام گرفت و تشييع کنندگان باز گشتند، صداي پاهاي آنان را مي شنود، سپس دو فرشتة خوفناک او را مي نشانند و سه سوال از وي مي کنند:
1:- پروردگار تو کيست؟ 2:- دين تو چيست؟ 3:- پيامبرت کيست؟
اگر شخص مؤمن باشد اللهأ او را ثابت قدم ميدارد و جواب صحيح به وي الهام مي کند، و اگر کافر و بدکار بود، به هيچ وجه نميتواند جواب فرشتگان را بدهد، اگر چه در دنيا آنرا مي دانست.
شخص مؤمن در قبرش خوشبخت شده جاي خويش را در بهشت مشاهده ميکند، و قبرش گشاده شده خوش بويي بهشت به مشامش ميرسد.
اماشخص کافر و بدعمل؛ بد بخت شده جايگاه خود را در دوزخ مشاهده ميکند، قبر نيز بر او فشار آورده تا اينکه استخوانهايش درهم مي پيچد و قبرش به گودالي از گودالهاي آتش مبدل ميگردد و از بدبويي ها و گرمي دوزخ به وي ميرسد.
پس بدان که قبرباغي از باغهاي بهشت، يا گودالي از گودال هاي دوزخ است.
سومين مرحله قيامت آنست، هنگاميکه اسرافيل بوق را بصدا در آورده تمام موجودات جاندار بيهوش شده ميميرند، سپس اين زمين به زمين ديگر تبديل شده آسمانها تکه و پاره ميشود، آفتاب، مهتاب، و ستارگان به هم ريخته نظام کائنات از بين مي رود، اللهأ اين روز وحشتناک را چنين توصيف مي فرمايد:
فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ نَفْخَةٌ وَاحِدَةٌ وَحُمِلَتِ الأَرْضُ وَالْجِبَالُ فَدُكَّتَا دَكَّةً وَاحِدَةً فَيَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ وَانشَقَّتِ السَّمَاء فَهِيَ يَوْمَئِذٍ وَاهِيَةٌ الحاقة: 13- 16.
«هنگاميکه يک دم در صور دميده شود و زمين و کوها از جا برداشته شود و يکباره درهم کوبيده و متلاشي گردند پس آن روز واقعة بزرگ رخ ميدهد و آسمان از هم مي شگافد و در آن روز سست و نا استوار ميگردد».
براي بار دوم اسرافيل در بوق مي دمد و همه مردم از قبرها بر خاسته زنده ميشوند، اللهأ مي فرمايد: ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَى فَإِذَا هُم قِيَامٌ يَنظُرُونَ. الزمر: 68 .
«سپس بار ديگر در آن دميده ميشود, بناگاه همگي بپا مي خيزند و مي نگرند».
در اين هنگام مردم سراسيمه، برهنه، و ختنه ناشده (مانند روزيکه از مادر بدنيا آمده اند) از قبرهاي شان بر مي خيزند, و از شدت و سختي آنروز هيچ کسي به ديگري نگاه نميکند، در آن روز انسان از برادر، پدر، مادر، زن و فرزندانش مي گريزد، چون هر کدام از آنها وضعي دارد که او را کاملاً به خود مشغول مي سازد.
آفتاب با آن شدت حرارتش به آنها نزديک شده از تمامي بدن آنها عرق سرازير ميشود، هر که بقدر اعمالش در عرق مي باشد، کساني هستند که عرق تا بجلک پايشان رسيده، کساني تا زانو، کساني تا کمر، و کساني تا دهانشان در عرق غرق هستند.
يکي ار مراحل قيامت حساب و محاسبه است، بعد از اينکه مدت طولاني را در ترس و وحشت به سر بردند؛ پيامبر گرامي ما محمد براي پايان يافتن اين وضع هولناک شفاعت ميکند سپس اللهأ براي محاسبه دستور ميدهد، اللهأ مي فرمايد:
وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئولُونَ الصّافات: 24.
«آنان را نگاه داريد که بايد باز پرسي شوند»
چنانکه ميفرمايد: يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّيُرَوْا أَعْمَالَهُمْفَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُوَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ الزلزلة: 6-8.
«در آن روز، مردمان دسته دسته و پراگنده بيرون مي آيند تا اعمال شان به آنان نشان داده شود پس هر کس به اندازة ذرة کار نيکو کرده باشد آن را مي بيند و هر کس به اندازة ذرة کار بد کرده باشد آنرا خواهد ديد».
يکي از مراحل قيامت تقسيم نامه هاي اعمال است، مؤمن نامة اعمال خود را بادست راست و کافر با دست چپ تسليم ميشود، الله چنين ميفرمايد:
فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَيَقُولُ هَاؤُمُ اقْرَؤُوا كِتَابِيهْ الحاقة: 19.
«و اما هر کسيکه نامة اعمالش به دست راست او داده شود (از خوشي) ميگويد نامة اعمال مرا بگيريد و بخوانيد»
وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِشِمَالِهِ فَيَقُولُ يَا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتَابِيهْ الحاقة: 25.
«واما کسيکه نامة اعمالش به دست چپش داده شود، ميگويد: اي کاش هرگز نامة اعمالم به من داده نميشد!».
يکي از مراحل قيامت گذاشتن ترازو براي وزن اعمال بندگان است. الله ميفرمايد: وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا الأنبياء: 47.
«و ما ترازوي عدل را در روز قيامت خواهيم نهاد، و اصلاً به هيچ کسي کمترين ستمي نميشود».
س47:- پل صراط چيست؟
جـــ :- بعد از تمام شدن حساب و تسليم شدن عمل نامه ها، پلي بر روي جهنم نهاده شده (پل صراط) که از مو باريک و از شمشير تيز تر است، سپس مردمان از آن عبور مي کنند.
پيامبر در مورد پل صراط چنين مي فرمايد: «روز قيامت پلي آورده شده بر روي جهنم نصب ميگردد، آن پل جاي لغزيدن و افتيدن است که در اطرافش چنگگ هاي آهنين تيز و نوکدار و پهن نصب است، مؤمنان از بالاي آن با اين کيفيت عبور مي کنند: بعضي ها مانند برق و باد به سرعت از آن مي گذرند، بعضي ها مانند اسپ سواران و شتر سواران از آن عبور مي کنند.
عبور کنندگان سه گروه اند: کساني اند که سالم و بدون خطر از آن مي گذرند، کساني ديگر اند که در وقت عبور، زخم و جراحت مي يابند، گروه ديگر کساني اند که هنگام عبور از پل در جهنم مي افتند، آخرين مردمانيکه نصيب شان نجات است، کشان کشان از پل مي گذرند، ابو سعيد خدري رضي الله عنه راوي حديث مي گويد، به من خبر رسيده است که پل صراط باريکتر از مو و تيز تر از شمشير است» بخشي از حديث متفق عليه.
س48:- لطفا در مورد حوض کوثر معلومات دهيد.
جـــ :- حوض کوثر يکي از نعمت هاي بزرگي اللهأ است که در آخرت به آنحضرت عطاء ميگردد، سپس امت پيامبر در آن وارد ميشوند، پياله هاي آن به اندازة تعداد ستارگان آسمان است، آنحضرت با دست شريفش به امتيانش جامي از آب اين حوض ميدهد و هر که از آن بنوشد هرگز تشنه نميشود، آب آن سفيد تر از شير و از عسل لذيذ تر است، لکن کساني هستند که از اين نعمت بزرگ محروم ميشوند، پيامبر فرمود: کساني از ميان وارد شدگان بيرون کرده ميشوند، من ميگويم او از امت من است! به من گفته ميشود، تو آگاهي نداري که اين شخص بعد از تو چه بدعتي را انجام داده است» برگرفته از حديث انس نزد ترمذي.
س49:- چگونه به جنت و دوزخ ايمان داشته باشيم؟
جـــ :- مسلمان بايد يقين کامل داشته باشد که جنت و دوزخ فعلاً موجود است، و باور داشته باشد که جنت با نعمت هاي فراوان و بي پايانش و دوزخ با عذاب و شکنجه هاي درد ناکش هميشه و جاويدان اند و هرگز فنا نمي شوند.
پيامبر در نماز هاي نيمه شب با اللهأ اينچنين راز و نياز ميکرد: «الهي! تراست ثنا و ستايش، تو حقي و وعدة تو حق است، ديدار تو حق است و گفتة تو حق است، جنت و دوزخ تو حق است و پيامبران به شمول محمد حق اند و روز رستاخيز حق است». متفق عليه
س50:- آيا اهل بهشت پروردگار شان را مي بينند؟
جـــ :- بلي! چنانکه اللهأ فرموده است: لِّلَّذِينَ أَحْسَنُواْ الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ يونس: 26.
«کساني که کارهاي نيکو انجام دادند -بهشت- از ايشان است و افزون (نگاه به الله)».
س51:- لطفاً در بارة شفاعت معلومات دهيد.
جـــ :- شفاعت از جملة امور اعتقادي مسلمانان بشمار مي رود، الله متعال در آيات زياد شفاعت را با قيود و شرايط سخت و سنگين ثابت نموده آنرا ملک خود و در اختيار خود قرار داده است، چنانکه ميفرمايد:
يَوْمَئِذٍ لا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلا طه: 109.
«در آن روز؛ شفاعت- هيچکسي سودي نمي بخشد، مگر کسي که الله مهربان به او اجازه دهد و گفتارش را بپسندد».
شفاعت تنها از بندگان صالح و نيک الله پذيرفته مي شود، بندگان نيک و صالح اوکساني اند که الله تعالي از آنها راضي و خوشنود باشد.
س52:- شفاعت چند نوع است؟
جـــ :- شفاعت بر شش نوع بوده که آنرا مختصراً بيان مي کنيم:
شفاعت عظمي که مخصوص پيامبر ما محمد است؛ آن هنگاميکه از اللهأ ميخواهد تا قضا و محاسبه در ميان بندگان را آغاز نمايد.
شفاعت بخاطر کشودن دروازة جنت که اين هم مخصوص پيامبر گرامي ما محمد است و اولين امتيکه داخل بهشت مي شود امت اوست.
شفاعت در مورد کساني که مسير شان به دوزخ تعين شده است.
شفاعت در بارة يکتا پرستاني که وارد دوزخ شده اند ليکن توسط شفاعت از دوزخ بيرون آورده ميشوند.
شفاعت بخاطر بلند شدن مرتبه و منزلت جنتيان.
شفاعت بخاطر کم کردن عذاب از بعضي کافران که اين شفاعت خاص به پيامبر است، آنحضرت در بارة عموي شان ابو طالب شفاعت مي نمايد و پذيرفته ميشود.
س53:- آيا زندگي دوزخيان و بهشتيان جاودانه و دايمي است؟
جـــ :- بلي! بهشتيان و دوزخيان با جسد و روح شان بطور جاويدان و ابدي زندگي نموده مرگ وجود ندارد چنانکه در حديث شريف آمده است: «روز قيامت مرگ بشکل قُچي آورده شده سپس فرشتگان بهشتيان را صدا مي زنند، همه نگاه ميکنند، به آنها گفته ميشود اين را مي شناسيد؟
همه مي گويند: بلي، مرگ است، همچنين فرشتگان اهل دوزخ را صدا مي زنند آنها نيز نگاه ميکنند، بعد از آن مرگ را ذبح ميکنند، سپس به بهشتيان گفته ميشود اين زندگي جاودانه است و مرگي نيست، در نتيجه آنها خيلي خوشحال ميشوند، و به دوزخيان گفته ميشود اين زندگي جاودانه است و مرگي نيست، در نتيجه به غم و اندوه و ناراحتي آنها افزوده ميگردد» نزد بخاري
س54:- اگر کسي از زنده شدن بعد از مرگ انکار کند چه حکم دارد؟
جـــ :- اگر کسي از زنده شدن بعد از مرگ انکار کند کافر است و جايگاهش دوزخ خواهد شد، اللهأ درين مورد از زبان کافران حکايت مي کند:
زَعَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَن لَّن يُبْعَثُوا قُلْ بَلَى وَرَبِّي لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلْتُمْ وَذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ التغابن: 7.
«کافران مي پندارند که هرگز زنده و برانگيخته نخواهند شد! بگو: چنين نيست که مي پنداريد، به پروردگارم سوگند! زنده و برانگيخته خواهيد شد وسپس از آن چيزهاي که ميکرده ايد با خبرتان خواهند کرد، و اين کار براي اللهأ ساده و آسان است».
س55:- ايمان به قدر «تقدير» چيست؟
جـــ :- ايمان به قدر يکي از اصول و ارکان ايمان بشمار مي رود، مسلمان بايد يقين کامل داشته باشد که تقدير خير و شر از جانب اللهأ است، اگر مصيبتي بر او برسد، آنرا بايد متحمل شود و ابراز رضايت نمايد و به ارادة الهي تن در دهد و بداند که مصيبت و آسيب از روي تصادف نبوده بلکه قبلاً فيصله شده است، هيچ چيزي در کائنات خارج تقدير نبوده در لوح محفوظ نوشته شده است، اعمال بندگان خير يا شر به ارادة اللهأ صورت مي گيرد، با آن هم اللهأ آنان را اختيار و اراده داده است و در هيچ عملي آنان را مجبور نساخته است؛ لذا اللهأ بندگان خود را امر و نهي نموده است و راه خير و شر را به آنان واضح و بيان کرده است.
س56:- لطفاً در مورد تقدير معلومات بيشتر بدهيد؟
جـــ :- ايمان به قدر مشتمل بر چهار مرتبه است:
اول:- مؤمن بايد باور و يقين داشته باشد که علم اللهأ بر همه چيز احاطه کرده است و هيچ چيزي در اين عالم از دايرة علم او بيرون نيست، اللهأ قبل از آفريدن کائنات بر همة آنها علم و آگاهي داشت، اعمال، کردار، روزي، اجل، و حرکات آنها، اهل جنت و دوزخ به او معلوم بود.
اللهأ مي فرمايد: وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْمًا الطلاق: 12.
«و آگاهي او همه چيز را فرا گرفته است».
دوم:- مؤمن بايد اعتقاد جازم و قوي داشته باشد که اللهأ قبل از آفريدن خلائق و کائنات، همه چيز را نوشته بود، چنانکه پيامبر مي فرمايد: «الله متعال پنجاه هزار سال قبل از پيدايش آسمانها و زمين، تقدير مخلوقات را نوشته بود، « قبل از آن» عرشش بر بالاي آب بود» نزد مسلم و احمد.
سوم:- مؤمن باور داشته باشد که اراده و خواست اللهأ نافذ و قدرت او بر همه چيز است، همه حوادث و وقايع به اراده و قدرت او واقع شده و مي شود، آنچه را اللهأ بخواهد پديد مي آيد و آن چيزي را که نخواهد پديد نمي آيد، الله مي فرمايد: وَيَفْعَلُ اللّهُ مَا يَشَاء إبراهيم: 27.
«و الله هر چه بخواهد انجام ميدهد».
همچنان ميفرمايد: وَمَا تَشَاؤُونَ إِلا أَن يَشَاء اللَّهُ الإنسان: 30.
«شما نميتوانيد بخواهيد، مگر اينکه اللهأ بخواهد».
چهارم:- مؤمن بايد ايمان داشته باشد که الله آفريدگار همه چيز است، همه چيز خورد و بزرگ را آفريده است و بر همه چيز قادر است، چنانکه ميفرمايد:
قُلِ اللّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ الرعد: 16.
«بگو: اللهأ آفرينندة همه چيزها است».
س57:- شخصي مي گويد: من بر آنچه که در موردم در ازل و لوح محفوظ نوشته شده است اعتماد و اکتفاء نموده عملي انجام نميدهم، جوابش درين مورد چيست؟
جـــ :- هر مسلمان مکلف است به انجام اعمال نيک مبادرت و رزيده و از اعمال بد بپرهيزد، حديث ذيل جواب قناعت بخشي براي چنين اشخاص است.
از علي رضي الله عنه روايت شده که فرمود: ما در جنازة در بقيع حضور داشتيم و رسول الله آمده و نشست و ما به اطرافشان نشستيم در دست شان عصايي بود، سپس سر شان را به زير انداخته و با عصايي که سرش کج بود بزمين زده و فرمود: «هيچ کدام از شما نيست مگر اينکه جايش از جهنم و بهشت نوشته شده است، گفتند: يا رسول الله آيا بر نوشتة ما در « لوح محفوظ» اعتماد نکينم؟ فرمود: عمل کنيد زيرا براي هر کسي آنچه که براي آن آفريده شده است، آماده گشته» متفق عليه.
همچنين آنحضرت مي فرمايد: «آفرينش يکي از شما در رحم مادر براي چهل روز بصورت نطفه باقي مي ماند و بعد از آن مثل همين مدت (چهل روز) به خون بسته تبديل مي گردد، مثل همين مدت هم (چهل روز) به پاره گوشت مبدل مي گردد، سپس فرشتة فرستاده شده و در وي روح مي دمد و به چهار چيز دستور داده ميشود تا بنويسد: به نوشتن روزي اش، اجلش، عملش، و اينکه نيک بخت است يا بدبخت، پس سوگند به الهي که معبود بر حقي بجز او نيست، همانا يکي از شما عمل اهل بهشت را انجام ميدهد که ميان او و بهشت جز گزي «فاصله» نمي ماند ولي نوشته «لوح محفوظ» بر وي سبقت مي جويد و وي عمل اهل دوزخ را انجام داده به دوزخ داخل مي گردد، و همانا يکي از شما عمل اهل دوزخ را انجام ميدهد که ميان او و دوزخ جز گزي نمي ماند ولي نوشته «لوح محفوظ» بر وي سبقت جسته و وي عمل اهل بهشت را انجام داده و به آن داخل مي گردد» متفق عليه
اين حديث قدر را ثابت مي کند و اينکه هر آنچه در جهان است از سود و زيان به قضا و قدر الله است.
همچنان اين حديث مي رساند که ارزش کارها و اعتبار آن به خاتمه انسان تعلق دارد و نبايد به ظاهر اعمال اعتماد شود، چنانکه نبايد انسان به اعمال نيکش فريفته و مغرور گردد.
مؤمن بايد ايمان و يقين کامل داشته باشد که آفرينندة خير و شر الله است و به اوامر و نواهي شريعت پابندي داشته باشد و احکام الله را در آشکار و پنهان بر خود حاکم بداند، و با تکيه به تقدير از عمل نمودن شانه خالي نکند.
و بداند که هدايت و گمراهي همگي بدست اللهأ است، ثواب و عقاب بر اساس پيروي از شريعت و تخلف از آن است، نه بر اساس تقدير، نبايد در وقت مصيبت خود را به تقدير حواله دهد و هرگاه به کار خوب و نيک توفيق يافت آن را از کمال خود نداند بلکه بگويد که همه از احسان و نيکي اللهأ است، به لغزش هاي خود اعتراف نموده بلا فاصله از اللهأ طلب مغفرت نموده به او رجوع کند.
هيئة الإشراف
_22 _March _2013هـ الموافق 22-03-2013م, 01:21 PM
مسايل متعلق به شرك
س58:- اموريکه مسلمان را از دايرة اسلام خارج ساخته و ايمانش را نقض مي کند چيست؟
جـــ :- اموريکه مسلمان را از دايرة اسلام خارج نموده ايمانش را نقض مي کند قرار ذيل است:
1:- شريک قرار دادن با الله متعال در عبادت، مانند: غير از الله خواستن، يا به مخلوقي اميد کردن يا از وي ترسيدن، يا دوستي با مخلوق مانند محبت با الله و يا بيشتر از آن، يا شباهت دادن مخلوقي با خالق، و يا اينکه عبادتي براي غير الله تعالي اداء گردد مانند قرباني، نذر و غيره، و اينگونه اشخاص مشرک بوده داخل شدن جنت بر آنها حرام است و دوزخ جايگاه ابدي شان خواهد بود الله ميفرمايد:
إِنَّهُ مَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ المائدة: 27.
«بي گمان هر کس شريکي براي الله قرار دهد، الله بهشت را بر او حرام کرده است و جايگاه او آتش است»
2:- کسيکه ميان خود و پروردگارش واسطة را قرار داده از آنها شفاعت مي طلبد يا بر آنها توکل مي نمايد، به اجماع امت اسلامي کافر است.
3:- کسيکه مشرکان و کافران را کافر نگويد يا در کفر آنان شک کند و يا اينکه راه، روش و مفکورة آنان را صحيح گفته و بهتر اط اسلام بداند، کافر است.
4:- کسيکه معتقد باشد اينکه راه و روش و مفکوره هاي ديگران بهتر و کاملتر از هدايات و رهنمود هاي پيامبر گرامي محمد است، يا حکم آنان را بر حکم پيامبر ترجيح داده آنرا صحيح بخواند کافر است، مانند کسانيکه حکم طاغوت ها و مستکبران روي زمين را بهتر از اسلام ميدانند.
5:- کسيکه با رهنمود و اوامر پيامبر بغض و کينه مي ورزد هر چند به آن عمل کند، کافر است چنانکه اللهأ مي فرمايد:
ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ وَكَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ محمد: 28.
«بدان خاطر است که آنان بدنبال چيزي مي روند که الله را بر سر خشم مي آورد، و از چيزي که موجب خوشنودي او است ناپسندي مي کنند».
6:-کسيکه به امري از امور دين اسلام توهين کند، يا به آن تمسخر کند کافر است، اللهأ در مورد چنين اشخاص مي فرمايد: قُلْ أَبِاللّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِؤُونَلاَ تَعْتَذِرُواْ قَدْ كَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ التوبة: 65- 66.
«بگو: آيا به الله و آيات او و پيغمبرش بازي و شوخي مي کرديد؟! عذر خواهي نکنيد، شما پس از ايمان آوردن تان کافر شده ايد».
7:- کسيکه جادو کند و يا به آن راضي شود کافر است؛ مانند اختلاف افگني ميان زن و شوهر يا دو دوست و يا نزديک سازي ميان دو شخص توسط جادو. اللهأ در مورد کفر جادوگران چنين ميفرمايد: وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ بقرة: 102.
«آندو فرشته- به هيچ کس چيزي نمي آموختند، مگر اينکه پيشاپيش به او ميگفتند: ما وسيلة آزمايش هستيم کافر نشو».
8:- کسيکه در برابر مسلمانان باکفار کمک و همکاري نموده و از آنها پشتيباني مي کند کافر است. اللهأ در مورد چنين مردمان مي فرمايد:
وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ المائدة: 51.
«هر کس از شما با ايشان (يهود و نصاري و مشرکان) دوستي ورزد بيگمان او از زمرة ايشان به شمار ميرود، و شک نيست که اللهأ افراد ستمگر را هدايت نميکند».
9:- کسيکه معتقد باشد اينکه بعضي اشخاص ميتوانند از شريعت محمد پا بيرون نهند، پس اينگونه اشخاص کافر مي باشد. اللهأ مي فرمايد:
وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ آل عمران: 85.
«کسيکه غير از اسلام، آئيني برگزيند، از او پذيرفته نميشود، و او در آخرت از زمرة زيانکاران خواهد بود».
10:- کسيکه از دين الله روگرداند، طوريکه نه آنرا مي آموزد و نه به آن عمل مي کند، کافر است اللهأ مي فرمايد:
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنتَقِمُونَ السجدة: 22.
«چه کسي ستمکارتر از آن کسي است که به آيات پروردگارش پند داده شود، و او از آنها روي بگرداند؟ مسلماً ما از گناهکاران انتقام گيرنده ايم».
11:- کسيکه ادعاي علم غيب کند کافر است. مانند فال بينان، جادوگران کف شناسان و نجوميان و هر کسيکه از غيب سخن زند، بجز پيامبران اللهأ بخاطر حکمت و مصلحتي که در آن نهفته است احياناً به اذن اللهأ از امور غيبي آگاهي ميدهند. الله ميفرمايد:
عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًاإِلا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا الجن: 26- 27.
«دانندة غيب الله است، و هيچکس را برغيب خود آگاه نمي سازد مگر پيغمبري که اللهأ از او خوشنود باشد، اللهأ محافظان و نگهباناني در پيش و پس او روان ميدارد».
غيب گويان دوستان شياطين اند، زيرا شياطين براي آنان وحي مي کند چنانکه اللهأ ميفرمايد:
وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَآئِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ الأنعام: 121.
«بيگمان شياطين مطالب وسوسه انگيزي به دوستان خود القاء مي کنند تا با شما منازعه و مجادله کنند، اگر از آنان اطاعت کنيد، بيگمان شما (مثل ايشان) مشرک خواهيد بود».
همچنان پيامبر در مورد آنان مي فرمايند: «هنگاميکه الله تعالي در عالم بالا در مورد امري فرمان صادر نمايد، فرشتگان يکديگر را از آن خبر ميدهند، درين حالت شياطين که يکي بر بالاي ديگر قرار دارند تا به جايي برسند که سخن فرشتگان را بشنوند، گاهي اين سخن را مي شنوند و گاهي مي شود که شهاب ثاقب «پارة آسماني» به آنها اصابت مي کند، وقتي خبري را شنيدند آنرا از بالا براي شياطين پائين تر انتقال ميدهند تا اينکه سخني را که شنيده اند براي جادو گران و فال بينان زمين برسانند، جادوگران و فال بينان با آن سخني که شينده اند، صد دروغ را يکجا نموده به مردم خبر مي دهند. . .» بر گرفته از حديث بخاري.
س59:- تصديق نمودن جادوگران، فال بينان و شعبده بازان چه حکم دارد؟
جـــ :- هرکه سخن جادوگران، کاهنان (فال بينان) و شعبده بازان را تصديق نمايد از نظر شريعت کافر اند. پيامبر در اين مورد چنين مي فرمايند: «اگر کسي نزد فال بيني برود و او را در سخني که ميگويد (در امور غيب) تصديق نمايد، بي گمان به آنچه که بر محمد نازل شده است،کافر شده است» نزد ابو داود.
س60:- شريعت اسلام در مورد علم نجوم و منجماني که با استدلال به امور فلکي حوادث و پيش آمد هاي جهان را پيش بيني ميکنند چه حکم مي کند؟
جـــ :- اول بايد بدانيم که اللهأ ستارگان (نجوم) را بخاطر سه مقصد آفريده است، چنانکه آيات قران آنرا واضح ساخته است:
1:- بخاطر زيبائي و درخشان ساختن آسمان.
2:- بخاطر راندن شياطين.
3:- بخاطر راه يابي مسافران شب.
و هر که غير از آنچه ذکر شد، خلقت ستارگان را تفسير و توجيه مي کند، مرتکب خطاي بزرگ شده و خود را در زمرة جادوگران و فال بينان قرار داده است.
پيامبر گرامي ما در مورد علم نجوم و پيشه وران آن چنين مي فرمايند: «کسي که از ستارگان علمي را فرا گيرد در حقيقت شاخة از سحر (جادو) را آموخته است، به هر پيمانة که از آن (علم ستاره شناسي) بياموزد، بهمان پيمانه گويا از سحر آموخته است» نزد ابو داود.
س61:- چگونه جادو يا طلسم را باز يا باطل کنيم؟
جـــ :- باز کردن جادو به دو قسم است: 1:- مشروع 2:- ممنوع
1:- باز کردن مشروع جادو اينست که با آيات قرآني و دعاهاي وارد ازپيامبر و يا دواهاي مجرب نزد اطباء صورت گيرد.
2:- اما درهم شکستن و بازکردن جادو از راه ممنوع اينست که توسط جادوگر صورت گيرد و اينکار انسان را بسوي شرک و کفر مي کشاند، زيرا پيامبر در مورد سحر گشايي سوال شد، در جواب فرمود:
«اينکار از عمل شيطان است» نزد احمد و ابي داود.
علت ممنوع بودن اين نوع آنست که جادوگر دومي به جنيات خود روي آورده از آنها ميخواهد تا افسون جادوگر اولي را از بين ببرند، به اين ترتيب جادوي اولي و دومي هر دو بواسطة شرک آوردن به اللهأ صورت مي گيرد، مانند شخصيکه ميخواهد نجاست را بانجاست پاک کند.
س62:- سزاي جادوگر چيست؟
جـــ :- سزاي جادوگر قتل يا اعدام است، چنانکه از آنحضرت ثابت است:
«سزاي جادوگر اينست که گردنش با شمشير زده شود» نزد ترمذي.
س63:- فال چيست و چند نوع دارد؟
جـــ :- فال اينست که انسان موفقيت و يا عدم موفقيت کار خود را مرتبط به حوادث يا رويدادها بداند که اين عقيده از جملة امور شرک اصغر محسوب ميشود.
فال بر دونوع تقسيم مي گردد: 1:- فال نيک 2:- فال بد
1:- فال نيک آنست که در قلب انسان خوشي و اميدواري پديد مي آيد و اينکار باعث اعتماد و گمان نيک به اللهأ مي گردد، پيامبر در مورد فال نيک مي فرمايد: «از فال نيک خوشم مي آيد، اصحاب کرام گفتند: فال چيست؟ آنحضرت فرمودند: سخن نيک» نزد بخاري.
2:- فال بد آنست که انسان تصيمم و انجام کارها يا خود داري از آن را بر اساس فال بد پي ريزي نمايد؛ که اين عمل شرک به الله تعالي و منافي کمال يگانه پرستي است، چنانکه اينکار از صفات مشرکين و دشمنان پيامبر مي باشد. اللهأ ميفرمايد: أَلا إِنَّمَا طَائِرُهُمْ عِندَ اللّهُ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ الأعراف: 131.
« آگاه باش که فال بد ايشان تنها از جانب الله بوده است ليکن اکثر آنان نميدانستند».
همچنان پيامبر درين مورد ميفرمايد: «بد فالي شرک است» نزد احمد و اين سخن را دو بار تکرار نمود.
س64:- چگونه از بد فالي خود داري نمائيم؟
جـــ :- مسلمان بايد به اين عقيده باشد که نفع و ضرريکه عايد حالش ميگردد به قضاء و قدر الله صورت گرفته است و هيچ رويداد و حادثة در جلب منفعت و يا دفع ضرر تأثيري ندارد، اتکاء و توکلش بايد فقط به توانايي و قدرت و ارادة اللهأ باشد، و اگر بدفالي در قلبش پديد آيد بايد به ارشادات نبوي عمل کند، پيامبر در مورد کفارة آن چنين مي فرمايد:
«شخصيکه بنا بر بد فالي از تصميمش منصرف شود، در حقيقت او به اللهأ شريک آورده است، اصحاب کرام پرسيدند: پس کفارة آن چيست؟ فرمود: اگر چنين اشتباه از کسي سر زند بايد بگويد: اي الله! خوبي و نيکي از جانب تو است و جز فال (نيک) تو ديگر فال (نيک) وجود ندارد، زيرا جز تو معبودي نيست» نزد احمد.
س65:- معناي شرک چيست و بر چند نوع است؟
جـــ :- شرک بمعناي شريک قرار دادن با الله تعالي در آفرينش و پرستش است، مانند: غير از الله چيزي بخواهد که در مقدور بنده نيست، يا غير از اللهأ طلب رحمت کند، يا غير از اللهأ ترس و هراس داشته باشد، يا قرباني، نذر، يا عبادتي از عبادات را براي غير اللهأ انجام دهد، يا مخلوق را در خصوصيت هاي اله أ همسان و شريك قرار دهد.
شرک دو نوع است: 1:- شرک اکبر 2:- شرک اصغر
1:- شرک اکبر آنست که نوعي از عبادات؛ براي غير الله بجا آورده شود و آن را با آفريدگار جهان مساوي و همتا بداند، مانند: خواستن مطالب و حاجات در دعا غير از الله، يا طوريکه از الله مي ترسد از آن مخلوق بترسد يا در وقت خوف به غير الله پناه ببرد، يا در وقت مشکلات و مصايب غير الله را خوانده از او بيم و اميد داشته باشد و بر او توکل و اعتماد کند؛ مانند بر آورده کردن نيازمنديها، و آسان کردن سختي ها چنانکه امروز در اطراف بسياري از قبرها و زيارتگاه ها صورت مي گيرد.
اين نوع شرک مسلمان را از دايرة اسلام خارج ساخته جايگاه ابدي اش دوزخ خواهد بود و اگر قبل از مرگ توبه کند اللهأ آمرزنده و مهربان است.
اللهأ ميفرمايد: إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا النساء: 48.
«بيگمان الله (هرگز) شرک به خود را نمي بخشد، ولي گناهان غير از آن را از هرکس که خود بخواهد مي بخشد، و هر که بالله شرک ورزد، گناه بزرگي را مرتکب شده است».
چنانکه ميفرمايد: وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَـؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ يونس: 18.
«به جاي الله چيزي هاي را مي پرستند که نه به آنان زيان مي رساند و نه به آنان سود مي رساند».
2:- شرک اصغر عبارت از اقوال و افعالي است که با انجام دادن آن مسلمان به شرک اکبر نزديک ميگردد. اين نوع شرک را شرک خفي يا پنهان نيز مي گويند؛ زيرا اکثراً در نيت و ارادة بنده راه پيدا مي کند، مانند هر عمليکه منظور از آن رضاي الله تعالي باشد ولي ريا در آن راه پيدا کند، که متأسفانه بسياري از مردم به اين نوع شرک آغشته اند، الله همة مسلمانان را هدايت عطاء فرمايد.
پيامبر گرامي ما در مورد امتش نگران بود تا مبادا درين دام شيطاني نيفتند؛ چنانکه ميفرمايد: «در بارة شما از همه بيشتر از شرک اصغر بيم دارم از آنحضرت در مورد آن سوال شد، فرمود: ريا شرک اصغر است» نزد احمد و طبراني
مثال هاي از شرک اصغر:
1:- شخصي براي اداي نماز مي ايستد و بخاطر ريا و جلب توجه مردم؛ نماز خود را حسن و زيبايي مي بخشد.
2:- سوگند خوردن به غير الله مانند: قسم خوردن به پدران و اجداد، يا قسم خوردن به کعبه، قسم به شرف و ناموس، قسم به سر فلان، قسم به سخي، قسم به علي يا عباس، قسم به جان فلان و غيره.
از ابن عمر رضي الله عنهما روايت است که او از مردي شنيد که مي گفت: نه، و سوگند به کعبه، ابن عمر رضي الله عنهما فرمود: به غير الله سوگند مخور! زيرا از رسول الله شنيدم که مي فرمود: آنکه به غير الله سوگند خورد همانا کافر شده يا شرک آورده است» نزد ترمذي
3:- شخصي صدقه ميدهد تا مردم او را مدح و ستايش کنند.
4:- شخصي جهاد مي کند تا مردم او را شجاع گويند يا بخاطر كسي كه بخاطر بدست آوردن مال و غنيمت جهاد مي کند.
5:- شخصي قرآن را با خوش آوازي تلاوت مي کند تا مردم آنرا شنيده وي را مدح کنند.
6:- شخصي به ديگري مي گويد: « آنچه را که الله و تو بخواهي» شخصي همچو جمله را پيش پيامبر استعمال کرد، آنحضرت بطور سر زنش به او فرمود: « آيا مرا با الله شريک گردانيدي؟ بلکه آنچرا که الله خودش بخواهد همان ميشود» نزد ابوداود.
7:- کسيکه بخاطر بدست آوردن مال وثروت حج کند، يا امامت کند، يا علم بياموزد، يا آذان دهد.
8:- شخصي به ديگري ميگويد: «اگر الله و شما نمي بوديد من در فلان مصيبت دچارمي شدم» يا چنين مي گويد: «من جز الله و شما کسي ديگر ندارم»، و درست اينست که بگويد: «اگر الله نمي بود بعد از آن فلان» يا «من جز الله بعد از آن خودت. . . .» پس بدانيم که شرک خفي باريکتر از مور سياهيست که بر سنگ سياه، در شب تاريک راه مي رود، و بحريست که ساحل نداشته نجات يافتگانش کم اند.اللهأ ميفرمايد:
فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا الكهف: 110.
«پس هر کس خواهان ديدار پروردگار خويش است، بايد که کار شايسته کند، و در پرستش پروردگارش کسي را شريک نسازد».
س66:- فرق ميان شرک اکبر و اصغر چيست؟
جـــ :- فرق ميان شرک اکبر و اصغر در چهار چيز است:
1:- کسيکه مرتکب شرک اکبر شود از دين اسلام خارج گرديده و مرتد مي شود، اما مرتکب شرک اصغر از دين اسلام خارج نگرديده مرتکب گناه بزرگي مي گردد.
2:- کسيکه مرتکب شرک اکبر شود بطور هميشگي و دايم در دوزخ مي ماند، اما کسيکه مرتکب شرک اصغر شود داخل دوزخ گرديده ولي بطور جاويدان باقي نمي ماند.
3:- شرک اکبر همه اعمال نيک مسلمان را محو مي کند، ليکن شرک اصغر همان عملي را محو مي کند که ريا و شرک با آن آميخته شده است.
4:- کسيکه مرتکب شرک اکبر ميگردد خون و مالش مباح مي شود، ليکن شرک اصغر جان و مالش را مباح نمي گرداند.
س67:- آيا مرده ها آواز زنده ها را مي شنوند؟
جـــ:- مرده ها آواز زنده ها را نمي شنوند اللهأ مي فرمايد: إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتَى النمل: 80.
«بيگمان تو نميتواني مردگان را شنوا بگرداني».
س68:- آيا از مرده هاي که مردمان نيک و صالح بودند کمک و ياري خواستن جايز است؟
جــ :- نه، از مرده ها چه انبياء و چه اولياء کمک و ياري خواستن جايز نيست زيرا آنان قادر به چنين کاري نيستند، تنها الله متعال ميتواند يار و مددگار بنده باشد و بس، اللهأ ميفرمايد:
إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ الأنفال: 9.
«به ياد آوريد زماني را که «در جنگ بدر» از پروردگار خود درخواست کمک و ياري مينموديد و او در خواست شما را پذيرفت»
همچنان پيامبر گرامي در دعايش چنين فرمود: «اي زنده و اي با تدبير به رحمتت از تو کمک و ياري مي خواهيم» نزد ترمذي.
مسلمان همه روزه با اللهأ عهد و پيمان مي بندد که تنها او را پرستش مي کند و تنها از او کمک و ياري مي طلبد، سورة فاتحه گواه اين عهد و پيمان است: إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
«تنها تو را مي پرستيم و تنها از تو ياري مي طلبيم».
همچنان پيامبر گرامي ما به ابن عباس رضي الله عنهما چنين توصيه نمود: «اي پسر! الله را حفظ کن تا ترا حفظ کند، بياد الله باش او را در برابرت مي يابي، اگر چيزي مي خواهي از الله بخواه، و اگر ياري مي جويي از الله بجو» نزد ترمذي.
س69:- چه کساني اولياء الله اند؟
جـــ :- هر مؤمني که در طاعت اللهأ و پيامبرش پابندي و مواظبت داشته باشد و از نافرماني آنان اجتناب ورزد، از جملة اولياء الله به شمار مي رود.
اللهأ مي فرمايد: الَّذِينَ آمَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ يونس: 63.
«دوستان (اولياء) الله آناني اند که ايمان آورده اند و پرهيزگاري پيشه کردند».
س70:- کرامات اولياء چيست؟
جـــ :- کرامات اولياء عبارت از امر خارق العاده اي است که از دوستان الله تعالي و بندگان نيک و صالحش صادر مي شود و اين عمل به خواست و ارادة اللهأ صورت گرفته، خود اولياء در صدور آن هيچ اختيار و دخالتي ندارند؛ مانند قصة اصحاب کهف، و قصة پناه بردن سه نفر به غار و توسل جستن آنان به اعمال نيک شان، تا اينکه دهن غار باز گرديد، و مانند کرامات عمر فاروق رضي الله عنه هنگاميکه از سر منبر نبوي در مدينه به ساريه سر لشکر مسلمانان در شام صدا زد تا از محاصرة دشمن خود را نجات دهند، و فرستادن مکتبوب وي بنام درياي نيل هنگاميکه نامة او رسيد رود نيل جاري گرديد، و اين کرامات تا روز قيامت در امت محمد دوام خواهد داشت.
احياناً اگر بعضي امور خارق العاده از مردمان بي تقوا و مخالف با شرع سر زد؛ بايد بدانيم که کرامت نبوده عمل شيطاني و شعبده بازي است.
س71:- آيا مسلمان ضرورت به واسطه اي ميان خود و پروردگارش دارد؟
جـــ :- نه، اللهأ به بنده گانش آنقدر نزديک است که ضرورت به واسطة ندارند، چنانکه ميفرمايد: وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ البقرة: 186.
«و چون بندگانم از تو در بارة من بپرسند، (بگو:) من نزديکم و دعاي دعا کننده را هنگامي مرا بخواند، قبول ميکنم».
همچنان اللهأ در حديث قدسي مي فرمايد: «اي بندگانم! همة شما گمراهيد جز آنکه من او را هدايت کرده ام؛ پس از من هدايت طلبيد تا شما را هدايت و رهنموني کنم، اي بندگانم! همة شما گرسنه ايد مگر آن را که من روزي دهم؛ پس از من بخواهيد تا شما را روزي دهم، اي بندگانم همة شما برهنگانيد مگر کسي را که من بپوشانم پس از من بخواهيد تا شما را بپوشانم، اي بندگانم! شما شب و روز خطا مي کنيد و من همة گناهان را مي آمرزم پس از من آمرزش طلبيد تا شما را بيامرزم. . .» بخشي از حديث قدسي نزد مسلم.
هيئة الإشراف
_22 _March _2013هـ الموافق 22-03-2013م, 01:24 PM
مسايل متعلق به توسل
س72:- مسلمان با کدام وسيلة ميتواند به اللهأ نزديک گردد؟
جـــ :- الله متعال راه هاي زيادي را براي مسلمانان مهيا کرده است تا به وسيلة آن به وي نزديک گرديده و رضامندي اش را حاصل نمايند. اللهأ ميفرمايد:
وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ المائدة: 35.
«و براي تقرب به الله وسيله بجوئيد (که عبارت از اطاعت و اعمال شايسته است)»
در زير بعضي از اين وسيله ها که بنده را به الله تعالي نزديک ميسازد مختصراً بيان ميداريم:
1:- نزديک شدن بالله بوسيلة نام ها و صفات الله تعالي.
2:- نزديک شدن بالله بوسيلة ايمان و اعمال نيک.
3:- نزديک شدن بالله بوسيلة دعاي مردمان صالح و نيکو کار زنده.
4:- نزديک شدن بالله بوسيلة اعتراف کردن گناهان و اظهار عاجزي.
س73:- تعويذ چيست؟ و آيا بستن آن جايز است؟
جـــ :- تعويذ عبارت از نوشته هاي است که آنرا پوش کرده بر گردن کودکان و يا بزرگان جهت دفع نظر يا هر آسيبي ديگر آويزان مي کنند.
تعويذ دو نوع است: 1:- تعويذ هاي که از آيات قـــران است.
2:- تعويذ هاي که غير از آيات قرآن است.
1:- تعويذ هاي که از آيات قرآن کريم باشد بيشتر علماء آنرا ممنوع قرار داده اند، و دليل آنها در اين مورد چنين است.
• پيامبر از آويزان کردن هر نوع تعويذ و تومار منع کرده است. چنانکه فرموده است: «کسيکه تعويذ بآويزد همانا شرک ورزيده است» نزد حاکم
• جواز آن راه را بسوي تعويذ هاي غير قرآني باز مي کند، پس بنا بر مصلحت شرعي علما اين باب را کاملاً مسدود کرده اند.
• آويختن اين چنين تعويذ ها توهين به آيات قرآن کريم است؛ زيرا کسيکه تعويذ را بر جسمش مي بندد داخل بيت الخلا و جاهاي ناپاک مي گردد.
2:- تعويذ هاي که غير از آيات قرآني باشد مانند رسم جدول، يا نوشتن حروف ابجدي، يا تارها، يا نامهاي جن و شيطان و يا هر طلسمي باشد حرام بوده از جملة شرک بشمار مي رود، چنانکه آنحضرت مي فرمايد: «هرکه چيزي را به جسم خويش ببندد، به همان چيز سپرده ميشود» نزد احمد و ترمذي
همچنان مي فرمايند: «دم کردن، تعويذ ها وآنچه بخاطر ايجاد محبت ميان زن و شوهر است شرک بشمار مي رود» نزد احمد و ترمذي
س74:- آويختن مهره، حلقه، کره، چشم مهره، خرمهره، و قلاده و غيره بر گردن کودکان و حيوانات چه حکم دارد؟
جـــ :- آويختن مهره، حلقه، چشم مهره، خرمهره، قلاده بخاطر دفع آسيب و نظر از کودکان و يا حيوانات همه شرک است، چنانکه پوشيدن کرة روماتيزم و غيره حرام و ناجايز بوده از امور شرکي شمرده شده است، پيامبر مي فرمايد: «هرکه چيزي را به جسم خويش ببندد، به همان چيز سپرده مي شود». نزد احمد و ترمذي
يعني از حفاظت و نگهباني الله تعالي خارج شده به همان چيز سپرده ميشود. همچنان آنحضرت شخصي را فرستاد تا قلاده هاي را که بخاطر دفع نظر بر گردن شتران آويخته اند قطع نمايند. نزد بخاري و مسلم.
همچنان آنحضرت شخصي را ديد که در دستش کرة را بسته است، آنحضرت از او پرسيد: اين چيست؟ آن شخص گفت: براي نجات از ناتواني، سستي و کسالت آنرا بدست کرده ام. پيامبر به وي فرمود: آنرا از دستت بيرون کن، زيرا اين جز ناتواني و کسالت چيز ديگري بتو نخواهد بخشيد، و اگر بميري در حاليکه اين حلقه در دستت باشد هرگز (از دوزخ) نجات نخواهي يافت» نزد حاکم و احمد.
س75:- در مورد دم کردن و دعا خواني بر مريض، شريعت اسلامي چه حکم مي کند؟
جـــ :- دم کردن و دعاخواني بر مريضان دو قسم است: 1- مشروع 2- نامشروع
1/- دم کردن و دعا خواني مشروع آنست که خالي از الفاظ شرکي باشد درين صورت به سه شرط ذيل جايز مي باشد:
1:- به زبان عربي باشد تا اينکه معنايش فهميده شود.
2:- از قرآن کريم و يا احاديث نبوي و يا از اسماء و صفات الله تعالي باشد.
3:- معتقد به اين باشد که دم و دعا به تنهائي خود مؤثر نبوده بلکه تأثير آن به اراده و خواست الله متعال صورت مي گيرد.
2/- دم و دعاي نامشروع آنست که در آن الفاظ شرکي وجود داشته از غير الله کمک و ياري خواسته شود، مانند دم کردن بنام هاي جن ها و فرشتگان، پيامبران، نيکوکاران و غيره که قادر به رساندن نفع و ضرر نيستند، چنانکه رفتن نزد مردمان معروف به فال بين و شعبده باز، جادوگر، و کسانيکه اينکار را حرفه و پيشة خود قرار داده اند، نا جايز و حرام بوده مسلمان بايد از آنها دوري بجويد.
س76:- آيا حصول برکت و فيض از سنگ، درخت، قبر و غيره جايز است؟
جـــ :- حصول فيض و برکت از سنگ، درخت، قبر، چشمه، تپه و غيره اگر به اين نيت باشد که گويا اينها وسيله و واسطه ميان وي و اللهأ قرار مي گيرند و يا اينها شفاعت کننده نزد الله تعالي ميباشند، در واقع وي به الله تعالي اين چيزها را شريک ساخته و اين از شرک اکبر محسوب ميشود، الله مي فرمايد:
وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى الزمر: 3.
«و آناني که جز الله دوستان و ياران ديگري را بر ميگيرند (ميگويند:) ما آنان را پرستش نميکنيم مگر براي آنکه ما را به الله نزديک گردانند».
و اگر به نيت اين باشد که گويا با ماليدن و لمس کردن و يا رفتن به جاهاي مخصوص جسمش با برکت و پرفيض ميگردد، اين طرز فکر شرک اصغر است.
ابو واقد ليثي رضي الله عنه روايت ميکند که ما در غزوة حنين همراه با رسول الله در حرکت بوديم، و ما در آن اواخر مسلمان شده بوديم؛ در طول راه درختي از بير به نظر رسيد که آنرا ذات انواط مي ناميدند. مشرکين آنرا وسيلة طواف قرار داده و سلاح هاي شانرا بآن مي آويختند، پس نظر ما به درختي افتاد گفتيم اي رسول الله براي ما هم درختي را براي آويزان کردن سلاح هاي ما انتخاب کن چنانکه مشرکين درختي براي سلاح آويزان کردن دارند، رسول الله فرمودند: الله اکبر اين رسم باستاني است!! قسم بذاتيکه جانم بدست اوست، چنان گفتيد که بني اسرائيل براي موسي گفتند: براي ما الهي انتخاب کن چنانکه براي آنها الهي است، يقيناً شما بر روش پيشينيان روان هستيد». نزد ترمذي.
آنها به اين گمان بودند که اين عمل در شرک داخل نيست، وقتي پيامبر ايشان را ازين عمل باز داشت خود داري نمودند.
هيئة الإشراف
_22 _March _2013هـ الموافق 22-03-2013م, 01:25 PM
مسايل متعلق به بدعت و نو آوري در دين
س77:- بدعت در دين چيست؟
جـــ :- کلمة بدعت بمعناي اختراع و نو آوري است، و بدعت در دين آنست که هر امري در امور عبادات دليلي از قرآن کريم و يا سنت پيامبر نداشته باشد بدعت گفته مي شود، همچنان بدعت را ضد سنت ميتوان گفت. چنانکه پيامبر ميفرمايند: «کسيکه عملي انجام دهد که دين ما آن را تأييد نکند مردود است» نزد مسلم
بعضي علما بدعت در دين را چنين تعريف کرده اند: کسيکه قول و عملي مربوط به دين را مخالف قول و عمل پيامبر و اصحابش اختراع نمايد؛ بدعت ناميده ميشود.
س78:- بدعت در دين چه حکم دارد؟
جـــ :- بدعت و نو آوري در دين حرام است الله ميفرمايد: وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِيرًا النساء: 115.
«کسي که مخالفت با پيغمبر کند بعد از آنکه راه هدايت روشن شده است و غير راه مؤمنان را در پيش گيرد، او را به همان جهتي که دوستش داشته است رهنمود ميگردانيم و به دوزخش داخل ميگردانيم و دوزخ چه بد جايگاهي است!»
چنانکه پيامبر در اين مورد مي فرمايد: «بي گمان بهترين سخن؛ کتاب الله است و بهترين راه، راه هدايت محمدي است و بدترين امور آنست که بدعت باشد و هر امري نوپيدا (بدعت) گمراهي است» نزد مسلم.
س79:- لطفاً بعضي از بدعت هاي که در بين مسلمانان منتشر گرديده است مختصراً بيان کنيد؟
جـــ :- متأسفانه بدعت ها در جوانب مختلف عبادات و عادات مسلمانان رايج گرديده است، ما بطور مختصر به بعضي از اين بدعت ها اشاره مي نماييم؛ الله کند برادران مسلمان ما متوجه شده به ريسمان الله (قرآن و سنت) چنگ بزنند و راه هاي را که شيطان باز نموده است مسدود نمايند.
بدعت هاي که در عبادات و عادات مردم راه يافته قرار ذيل مي باشد:
• بدعت در روزه: روزه گرفتن اولين روز ماه رجب ومشخص نمودن بعضي روزهاي اين ماه به روزه، و روزه گرفتن ماه هاي رجب و شعبان و رمضان پياپي.
• بدعت در زکات: مانند کسيکه زکات را به ماه رجب تأخير مي نمايد.
• بدعت در حج: لمس کردن رکن عراقي و شامي کعبة شريفه، لازم گردانيدن بعضي از حجاج رفتن به جبل رحمه و مسح و لمس کردن جسمشان را در آنجا، تبرک جستن به درختان و سنگهاي مکه و مدينه، طواف کردن به قبر پيامبر و مسح و لمس کردن ديوار و منبر و محراب مسجد نبوي شريف، راه پيمايي و مظاهرات در موسم حج بنام براءت از مشرکين.
• بدعت در قرآن کريم: کراه کردن قاريان بخاطر خواندن قرآن بر روح مرده، آويختن آيات قرآن بشکل تعويذ، ختم مجلس با خواندن سورة عصر، قرآن خواني بصورت جماعي، قرآن خواندن بالاي قبرها، ميله و مهماني بنام ختم قرآن.
• بدعت در روز جنازه و بعد از آن: پوشانيدن مرده با پارچة که آيات قرآني دارد، تقسيم نمودن صدقه و خيرات بالاي قبر(اسقاط)، دعوت نمودن مردم به منزل مرده و صرف طعام بعد از دفن، گذاشتن مرده در تابوت، کراه کردن قاريان بخاطر خواندن قرآن و بخشش اجر آن به مرده، برگزاري مجلس بخاطر ماتم و گريه و ناله، بلند کردن قبر و گذاشتن لوحه و گنبد بر سر قبر، گردهم آيي مردم به منزل مرده در روزهاي اول، دوم و سوم و هفتم و شب هاي جمعه و روز چهلم و پوره شدن سال، گذاشتن گل ها، پاشيدن آب و غرس درخت بر قبر، مشخص نمودن روز معين بخاطر زيارت قبرهاي اولياء و انبياء، پوشيدن لباس معين و رنگ معين در روز جنازه و بعد از آن، تجليل نمودن روز مولود.
• بدعت در بر نامه هاي خوشي: تجليل روز مادر، روز معلم، سالگرة اطفال و افروختن شمع، سالگرة عروسي، مهماني شب ششم تولد طفل، تجليل روز نوروز و آماده کردن هفت ميوه، ميلة ديگچه، ميلة شب برائت، پختن برنج و حبوبات در روز عاشورا.
• بدعت در مدح و ستايش اشخاص و حصول فيض و برکت از آنها: مانند غلو و افراط در مدح انبياء و مردمان نيک، تبرک و ستايش پسران مردمان صالح هر چند فاسق هم باشند، توسل جستن بحق و جاه مخلوقين، تبرک جستن از دروازه ها و ديوار هاي مکه و مدينه و مقام ابراهيم و پوش کعبه و ديوارهاي آن.
خوانندة عزيز: بدعت تنها در امور فوق منحصر نبوده، بلکه انواع و اقسام بيشتر دارد که ضرورت به جمع آوري آن در کتاب مستقل مي باشد.
بدعت هاي فوق و غيره خالي از دو حالت نيست، يکي اينکه پيامبر و يارانش به آن عمل نکرده اند، و يا اينكه عادات، و تقاليد مردمان غير مسلمان است که در ميان مسلمانان رخنه نموده صلاحيت مشروع بودن را بخود داده است، پس بر مسلمان لازم است عبادات، رسم و رواج و عادات خويش را مطابق و موافق به احکام و ارشادات پيامبر گرامي ما محمد عيار نمايند و از هر گونه بدعت و نو آوري در دين دوري نمايند زيرا بدعت بدتر از گناه کبيره است؛ چون شخصيکه گناه کبيره را مرتکب مي شود ميداند که وي گنهکار شده و شايد روزي توبه نمايد، اما شخصيکه بدعت کار باشد اعتراف به گناه نميکند و خود را پا بند به شريعت ميداند و ادعاء ميکند که وي بوسيلة اين اعمال بدعتي بالله نزديک ميگردد و روزي هم به فکر توبه نميشود، تا اينکه موجب غضب و قهر اللهأ شده از رحمت وي محروم ميگردد، مگر کسي را که الله به لطفش رهنمايي نموده بحق رجوع کند.
س80:- آيا پيامبر گرامي ما حضرت محمد از نور آفريده شده اند يا از نطفه؟
جـــ :- الله تعالي محمد را مانند ساير بشريت از نطفه آفريده است، الله مي فرمايد: هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخًا وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى مِن قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلا مُّسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ غافر: 67.
«الله ذاتيست که شما را از خاک آفريد سپس از نطفه، سپس از خون بسته، سپس شما را کودک بيرون مي آرد».
س81:- آيا پيامبر مانند ساير بشريت چشم از جهان پوشيد، يا اينکه مرگ وي با ديگران فرق دارد؟
جـــ :- پيامبر مانند ساير بشر چشم از جهان پوشيد و به خاک دفن گرديد، اللهأ ميفرمايد: إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُم مَّيِّتُونَ الزمر: 30.
«اي محمد! تو هم مي ميري، و همه آنان مي ميرند».
روزيکه پيامبر گرامي ما حضرت محمد وفات يافت حضرت عمر رضي الله عنه مدهوش شده بود و مي فرمود: سوگند به الله همانا پيامبر باز مي گردد و همانا دست و پاي کسانيکه مي گويند او مرده است قطع و بريده خواهد شد. ابوبکر صديق رضي الله عنه از خانة عايشه رضي الله عنها بيرون آمد در حاليکه عمر رضي الله عنه با مردم صحبت مي کرد. ابوبکر رضي الله عنه فرمود: اي عمر! بنشين. سپس فرمود: اما بعد! آنکه از شما محمد را مي پرستيد بايد بداند که محمد مرده است و آنکه اللهأ را مي پرستيد بايد بداند که پروردگار محمد زنده است و نمي ميرد. اللهأ ميفرمايد: وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللّهُ الشَّاكِرِينَ آل عمران: 144.
«محمد جز پيغمبري نيست و پيش از او پيغمبران بوده و رفته اند؛ آيا اگر او بميرد يا کشته شود، شما به عقب بر ميگرديد؟! و هرکس به عقب باز گردد هرگز کوچکترين زياني به الله نميرساند و الله به شکرگزاران پاداش خواهد داد».
سپس عمر رضي الله عنه فرمود: «به الله سوگند بعد از اينکه ابوبکر رضي الله عنه آن را تلاوت کرد بر زمين افتادم و دانستم که پيامبر وفات يافته است». نزد بخاري
س82:- چگونه الله متعال و پيامبر گرامي اش را دوست بداريم؟
جـــ :- اللهأ و رسولشغ را با فرمانبرداري اوامر شان دوست ميداريم و هرکسي ادعاي محبت الله و رسولش را دارد، بايد پيروي از ارشادات و رهنمائي هاي محمد کند نه اينکه به زبان ادعا نمايد و در عمل با آن مغاير باشد. اللهأ ميفرمايد: قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ آل عمران: 31.
«بگو: اگر الله را دوست ميداريد، از من پيروي کنيد تا الله شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشايد، و الله آمرزندة مهربان است».
چنانکه پيامبر مي فرمايند: «ايمان کسي از شما کامل نخواهد شد تا اينکه مرا بيشتر از پدر و فرزند و تمامي مردم دوست نداشته باشد» نزد بخاري.
س83:- علت و انگيزة ظهور بدعتها در امت اسلامي چيست؟
جـــ :- عمده ترين عواملي که منجر به ظهور بدعت و نو آوري ها در ميان امت اسلامي گرديده است چهار چيز است:
1:- دوري مسلمانان از احکام و فرامين دين شان.
2:- تشبه به کفار و تقليد از فرهنگ آنان.
3:- پيروي از خواهشات نفس.
4:- تعصب به آراء و نظريات اشخاص.
س84:- چگونه از بدعت، انحراف و خرافات دوري ورزيم؟
جـــ :- يگانه راه نجات از بدعت ها و خرافات پيروي از قرآن و سنت پيامبر و روش ياران پيامبر است، هر مسلمان مکلف است حق را جستجوي نموده؛ حق را از باطل، سنت را از بدعت تميز نمايد و از تعصب به اشخاص و نظريات شخصي که مبتني بر دلايل شرعي نيست بپرهيزد و هميشه به علماء و دانشمندان اسلامي تماس داشته مسايلي را که وي درست درک کرده نمي تواند باعلماء مطرح نمايد.
شکي نيست که هر گروه و فرقة منسوب به اسلام خود را بر حق دانسته وارث بهشت ميشمارد ليکن معيار بر حق بودن چيست؟
پيامبر اين معيار را تعين مي کند چنانکه ميفرمايد: «ديري نخواهد گذشت که امت من هفتاد و سه گروه گردند تمام آنها در دوزخ مي روند غير از يک گروه، آنها کساني اند که پيروي از من و اصحاب من ميکنند» نزد ترمذي و حاکم.
همچنان ميفرمايد: «شما را به تقوي و ترس از الله، و شنيدن و اطاعت کردن توصيه مي کنم هر چند غلام حبشي بر شما امير تعيين گردد، بي گمان آنکه از شما زنده بماند، بزودي شاهد اختلافات زيادي خواهد بود، پس بر شما لازم است که از طريقة من و طريقة خلفاي راشدين که آنها هدايت کنندگان اند پيروي نماييد و آنرا بادندان ها محکم گيريد و از بدعت در دين بپرهيزيد زيرا هر امر نو پيدايي گمراهي است» نزد ابو داود و ترمذي.
س85:- هرگاه در مسألة اختلاف رخ دهد چگونه آنرا حل نمائيم؟
جـــ :- اگر در مسألة اختلاف رخ داد به قرآن کريم و سنت صحيح رسول الله رجوع نموده آنرا حل و فصل مي کنيم، اللهأ ميفرمايد:
فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً النساء: 59.
«و اگر در چيزي اختلاف کرديد آن را به الله و پيغمبر او برگردانيد، اگر به الله و روز رستاخيز ايمان داريد، اين کار براي شما بهتر و خوش فرجام تر است».
همچنان پيامبر در اين مورد چنين توصيه مي نمايد:
«ميان شما دو چيز را گذاشته ام که اگر به آندو چنگ زنيد هرگز گمراه نخواهيد شد؛ کتاب الله و سنت رسول الله» موطا مالک.
اللهأ مي فرمايد: وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ الحشر: 7.
«چيزهاي را که پيغمبر براي شما (از احکام الهي) آورده است اجراء کنيد، و از چيزهاي که شما را از آن باز داشته است، دست بکشيد، از الله بترسيد که الله عقوبت سختي دارد».
هيئة الإشراف
_22 _March _2013هـ الموافق 22-03-2013م, 01:27 PM
مسايل متعلق به عقيده اهل سنت در باره اصحاب كرام
س86:- در بارة اصحاب کرام رضي الله عنهم چگونه عقيده داشته باشيم؟
جـــ :- بر هر مسلمان واجب است که آنان را دوست داشته و احترام نمايد، قلب و زبانش در مورد آنها پاک باشد، گواهي دهد که آنان مردمان عادل بودند، و هيچ نوع کينه و کدورت در مورد آنها نداشته باشد، زبان خود را از بدگويي آنها محفوظ نگهدارد.
پيامبر در مورد آنها چنين توصيه مي فرمايد: «ياران مرا دشنام ندهيد، قسم بذاتيکه جانم بدست اوست اگر يکي از شما چون کوه احد طلا و صدقه بدهد، به اندازة يک و يا نيم پيمانه صدقة آنها نمي رسد» متفق عليه.
آنها نمونة از تقوي، وفا، سخاء و صداقت اند که حتي در تورات و انجيل از آنان ياد شده است، چنانکه آيات زيادي از قرآن گواه و شاهد بر آنهاست، پس هر که در مقابل آنها دشمني مي ورزد يا آنها را به بدي ياد مي کند و يا طعنه مي زند زنديق است زيرا وي آيات و احاديث صريحي که در مورد فضليت آنها وارد شده است را رد و تکذيب مي کند.
س87:- آيا ميان ياران پيامبر تفاوت و افضليت وجود دارد؟
جـــ :- بلي! افضلترين اصحاب پيامبر مهاجرين سپس انصار، و بعد از آنان کسانيکه در جنگ بدر و احد شرکت نموده بودند، به دنبال آنها اصحاب بيعت رضوان سپس کساني اند که قبل از فتح مکه مال هاي خود را در راه اللهأ خرچ نمودند، سپس کسانيکه بعد از فتح مکه مشرف به اسلام و صحبت پيامبر گرامي اسلام شدند.
س88:- افضلترين اصحاب پيامبر چه کساني اند؟
جـــ :- افضلترين اصحاب پيامبر خلفاي راشدين «حضرت ابوبکر صديق، حضرت عمر فاروق، حضرت عثمان ذي نورين، حضرت علي حيدر رضي الله عنهم» هستند سپس ده نفر صحابي که مژده به جنت داده شده اند که عبارت اند از:
خلفاي راشدين، زبير بن عوام، طلحه بن عبيدالله، عبدالرحمن بن عوف، ابو عبيده بن جراح، سعد بن ابي وقاص و سعيد بن زيد رضي الله عنهم.
س89:- عقيده اهل سنت و جماعت در مورد اختلافات و درگيري هاي که ميان اصحاب کرام رخ داد چيست؟
جـــ :- مذهب اهل سنت و جماعت در مورد آنچکه ميان صحابة کرام رخ داد اينست که از هر گونه قضاوت و داوري و اظهار نظر و بحث و مناقشه در مورد آنان خود داري بايد کرد و اين توصية اللهأ را شعار خود قرار ميدهند:
رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالإِيمَانِ وَلا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلا لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ الحشر: 10.
«پروردگارا! ما را و برادران ما را که در ايمان آوردن بر ما پيشي گرفته اند بيامرز، و کينه اي نسبت به مؤمنان در دلهاي ما جاي مده، پروردگارا! تو داراي رأفت و رحمت فراواني هستي».
در گيري هاي که ميان آنان رخ داد البته از روي اجتهاد بود و هر مجتهدي از دو حالت خالي نيست، يا درست و يا خطا، اگر اجتهادش درست و حق با او بود، دو اجر دارد و اگر اجتهادش نادرست و حق با او نبود يک اجر دارد، لذا هر دو جانب از اجر و پاداش بي بهره نيستند، زيرا هدف و مقصد آنان از اين اختلافات و درگيري ها منصب، رياست و يا مطلب دنيوي نبوده فقط بخاطر دفاع از حق و حصول رضامندي اللهأ و رفع مسؤليت چنين اختلافات ميان آنها رخ داده است.
لغزش و خطاهاي آن رادمردان تاريخ در پهلوي بحر بيکران فضايل و کارنامه هاي نيک آنان قابل مقايسه نيست. ايشان اين جهان را در حالي وداع گفتند که اللهأ از آنها راضي و خشنود و آنها از الله تعالي راضي بودند، چنانکه الله ميفرمايد: وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ التوبة: 100.
«پيشگامان نخستين مهاجران و انصار و کساني که به نيکي روش آنان را در پيش گرفتند و راه ايشان را بخوبي پيمودند، اللهأ از آنان خوشنود است و ايشان هم از الله خوشنودند، و الله براي آنان بهشت را آماده ساخته است که در زير (درختان و کاخهاي) آن رود خانه ها جاري است و جاودانه در آنجا مي مانند، اين است پيروزي بزرگ و رستگاري سترگ».
متأسفانه در عصر حاضر به اصطلاح بعضي از روشنفکران و نويسندگانيکه در مورد اصحاب پيامبر داوري و قضاوت کرده بعضي از آنها را بر حق و ديگري را خطا کار معرفي مي کنند، بايد بدانند که از راه راست تخطي نموده اند و پلان هاي دشمنان کينه توز اسلام را پياده مينمايند، دشمنان اسلام بخاطر تفرقه افگني و بد نام کردن بزرگان صدر اسلام روايات دروغين و تحريف شدة زيادي را تزوير و جعل نموده اند و همچو فيلسوف نماها به اين روايات استناد و استدلال نموده، جهل و ناداني خويش را ثابت مي نمايند.
س90:- مسؤليت ما در قبال اهل بيت پيامبر چگونه است؟
جـــ :- اهل سنت و جماعت در همه مسايل ميانه رو است منجمله موقف آنها در مورد اهل بيت رسول الله معتدل بوده در مورد آنها نه افراط و نه تفريط دارند، آنها را از صميم قلب دوست داريم و معتقد هستيم که الله تعالي آنها را از هر گونه زشتي و ناپاکي دور و پاک ساخته است، محبت و دوستي اهل بيت را جز ايمان خود ميدانيم زيرا پيامبر به امتش وصيت نموده تا اهل بيتش را دوست داشته آنها را احترام نمايند چنانکه ميفرمايند: «اهل بيت من؛ الله را در بارة آنها به شما ياد مي کنم) نزد مسلم و احمد- يعني از الله بترسيد آنها را به بدي ياد نکنيد-
س91:- چه کساني اهل بيت پيامبر اند؟
جـــ :- اهل بيت پيامبر آناني اند که گرفتن صدقه بر ايشان حرام است و عبارت اند از: همسران و دختران پيامبر گرامي مان و آل علي، آل جعفر، آل عباس، بنو حارث بن عبد المطلب.
س92:- اگر امروز کسي ادعا کند که وي از اهل بيت پيامبر گرامي ما است با وي چگونه رفتار نماييم؟
جـــ :- اگر کسي ادعا کند که وي از نسل پيامبر و يا از اهل بيتش است ( سيد و يا شريف است) وي را دوست ميداريم و احترامش را بجا مي آوريم ليکن مشروط بر اينکه پيرو و پابند شريعت و سنت آنحضرت باشد، اما اگر اين ادعا را کند سپس عملش مخالف سنت و شريعت پيامبر باشد، پس دوستي و احترام او جايز نيست، زيرا آنحضرت فرموده است: «کسي که عملش او را عقب اندازد (و نزد الله قبول نگردد) نسبش وي را جلو نمي اندازد ( و به وي سودي نخواهد کرد)» نزد مسلم
همچنان هنگاميکه اللهأ پيامبرش را امر فرمود تا خويش و اقارب خود را به اسلام دعوت نموده آنان را از آتش دوزخ بيم دهد، آنحضرت بر خاسته فرمود: «اي گروه قريش! خود را از آتش دوزخ نجات دهيد! اي گروه بني کعب خود تان را از آتش دوزخ نجات دهيد! اي فاطمه دختر محمد ()! خود را از آتش دوزخ نجات ده که به الله سوگند؛ من در نزد الله(روز قيامت) به شما هيچ نفعي رسانيده نمي توانم» نزد مسلم
هيئة الإشراف
_22 _March _2013هـ الموافق 22-03-2013م, 01:31 PM
مسايل متعلق به توبه و بازگشت به سوي اللهأ
س93:- اگر شخصي مرتکب گناهي بزرگ و يا شرک شود آيا دروازة توبه برويش باز است؟
جـــ :- بلي! دروازة توبه بروي هر کسي باز است و هرگاه انسان از عمق دل و اخلاص کامل توبه کند اللهأ گناهان او را مي آمرزد، چنانکه ميفرمايد: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا عَسَى رَبُّكُمْ أَن يُكَفِّرَ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ التحريم: 8.
«اي مؤمنان! به درگاه الله توبة نصوح کنيد، چه بسا پروردگار تان گناهانتان را محو نمايد».
س94:- توبة که مورد قبول قرار مي گيرد چگونه است؟
جـــ :- توبه از هر گناهي واجب است؛ اما اگر گناه ميان بنده و الله باشد و به حقوق آدمي ارتباط نداشته باشد با سه شرط قبول ميگردد:
1:- گناه را ترک کند.
2:- از انجام دادن آن اظهار ندامت و پشيماني نمايد.
3:- تصميم گيرد که دوباره آن را انجام ندهد.
اگر يکي ازين سه شروط موجود نبود، توبه اش مورد قبول قرار نخواهد گرفت.
و اگر گناه به حقوق انسانها تعلق داشته باشد؛ چهار شرط دارد، علاوه بر اين شروطي که ذکر شد، و اينکه از صاحب حق بخشش طلب کند.
اگر اين حق مال و امثال آن باشد؛ به وي باز گرداند، اگر حد تهمت و امثال آن باشد؛ از او طلب عفو کند، اگر غيبت باشد؛ بخشش طلبد و لازم است از همة گناهان توبه کند.
س95:- چه زماني توبه قبول نمي گردد؟
جـــ :- دو وقتي است که توبه قبول نمي گردد:
1:- هنگاميکه شخص فرشتة مرگ را ببيند و متيقن گردد که مرگ به سراغش آمده است، توبه اش قبول نمي گردد، پيامبر ميفرمايد: «الله عزوجل توبة بنده را مي پذيرد تا لحظه اي که روح به حلقومش نرسد». نزد ترمذي
2:- هنگاميکه آفتاب از مغرب طلوع کند؛ دروازة توبه بسته مي شود چنانکه آنحضرت ميفرمايد: «قيامت برپا نميشود تا آنکه آفتاب از مغرب طلوع نکند، هنگاميکه طلوع کرد و مردم آنرا مشاهده کردند همگي ايمان مي آورند؛ ليکن در آن وقت ايمان آوردن سودي نمي بخشد». نزد بخاري و مسلم
س96:- پيامبر چگونه امتش را به توبه و بازگشت به سوي الله توصيه نموده است؟
جـــ :- پيامبر گرامي ما حضرت محمد ميفرمايد: «اي مردم! از الله آمرزش طلبيده و به درگاه او توبه کنيد، زيرا من در هر روز صد بار توبه مي کنم». نزد مسلم
هدف از اين حديث عدد معين در توبه نيست بلکه کثرت و بسياري توبه و بازگشت به الله است.
س97:- آيا کسي بدون حساب و عذاب وارد بهشت مي شود؟
جــ :- بلي! هفتاد هزار از امت محمد بدون حساب و عذاب وارد بهشت خواهند شد، ايشان کساني اند که بخاطر دم خواني نزد کسي نميروند، و جسم هاي شان را بخاطر تداوي داغ نميکنند، و انجام کاري و يا خود داري از آنرا بر اساس شوم بودن چيزي پي ريزي نميکنند (بدفالي نميکنند)، و به پروردگار شان توکل دارند». بر گرفته از حديث متفق عليه
س98:- چه کساني در روز قيامت زير ساية عرش اللهأ قرار مي گيرند؟
جـــ :- پيامبر گرامي ما مي فرمايد: «هفت کس است که اللهأ آنان را در ساية عرش خود، در روزي که جز ساية عرش او؛ سايه اي وجود ندارد جاي ميدهد: زمامدار و رهبر عادل، جواني که در عبادت الله تعالي نشو ونما يافته، مردي که دلش به مساجد پيوسته است، و دو مردي که براي الله باهم دوست شدند، و براي او با هم يکجا شدند و براي او از هم جدا گشتند (يعني دوستي شان تا دم مرگ پايدار بود) و مردي که زني زيبا از او طلب همبستري کرد و او گفت: من از الله مي ترسم، و مردي که پنهاني صدقه داد، بگونه ايکه دست چپش از آنچه دست راستش انفاق کرده با خبر نشد (يعني دور از ريا و خاص براي الله بود) و مردي که در تنهائي الله را ياد نمود و اشک از چشمانش سرازير شد». متفق عليه.
س99:- بهترين مسلمانان چه کسي مي باشد؟
جـــ :- پيامبرالله ميفرمايند: «آنکه مسلمانان از دست و زبان او در امان بمانند» متفق عليه
از الله ميخواهيم تا دست هاي ما را از ظلم و تجاوز بر حقوق ديگران در امان دارد و زبانهاي ما را از غيبت و سخن چيني پاک نگهدارد.
متأسفانه امروز ما مسلمانان از هدايت و رهنمود هاي اسلام دور گشتيم، بخاطر بدست آوردن مال و سرمايه و حفظ جاه و منصب چه ظلمي را بر ديگران روا مي داريم! ارزش هاي مردم اعم از آبرو، عزت، کرامت مال، جان و . . . آنان نزد ما قيمتي نداشته بلکه در راه منافع شخصي خويش با دست و زبان ساير مسلمانان را اذيت مي نمايم.
الها! دست هاي ما را از تجاوز بر حقوق ديگران حفظ نما.
الها! زبانهاي ما را از غيبت، سخن چيني، توهين و تحقير مسلمانان محفوظ گردان.
وصلى الله على نبينا محمد وآله وصحبه وسلم
هيئة الإشراف
_22 _March _2013هـ الموافق 22-03-2013م, 01:33 PM
مــآخــذ
1:- شرح العقيدة الطحاوية للإمام علي ابن ابي العز الحنفي.
2:- غاية المريد في شرح كتاب التوحيد للشيخ صالح بن عبد العزيز آل الشيخ
3:- معارج القبول للحافظ الحكمي.
4:- محاضرات في العقيدة والدعوة للشيخ صالح الفوزان.
5:- الواجبات المتحتمات المعرفة على كل مسلم ومسلمة للشيخ محمد بن سليمان التميمي.
6:- العقيدة الصحيحة ومايضادها للعلامة عبد العزيز بن باز.
7:- التوحيد للناشئة والمبتدئين للدكتور عبد العزيز بن محمد آل عبد اللطيف.
8:- مختصر العقيدة الاسلامية لمحمد بن جميل زينو.
9:- عقيدة اهل السنة والجماعة للشيخ العلامة محمد بن صالح العثيمين.
10:- التوحيد بين السايل والمجيب للشيخ ابراهيم صالح الخضيري.
11:- البدع والمحدثات وما لا أصل له لحمود عبدالله المطر.
12:- تفسير نور للشيخ مصطفى خرم دل.
13:- كتاب التوحيد للشيخ صالح الفوزان.
vBulletin® v3.8.8, Copyright ©2000-2026,